جوک مثبت ۱۸
Відкрити в Telegram
#کانالرسمیجوکمثبت۱۸ ایی کانال همه موضوعاتی یو شوخیه (جدی نگیرین) از افراد خود نما و زیر ۱۸ سال تقاضا میکنیم لف بدن👍🎈 @Porofesur پیشنهادات
Показати більше2 606
Підписники
-324 години
Немає даних7 днів
-1430 день
Архів дописів
2 605
️کره شمالی امروز چند نفر رو به جرم گوش دادن به موسیقی های خواننده های کره جنوبی تیربارون کرد.
@Jok18Herati
2 605
اگر پولی چیزی خواستین به خودمه بگین
به شما میگمکه چی رقم با نداری کنار بیاین😌👌🏻
Jok18Herati
2 605
ای روزها اگه ته افغانستان مسابقه صبر و تحمل بگزارن حضرت ایوب از مرحله گروهی هم بالا نمیایه
@Jok18Herati
2 605
دست تو که بره ته جیب خودتو اون موقع میفهمی وقتی که باباتو میگفت یادمه رفت بخرم یعنی چی…
@Jok18Herati
2 605
نزدیکای آخوند آذان بود که چشما خو باز کردم،تمون خو دست زدم مثل ایکه نم زده بود😯، خیلی می ترسیدم یاد مه از گپا بی بی مه آماد که به مودر مه میگفت اینبار اگه شاو به ته خو شاشید اور داغ کنک ننه جو، میگفت یک پنبی سریو گوگرد بزن بچسپون در کونی یو شگومیونه دگه نمیشاشه 😣مه که نمی فهمیدم واقعا داغ چیه ولی یکبار صدا بچه همسایه خوشنیدم که خیلی جیغ می کشید مثل اینکه داغ کردن خیلی درد دیشت 😭، بی بی مه گفت اور داغ میکنن مثلی، مه هم از ترس همو گپ و خیستم نالینچی خو رو چپی یو انداختم که کسی نفهمه🙁، در خونه وا کردم دیدم هوا خیلی تاریکه هنوز هیچ جا دیده نمی شه، هوا همیته خنک بود که دیگ دیگ میلرزیدم😣، دندونا مه به سر هم غریژ غریژ میکرد، خوب بود گوگرد ها هم به دم در بود اونار وردیشتم یک گوگردی بزدم تا جلو راه خو ببینم، گوگردا روشن کردم برفتم داخل راه پله ها بالا شدم بالی بوم، بالی بوم هم همیته خنک و باد برف بود که روح آدم میگیشت😭😢، تمون خو بیرون کردم کون مه همیته یخ کشید که دل مه ماست جیغ کشم همسایه ها همه بیدار بشن باز خور کنترل کردم، تمون مه همیته به دست مه بود هرچی باد بادک کردم، تا نیم ساعت همیته باد بادک میکردم به همو خنکی ولی ای تمون خشک نشد، هوا کمی روشنتر شده بود آمدم پائین که چراغ رکابی وردارم تمون خو بندازم به سریو بلکه خشک بشه،چراغ رکابی به آشپز خونه بود، آشپز خونه هم همیته تاریک که هیچی دیده نمیشه ته قوطی گوگرد نگاه کردم یک سیخ دگه به ته یو بیشتر نیه، هم داخل آشپز خونه شدم دیگ برنج به سر راه بود، همیته پشت پاه زدم همه برنجا تسخ شد به ته آشپز خونه، نصفی به کف پاها مه چسپید، خوب بلاخره دست پالی کرده چراغه پیدا کردم اور روشن کردم، دستا مه که یخ کشیده بود اول گرم کردم به سر چراغ بعد ازو تمون خو بنداختم به سر چراغ که خشک بشه و مودر مه نفهمن که مه ته خو شاشیدم اگه نه مر داغ میکننن. اسم داغ که به یاد مه میاماد لوکه بدن مه از ترس می لرزید، خوب به همی جریانی که تمون مه به سر چراغ خشک میشد یاد مه از شاشیدن دفعه ی قبل آمد که مودر مه خودی چپات ها خو به در کون مه میزدن و هی مر دو میدادند، هی میزدن و هی دو میدادن که یک بار بوی سوختگی به بینی مه خورد رو خو دور دادم که هی پاچه تمون مه به سر چراغ بل بل میسوزه، تمون خو وردیشتم اوبر انداختم که چراغ یک دم چپه شد به ته آشپز خونه همه تیلا به در ریخت، تمون مه هم بفتاد بالی بشکه تیلا یک دفعه گفت بوووووممم یک تکون خوردم دیدم مودر مه خودی لقد بزدن به کولمه مه که وخی تا لینگ ظهر خاوی بچه الدنگ، تمون خو دست زدم دیدم خشکه تمون مه اونجی بود که خدا خو شکر کردم خوب شد خواب بود اینا😶.
@Jok18Herati
