780
Підписники
Немає даних24 години
+17 днів
+130 день
Архів дописів
780
من دارم سعی میکنم به سطح C1 زبان انگلیسی قشنگ مسلط بشم.
فعلا دارم با این پلیلیست میرم جلو
https://youtube.com/playlist?list=PLzMXToX8Kzqj3tX3m3vbIkrhyQzXFK3Mc&si=voPsf29gXPIOiHHp
780
Repost from آشپزی که چاقو نداشت؛
هیچ کاری واقعا هیچ کاری. طبیعیه احساس دردت.
زندگیش کن و بذار تجربش کنی
اما نذار زیاد طول بکشه و غرق بشی توش
نسبت به خودت صبوری نشون بده
780
حقیقتا چند روزه هیچ کاری نمیتونم بکنم. توی این شرایط که ادمای عادی هم دارن تمرین grounding میکنن چیکار میتونم بکنم وقتی در تقاطع درد های جسمی و روحی هستم؟
780
Repost from N/a
توی لینکدین و اینستا دعواس سر اینکه چرا مردم تو فضای مجازی دارن تبلیغ کارشونو میکنن، چرا اینفلوئنسرها پست از کارشون میذارن؟
یکی میگه اونام حق دارن کار کنن درست مثل کارمندایی که شرکتشونو تعطیل نمیکنن، یکی دیگه میگه نه اینا با اونا فرق دارن.
با خودم فکر میکنم واقعا چه فرقی دارن؟
من و توئه کارمند حاضریم یه روز سر کار نریم و احتمال اخراج و کسری کار و کلی چیز دیگه رو به جون بخریم؟ حاضریم توی این اوضاع گل و بلبلی که حکومت برامون درست کرده احتمال بیکاری و بیپولی رو به جون بخریم؟
حتی اگه قبول نداشته باشیم، فضای مجازی دیگه صرفا جایی برای بیان احساس، اعتراض، خنده، به اشتراک گذاشتن خاطرات و چیزای دیگه نیست، الان بخش عمده ای از درآمد جامعه داره از فضای مجازی تأمین میشه.
بله فروشندههاش لزوما کرایهی مغازه نمیدن، ولی آیا پول اینترنت، فیلمبرداری و تصویربرداری و خیلی چیزهای دیگه رو هم نمیدن؟
یه کم منصف باشیم و اینقدر برای زندگی همه تعیین تکلیف نکنیم.
از آزادی فقط کلمهشو یاد نگیریم.
در نطر من ما ایرانیا آدمای بسیار احساسی هستیم که همیشه توی حساسترین برهههای زمانی با تکیه بر احساس و هیجان تصمیم گرفتیم و اقدام کردیم، ولی یه کم از دایرهی منطق بیایم ماجراها رو ببینیم و اینقدر الکی سر همدیگه داد و بیداد نکنیم.
780
Repost from دُری گمشده
اگر سختته، یک مدت فاصله بگیر، هیچی نخون و سعی کن استپ به استپ پیش بری. واقعیت اینه که زندگی از اول برای مایی که ایران بهدنیا اومدیم و جزئی از همون قشری که خودتون میدونید نیستیم، حتی جزئی از اون مردمی که از بدتر شدن اوضاع سود میبرن هم نیستیم، سخته. استپ به استپ پیش برو. از خیلی کم شروع کن. نمیدونم چی بگم. فقط میتونم بگم که واقعیت تلخه و اشکال نداره اگر ناامیدی. اگر بتونی با وجود ناامیدی، هر روز یک قدم برداری، خیلی خوب میشه.
یکی خیلی خوب نوشته بود:
«به هرحال، این اوضاعی است که میبینید و تفسیر لازم ندارد. ماهم میسوزیم و میسازیم. قسمت ما این بوده یا نبوده، دیگر اهمیت ندارد. سگ بریند روی قسمت و همهچیز.»
خلاصه یک سگ بریند روی همهچیز، آخرش همه میمیریم بگو و اگر میتونی بلندشو.
780
نیل مدرک کارشناسیم رو گرفتم، آیلتسم رو گرفتم و حالا میخوام اپلای کنم. ولی خیلی میترسم. میترسم برم و نتونم کار کنم یا از پس هزینهها بر بیام یا حتی نتونم تو خوابگاه زندگی کنم. طبیعیه این ترسها؟
حتی از اینکه مجارستان/ایتالیا کشورهای خوبی نباشن هم میترسم.
انگار اون کفش آهنینی که میگفتی باید بپوشیم رو هنوز مپوشیدم فقط چون میترسم.
