1 184
Підписники
-224 години
-67 днів
-2530 днів
Архів дописів
1 184
سبک بال رفته بودم
چون خیال میکردم همه چیز اونجاست
و با کوله ای خالی رفتم
خیال میکردم شادی و ارامش زندگی اونجاست
خیال میکردم به اینجا نیازی ندارم
و همه چیز انجاست
و حالا برگشتم
با کوله از غم با کوله از حسرت و پشیمانی
چون باور دارم که باید این سنگینی روی دوشم باشه تا دیگر هیچ وقت سفر نکنم.
1 184
شاید این نیز واقعاً عشق نباشد
که من بگویم تو برایم از همهچیز محبوبتری
عشق تو در نظرِ من خنجری است
که من درونِ خویش میچرخانم ...
1 184
If you could set me on fire
Even though I'm made of water
We could set the beauty free
And burn away eternally
