uk
Feedback
سوتی های خانومانه

سوتی های خانومانه

Відкрити в Telegram

سوتی ها و خاطرات جالب دوران مجردی،درس و دانشگاه و کار، نامزدی ، عقد و متاهلی خودتون که باهاش خاطره دارید رو واسمون ارسال کنید تا در کانال درج کنیم و باهم بخندیم😍😂 اینم ایدی ادمین 👈👈 @mkasff

Показати більше
6 251
Підписники
Немає даних24 години
-147 днів
-10830 днів
Архів дописів
سلام دیشب می‌خواستیم بریم خونه مادربزرگم خالمم که یه پسر 3/5 ساله داره گفت بیاید منم ببرید بعد که ما سوارشون کردیم اومدیم دم خونه مادربزرگم همسایشون با شوهرش توی کوچه بودن بعد پسرخالم رفت پیششون به خانومه گفت سلام اسمت چیه؟  همسایه هم گفت :تربچه این گودزیلا هم روکرد سمت مرده وگفت اسمه تو هم تلبچس؟ 🤔 مگه ماماناتون بلد نبودن لوتون اسم بزالن؟ 🤔 قشنگ زنه رو باخاک یکسان کرد 😂😂😂عوضش دیگه قشنگ جواب بچه رو میده😬😂 #دختر_سربه_هوا @sootemoote https://t.me/joinchat/AAAAAEmQFVglLYGUEzDObg

Repost from N/a
💸 راز پول درآوردن اینجاست! 💸 رفیق، می‌خوای درآمدت رو بالا ببری؟ 📈 جوابش اینجاست و کاملاً رایگانه! 🆓 بیا تو کانال ما و یاد
💸 راز پول درآوردن اینجاست! 💸 رفیق، می‌خوای درآمدت رو بالا ببری؟ 📈 جوابش اینجاست و کاملاً رایگانه! 🆓 بیا تو کانال ما و یاد بگیر چطوری پول پارو کنی! منتظرتم! 🤩

سلام خوبین امیدوارم همیشه سلامت باشین من دخترمو بالاخره تونستم از پوشک بگیرم ، تند تند میبردم دستشویی یه روز آقامون از سرکار برگشته بود هوا گرم اومد با شورت نشست جلوی کولر نفس تازه کنه بره لباساشو بپوشه  دخترمو بردم شستم اومدم بیرون دیدم آقا دارن قهقه میزنه😂😂😂😅😅 میگم چیشده ؟؟ با خجالت  گفت دخترمو تا از دستشویی اومد بیرون با یه نگاه خاصی اومد جلوم یه نگاه به شورتم کرد😳😳 اومد اونجامو گرفت گفت اوخ اوخ پی پی کردی توی شورتت بیا بریم مامان بشورتت😂😂😂 @sootemoote https://t.me/joinchat/AAAAAEmQFVglLYGUEzDObg

سلام به سحرگل و اعضای گروه انشالله بحق طفل شش ماهه امام حسین همه حاجت روابشید😭😭😭 من معجزه ای برام اتفاق افتاد می خوام براتون بگم😘 من چندسال پیش مریض شدم پاها شدید درد میکرد دکترا میگفتن از کم خونیه ، هرچی دارو میدادند تاثیر نداشت اتفاقا اون وقت محرم بود از درد خوابم نمی برد تا دم دم های صبح گریه میکردم قسمش میدادم حضرت علی اکبر رو که من از این درد لعنتی خلاص بشم سرتونو درد نیارم یه شب اینقدر درد کشیدم خوابم برد خواب دیدم افتادم توی استخر آب دارم غرق میشم همه دوروبرم بودن فرار کردن دیدم دو نفر دستهامو گرفتن منو از آب بیرون اوردن فهمیدم امام حسن امام حسین بودن بعدش رفتم دکتر بدون اینکه آزمایش بدم دکتر یه سری دارو بهم داد شاید باور نکنید من یه بار از داروها رو مصرف کردم ، درد پاهام خیلی کم شد🖤🖤🖤 @sootemoote https://t.me/joinchat/AAAAAEmQFVglLYGUEzDObg

سلام یادمه یه روز داشتم قبل از تعطیلی مدارس با پسرم از خیابون رد میشدم کنار خیابون یه دختره ایستاده بود خیلی تیپ و آرایش نامناسبی داشت یه پسره روی موتور از کنارش که گذشت گفت جووووون خانوم ، بخورمت 😐 پسرم یهو برگشت گفت مامان آقاهه با ما بود؟؟؟!!!🧐 دیدین صدای بچه ها هم بلند ، انگار بلندگو قورت دادن😖 جلوی ما هم چند تا آقا بودن ، با این حرف پسرم برگشتن منو نگاه کردن ببینن من چطوریم که موتوریه این حرفو بهم زده 😣☹️ هیچ خانوم دیگه ای هم اون موقع رد نمیشد ، اینا دیگه واقعا فکر کردن موتوریه به من تیکه انداخته 😟 خیلی خجالت کشیدم گفتم نه مامان با من نبود که یهو دیدم یکی از اون آقاها از فامیل های همسرم بود 😓 همش میگم خدا کنه اون دختره رو دیده باشن 🤕 از دست این بچه ها 😮‍💨😕 داشتم باهاش برای مشق نوشتن و مرتب بودن بحث میکردم 🤨که دید دیگه خیلی جدی ام و شوخی ندارم😠 سکوت کرد و به حرفام گوش داد 🤐 آخرش رو کرد به همسرم گفت همش تقصیر تویه با مامان ازدواج کردی، 😑یه دونه از این مامانا هستن که غر نمیزنن میگرفتی 🫠 گودزیلا نیستن اینا ، هیولا هستن بخدا 🤥 @sootemoote https://t.me/joinchat/AAAAAEmQFVglLYGUEzDObg

سلام سحر جون من یه بار به یکی از خواستگارام گفتم که واسه آیندم هدف ها و ایده هایی دارم و کارهایی میخوام بکنم که الان نمیتونم بهتون بگم ولی حتما میرم دنبالشون ، از شما هم میخوام سد راهم نشین (خام بودم 😂😂😂😂😂)... اونا هم سریع فرار کردن و سد راهم نشدن😏😂😂 @sootemoote https://t.me/joinchat/AAAAAEmQFVglLYGUEzDObg

سلام یه بار مهمون داشتیم و رفتم طبق معمول سلام کنم و دست بدم و طبق رسوممون دست بزرگترارو ببوسم(اما الان این کارو نمیکنم مگه ملکه انگلستانن)🤨 یکی یکی دست می دادم و نمیدونم یهو چیشد دست دختر خالم رو بوسیدم ، سی سالش بیشتر نبود😱😩 یهو همه برگشتن بهم نگاه کردن و منم اروم اروم صحنه رو ترک کردم😏 من😳 دخترخالم😬😬 بقیه😐😂 @sootemoote https://t.me/joinchat/AAAAAEmQFVglLYGUEzDObg

سلام اومدم تا از معجزه امام حسین بگم براتون... چند سال پیش بین پدر و مادرم دعوا شد و کارشون به طلاق کشیده شد و دیگ مصمم بودن که از هم جدا بشن منم اون سال دانشجو بودم یه شهر دیگ و یه چشمم گریه شده بود یه چشمم خون خلاصه که شبا توی هیات دانشگاه کار میکردم به نیت حاجت روا شدن و یه شب که بهم زنگ زدن که دیگ امیدی نیس اینا تصمیمشونو گرفتن منم عصبانی شدم و رو به مسجد دانشگاه ایستادم و با گریه و داد گفتم اینا همش الکیه پس چرا این همه ناله کردم این همه التماس کردم این همه شبا واستادم کمک  توی هیات هیچ کاری برام نکردن؟ خلاصه از رو عصبانیت من دهن به ناسزا باز کردم ولی از ته دلم نبود همینو ک گفتم فرداش زنگ زدن بهم ک همه چی حل شده و مامان بابام الان دوباره با هم هستن فقط خدا رو شکر میکردم و از امام حسین معذرت خواهی به خدا بهترین کشتی نجاتو داریم همیشه ازشون بخواین که کرامت و بخشندگی رو خدایا خودت حاجت دل همه رو بده و تا آخرین نفس عشق علی و آل علی رو توی دلمون زنده نگه دار آمین @sootemoote https://t.me/joinchat/AAAAAEmQFVglLYGUEzDObg

سلام‌ مهربانو جون خسته نباشید ماه محرم پارسال بود ما هیئت بودیم شبم بود ما خانوما یک طرف بودیم آقایون یه طرف بعد من همینطور که داشتم با گوشی کار می‌کردم احساس کردم یکی داره بهم نگاه میکنه سرمو بلند کردم دیدم یه پسره🧑‍🦱 روی موتور روبه‌رویم نشسته و داره  به طرف من نگاه میکنه دور برمو نگاه کردم دیدم اطرافیانم یا بچن یا ازدواج کردن یا پیرزن هستن مطمئن شدم داره به من نگاه میکنه کم مونده بود فقط شمارشو بیاره بهم بده📱 حالا پسره بد هم نبودا ولی من اهل دوست پسر و اینا نیستم🧑‍🦱👱‍♀❌ خلاصه دوباره حواسمو با گوشی📱 پرت کردم تا خسته بشه بره ولی مگه میرفت دلم میخواست کفشمو پرت کنم طرفش👠 ولی میدونستم نشونه گیریم ضعیف هست پرت کنم فقط آبروم میره تو همین فکرا بودم که خدارو شکر دوستش اومد بردش😝 بعد بلند گفتم اخیشششش رفت بعد مامانم شنید😢 گفت کی رفت؟؟ گفتم هیچی دوستم هی پیام میداد رفت بالاخره 😃 @sootemoote https://t.me/joinchat/AAAAAEmQFVglLYGUEzDObg

سلام سحر خانوم و عزیزان😁😁 یه خاطره ای میخاستم براتون تعریف کنم که برمیگرده به سال ۷۱ هست اینا اون موقع ها من ۱۳ ساله بودم و خیلی خز بازی در میاوردم از قضا عاشق یکی از فامیلامونم شده بودم و دوست داشتم جلوش خیلی خوشگل به نظر برسم بلکه اون اقای شفته و خنگ عاشقم بشه 🤦‍♀یروز میخاستم برم عروسی که اون اقایه محترمم بود خلاصه میخاستم بترکونم سارافون درست مثله این اموجی👗انتخاب کردم البته به قشنگی این نبود خیلی ضایع بود تازه زیرش اصلا نباید زیر سارافون میپوشیدم ولی چون ننه بابام نزاشتن پوشیدم 😐 بدترین قسمتش هم این بود اونووووو من با شلوار لی گشاد میپوشیدم 😐و قسمت بدترشم این بود که موهامو گوجه ای و با کیلیپس قابلمه ای بسته بودم و سایه ابی و رژ جگری میزدم که پوستمو صد برابر سیاه میکرد و تا سر حد مرگ با کارتک کرم میمالیدم حالا تصور کنید تا بالای گردن پوستم طوسی رنگ بود پایینشم سبزه 😑😑 و به خیال خودم فکر میکردم قشنگترین دختر جهان شدم و قراره دلبری کنم خلاصهههه با کلی گریه و زاری کفش پاشنه ۱۰ سانتی مامانمو پوشیدم که خیلی گشاد بود(برام فقط سالی یه بار کتونی میخریدن😊😐) خلاصه ما وارد باغ تالار شدیم دیدم همه نگام میکنن به خیال خودم فکر میکردم حتما خیلی خوشگل شدم نگو خیلی خززززم که بم زل زدن😭خلاصه رفتیم من اون اقارو دیدم ایشونم برگشت یه نگا بم کرد اولش اینطوری بود🙂 بعدش اینطوری شد😐 بعدش اینطوری😟 😃منم اینطوری 😃😃😃همینطوری که ذوق میکردم یهوووو تلپ پخش زمین شدم اونم وسط مهمونی چون کفشام حداقل ۵ سانت گشاد بود برام و برام سخت بود راه رفتن منم که دیدم بد ضایع شدم بلند زدم زیر گریه و میزدم تو سرم و التماس بابامو میکردم منو ببر خونه 😐 خلاصه بابام به بهونه اینکه من پام در رفته و اینکه ابروش نره چه دختر خل وضعی داره ازون عروسی رفتیم و چقدم کتک خوردم اون آقا هم رفت ازدواج کرد خاک بر سر بی لیاقت😐😑 تازه لباس نامزدی زنشم من دوختم منم هنوز ترشیدم😬ولی دیگه خز نیستم خدایی اسمم باشه خانم خیاط😃👗 @sootemoote https://t.me/joinchat/AAAAAEmQFVglLYGUEzDObg

🔴 به کدام کاندیدای ریاست جمهوری رای میدهید؟! ۱- سعید جلیلی ۲- مسعود پزشکیان

🚫 #مهم وام 300 ملیونی بانک رسالت برای عموم مردم با سود ۴٪ 🔗هم اکنون شرایط و نحوه دریافت را در اقتصاد 24" ببینید https://t.m
🚫 #مهم وام 300 ملیونی بانک رسالت برای عموم مردم با سود ۴٪ 🔗هم اکنون شرایط و نحوه دریافت را در اقتصاد 24" ببینید https://t.me/+4YsJyR9PXkcwNDgy

فروش همستر آغاز شد اگه بالای 1 میلیون همستر دارید و قصد فروش دارید کانال زیر از شما خریداری میکند👇👇 https://t.me/+NQL9WDDIS
فروش همستر آغاز شد اگه بالای 1 میلیون همستر دارید و قصد فروش دارید کانال زیر از شما خریداری میکند👇👇 https://t.me/+NQL9WDDISj00Yjhk https://t.me/+NQL9WDDISj00Yjhk ¹³

🙋‍♂سلام خانمهای گل و مهربانوی عزیز😘😘😘  من تا سوتی یا خاطرات عزیزان رو نخونم از کار و زندگی خبری نیست اینبار یاد سوتی مامان خانم افتادم که زیاد اهل سوتی دادن هستش😂😉 چند سال پیش که پدر خدابیامرزم زنده بود خونه مامان بودیم با خواهرم. مامانم کلی سبزی خریده بود خورشتی که ماهم رفته بودیم کمکش برا پاک کردن حسابی از کت و کول افتاده بودیم 😩😩😩😩 مامان  تو حیاط آخر سر یه چهار پایه بلند گذاشت زیر پاش رفت  تو انبار قابلمه بزرگ بیاره  موقع پایین اومدن  ار رو پله چهارم افتاد پایین پر حیاط هم سبزی حسابی شلوغ🌿☘🍀🌿🍀☘ همه باهم چنان جیغی کشیدیم😱😱😱😱😱 که بابام خودشو رسوند تو حیاط  مامان بیچاره هم داشت ناله میکرد😩😩😩 در حیاط هم چارتاق باز شده بود بابام داد زد در حیاط و ببندین زشته که مامانم   بلند شد رفت درو بست دوباره رفت همون جایی که افتاده بود و همون حالت نشست و پاهاشم دراز کرد و شروع کرد ناله کردن  جالبیش هم اونجاس که اونجایی که افتاده بود پر از آب بود آب جمع شده بود یعنی همه تو اون لحظه غش کردیم🤣🤣🤣🤣 و زمین گازمی زدیم🤣🤣 ولی تا مدتها جای کبودیش رو بدنش موند  هنوز هم بعد چند سال یادمان میفته از خنده روده بر میشیم .😂😂😂😂😂😂😂😂😂 فدای همه شما  مامان رونیکا @sootemoote

سلام ممنون از کانال خیلی خوبتون من چند وقت پیش عفونت شدید گرفته بودم رفتم خونه مامانمینا از اونجا برم دکتر بعد خواهرشوهرم زنگ زد منم میخام برم دکتر بیا باهم بریم دکترم اشنای خواهرشوهرم بود خلاصه رفتیم دکتر هر کدوم جدا معاینه کرد کارامونو انجام دادیم اومدنی دکتر گفت تا چند روز رابطه نداشته باشید خواهرشوهرم گفت نه خانوم دکتر من خونه خودمونم زنداداشمم خونه مامانشه....(دکتر گفته بود با همسراتون رابطه نداشته باشید ) #سوتی_های_زنونه @zaanone https://t.me/joinchat/AAAAAE5t-P_aGTNw3y5MlQ

سلام مهربانو جونم. عشق میکنم با کانالتا من اسمم ازیتا هست، دوازده، سیزده سالم بود . خواهرم اون موقع هشت ،نه سالش بود. خیلییی شیطون بودیم🥳🤠، خونمون دو طبقس و ما طبقه دوم زندگی میکردیم. دسشویی و حماممون تو حیاط بود. ایفونم نداشتیم. هردفعه من یا خواهرم میخواستیم بریم دستشویی اول در حیاط میزدیم بعد فرار میکردیم میرفتیم دسشویی تا همو اذیت کنیمو الکی همو از اونهمه پله بکشیم پایین بعد کلی بهم بخندیم😂😂😂😂😂، از قضا فروشنده بقالی سر کوچمون احمد اقا چون دوست بابام بود هر وقت دسشویی داشت میومد خونمون👨‍🦰. چشمتون روز بعد نبینه من تو حیاط بودم در حیاط چفت نبود یهو یکی فوری یه در هول هولکی زد و اومد تو حیاط منم جیغ کشیدم فرار کردم رفتم تو حموم ،این بنده خدا هم دیگه داشت جیشش میریخت و تند رفت دسشویی در توالتم قفل نکرد. حالا خواهرم اومد پایین دید کسی پشت در حیاط نیست شروع کرد به گفتن اراجیف مثلا میگفت. آزی، آ زی مول. میدونم تو بودی بیا بیرون،هی در دسشویی هول میداد و محکم میکوبید به در🙃😉😋. احمد اقام اون پشت نمی دونست بشاشه یا پشت در محکم داشته باشه که در باز نشه😢🥺، منم میترسیدم از حموم بیام بیرون خواهرم فکر کنه من جنم یهو سکته کنه🤪🥵🥵🥵🥵. بخدا من داشتم از خنده تو حموم پاره میشدم😂😂🤣🤣🤣. خواهرمم ول کن نبود. یهو احمد اقا اومد بیرون از دسشویی😖😖. خواهرم یه جیییییغ بنفش کشید و در رفت منم تو حموم دیگه بلند بلند غش کرده بودم از خنده. دیگه هیییچوقت احمد اقا نیومد دسشویی خونمون😂😂😂. خواهرمم تو این کانال هست. هنوز هم باهم بعد پونزده سال تعریف میکنیمو میخندیم #سوتی_های_زنونه @zaanone https://t.me/joinchat/AAAAAE5t-P_aGTNw3y5MlQ

Repost from N/a
🆘 #فوری اولین تصاویر آماده شدن و انتقال لانچر های موشکی سپاه پاسداران؛ اخبار لحظه ای انتقام موشکی را در کانال «سپاه قدس» ببینید👇 https://t.me/+IJcBZKLaeSFjMjM6 https://t.me/+IJcBZKLaeSFjMjM6

🔴 بلآخره کانال سپاه پاسدارن به تلگرام آمد! 🔸 باتوجه به شدت گرفتن تنش بین ایران و رژیم صهیونسیتی اخبار معتبر و مهم نظامی را
🔴 بلآخره کانال سپاه پاسدارن به تلگرام آمد! 🔸 باتوجه به شدت گرفتن تنش بین ایران و رژیم صهیونسیتی اخبار معتبر و مهم نظامی را در کانال «سپاه قدس» دنبال کنید 🔻 "" Sepah Pasdaran "" کلیک 👈 "" Sepah Pasdaran "" کلیک 👈