uk
Feedback
𝐞𝐯𝐞𝐫𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞… ⚯

𝐞𝐯𝐞𝐫𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞… ⚯

Відкрити в Telegram

دیروز تویِ اتوبوس، یک نفر عطر زده بود. من گاهی بوی کسی را که قبل از من رویِ صندلی نشسته حس می‌کنم. ما دانسته یا ندانسته هرجا می‌رویم تکه‌هایی از خودمان را جا می‌گذاریم. 😮‍💨 — سايمون ون بوی / وهم جدایی ART: A Real Talent

Показати більше
2 280
Підписники
Немає даних24 години
-57 днів
-3930 днів
Архів дописів
هر نژادی، هر هنری، ریاکاری خاص خود را دارد. خوراک این جهان اندکی حقیقت و بسیاری دروغ است! — رومن رولان / ژان كريستف

اگر می‌خواهید برای ایجاد آشتی در جهان، كاری انجام دهید، به خانه‌تان بروید و خانواده‌تان را دوست بدارید... — مادر ترزا

سواد رابطه یعنی: ۱. مسئولیت‌پذیری در رابطه ۲. بیان حرف‌ها بدون توهین و تحقیر ۳. دادن آزادی‌های فردی و مجاز به همدیگر ۴. دنبال تغییر دادن طرف مقابل نیستی بلکه او را همانطور که هست می‌پذیری ۵. استفاده نکردن از نقاط ضعف طرف مقابل برای رسیدن به مقاصد خود

می‌روم بخوابم، خرد و خسته‌ام تو را بیشتر در آغوش می‌گیرم، تو هم بیش از پیش دوستم داشته باش چون غمگین‌ام.

Repost from N/a
اگر عقاب هستید، به مدرسه غازها نروید… حتی اگر فردی هدفمند و روشن‌بین و با اراده باشید، هم‌نشینی با افراد ضعیف و سست اراده شما را شبیه آنها خواهد کرد. @before6am

خیلی چیزها هست که تقصیر تو نیست. یا تقصیرِ من. تقصیر پیشگویی‌ها هم نیست، یا نفرین‌ها یا دی‌ان‌ای، یا پوچی. تقصیر ساختار گرایی یا سومین انقلاب صنعتی هم نیست. همه می‌میریم و ناپدید می‌شویم، ولی علتش این است که نظامِ خودِ دنیا را بر پایه‌ی ویرانی و فقدان گذاشته‌اند. زندگی ما سایه‌هایی از این اصل رهنماست. مثلاً باد می‌وزد. می‌تواند بادی شدید و خشن باشد، یا نسیمی ملایم. اما سرانجام هر بادی فرو می‌میرد و ناپدید می‌شود. باد شکل ندارد. فقط حرکت هواست، باید به دقت گوش بدهی، بعد استعاره را می‌فهمی... ✍🏻 هاروکی موراکامی / کافکا در کرانه

همه چیز می‌تواند مرا خوشحال کند. اما، هیچ چیز نمی‌تواند غم مرا ببرد! ✍🏻 هاینریش بل / و حتی یک کلمه هم نگفت

یکی از دلایلِ عوضی بودن دنیا، این است که آدم‌هاش، هر غلطی که خواسته‌اند، کرده‌اند... شرط می‌بندم اگر غلطی هست که نکرده باشند، به خاطرِ دلسوزی و شرافت و این جور چیزها نبوده. لابد نتوانسته‌اند بکنند... — مصطفی مستور / حکایت عشقی بی‌شین، بی‌قاف، بی‌نقطه

هر روز صبح در آفریقا آهویی از خواب بیدار می‌شود که می‌داند باید از شیر تندتر بدود و گرنه طعمه او می‌شود و شیری که می‌داند باید از آهو تندتر بدود و گرنه از گرسنگی خواهد مُرد. مهم نیست شیر باشی یا آهو، مهم این است که با طلوع آفتاب با تمام توان شروع به دویدن کنی... — نلسون ماندلا

وقتی بچه بودم کنار مادرم می‌خوابیدم و هر شب یک آرزو می‌کردم. مثلاً آرزو می‌کردم برایم اسباب بازی بخرد، می‌گفت می‌خرم به شرط اینکه بخوابی. یا آرزو می‌کردم برم بزرگترین شهربازیِ دنیا، می‌گفت می‌برمت به شرط اینکه بخوابی. یک شب پرسیدم اگر بزرگ بشوم به آرزوهایم می‌رسم؟ گفت می‌رسی به شرط اینکه بخوابی. هر شب با خوشحالی می‌خوابیدم. اِنقدر خوابیدم که بزرگ شدم و آرزوهایم کوچک شدند. دیشب مادرمو خواب دیدم، پرسید هنوز هم شب‌ها قبل از خواب به آرزوهایت فکر می‌کنی؟ گفتم شب‌ها نمی‌خوابم. گفت مگر چه آرزویی داری؟ گفتم تو اینجا باشی و هیچ آرزویی نداشته باشم. گفت سعی خودم را می‌کنم به خوابت بیایم به شرط آنکه بخوابی... — چارلی چاپلین

مأیوس نباش من امیدم را در یأس یافتم مهتابم را در شب عشقم را در سال بد یافتم و هنگامی که داشتم خاکستر می‌شدم، گُر گرفتم... — احمد شاملو

در دنیا دو نابینا هست… یکی تو که عاشق‌شدنم را نمی‌بینی! یکی من که بجز تو کسی را نمی‌بینم! — جوزف لنون

گفتم: چند دقیقه اینجا بنشین و به من تکیه بده. گفت: کارم از تکیه گذشته، دلم می‌خواهد توی بغلت بمیرم.

گفتم: چند دقیقه اینجا بنشین و به من تکیه بده. گفت: کارم از تکیه گذشته، دلم می‌خواهد توی بغلت بمیرم.

‏وقتی می‌توانستم صحبت کنم، گفتند: گوش کن... وقتی می‌توانستم بازی کنم، مرا کار کردن آموختند... وقتی کاری پیدا کردم، ازدواج کردم... وقتی ازدواج کردم، بچه‌ها آمدند... وقتی آنها را درک کردم، مرا ترک کردند... وقتی یاد گرفتم چگونه زندگی کنم، زندگی تمام شد... — شکسپیر

هرکس در دنیا باید کسی را داشته باشد که حرف‌هایش را به او بزند. آزادانه، بدون رودربایستی و بدون خجالت. وگرنه آدم از تنهایی دق می‌کند.

نمی‌دانم اگر موسیقی و چای و قهوه را نداشتم اگر با نور و با گیاه و با کتاب حالم خوب نمی‌شد اگر پاییز و بهار و باران و برف را دوست نداشتم برای دلخوشی در خالی‌ترین حالات ممکن جهانم، به کدامین اتفاق چنگ می‌زدم و کدامین طعم و تصویر را بهانه می‌کردم و کدامین دلخوشی کوچک را در آغوش می‌کشیدم تا به خودم بقبولانم زندگی هنوز هم زیباست …

بیشعور کسی‌ست که رفتار وقیح و نفرت‌انگیزی را به صورت کاملاً ارادی و عمدی از خود بروز می‌دهد و از ایجاد اختلالی که در کارها به وجود آورده و آزاری که به دیگران رسانده واقعاً خوشحال است... بیشعوری خاویر کرمنت