𝐞𝐯𝐞𝐫𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞… ⚯
Відкрити в Telegram
دیروز تویِ اتوبوس، یک نفر عطر زده بود. من گاهی بوی کسی را که قبل از من رویِ صندلی نشسته حس میکنم. ما دانسته یا ندانسته هرجا میرویم تکههایی از خودمان را جا میگذاریم. 😮💨 — سايمون ون بوی / وهم جدایی ART: A Real Talent
Показати більше2 280
Підписники
Немає даних24 години
-57 днів
-3930 днів
Архів дописів
2 280
مردم خوشبخت هرگز روشنایی ضعیف و تاریکی را نمیپذیرند…
راضی نمیشوند که سیاه باشند. شب است، باشد. اما ظلمات نباید باشد.
اگر خورشید وجود ندارد باید خورشیدی بوجود آورد.
— ویکتور هوگو / بینوایان
2 280
واقعیت این است که گذشت زمان مرا به تو نزدیک میکند…
دیروز، در جاده، به تو فکر میکردم و با خودم میگفتم که اگر تو اینجا بودی چقدر باهم میخندیدیم.
خوب میدیدم که تا کجا زندگی روزمرهام را پر کردهای، در کوچکترین جزئیات حضور داری، مو به مو به درونم خزیدهای.
— نامه آلبر کامو به ماریا کاسارس
2 280
اینکه یک دختر جوان و پاک دوستت داشته باشد و اولین کسی باشی که عجایب عشق را برای او آشکار میکنی، شادی بسیار بزرگی است.
اما بهدست آوردن این عشق سادهترین کار در دنیاست، زیرا گرفتار کردن قلبی که هیچ تجربهای در عشق ندارد مانند وارد شدن به شهری بدون استحکامات و بی دفاع است!
— الکساندر دوما / مادام کاملیا
2 280
لذت همیشه مفید است و قدرت مطلق و بیحد، ولو بر یک مگس، برای خود لذتی دارد.
انسان طبعاً خودکامه است و از رنج دادن دیگری خوشش میآید.
— فئودور داستایفسکی / قمارباز
2 280
از قهوهی لعنتیتان لذت ببرید!
شما و تمام کسانی که دوستشان دارید، روزی خواهید مُرد. تنها بخش کوچکی از چیزهایی که گفتهاید یا کارهایی که انجام دادهاید برای تعداد کمی از مردم اهمیت خواهند داشت، آنهم صرفاً برای یک مدت کوتاه. این حقیقتِ ناخوشایندِ زندگیست.
تمام مسائلی که به آنها فکر میکنید یا کارهایی که انجام میدهید، تنها گریزِ استادانهای از این حقیقتاند. ما غبارهای کیهانیِ بیاهمیتی هستیم که در یک نقطهی آبی پرسه میزنیم و به هم برخورد میکنیم.
عظمتی برای خودمان تجسم میکنیم و اهدافی برای خودمان میسازیم. اما راستش را بخواهید، ما هیچ نیستیم.
پس از قهوهی لعنتیتان لذت ببرید!
— مارک منسن / اوضاع خیلی خراب است
2 280
هنری: اگر گفتی آن چیست که برای هر کسی واجب است، حتی واجبتر از نان ِ شب؟
الین: ایمان به خدا؟ امنیت نیست؟ سلامتی چی عزیزم؟
هنری: یکی که آدم باهاش درد دل کند! کسی که آدم را درک کند! همین...
2 280
دکتر بروئر: فکر کردم رابطه جنسی را ناپسند میشماری…!
نیچه: من مخالف سکس نیستم، چیزی که از آن متنفرم مردی است که آن را گدایی میکند و بدینسان خود را تسلیم زنی اغواگر میکند و اجازه میدهد که شهوتش او را کنترل کند.
دکتر بروئر: ولی شهوت بخشی از زندگی است.
نیچه: هیچچیز نباید مانع توسعه قهرمان درون انسان شود، حتی اگر شهوت سر راه بایستد باید بر آن غلبه نمود…
— اروین یالوم / وقتی نیچه گریست
2 280
دکتر بروئر: فکر کردم رابطه جنسی را ناپسند میشماری…!
نیچه: من مخالف سکس نیستم، چیزی که از آن متنفرم مردی است که آن را گدایی میکند و بدینسان خود را تسلیم زنی اغواگر میکند و اجازه میدهد که شهوتش او را کنترل کند.
دکتر بروئر: ولی شهوت بخشی از زندگی است.
نیچه: هیچچیز نباید مانع توسعه قهرمان درون انسان شود، حتی اگر شهوت سر راه بایستد باید بر آن غلبه نمود…
— اروین یالوم / وقتی نیچه گریست
2 280
دکتر بروئر: فکر کردم رابطه جنسی را ناپسند میشماری…!
نیچه: من مخالف سکس نیستم، چیزی که از آن متنفرم مردی است که آن را گدایی میکند و بدینسان خود را تسلیم زنی اغواگر میکند و اجازه میدهد که شهوتش او را کنترل کند.
دکتر بروئر: ولی شهوت بخشی از زندگی است.
نیچه: هیچچیز نباید مانع توسعه قهرمان درون انسان شود، حتی اگر شهوت سر راه بایستد باید بر آن غلبه نمود…
— اروین یالوم / وقتی نیچه گریست
2 280
عشق است که باعث ظهور کوهها میشود، عشق آهن را خرد میکند، غل و زنجیرها را درهم میشکند، هیچ چیز نمیتواند در برابر عشق مقاومت کند، ما این را خوب میدانیم.
بیارزشیِ خود ماست که باعث میشود ول کنیم، و دست بکشیم.
عشق واقعی نمیداند ترک کردن چیست، چیزی به نام مشکل را نمیشناسد، هرگز کنار نمیکشد، دست کشیدن مال افراد حقیر است، همانطور که شکست مال آدمهای حقیر است.
— اوژن یونسکو / گوشهنشین
