493
Підписники
Немає даних24 години
+17 днів
+530 днів
Архів дописів
493
انقدر که من خودم رو توی کفن تصور کردم ، توی لباس عروس تصور نکردم ..
زندگی کردن توی ایران یه همچین تاثیری روی روح و روانت میذاره .
493
اون روزا خیلی سخت بودن خیلی…
ولی جدای از سخت بودن و درداش
امیدی به آینده بهتریبود
میدونستم بعدش قراره اتفاقای بهتری بیوفته
میدونستم بلاخره قراره نتیجه تلاشامو ببینم
اون روزنهی امید، تهِ دلم همیشه روشن بود
ولی حالا چی
حتی نمیدونیم امشب یا فردا چی در انتظارمونه
فردا زنده میمونیم؟
لعنتی
زندگی هر روز برامون یه اتفاق و چالش جدید داره…
ما جوانانی بودیم که از جوانی مستقیم وارد میانسالی شدیم.
روحمون پژمرده شد ❤️🩹💔
493
چرا مُردههایمان فردا دوباره به زندگی ما برنمیگردند ؟
چرا همه آنهایی که تركمان کردند آخر هفته نمیآیند سَری بزنند ؟
چرا باران اینقدر کم میبارد ؟
