کانال اصلی روستای تیل
Відкрити в Telegram
کانال اصلی روستای زیبای تیل تبلیغات وادمین 👇👇👇👇 @AZaritilmehdi @Sal_saf_64 1400/01/20 تاریخ تاسیس لینک کانال 👇👇👇👇 t.me/tilsevan کانال اصلی روستای تیل خبرهای تازه درمورد روستا را در این کانال دنبال کنید چون مدیران این کانال ساکن روستا میباشند
Показати більше728
Підписники
+224 години
+27 днів
+730 днів
Архів дописів
تقدیرو تشکر ویژه از جناب آقای مهدی آذری شورای زحمت کش وبی همتا که واقعا از جان ودل برای ابادانی روستا زحمت کشیدن و همچنین جناب آقای عیار نوروزپوردهیار محترم و جناب اقای سلمان صفایی که انتظار چندین ساله اهالی روستا را به سرانجام رساندند.
بسمه تعالی
به اطلاع اهالی محترم روستای تیل می رساند
باتوجه قیر پاشی واسفالت داخل روستا از جنب مدرسه قدیم به سمت ایستگاه گاز راه اصلی بطور کامل مسدود میباشد فقط دستگاهای اسفالت ریز در این مسیر تردد می نمایند خواهشمندیم تمام ماشین های درخیابان اصلی پارک شده هستند فردا قبل از ساعت 7صبح ماشین های خود را جابجا کنند ودر مسیر غیرمزاحم پارک نمایند ازهمکاری تمام اهالی محترم بسیار سپاسگزاریم
باتشکر دهیاری واعضای شورای روستای تیل
فردی چندین سال شاگرد نقاش بزرگی بود و تمامی فنون و هنر نقاشی را آموخت، استاد به او گفت که دیگر شما استاد شده گای و من چیزی ندارم ک به تو بیاموزم. شاگرد فکری به سرش رسید، یک نقاشی فوق العاده کشید و آنرا در میدان شهر قرار داد
مقداری رنگ و قلمی در کنار آن قرار داد و از رهگذران خواهش کرد اگر هرجایی ایرادی می بینند یک علامت × بزنند و غروب که برگشت دید که تمامی تابلو علامت خورده است و بسیار ناراحت و افسرده به استاد خود مراجعه کرد
استاد به او گفت :
آیا میتوانی عین همان نقاشی را برایم بکشی؟ شاگرد نیز چنان کرد و استاد آن نقاشی را در همان میدان شهر قرار داد ولی این بار رنگ و قلم را قرار داد و متنی که در کنار تابلو قرار داد این بود که : اگر جایی از نقاشی ایراد دارد با این رنگ و قلم اصلاح بفرمایید.
غروب برگشتند دیدند تابلو دست نخورده ماند!
استاد به شاگرد گفت : همه انسانها قدرت انتقاد دارند ولی جرات اصلاح نه !
روستایی بود دور افتاده که مردم ساده دل و بی سوادی در آن سکونت داشتند. مردی شیاد از ساده لوحی آنان استفاده کرده و بر آنان به نوعی حکومت می کرد. بر حسب اتفاق گذر یک معلم به آن روستا افتاد و متوجه دغل کاری های شیاد شد و او را نصیحت کرد که از اغفال مردم دست بردارد و گرنه او را رسوا می کند. اما مرد شیاد نپذیرفت.
بعد از اتمام حجت٬ معلم با مردم روستا از فریبکاری های شیاد سخن گفت و نسبت به حقه های او هشدار داد. بعد از کلی مشاجره بین معلم و شیاد قرار بر این شد که فردا در میدان روستا معلم و مرد شیاد مسابقه بدهند تا معلوم شود کدامیک باسواد و کدامیک بی سواد هستند. در روز موعود همه مردم روستا در میدان ده گرد آمده بودند تا ببینند آخر کار، چه می شود.
شیاد به معلم گفت: بنویس «مار»
معلم نوشت: مار
نوبت شیاد که رسید شکل مار را روی خاک کشید.
و به مردم گفت: شما خود قضاوت کنید کدامیک از اینها مار است؟
مردم که سواد نداشتند متوجه نوشته مار نشدند اما همه شکل مار را شناختند و به جان معلم افتادند تا می توانستند او را کتک زدند و از روستا بیرون راندند.
برادر بزرگوار جناب آقای آرش جعفری سجهرود
با سلام و تحیت
افتخار خدمت در عرصه اجرای عدالت و احقاق حق ، بسیار شوق آفرین و مغتنم است
انتصاب شایسته حضرتعالی را به ریاست دادگستری شهرستان خلخال که بیانگر حسن اعتماد ، عدالت طلبی ، و اشراف کامل حقوقی و قضایی در دستگاه عدلیه به عنوان پناهگاه واقعی مردم قرار گرفته اید به نمایندگی از مردم فهیم و بافرهنگ روستای تیل از صمیم قلب تبریک عرض نموده و دوام توفیقات آن بزرگوار را در این سنگر خطیر از درگاه خداوند متعال خواستارم
ازطرف :اهالی محترم اعضای شورا ودهیاری روستای تیل
🌿🌹🌷💐☘🌼🌸🌺🍃
🌙 داستان شب 💫
#ضربالمثل(۲۳)
♦️(درختی را که در غیر فصل بار بدهد باید از ریشه درآورد)♦️
روزی بود روزگاری بود ، زمستان و برف بود . صاحب باغ که از خانه ماندن خسته شده بود با خودش گفت : برم به باغم سری بزنم . به باغش رفت . برف روی زمین نشسته بود باغبان گفت : دو سه ماه دیگر درختانم دوباره به بار مینشینند . ناگهان چشمش به درخت انجیری افتاد که بر شاخههایش چند تا انجیر روییده بود .
باغبان با تعجب گفت:نکند خواب میبینم ؟ این فصل و میوه انجیر ؟ باغبان با خودش گفت : بهتر است میوهها را به پادشاه هدیه کنم تا جایزهای به من بدهد . با این فکر به طرف قصر پادشاه راه افتاد . دربانها پرسیدند : با شاه چکار داری ؟ باغبان گفت : آمدهام هدیه مخصوص به شاه تقدیم کنم .
شاه از دیدن انجیرها خوشحال شد . دو سه تا انجیر خورد و گفت : از این باغبان در قصر پذیرایی کنید تا برگردم .
باغبان فکر کرد که شاه برمیگردد و جایزهی خوبی به او میدهد موضوع این بود که شاه به شکار میرفت . شکار شاه چند روزی طول کشید وقتی به قصر برگشت دلخور و ناراحت به اتاق خوابش رفت . چون نتوانسته بود شکار کند ، کسی هم جرات نکرد درباره باغبان با او حرفی بزند .
چند روز گذشت . صاحب باغ با اعتراض گفت : به شاه بگویید مرا مرخص کند ولی آنها جواب درستی به او ندادند . باغبان صدایش بلند شد . داد و بیداد راه انداخت و خودش را به در و دیوار کوبید . آنها هم ناراحت شدند و او را بعنوان دیوانه به تیمارستان فرستادند صاحب باغ مدتها در تیمارستان ماند دیگر کسی باور نمیکرد که او سالم است و دیوانه نیست .
از قضای روزگار یک روز شاه با درباریانش برای بازدید از تیمارستان به آنجا رفت باغبان او را دید و تمام ماجرا را برای شاه تعریف کرد . شاه خندید و گفت : چه سرنوشت بدی داشتهای . حالا دستور میدهم که تو را آزاد کنند . و بعد تو را به خزانه من ببرند و هر چه خواستی بردار باغبان به خزانه جواهرات شاه رفت .
مدتی در خزانه گشت و به خزانه دار گفت : آنچه من میخواهم در اینجا نیست ، پرسیدند : تو چه میخواهی ؟ باغبان گفت : به دنبال یک تبر تیز و یک جلد قرآن میگردم . خبر به پادشاه رسید . باغبان را صدا کرد و گفت : چرا به جای جواهرات ( تبر و قرآن ) میخواهی !
صاحب باغ گفت : تبر را به دلیل این میخواهم که با خود به باغ ببرم و درختی را که بی موقع میوه داد و مرا به این درد و رنج انداخت ببُرم و قرآن را هم به این دلیل که پیش فرزندانم ببرم و آنها را به قرآن قسم بدهم که به طمع مال و دنیا و جایزه به کارهایی مثل کاری که من کردم دست نزنند .
از آن به بعد ، به کسی که می خواهد محبت و لطف بی موقع انجام دهد می گویند : درختی را که در غیر فصل بار بدهد باید از ریشه درآورد.
آیین معارفه:
💠رئیس جدید دادگستری و دادستان خلخال معرفی شدند
🔻با حضور رئیس دادگستری کل استان حجت الاسلام کثیرلو و جمعی از مسئولین شهرستان خلخال آیین معارفه رئیس جدید دادگستری و دادستان خلخال در محل فرمانداری این شهرستان برگزار شد.
🔸به گزارش خلخالیم، در آیین معارفه رئیس جدید دادگستری و دادستان خلخال، آرش جعفری و مظفر رضایی به ترتیب به عنوان رئیس دادگستری و دادستان شهرستان خلخال معرفی شدند.
متن خبر👇🏼
khalkhalim.com/cbafd
✋
کُشنده ترین اختراع انسان چیست؟
🔸 تصور نکنید بمب اتمی یا هیدروژنی ست...
بلکه تلفن همراه است!
تلفن همراه نیرویی است که نباید آن را دست کم گرفت
🔹 آنقدر قدرتمند است که :
تلفن ثابت را کشت
تلویزیون راکشت
کامپیوتر را کشت
ساعت را کشت
دوربین را کشت
رادیو را کشت
چراغ قوه را کشت
آینه را کشت
روزنامه ها، مجلات و کتاب ها را کشت
بازی ویدیویی رو کشت
کیف پول جیبی را کشت
تقویم رومیزی و یادداشت را کشت
حتی کارت اعتباری را کشت
🔹 بدترین قسمت این که:
زوج های زیادی را کشت
بسیاری از خانواده ها و دوستی و صمیمیت خانوادگی را کشت
دانش آموزان را کشت و آنها را از مسیر موفقیت دور کرد و آنها را مانند پر در مسیر باد قرار داد
و کم کم متوجه میشیم که چشممون رو هم کشته
ستون فقرات ما را رو شکسته
ذهن و فرهنگ ما را تغییر داده و می کشد
🔹 او در راه از بین بردن نسل بعدی ماست
و اگر مراقب خود نباشیم، جان و روحمان را خواهد کشت،و دلهایمان را سخت و سنگین خواهد کرد و کاری خواهد کرد که نسلهای آینده پشیمان شوند در حالیکه پشیمانی سودی نخواهد داشت
Repost from اخبار فوری / مهم 🔖
شناگر افغانی نیامده غرق شد!
🔹عبدالوارث کریمی، شناگر افغان که از سوی وزارت تحصیلات عالی طالبان برای شرکت در مسابقات دانشگاههای جهان به روسیه فرستاده شده است، پس از شروع رقابت ٥٠ متر شنای پروانه، در استخر محل برگزاری مسابقات در آب غرق شد و توسط تیم نجات غریق، از آب بیرون کشیده شد!
✅ @akhbare_fouri
