uk
Feedback
ɴᴏᴄʜᴀᴛ TEXT | متن

ɴᴏᴄʜᴀᴛ TEXT | متن

Відкрити в Telegram

بالاترین دادگاه شرافت انسان است و مهمترین قاضی وجدان اوست🫀 Main : @NocHaTcO Cr : @PmNochaT 🍓💞🍭

Показати більше
617
Підписники
Немає даних24 години
+47 днів
+1230 день
Архів дописів
این کلمه ی «باشه» که میگم؛ برای تایید حرف تو نیست، برای سلامت روان خودمه.
➺𓆩᳦᳣  @Matn_NOCHAT

دردِ ما را در جهان درمان مبادا بی شما...
➺𓆩᳦᳣  @Matn_NOCHAT

‏كاش هيچوقت اين بخش از تاريخ رو تجربه نمیکردیم.
➺𓆩᳦᳣  @Matn_NOCHAT

بحث با ناقص خیالان شیوه‌ی استاد نیست علمِ افلاطون حریفِ جهلِ مادرزاد نیست ➺𓆩᳦᳣  @Matn_NOCHAT

تیکه کلاماش بشه تیکه کلامات ینی داستان
➺𓆩᳦᳣  @Matn_NOCHAT

به آغاز اعتماد نکن حقیقت در آخرین لحظات گفته می‌شود.
➺𓆩᳦᳣  @Matn_NOCHAT

فراوان زِ ایرانیان کشته شد، ز خونِ یلان کشور آغشته شد.
➺𓆩᳦᳣  @Matn_NOCHAT

بهترین و بدترین آدم‌ها را در بین دین‌داران دیدم! بهترینِ آن‌ها کسانی بودند که می‌خواستند خودشان به بهشت بروند و چقدر بی آلایش و پاک بودند، سرشان به کار خودشان بود و بی‌آزار بودند و بدترینِ آن‌ها کسانی بودند که می‌خواستند غیر از خودشان، بقیه را هم به بهشت ببرند، چقدر وحشتناک بود برخورد با آن‌ها، تظاهر و ریا و خشونت در بین آنها موج می‌زد...
➺𓆩᳦᳣  @Matn_NOCHAT

با کسی قهر نمیکنم اما کاری میکنم با چراغ قوه دنبال صمیمیت سابقم بگرده، این هم مدل دست کشیدن منه @Matn_NOCHAT

‏انقدری دوست داشتم که گذاشتم وارد تنهاییام بشی. @Matn_NOCHAT

از جن نترس از مادرج*ده بترس.
➺𓆩᳦᳣  @Matn_NOCHAT

𝒴ℴ𝓊𝓇ℯ ℳ𝓎 ℰ𝓋ℯ𝓇𝓎 ℳℴ𝓂ℯ𝓃𝓉 ...   🤍🌱
➺𓆩᳦᳣  @Matn_NOCHAT

تعریف هیچکس و هیچ جا نکنید، بعد یه مدت ذات واقعیشو نشون میده شما میمونی و کلی شرمندگی پیش کسایی که از خوبی های طرف بهشون گفتین.
➺𓆩᳦᳣  @Matn_NOCHAT

‏فقط کافیه به یکی خیلی بنازی تا بهت نشون بده نه تنها با بقیه فرقی نداره بلکه از اون‌ها هم‌ بدتره.
➺𓆩᳦᳣  @Matn_NOCHAT

دوست دارم بخوابم، بیدار که شدم همه چی درست شده باشه.

شاید من همه چی رو دارم سخت میگیرم. یا اینکه همه چی سخته...؟!

دیگه چیزی خوشحالم نمیکنه

پرسیدم چهلم چرا مهمه ؟! نه از نظر دین، از نظم علمی. گفت: خاک نشست میکنه و انگار جسم مُرده با خاک عجین میشه. چه خاکِ پر خونی ..
➺𓆩᳦᳣  @Matn_NOCHAT

چهل روز گذشته است؛ چهل روز از آن‌گاه که گلوله‌ها بلندتر از صداهای انسان سخن گفتند و خیابان، شاهدی شد که هرگز اجازهٔ شهادت نیافت. خاک هنوز بوی خون می‌دهد. دیوارها هنوز آن فریادها را پس می‌دهند. و زمان، با همهٔ بی‌رحمی‌اش، نتوانسته است رد آن لحظه‌ها را پاک کند. گفتند فراموش می‌شود؛ اما چگونه می‌توان چشم‌هایی را فراموش کرد که تنها جرمشان زنده بودن بود؟ چگونه می‌توان سکوتی را بخشید که پس از هر شلیک، سنگین‌تر شد؟ چهل روز گذشته، و خشم هنوز زنده است— نه چون آتشی کور، بلکه چون حافظه‌ای که نمی‌گذارد حقیقت زیر خاک بماند. نام‌ها را نمی‌توان کشت. صداها را نمی‌توان دفن کرد. و روزی خواهد رسید که همین سکوتِ تحمیل‌شده، با فریادی بزرگ‌تر باز خواهد گشت.
➺𓆩᳦᳣  @Matn_NOCHAT

Asef-Aria-Hiss-320.mp37.61 MB