📚کتابدرمانی📚
Відкрити в Telegram
در سکوت کتابها بلندترین فریادهای بشر گم شدهاند که منتظر یک شنوندهی نافرمان میگردند! 📚معرفی و نقد کتاب 📖گزیدههایی از کتاب 📗نسخهPDFکتاب ⛔️کپی از مطالب کانال ممنوع! مدیر کانال: @Harem37
Показати більше3 030
Підписники
+724 години
+137 днів
+7330 день
Архів дописів
3 030
در چشمانِ گرد کودکانِ خردسال، اعتمادی وجود دارد که هنوز خدشهدار نشده است...
میتوان درک کرد که خردسالان از چه رو اعتماد میکنند، زیرا هرگز خیانت ندیدهاند...
آنچه در این نگاهها میدرخشد، ایمان به ممکنبودنِ همهچیز است.
📚 #نور_جهان 🖊 #کریستین_بوبن@ketabdarmaniii
3 030
فایل PDF کتاب:
📚 #چهار_میثاق (کتاب خِرد سرخپوستان)
نویسنده:
🖊 #دون_میگوئل_روئیز
مترجم: دلآرا قهرمان
60 صفحه
📖 #کتاب_بخوانیم
📘کانال کتابدرمانی
@ketabdarmaniii
3 030
📄 #معرفی_کتاب (شمارهی 494)
📚 #چهار_میثاق (کتاب خِرد سرخپوستان)
🖊 #دون_میگوئل_روئیز
مترجم: دلآرا قهرمان
60 صفحه
این کتاب که با عنوانهای «چهار میثاق»، «چهار توافق» یا «چهار عهد» نیز شناخته میشود، بر اساس حکمت کهن «تولتک» (Toltec) در مکزیک باستان نوشته شده است.
نویسنده معتقد است رنجهای ما ریشه در «قراردادهای» ناخودآگاهی دارد که از جامعه و خانواده پذیرفتهایم. او برای رهایی از این قیدها، چهار میثاق ساده اما قدرتمند پیشنهاد میکند:
1. با کلامت گناه نکن: درست و صادقانه حرف بزن و از کلمات برای تخریب خود و دیگران استفاده نکن.
2. چیزی را به خود نگیر: کار و حرف دیگران بازتابی از دنیای خودشان است، نه تو؛ پس رنجش را از خودت دور کن.
3. هیچگاه تصور باطل نکن: به جای قضاوت، بپرس و شفاف صحبت کن تا از سوءتفاهمها جلوگیری کنی.
4. همیشه بهترین و بیشترین تلاشت را بکن: در هر شرایطی بهترین توانت را بهکار بگیر؛ این کار از پشیمانی جلوگیری میکند.
دون میگوئل روییز ابتدا جراح مغز و اعصاب بود، اما پس از یک تصادف رانندگی مرگبار، مسیر زندگیاش عوض شد و به حکمتهای بومیان تولتک روی آورد.
این کتاب بیش از ۱۵ میلیون نسخه در جهان فروش داشته و به ۵۲ زبان ترجمه شده است.
⛔️کپی از متن ممنوع
📖 #فرهنگ_کتابخوانی
📘کانال کتابدرمانی
@ketabdarmaniii
3 030
شما زبان خود را انتخاب نکردهاید، شما مذهب یا ارزشهای اخلاقی خویش را انتخاب نکردهاید_آنها قبل از تولد شما وجود داشتهاند_ما هرگز مجال این را نداشتهایم که انتخاب کنیم به چهچیز باور داشته باشیم و به چهچیز نه. ما حتی نام خود را انتخاب نکردهایم.
📚 #چهار_میثاق (کتاب خِرد سرخپوستان) 🖊 #دون_میگوئل_روئیز 📖 #کتاب_بخوانیم@ketabdarmaniii
3 030
من برای آنکه احساس آزادی کنم، احتیاج ندارم به اینکه آزادی را ببینم یا آن را لمس کنم؛ من در دلِ خودِ بردگی، آزاد هستم، من طعم آزادی را قرنها قبل از آنکه به من برسد میچشم و آزاد خواهم مُرد، زیرا در تمام عمر برای آزادی مبارزه کردهام.
📚 #آزادی_یا_مرگ 🖊 #نیکوس_کازانتزاکیس 📖 #کتاب_بخوانیم@ketabdarmaniii
3 030
مرا بخوان
که نگاهم کلامیست
که هرگز در هیچ کتابی ننوشتهاند...
🖊ص.د
@ketabdarmaniii
☑️چه تصویر قشنگیه❤️
3 030
بعضی مادران به فرزندانی خوشبخت و قابل احترام نیاز دارند و بعضی دیگر به فرزندانی بدبخت، زیرا در غیر این صورت نمیتوانند مهربانیِ مادرانهی خویش را نشان دهند!
📚 #انسانی_بسیار_انسانی 🖊 #فردریش_نیچه 📖 #فرهنگ_کتابخوانی@ketabdarmaniii
3 030
ناپلئون پیشترها گفته بود:《یک دکمه به من بدهید، کاری میکنم که مردم آنرا بپرستند و جان خودشان را فدایش کنند!》
تجربهی ناپلئون موفق از کار در آمده است. هر فاشیست یا نازی، علامت حزب خودش را به صورت دکمهای روی یقهی کتاش میچسباند و مدعی است که حاضر است جان خودش را فدای آن کند. این دکمه به کسی که آنرا به سینه زده اطمینان میدهد که از حمایت نیروی مقدسی که در دکمه نهفته، برخوردار است؛ یک فاشیست را از دیگر مردمان متمایز میکند و برتری او را نسبت به مردم فلکزدهای که فاقد آن هستند نشان میدهد.
به نوشتهی روزنامهها، فاشیستهایی هستند که در لحظهی مرگ دکمه را میبوسند، کسان دیگر وصیت میکنند که آنها را با دکمه در قبر بگذارند تا ضامن نجات آنها از دست نیروهای دوزخی باشد، بعضی دیگر دکمه را روی پیشانی بچهی تازه به دنیا آمده میمالند تا برای همیشه زندگی خود را وقف میهن کند.
همینطور دربارهی پرچم: از لحظهای که نمایندهی پیشوا، پرچم انجمن محلی حزب را با دست خود لمس میکند، این پرچم دیگر یک تکه پارچهی ساده و یک چوب دراز نیست، هر سمبل، کمکم با خودِ آن چیزی که نمایندهی آن است یکی میشود.
📚 #مکتب_دیکتاتورها 🖊 #اینیاتسیو_سیلونه@ketabdarmaniii
3 030
گویند که چون آدمی ناچار به ستیز با طبیعت بود و هر دم در بیم یورش همنوعان خود و یا جانداران و یا رخدادهای طبیعی و رویدادهای زمینی بود، به امیدی کشانده میشد، که او را توان و نیرو میبخشید تا با آنها تا سرحد تواناش بجنگد، و چون در این جنگها، پیروزی و شکست بوده است، به گونه آشکار هر انسانی پیروزی خود را درخواست میکرده است. این خواهش و امید، به ماندگار شدن پندار او در پی ناتوانی و ترسی که از شکست و مردن داشته است، او را به خداپرستی کشانده است.
یعنی او نیازمند به نیرویی و نیازمند به شیوههایی نوین در جنگها و نبردهایش با طبیعت و جانداران، برای زیستن بوده است...
📚 #من_با_خدا_رقصیدم 🖊#سیاوش_اوستا 📖 #کتاب_بخوانیم@ketabdarmaniii
3 030
من همیشه زندگانی را به مسخره گرفتم. دنیا، مردم همهش به چشم یک بازیچه، یک ننگ، یک چیز پوچ و بیمعنی است.
📚 #زنده_به_گور 🖊 #صادق_هدایت@ketabdarmaniii
3 030
فایل PDF کتاب:
📚 #دهکدهی_آدمخواران
نویسنده:
🖊 #ژان_تولی
مترجم: ؟ (ویراستار: بهجت نجفی)
120 صفحه
📖 #کتاب_بخوانیم
📘کانال کتابدرمانی
@ketabdarmaniii
3 030
📄 #معرفی_کتاب (شمارهی 493)
📚 #دهکدهی_آدمخواران
🖊 #ژان_تولی
مترجم: ؟ (ویراستار: بهجت نجفی)
120 صفحه
رمان «آدمخواران» یا «دهکدهی آدمخواران» روایتی تکاندهنده از یک واقعهی تاریخی هولناک است. داستان در ۱۶ آگوست ۱۸۷۰، در دهکدهای به نام «اوتفای» (Hautefaye) در جنوب غربی فرانسه رخ میدهد. در بحبوحهی جنگ فرانسه و پروس، مردی جوان به نام «آلن دو مونِی» (Alain de Monéys)، که اهالی او را میشناختند و فردی بیآزار بود، به روستا میآید. بر اثر شایعهای نادرست، او به جاسوسی برای دشمن متهم میشود. در کمتر از چند ساعت، جمعیتی خشمگین از اهالی روستا او را به طرز فجیعی شکنجه کرده و میکشند.
☑️ نقد و دیدگاه شخصی:
«ژانتولی» در بازسازی این حادثهی هولناکِ تاریخی بسیار ضعیف عمل کرده است و در کل در کنار غلو و روایت ضعیف، داستانی پر از اشتباهات عجیب نوشته است. در این متن به گوشههایی از آن میپردازم[اسپویل کتاب]:
در قسمتی از روایت که «آلن» را برای محافظت از مردم به طویلهی شهردار میبرند، نویسنده توضیح نمیدهد که چطور «آنا» سر از آنجا در آورده و «تیباسو»ی چاقو به دست را برای معاشقه به سوی خود میخواند! آنهم در آن شرایط ازدحام و وحشیگری!
«اِلی» مهماندار که خود برای نجات آلن میشتابد و با کمک دوستانش او را از دست جمعیت نجات میداد، در چند صفحهی بعد با تغییر ۱۸۰ درجهای تغییر شخصیت میدهد که ابداً برای خواننده قابل درک نیست!
هر انسان عاقلی با خواندن این روایت از زبان « ژان تولی» در مییابد از لحاظ پزشکی نیز غیرقابلباور است که یک انسان زیر بار این حجم از کتک و شکنجه هنوز هوشیاری داشته باشد و دارای قدرت تحلیل! نویسنده با خود فکر نکرده است که کاراکتر کتابش بعد از چندین ضربه محکم به جمجمهاش چگونه هنوز زنده است یا حداقل بیهوش نشده است؟ یا با بدنی آش و لاش که خون فراوانی از دست داده چطور هنوز با چشم سر افراد را میبیند و میشناسد و یکیک با آنها سخن میگوید!
جناب «ژانتولی» خواننده کتابش را چه فرض کرده که کاراکتر داستانش بعد از ساعتها کتکخوردن و شکنجهی شدید و با پاهایی که نعلشده است با سرعت یک دونده پا به فرار میگذارد؟!!
و...
❌خواندن این کتاب به دلیل بازتاب صحنههای دلخراش برای همهگان مناسب نیست.
🖊: ص.د
⛔️کپی از متن ممنوع
📖 #فرهنگ_کتابخوانی
📘کانال کتابدرمانی
@ketabdarmaniii
3 030
از سپیدهدم تمدن تاکنون، انسانها از دیدن رویدادها همچون مجموعهای نامربوط و توضیحناپذیر، ناخشنود بودهاند. آنها همواره در اشتیاقِ درک نظم نهفته در دل هستی بودهاند. امروزه ما همچنان در آرزوی آگاهی بر آنیم که از کجا آمدهایم و آمدنمان بهر چه بوده است. اشتیاق ژرف بشریت برای دانش، کنکاش مداوم ما را بهخوبی توجیه میکند. ما به هیچوجه به کمتر از توضیح کامل جهانی که در آن به سر میبریم، رضایت نمیدهیم.
📚 #تاریخچه_زمان 🖊 #استیون_هاوکینگ@ketabdarmaniii
3 030
در جوامع سنتی، بسته و مذهبی، رابطهی دختر و پسر از همان آغاز با برچسب «تابو» مواجه است. از کودکی آنها را از یکدیگر دور نگه میدارند و با ترس، تهدید و احساس شرم پرورش میدهند.
شناخت پیش از ازدواج محدود است، دوران نامزدی کوتاه و فضای آمیخته با توهم «آبرو» و «سنگینی» خانوادهها، مجالی برای آشنایی واقعی نمیدهد.
ماحصل چنین فرهنگی چیزی نیست جز طلاق، و در بهترین حالت جدایی عاطفی در زیر سقفی مشترک.
📚 #کدام_یک_دیگری_را_کشت 🖊 #صلاح_دوستی 📖 #کتاب_بخوانیم@ketabdarmaniii
3 030
"سالی" پیش خودش فکر کرد کاش دوباره میتوانست به خدا ایمان داشته باشد، تا فقط از او بپرسد چطور میتواند اینقدر بیرحم باشد؟ 📚اولین تماس تلفنی از بهشت 🖊 #میچ_آلبوم 📖 #فرهنگ_کتابخوانی @ketabdarmaniii
3 030
همیشه وقتی آدمها میخواهند دروغ بگویند قیافهای جدی به خود میگیرند. جدیّتِ رهبران این روزهای ما! زرشک!
📚 #شایو 🖊 #اوسامو_دازای 📖 #کتاب_بخوانیم@ketabdarmaniii
3 030
پدر خدابیامرزم همیشه به من نصیحت میکرد: نامرد اگر پُل شد از روی آن عبور نکن، بگذار آب تو را ببرد.
📚 #سالهای_ابری 🖊 #علیاشرف_درویشیان@ketabdarmaniii
3 030
ببینید، اصلاً این قضیهی تحریمشکنها تمامش جوک است. چرا؟ برای اینکه یک عده داوطلبانه پا پیش میگذارند برای نجات مردم از دست این تحریمها. بعد میبینید بیشتر همکارانشان دنبال پر کردن جیب خودشانند و میفهمند که درآمدش صرف خرید ماشینهای مدل بالا میشود برای روسای تشکیلات. فکر میکنید آسپرین میخرند بدای پابرهنهها، ولی دندهی اتوماتیک کامپیوتری میخرند برای پولدارها.
📚 #رمان_دیکتاتور 🖊 #تامس_کنیلی@ketabdarmaniii
