uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

𝁗𝓩𝖥𝖺𝗅𝗅𝖻𝗋𝗎𝖺𝗋𝗒

𝁗𝓩𝖥𝖺𝗅𝗅𝖻𝗋𝗎𝖺𝗋𝗒

Відкрити в Telegram

˖ ࣪  ·♪  ᳝ 𝖤𝖲𝖳𝖩 ׁ  𝀚⩇⩇:⩇⩇𝀚 ˖ ࣪  ·♪  ᳝ ࣪↵ ˖⎯⎯⎯⎯   𔓕 ⎯⎯⎯⎯  ˖ ‌𐍹ׄ ˊ 🎻 ‌𐍹ׄ ˊ

Показати більше
439
Підписники
-124 години
-57 днів
-1730 днів
Архів дописів
شبتون بخیز

می‌خوابم یکم

یعنی بخوابم؟

کیوت بود
کیوت بود

دوست داشتم با یکی حرف بزنم ولی می‌دونم کار درستی نیست

ای زمین دهن باز کنه برم توش

اورثینک جوری به جونم افتاده که حس میکنم الانه معدمو قلبمو بالا بیارم

چقد ناز
+1
چقد ناز

بهشت را در چنگ داشتم، جهان را زیر پاهایم می‌دیدم. چیزی که مرا وادار میکرد بی وقفه تلاش کنم، رسیدن به معبود بود! او در کانون هستی است چیزی که مدت هاست در آرزوی آن هستم. ای کاش من هم روزی مثل او شوم. نورش وجودم را روشن کرده اما من نمیخواهم شعله کوچکی از او باشم میخواهم خود او باشم. میخواهم به او برسم. این افکار حتی برای فرشته ای مثل من هم شبیه اعتراف به گناه در کلیسا بود. هر بار که نور براقش را میبینم گویی قلبم را در تابوتی از جنس اعتراف های تاریک زندانی کرده ام. قلبم میخواهد او را لمس کند اما من نیز هم میدانم لمس ابدیت روشنایی برای فرشته ی نگون بختی مثل من ممکن نیست. قبل از آن که بخواهم او را لمس کنم با حوا آشنا شدم. حوا زیبا بود لبخندی مرا یاد آن نور زیبا می انداخت. میخواستم او را درون زندان خودم اسیر کنم و هر روز به لبخند خیره شوم؛ اما دریغ از آن که آن ها جفت بودند... درست است معبودم نمی‌گذارد مخلوقاتش طعم تلخ تنهایی را بکشند، همه موجوداتش جز فرشته ی بزهکاری مثل من لوسیفر مورنینگ استار!

اری احمق بود! مرگ را در چشم هایش دیدم. خیانت بر بدنش نقش بسته بود و زندگی ابدی اش بوی تعفن میداد. او دیگر زیبای رنگ پریده من نبود. دیگر نمی‌دانستم او را چه صدا کنم؛ زنی فریبنده با تنی آلوده یا شاید هم یک روح درمانده! سکوت را خودش انتخاب کرد و من فقط از کنارش عبور کردم. حسی به انتخاب های نادرستش نداشتم. حتی معنی عشق را فراموش کرده ام. آه بیچاره من که دل به ابدیت آن خوناشام بسته ام در حالی که زندگی ام مثال فیتیله‌ شمعی در حال سوختن است. شاید او یک خون خوار باشد ولی من هم دست کمی از هیولای باستانی افسانه ها ندارم! احساسات دیگران را میبینم و فقط پوزخند میزنم گویی در جهان من جایی براش وجود ندارد. گوشه ی سینه ام خالی است ای کاش واقعا قلبم را به آن زیبا رو تقدیم میکردم و دیگر در سینه ام نمی کوبید‌.

غمگین چیز ممکن بود که دیدم

خیلی دوست دارم ناراحت باشم ولی اجازشو ندارم

Love Options(연애의 조건) BESTie(베스티).m4a3.00 MB

معلومه احمق بود، خورشید را فروخت تا تکه ای شمع بخرد!

😂😂😂😂😂😂😂😂

نمی‌خوام تصورتون رو به خودم خراب کنم ولی من دقیقا مثل مو صورتی ام😂😂😂😂
نمی‌خوام تصورتون رو به خودم خراب کنم ولی من دقیقا مثل مو صورتی ام😂😂😂😂