کتابفروشی رزا📕🌸
Відкрити в Telegram
رزا هستم😍 بلاگر کتاب و عاشق دنیای متفاوت کتابها🤩📗 اینجا یه عالمه کتاب تو ژانر ها و سلیقه های مختلف براتون معرفی میکنم♥️ یادتون نره به سراسر ایران ارسال داریم✈️ ☎️جهت ارتباط و ثبت سفارش به آیدی زیر پیام دهید: @sweetroza
Показати більше2 001
Підписники
Немає даних24 години
-37 днів
-1430 днів
Архів дописів
1 998
جمله اشنا ای نیست براتون؟😁
راهنمایی خیلی بزرگی کردم تا متوجه بشید جلددوم کدومکتاب امروز به جمع لبه رنگی هامون اضافه شده🤭🙂↔️
1 998
جنازه اولین و تنها پسری که قلبم رو شکست هیچ وقت پیدا نکردن....
و هرگز هم پیدا نمیکنن....!!😶🌫
1 998
رسیدیم به آخر تابستون و سوپرایز های رزا که تمومی نداره قراره تابستونتون هم خیلی خفن تموم کنید...😉🫣
1 998
+1
کوییک سیلور🍷🌙
🌪️ناشر:مات
🌪️ژانر:فانتزی،عاشقانه
🌪️تعداد صفحات:۶۷۲صفحه
🌪️جلد سخت/لبه های نقره ای شاین دار/آستر بدرقه/چاپ اول
🌀قیمت اصلی کتاب:۷۵۰تومان❌
🌀قیمت مخصوص رزا بوکی ها:۶۸۰تومان‼️
➖➖➖
🎊همراه هفت عدد فتو کارت شخصیت ها+آرت بوک+نقشه سرزمین+۷۰تومان تخفیف ویژه رزا بوک
@time_of_study📙
براى خريد كتاب پيام دهيد
@Rosa_bookstore_admin
1 998
معرفی روز سوم کتاب کوییک سیلور🧝🏻♀اونوقت چهطور میتونستم خودم روز از منجلابی به اسم عشق نجات بدم؟ قرار گرفتن در کنارِ کینگفیشر، درست مثل راه رفتن لبهی تیغ عشق و نفرت بود. من قرار بود که به کدوم سمت بیفتم؟
1 998
معرفی روز سوم کتاب کوییک سیلور🧝🏻♀آیا میتونستم به فِیها کمک کنم؟ میتونستم به زیلوران برگردم و برادرم هیدن و اِلروی رو نجات بدم؟ اگر توی بلبشوی این اوضاع، قلبم رو به مردی میدادم که هزاران سال ازم بزرگتر بود و برای همه، تجسمی از مرگ بود، چی؟
1 998
معرفی روز سوم کتاب کوییک سیلور🧝🏻♀اما نمیدونستم که بعد از شناختنِ کینگفیشر، فاصله گرفتن ازش سخت میشه! نمیدونستم که اون واقعاً کیه و در گذشته، چه اتفاقی براش افتاده. اون توسط کوییک سیلور گرفتار شده بود و اگر زنجیرش رو از گردنش بیرون میآوردن، تمام ذهنش در برابر دیوانگیِ کوییک سیلور ناتوان میشد.
1 998
معرفی روز سوم کتاب کوییک سیلور🧝🏻♀اما نه، نباید اجازه میدادم این افکار گریبانگیرم بشن! من یه کیمیاگر لعنتی بودم و تنها وظیفهام اینجا این بود که کوییک سیلور رو بیدار کنم و با ساختن یادگار مقدس، به فیها کمک کنم که توی جنگشون پیروز بشن، و بعد باید به زیلوران برمیگشتم تا برادرم هیدن و مردم بخش سوم رو از خشم ملکه مدرا نجات بدم.
1 998
+1
معرفی روز سوم کتاب کوییک سیلور🧝🏻♀با وجود اینکه کینگفیشر میگفت که دیگه نیازی به خون ندارن، اما نمیتونستم چشم از دندونهاش بردارم. خصوصاً وقتی میخندید و دندونهای نیش تیزش رو به نمایش میگذاشت. میلی عجیب توی دلم وول میخورد. که دلم میخواست اون من رو گاز بگیره!
1 998
+1
معرفی روز سوم کتاب کوییک سیلور🧝🏻♀اما این پایانِ تمام رازها نبود، اون ادامه داد که هزاران سال پیش، اجداد فِیها گرفتار نفرین خون میشن؛ اونها دندونهای نیش تیز داشتن و خونِ همنوعان من رو مینوشیدن.
1 998
معرفی روز سوم کتاب کوییک سیلور🧝🏻♀اون بهم گفت زمانی ایولیا پر از کیمیاگرانی مثل من بوده که از کوییک سیلور استفادههای زیادی میبردن؛ کوییک سیلور ناپایدار هست اما اگر با پوست بدون پوشش برخورد کنه، باعث مرگ اون شخص میشه! پس کیمیاگران کوییک سیلور رو توی یک شیء میذارن تا محافظشون باشه.
1 998
معرفی روز سوم کتاب کوییک سیلور🧝🏻♀اون بینزاکت و رک بود. کاری میکرد که از خجالت سرخ بشم و از عصبانیت دلم بخواد یه مشت توی صورتش بکوبم! اما در عینحال، تنها کسی بود که صادقانه و بیپرده باهام حرف میزد....
1 998
معرفی روز سوم کتاب کوییک سیلور🧝🏻♀اما تحمل کینگفیشر سخت و طاقت فرسا بود؛ اون صورت زیبا و نفسگیری داشت. هربار که بیاختیار بهش زل میزدم، تپش قلبم بالا میرفت و اون با گوشهای تیز و شنوایی بالاش، تاپ تاپ قلبم رو میشنید و مسخرهام میکرد!
1 998
معرفی روز سوم کتاب کوییک سیلور🧝🏻♀من برای برگشتن به زیلوران، مجبور بودم که با کینگفیشر کار کنم، مجبور بودم اون رو تحمل کنم و کاری که ازم میخواد رو انجام بدم، تا بتونم بار دیگه به زیلوران و بخش سوم برگردم و برادرم هیدن رو نجات بدم. البته، این در صورتی بود که برادرم زنده باشه!
1 998
+1
معرفی روز سوم کتاب کوییک سیلور🧝🏻♀کاری که خودم هم نمیدونستم چهطور انجامش دادم، اما به یاد داشتم که از بچگی، هربار بیاختیار و بدون دخالت دست، اشیا رو تکون میدادم!
