کتابفروشی رزا📕🌸
Відкрити в Telegram
رزا هستم😍 بلاگر کتاب و عاشق دنیای متفاوت کتابها🤩📗 اینجا یه عالمه کتاب تو ژانر ها و سلیقه های مختلف براتون معرفی میکنم♥️ یادتون نره به سراسر ایران ارسال داریم✈️ ☎️جهت ارتباط و ثبت سفارش به آیدی زیر پیام دهید: @Rosa_bookstore_admin
Показати більше2 071
Підписники
Немає даних24 години
-67 днів
-2930 день
Архів дописів
2 071
+1
هر جلد قراره با یک چالش جدید رو به رو بشه این تیم نابغه ما از کتاب اول و چالش اولشون با موفقیت عبور کردن وحالا با یکچالش بزرگتر و وحشت ناک تر روبه رو شدن...
2 071
2 071
با جلد دوم دوباره قراره همراه اون اکیپ نخبه ای بشیم که یک تیم مخفی توی اف بی ای تشکیل دادن🫣🤫
2 071
+1
جلد دوم همه نظراتش بالای سه ستاره بودن کم پیش میاد همچین کتابی رو داشته باشیم!..
2 071
برای خوندن جلد دوم نیازه که جلد اول رو خونده باشید!
پس اگه جلد اول رو از دست دادید میتونید الان ثبت سفارشش کنید اونم فقط فقط با قیمت۳۰۰تومان🥹👇🏻
2 071
فقط تا تموم شدن چاپ اول با این قیمت میتونید کتاب رو تهیه کنید بعد از اون افزایش قیمت داره👌
2 071
+2
غریزهی مرگبار👀👣
🧠ژانر:جنایی/عاشقانه/ماجراجویی
🧠ناشر:نون
🧠تعداد صفحات:۳۲۰صفحه
🫷🏻قیمت:۳۹۹تومان🫸🏻
@time_of_study📙
براى خريد كتاب پيام دهيد
@Rosa_bookstore_admin
2 071
معرفی روز دوم کتاب «غریزهی مرگبار»💀اگر درست انجام داده بودى، هنوز میتوانستى فريادهايش را بشنوى. رسانه ها بايد رويت اسم مى گذاشتند. بايد تو را در اخبار معرفى مى كردند، نه او را. او هيج بود. هیچکس نبود. تو خاصش كردى. اما هيچ كس نمى داند تو وجود دارى. مى گویی: ((دوباره انجامش مى دم. دوباره.)) اما صدا میگوید صبركن. میگوید شكيبا باش. هر چه قرار است بشود، به وقتش رخ میدهد
2 071
معرفی روز دوم کتاب «غریزهی مرگبار»💀هيج كس تورانديد. بهتراز اين هستى. اين آزمون را با سربلندى پشت سر گذاشتی. دست وپايش را بستی. داغ زدى. بريدى. آويزانش كردى. تواين كار راكردى. تمامش كردى. اما كافى نيست. خودت راكافى احساس نمى كنى. كافى. قوى. باهوش. شايسته.
2 071
معرفی روز دوم کتاب «غریزهی مرگبار»💀دفعه بعد عجله نخواهى كرد. دفعه بعد لازم نيست چیزی را ثابت کنی. دفعه بعد آهسته تر و بالذت پيش مى روى. ابتدا حس خوبى داشت. ديدن در رفتن جان از چشمانش. كشيدن شستت روى تيغ خون آلود. ايستادن بالاى سرش. قلبت كه تندتر وتندتر مى زد، ضرب آهنگی باشكوه. من اين كار را کردم. من اين كار راكردم. من اين كار راكردم. ما حالا ... حالا شكها مثل كرم در ذهنت ملولند. حسشان مى كنى كه درون مغزت مى خزند وباصدايى اشنا در گوشت زمزمه مى كنند. مى گويند: ((شُل كاركردى. ممكن بودكسى ببيندت)) اماكسى نديد.
2 071
معرفی روز دوم کتاب «غریزهی مرگبار»💀چمن جلوى دفتر رئيس دانشكاه فكر خوبى بود. مى توانستى جنازه را هر كجا رها كنى. لازم نبود خطر ديده شدن را به جان بخرى. ((هيچ كس من رو نديد.)) با رضایتی عميق اين جمله را زمزمه میکنی. ((اما اون رو ديدن.)) خط هايى راكه روى بدنش كشيدى، ديدند. طنابى را که بر گردنش انداختى،ديدند. به آن لحظه فكر میکنی ؛ به چشم هايى كه وقت بيرون رفتن جان از تنش از حدقه بيرون زدند، دست هاى نحيفش كه به بندها فشار مى آوردند، پوست رنگ پريده اش كه رگه هاى باريک و قرمزى داشتند.... لبخند مى زنى. آن لحظه گذشته، اما اين بازى... اين بازى طولانى است.
2 071
معرفی روز دوم کتاب «غریزهی مرگبار»💀وقتى دختر سوار ماشين مى شود، تو آنجایی؛ آماده و منتظر. امروز امتحان داره، اما امتحان تو هم جلويت است. درماشين رامى بندد. براى لحظه كوتاهى نكاهش در آينه وسط به چشمان تو گره مى خورد. تورا میبيند. به جلو يورش مىبرى. دهانش باز مى شود براى جيغ كشيدن، اما تو پارچه ی خيس را محكم روى دهان و بینی اش فشار میدهى. آرام و مثل زمزمه هاى عاشقانه در گوشش، زيرلب مى گويى: ((اگه بذارى، باهات مى جنگه)) بدنش شل مى شود. او رابه صندلى عقب مى كشى وسراغ طناب ها مى روى. دوبار صدارو میشنوی که میگه: ببندش. داغ بزن. ببر. آويزانش كن. اما تازه شروع شده است.
2 071
معرفی روز دوم کتاب «غریزهی مرگبار»💀صدايى از اعماق ذهنت زمزمه مى كند: ((اگه بهش مجال بدى، باهات مى جنگه) توهم آرام زيرلب جواب مى دهى: ((اجازه نمى دم)) گلویت خشك است. آماده اى. هميشه آماده بوده اى. ((دست وپاش رومى بندم.)) صدا دوباره نجوا مى كند: ((ببندش.)) ببندش. داغ بزن. ببر. آویزانش كن. اين همان راهى است كه بايد طى كنى؛ سرنوشتى كه براى اين دختر نوشته شده. نبايد ماشينش را آن قدر دور از ساختمان مرد پارک مى كرد. اصلاً از اول نبايد با او رابطه برقرار مى كرد. نبايد. نبايد. نبايد.
2 071
معرفی روز دوم کتاب «غریزهی مرگبار»💀اولين بارى كه او راديدى، دستياچه بودى. كنار آن بلوط بزرگی ايستاده بود و موهاى بلند وبراقش تا وسط كمرش مى رسيد. اسمش را پرسیدی وهمه چیزش رابه ذهن سپردى. اما حالا اينها دیگر برايت اهميتى ندارد؛ نه اسمش، نه آن درخت، نه حتى اضطرابت. راه زيادى آمده اى. مدت ها منتظر مانده ای.
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
