کتابفروشی رزا📕🌸
Відкрити в Telegram
رزا هستم😍 بلاگر کتاب و عاشق دنیای متفاوت کتابها🤩📗 اینجا یه عالمه کتاب تو ژانر ها و سلیقه های مختلف براتون معرفی میکنم♥️ یادتون نره به سراسر ایران ارسال داریم✈️ ☎️جهت ارتباط و ثبت سفارش به آیدی زیر پیام دهید: @Rosa_bookstore_admin
Показати більше2 068
Підписники
-224 години
-57 днів
-2630 день
Архів дописів
2 068
آفر سه تا از کتاب های محبوب هم دوباره شارژ شده تا هر رزابوکی که این آفر رواز دست داد بتونه دوباره داشته باشه😁
2 068
+3
طلق های کتاب🤩قیمت دو جلد کتاب باهم:۴۲۰تومان به همراه پنج طلق زیبا که از دله داستان کتاب ساخته شدن🥹
آفر های این دو کتاب👇🏻🥳ارسال رایگان+باکس بوم🤯+پنج طلق مخصوص کتاب @time_of_study📙 براى خريد كتاب پيام دهيد @Rosa_bookstore_admin
2 068
+1
کتاب بازنده ام کن و جست و جویم کن✨
دوجلدی دیگه از مجموعه جذابshatter me🌚
🔥ناشر:نشر کتاب مجازی🔥
کتاب بازنده ام کن❤️🔥۲۸۸صفحه/۳۰۰تومان‼️
جست و جویم کن❤️🔥۶۴صفحه/۱۲۰تومان‼️ @time_of_study📙 براى خريد كتاب پيام دهيد @Rosa_bookstore_admin
2 068
احساساتم به آدام روز ب روز بیشتر میشد ...
اما من باید اونو از خودم میروندم ...
ممکنه بهش آسیب برسونم ...
اما بهم گفت که ی شب وقتی که ت سلول بودیم بدن منو لمس کرده!!!
اما مگ میشه؟ چرا هیچ اتفاقی براش نیافتاده؟
آیا کسای دیگ ای هم هستن که از لمس من درامان باشن؟
چه اتفاقی قراره برای من بیفته؟!!
مجبور میشم تن ب خواسته های آرون بدم یا ن؟
2 068
آرون وارنر برای جلب اعتماد منو به جای پیچ ای منتقل کرد ...و اتاق پر از لباس و وسایلی بهم داد ...
اما وقتی ت اتاق تنها شدم ادام اونجا مخفی شده بود...
بهم گفت که آدم آرون نیست میخواد بهم کمک کنه از اینجا فرار کنم....
2 068
اون ریس منطقه 45....
با دیدن آدام کنار آرون متوجه شدم که همه اینا نقشه بوده...
ی نقشه برای سواستفاده از من و قدرتم....!!
اما من نمیخوام این کارو کنم..
نمیخوام سازمان احیا از من ب عنوان ی وسیله برای رسیدن ب هدفاش استفاده کنه...
2 068
ولی ی روز منو ب ی جای دیگ منتقل کردن...
جایی که برای اولین بار اون پسر آشنا شدم ...
پسری جذاب با چشمای سبز گیراااا
2 068
انتظار هر کسی رو داشتم جز اون....
آدام کنت....! هم کلاسی دوران مدرسه ام ...
به خاطر همین تصمیم گرفتم بهش اعتماد کنم...:)
2 068
264 روز از اون اتفاق میگذره و من زندانیم و الان همه زندگیم ب این سلول تنگ و تاریک خلاصه میشه و هیچکسو لمس نکردم ....
تا اینکه قراره ی هم سلولی برای من بفرستن...
2 068
از اون روز ب بعد زندگی من تغییر کرد....
تنها شدم...
پدر مادرم طردم کردن و منو ب سازمان احیا تحویل دادن...!
سازمانی که بعد از نابودیی دنیا و قطحی و خشکسالی سعی در نجات زندگی مردم داشت...
درحالی که واقعیت عکس این رو نشون میداد...
اونا میخواستن همه چیزو نابود کنن ،حتی زبانمونو تا همه چیزو همون طور که میخوان از اول بسازن ...
2 068
من خطرناکم ...
لمس من مرگباره....!!
هرکسی که با پوست من تماس پیدا کنه میمیره....!!
همه چیز از اون روزی شروع شد که من ب طور اتفاقی باعث مرگ ی نفر شدم....🥲
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
