uk
Feedback
کتابفروشی رزا📕🌸

کتابفروشی رزا📕🌸

Відкрити в Telegram

رزا هستم😍 بلاگر کتاب و عاشق دنیای متفاوت کتاب‌ها🤩📗 اینجا یه عالمه کتاب تو ژانر ها و سلیقه های مختلف براتون معرفی میکنم♥️ یادتون نره به سراسر ایران ارسال داریم✈️ ☎️جهت ارتباط و ثبت سفارش به آیدی زیر پیام دهید: @Rosa_bookstore_admin

Показати більше
2 067
Підписники
-124 години
-37 днів
-1930 день
Архів дописів
اما در کسری از ثانیه، همه‌جا تاریک می‌شه و صدای جیغ و ناله‌ای گوش‌خراش توی فضا می‌پیچه و چند لحظه بعد....👀جنازه‌ی بیلی درحال
اما در کسری از ثانیه، همه‌جا تاریک می‌شه و صدای جیغ و ناله‌ای گوش‌خراش توی فضا می‌پیچه و چند لحظه بعد....👀جنازه‌ی بیلی درحالی که کوچک‌ترین رد و اثری از زخم روی بدنش نیست و چشم‌هاش از حدقه بیرون زدن، روی زمین میفته!

رز که حالا یه زن بی‌خانمان شده و توی خیابون‌ها پرسه می‌زنه که سه‌تا پسر جلوش رو می‌گیرن! یکی از اون پسرها، "بیلی بارنس" هست؛
+1
رز که حالا یه زن بی‌خانمان شده و توی خیابون‌ها پرسه می‌زنه که سه‌تا پسر جلوش رو می‌گیرن!
یکی از اون پسرها، "بیلی بارنس" هست؛ پسری که شروع می‌کنه به مسخره کردن رز، و اون رو تهدید می‌کنه تا داستان بانشی‌ها رو براشون تعریف کنه، وگرنه با چاقو اون رو زخمی می‌کنه.

تا این‌که بیس‌وپنج‌سال از اون روز می‌گذره و توی سال ۲۰۱۴ یه قتل دیگه رخ می‌ده! درست شب هالووین، و این‌بار هم انگشت‌های اتهام
تا این‌که بیس‌وپنج‌سال از اون روز می‌گذره و توی سال ۲۰۱۴ یه قتل دیگه رخ می‌ده! درست شب هالووین، و این‌بار هم انگشت‌های اتهام به سمت رز ولان دراز شده!

مردم حرف‌های رز رو باور نکردن و همچنان اون رو قاتل اون سه زن می‌دونستن... اما در نهایت، رز بدون محکومیت آزاد می‌شه. ولی دیگه
مردم حرف‌های رز رو باور نکردن و همچنان اون رو قاتل اون سه زن می‌دونستن... اما در نهایت، رز بدون محکومیت آزاد می‌شه. ولی دیگه هیچ شباهتی به اون زن محترم گذشته نداره و انگار عقلش رو از دست داده!

صدای جیغش خراش می‌اندازه روح و روان آدم! همه می‌گفتن اگر بانشی دنبال آدم بیاد، فرار ممکن نیست. مرگ حتماً سر و کله‌اش پیدا می‌
صدای جیغش خراش می‌اندازه روح و روان آدم! همه می‌گفتن اگر بانشی دنبال آدم بیاد، فرار ممکن نیست. مرگ حتماً سر و کله‌اش پیدا می‌شه؛ اما نه همیشه به شکل طبیعی!

بانشی توی افسانه‌ها، موجودی زن‌نماست که قبل از مرگ کسی، با فریادها و ناله‌هاش خبر از اومدن مرگ می‌ده.‌...
بانشی توی افسانه‌ها، موجودی زن‌نماست که قبل از مرگ کسی، با فریادها و ناله‌هاش خبر از اومدن مرگ می‌ده.‌...

پلیس رز رو دستگیرش کرد، اما رز هیچ حرفی نزد. نه دفاع، نه انکار، نه توضیح! فقط و فقط سکوت مطلق.... تا یک سال بعد. وقتی بالاخره
پلیس رز رو دستگیرش کرد، اما رز هیچ حرفی نزد. نه دفاع، نه انکار، نه توضیح! فقط و فقط سکوت مطلق.... تا یک سال بعد. وقتی بالاخره به حرف اومد، گفت قاتل اون سه زن، انسان نبود. گفت که بانشی بوده.

رز معتقد بود که هنوز هم در این شهر، زخم‌های اون سال‌ها التیام پیدا نکرده و گذشته، به‌شکلی شوم و خاموش، در حال نفس کشیدنه. اما
رز معتقد بود که هنوز هم در این شهر، زخم‌های اون سال‌ها التیام پیدا نکرده و گذشته، به‌شکلی شوم و خاموش، در حال نفس کشیدنه. اما حالا، خودش مظنون یه قتل سه‌گانه بود.

اون زمان، توی همون شهر سیلم، زنان زیادی به اتهام جادوگری شکنجه و اعدام شدن... اما نه با جوخه‌ی اعدام، بلکه با درخت! و بعد از
اون زمان، توی همون شهر سیلم، زنان زیادی به اتهام جادوگری شکنجه و اعدام شدن...
اما نه با جوخه‌ی اعدام، بلکه با درخت! و بعد از اعدام اون‌ها، علاوه بر جنازه‌ی جادوگرها، درختی که پایِ اون اعدام شده بودن هم ناپدید شده بود!

صحنه وحشتناک بود، اما دو نفر از اون شب زنده موندن: یک دختر بچه‌ی هراسون… و زنی به اسم "رز ولان." دختر بچه هیچ چیزی از اتفاقی
صحنه وحشتناک بود، اما دو نفر از اون شب زنده موندن: یک دختر بچه‌ی هراسون… و زنی به اسم "رز ولان." دختر بچه هیچ چیزی از اتفاقی که افتاده بود به‌خاطر نداشت، اما توی دست‌های خراش افتاده‌اش، گلبرگ‌های یه گل دیده می‌شد. رز هم، مورخ و محققی بود که سال‌ها روی محاکمه و اعدام جادوگران توی سال ۱۶۹۲ تحقیق می‌کرد.

تا اینکه سه جسد پیدا شد! سه زن، کنار هم، توی یه گور دسته‌جمعیِ کم‌عمقی توی دل جنگل. گلوی هر سه‌تاشون بریده شده بود و همه‌ی خو
تا اینکه سه جسد پیدا شد! سه زن، کنار هم، توی یه گور دسته‌جمعیِ کم‌عمقی توی دل جنگل. گلوی هر سه‌تاشون بریده شده بود و همه‌ی خون بدنشون رفته بود. انگار که اون‌ها بخشی از یه مراسم شیطانی و ترسناک باشن.

هالووین ۱۹۸۹، شهر تاریخی سیلم، ماساچوست. شبی که قرار بود فقط پر از لباس‌های ترسناک و شیرینی و شوخی باشه، با صدای جیغی در دل ت
هالووین ۱۹۸۹، شهر تاریخی سیلم، ماساچوست. شبی که قرار بود فقط پر از لباس‌های ترسناک و شیرینی و شوخی باشه، با صدای جیغی در دل تاریکی شکافته شد. اما هیچ‌کس اهمیت نداد؛ همه فکر می‌کردن بخشی از نمایش جشنه.

خب بهتره من سریع معرفی کنم تا موجودی کتاب تموم‌نشده😭😂

هنوز معرفی کامل نشده ناشناس و پیوی من منفجر شد😁

بعد از چندوقت بالاخره کتاب جدید رزا همون‌ ژانریه که من دوست دارم😈

رزا جونم از الان بگم که من این کتاب رو میخوامتش😭

انگاری اونها قربانی مراسم های شیطانی بودن....👹
انگاری اونها قربانی مراسم های شیطانی بودن....👹

گلوی هر سه بریده شده بودو بدنشون پر از خون بود....
+1
گلوی هر سه بریده شده بودو بدنشون پر از خون بود....

سه زن کنار هم توی گوره دسته جمعی وسط جنگل رها شده بودن...
سه زن کنار هم توی گوره دسته جمعی وسط جنگل رها شده بودن...