کتابفروشی رزا📕🌸
Відкрити в Telegram
رزا هستم😍 بلاگر کتاب و عاشق دنیای متفاوت کتابها🤩📗 اینجا یه عالمه کتاب تو ژانر ها و سلیقه های مختلف براتون معرفی میکنم♥️ یادتون نره به سراسر ایران ارسال داریم✈️ ☎️جهت ارتباط و ثبت سفارش به آیدی زیر پیام دهید: @Rosa_bookstore_admin
Показати більше2 067
Підписники
-124 години
-37 днів
-1930 день
Архів дописів
2 067
اما در کسری از ثانیه، همهجا تاریک میشه و صدای جیغ و نالهای گوشخراش توی فضا میپیچه و چند لحظه بعد....👀جنازهی بیلی درحالی که کوچکترین رد و اثری از زخم روی بدنش نیست و چشمهاش از حدقه بیرون زدن، روی زمین میفته!
2 067
+1
رز که حالا یه زن بیخانمان شده و توی خیابونها پرسه میزنه که سهتا پسر جلوش رو میگیرن!یکی از اون پسرها، "بیلی بارنس" هست؛ پسری که شروع میکنه به مسخره کردن رز، و اون رو تهدید میکنه تا داستان بانشیها رو براشون تعریف کنه، وگرنه با چاقو اون رو زخمی میکنه.
2 067
تا اینکه بیسوپنجسال از اون روز میگذره و توی سال ۲۰۱۴ یه قتل دیگه رخ میده!
درست شب هالووین، و اینبار هم انگشتهای اتهام به سمت رز ولان دراز شده!
2 067
مردم حرفهای رز رو باور نکردن و همچنان اون رو قاتل اون سه زن میدونستن...
اما در نهایت، رز بدون محکومیت آزاد میشه.
ولی دیگه هیچ شباهتی به اون زن محترم گذشته نداره و انگار عقلش رو از دست داده!
2 067
صدای جیغش خراش میاندازه روح و روان آدم!
همه میگفتن اگر بانشی دنبال آدم بیاد، فرار ممکن نیست. مرگ حتماً سر و کلهاش پیدا میشه؛ اما نه همیشه به شکل طبیعی!
2 067
بانشی توی افسانهها، موجودی زننماست که قبل از مرگ کسی، با فریادها و نالههاش خبر از اومدن مرگ میده....
2 067
پلیس رز رو دستگیرش کرد، اما رز هیچ حرفی نزد. نه دفاع، نه انکار، نه توضیح!
فقط و فقط سکوت مطلق....
تا یک سال بعد. وقتی بالاخره به حرف اومد، گفت قاتل اون سه زن، انسان نبود. گفت که بانشی بوده.
2 067
رز معتقد بود که هنوز هم در این شهر، زخمهای اون سالها التیام پیدا نکرده و گذشته، بهشکلی شوم و خاموش، در حال نفس کشیدنه. اما حالا، خودش مظنون یه قتل سهگانه بود.
2 067
اون زمان، توی همون شهر سیلم، زنان زیادی به اتهام جادوگری شکنجه و اعدام شدن...
اما نه با جوخهی اعدام، بلکه با درخت! و بعد از اعدام اونها، علاوه بر جنازهی جادوگرها، درختی که پایِ اون اعدام شده بودن هم ناپدید شده بود!
2 067
صحنه وحشتناک بود، اما دو نفر از اون شب زنده موندن: یک دختر بچهی هراسون… و زنی به اسم "رز ولان."
دختر بچه هیچ چیزی از اتفاقی که افتاده بود بهخاطر نداشت، اما توی دستهای خراش افتادهاش، گلبرگهای یه گل دیده میشد.
رز هم، مورخ و محققی بود که سالها روی محاکمه و اعدام جادوگران توی سال ۱۶۹۲ تحقیق میکرد.
2 067
تا اینکه سه جسد پیدا شد!
سه زن، کنار هم، توی یه گور دستهجمعیِ کمعمقی توی دل جنگل. گلوی هر سهتاشون بریده شده بود و همهی خون بدنشون رفته بود. انگار که اونها بخشی از یه مراسم شیطانی و ترسناک باشن.
2 067
هالووین ۱۹۸۹، شهر تاریخی سیلم، ماساچوست.
شبی که قرار بود فقط پر از لباسهای ترسناک و شیرینی و شوخی باشه، با صدای جیغی در دل تاریکی شکافته شد. اما هیچکس اهمیت نداد؛ همه فکر میکردن بخشی از نمایش جشنه.
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
