کتابفروشی رزا📕🌸
Відкрити в Telegram
رزا هستم😍 بلاگر کتاب و عاشق دنیای متفاوت کتابها🤩📗 اینجا یه عالمه کتاب تو ژانر ها و سلیقه های مختلف براتون معرفی میکنم♥️ یادتون نره به سراسر ایران ارسال داریم✈️ ☎️جهت ارتباط و ثبت سفارش به آیدی زیر پیام دهید: @Rosa_bookstore_admin
Показати більше2 070
Підписники
-124 години
-67 днів
-3030 день
Архів дописів
2 070
معرفی روز دوم کتاب قدرتمند🌗خیلی ساده بود، خیلی معصوم، و حرفهام رو باور میکرد. اما نمیدونست که توی گذشتهی من، چه رازهای تاریکی پنهان شده. اگر میفهمید چی؟ اگر میفهمید که اون فقط یه وسیلهست؟ وسیلهای که برای رسیدن به هدفهام داشتم ازش استفاده میکردم. اما آیا واقعاً اون واسم بیارزش بود؟ اگر طی زمان بهش دل میبستم چی؟ من خبر نداشتم که آیندهی پیش روی ما دوتا، چهقدر تیره و تاریکه...
2 070
معرفی روز دوم کتاب قدرتمند🌗خیلی زود قبول کرد، و من یک قدم دیگه به خواستهام نزدیک شدم. سعی میکردم باهاش مهربون باشم، جوری که بهم اعتماد کنه. اون رو به آهنگری کوچیکم بردم، جایی که هم خونهام بود، هم محلکارم. روی دیوار سلاح هایی که ساخته بودم آویزون بود، بهش گفتم که من برای آدمهایی که اون بیرون نیاز دادن از خودشون دفاع کنن، سلاح میسازم و بهشون یاد میدم ازش استفاده کنن.
2 070
معرفی روز دوم کتاب قدرتمند🌗بهش گفتم که میخوام وارد قصر بشم و احتیاج دارم که اون برام لباس مامورهای سلطنتی رو بدوزه! و از اونجایی که اون اصلاً بلد نبود دزدی کنه، در ازاش من هم براش آب و غذا فراهم میکردم.
2 070
معرفی روز دوم کتاب قدرتمند🌗واسهی همین دست به کار شدم، قبل از اینکه مامور سلطنتی دستگیرش کنه، اون رو بغل کردم و با قدرت شبحوارم، واردِ دیوارها شدم. حالا اولین قدم رو برای نزدیک شدن بهش برداشته بودم!...
2 070
معرفی روز دوم کتاب قدرتمند🌗اون دختر... میتونست من رو نجات بده. میتونست بهم کمک کنه تا به خواستهام برسم. فردای اون روز، لحظه به لحظه تعقیبش کردم. دیدم که چهطور ناشیانه یه شیرینی قندی دزدید و فرار کرد. خدایِ من اون به شدت ناشی بود و حتی از پس این کار کوچیک هم برنمیاومد.
2 070
معرفی روز دوم کتاب قدرتمند🌗همون موقع بود که دیدم یه دختر با موهای نقرهای هم سوار کالسکه شد. پس اون ناجی نقرهای بود، همون کسی که جون مجری قانون آینده رو نجات داده بود. بین جمعیتی که دور کالسکه جمع شده بودن، دختری رو دیدم که سعی میکرد خودش رو جلو بکشه و در همون حال با ناجی نقرهای خداحافظی میکرد و براش دست تکون میداد.
2 070
معرفی روز دوم کتاب قدرتمند🌗راوی : ماکوتو (ماک) با چشمهای خودم داشتم میدیدم که هرا رو میبردن. اون داشت سوار کالسکه میشد تا به آزمون پاکسازی بره و من تنها کاری که از دستم بر میاومد، این بود که بایستم و از دور این صحنه رو تماشا کنم. میدونستم دیگه هیچ راه بازگشتی وجود نداره و از دستش دادم، اما میخواستم برای آخرینبار باهاش حرف بزنم.
2 070
+1
شما اولین کسایی هستید که قراره ادامه مجموعه پرطرفدار و پرفروش ناتوان رو بخونید 😭✨
قدرتمند الان فقط و فقط مخصوص بچههای منه 🙂↔️🤲🏻
2 070
+3
از دیروز داریم دونه دونه سفارشاتونو ثبت میکنیم بچهها اصلا نگران نباشید همتون ازم هدیه میگیرید 🤭✨
2 070
+2
حواستونن به تفاوت قیمت کتاب هم باشه چون خیلی سریع ممکنه این نسخه رو با این فتو کارت های جذاب از دست بدیدد❌‼️
@time_of_study📙
براى خريد كتاب پيام دهيد
@Rosa_bookstore_admin
2 070
چون این کتاب از دید دوتا کارکتر فرعی بیان میشه میتونیم بفهمیم وقتی کارکترای اصلی نبودن چه اتفاقی افتاده و اینجوری هیچ چیزی رو از دست ندادیم🫡
2 070
این تخفیف ویژه شما رزا بوکی هاست!
و بعد از تموم شدن این نسخه ازکتاب قیمت کتاب به حالت اصلی برمیگرده پس تا از دستش ندادی سریع تر ثبت سفارشش کن😉👇🏻
@time_of_study📙
براى خريد كتاب پيام دهيد
@Rosa_bookstore_admin
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
