uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

کتابفروشی رزا📕🌸

کتابفروشی رزا📕🌸

Відкрити в Telegram

رزا هستم😍 بلاگر کتاب و عاشق دنیای متفاوت کتاب‌ها🤩📗 اینجا یه عالمه کتاب تو ژانر ها و سلیقه های مختلف براتون معرفی میکنم♥️ یادتون نره به سراسر ایران ارسال داریم✈️ ☎️جهت ارتباط و ثبت سفارش به آیدی زیر پیام دهید: @sweetroza

Показати більше
1 984
Підписники
Немає даних24 години
-37 днів
-2230 днів
Архів дописів
«مادونا با پالتوی خز» یه اثر ماندگاره! کتابیه که بید بخونیش تا متوجه بشی گاهی تصورِ ما از یک چیز، یک شخص، یک جایگاه، و یا حتی
+3
«مادونا با پالتوی خز» یه اثر ماندگاره! کتابیه که بید بخونیش  تا متوجه بشی گاهی تصورِ ما از یک چیز، یک شخص، یک جایگاه، و یا حتی تصور ما از خوشبختی، می‌تونه خیلی محدود و کوچیک باشه🫠
در صورتی که زندگی پر از نقص های کوچیک و بزرگه ولی زندگی با نقص‌هاش زیباست.🤩

از نکات مثبت دیگه ی این کتاب اینه که نویسنده دیده منطقی به عشق داره اونقدر احساسی نگاه نمیکنه🫣 رابطه ی بین کارکتر ها پیچیده
از نکات مثبت دیگه ی این کتاب اینه که نویسنده دیده منطقی به عشق داره اونقدر احساسی نگاه نمیکنه🫣
رابطه ی بین کارکتر ها پیچیده است و احساسات بینشون از اون دسته احساساته که با سکوت و نگاه کردن درست میشه🙂‍↔️

[مادونا با پالتوی خز] مفهوم های زیادی داره که یکی از اونا تضاد دنیای بیرون و درونی انسان هاست🥰

لا به لای جملات کتاب اهداف و مفهوم های بزرگی پنهان شدن که با بعد از اتمام کتاب به همه اونها میرسید🫠
لا به لای جملات کتاب اهداف و مفهوم های بزرگی پنهان شدن که با بعد از اتمام کتاب به همه اونها میرسید🫠

شخصیت پردازی این کتاب به شدت عالیه کارکتر رائف افندی نماد یک آدم درونگرا و خاموشه که درونش پر از شور و احساساته مخفی شدست.😄
با خوندن دفترچه‌اش ما بیشتر با روحیاتش  اشنا میشیم🥹

کتاب «مادونایی با پالتوی خز» از نظر احساسی و داستان تا حدِ زیادی شبیه کتاب [شب های روشن] هست👌
کتاب «مادونایی با پالتوی خز» از نظر احساسی و داستان تا حدِ زیادی شبیه کتاب [شب های روشن] هست👌

فکر می‌کنی دلتنگی رو می‌شناسی، بعد «مادونا با پالتوی خز» رو می‌خونی! فکر می‌کنی خوشبختی زودگذر رو درک کردی، بعد این کتاب رو م
فکر می‌کنی دلتنگی رو می‌شناسی، بعد «مادونا با پالتوی خز» رو می‌خونی! فکر می‌کنی خوشبختی زودگذر رو درک کردی، بعد این کتاب رو می‌خونی! فکر می‌کنی عشق یه‌طرفه رو تجربه کردی، بعد این کتابو می‌خونی!

خبر خوب: مردایی که با تموم وجودشون عاشق می‌شن و دل می‌سوزونن، وجود دارن. خبر بد: من گریه کردم.
خبر خوب: مردایی که با تموم وجودشون عاشق می‌شن و دل می‌سوزونن، وجود دارن. خبر بد: من گریه کردم.

اینو می‌گن که «آیا بهتره عاشق بشی و از دست بدی یا اصلاً عاشق نشی؟» جوابش بین سطرای این کتاب زمزمه می‌شه و از قدرت دگرگون‌کنند
اینو می‌گن که «آیا بهتره عاشق بشی و از دست بدی یا اصلاً عاشق نشی؟» جوابش بین سطرای این کتاب زمزمه می‌شه و از قدرت دگرگون‌کننده‌ی عشق میگه، حتی اگه تهش به جدایی ختم بشه.

بریم چندتا از کامنتای مردم رو‌درباره این کتاب ببینیم🤩🥰

اما رائف خبر نداشت که هموم زن قراره روزی تبدیل به بزرگ‌ترین عشق زندگیش بشه و تمام قلب رائف رو ماله خودش کنه🫣

اون حس میکرد که زن توی تابلو رو میشناسه و از این قضیه داشت دیوونه می‌شد هر لحظه بیشتر با نگاه زنِ توی تابلو کرخت تر می‌شد.😶‍
اون حس میکرد که زن توی تابلو رو میشناسه و از این قضیه داشت دیوونه می‌شد هر لحظه بیشتر با نگاه زنِ توی تابلو کرخت تر می‌شد.😶‍🌫

تا به یک تابلو می‌رسه با دیدن اون تابلو زمان برای رائف متوقف شد✨ اون تابلو،تابلوی زنی با پالتوی خز بود که با نگاهی تهی به رو
تا به یک تابلو می‌رسه با دیدن اون تابلو زمان برای رائف متوقف شد✨ اون تابلو،تابلوی زنی با پالتوی خز بود که با نگاهی تهی به رو به رو خیره شده❗️

تا اینکه یک روز سر از نمایشگاه نقاشی در میاره.... بدون هدف شروع میکنه به دیدن آثار هایی که بدون معنی به دیوار زده شدن.همینجور
تا اینکه یک روز سر از نمایشگاه نقاشی در میاره....
بدون هدف شروع میکنه به دیدن آثار هایی که بدون معنی به دیوار زده شدن.همینجور از جلوی تابلوهایی رد میشه که به هیچ عنوان چشمگیر نیستن🫡

کم کم پرسه زدناش توی خیابونا و سرک کشیدنش به کتابخونه و نمایشگاه ها شروع میشه🫣
+1
کم کم پرسه زدناش توی خیابونا و سرک کشیدنش به کتابخونه و نمایشگاه ها شروع میشه🫣

وقتی پای رائف به اروپا میرسه به کل فراموش میکنه که برای چی اونجاست👀 درگیر زیبایی های برلین میشه و مشغول یادگیری زبان آلمانی
وقتی پای رائف به اروپا میرسه به کل فراموش میکنه که برای چی اونجاست👀 درگیر زیبایی های برلین میشه و مشغول یادگیری زبان آلمانی و شناختن مردم اونجا میشه✨

📰اما ماجرا از اونجایی شروع شد که خانواده رائف تصمیم میگرن اونو به آلمان بفرستن تا صابون سازی یاد بگیره و بتونن کارشون رو گست
📰اما ماجرا از اونجایی شروع شد که خانواده رائف تصمیم میگرن اونو به آلمان بفرستن تا صابون سازی یاد بگیره و بتونن کارشون رو گسترش بدن🫴🏻

رائف توی یک شهر کوچیک زندگی میکرده و پدره خشک و سختگیری داشت🫠 از اون پدرهایی که می‌خوان پسرشون درس بخونه و یک تاجر موفق بشه
+1
رائف توی یک شهر کوچیک زندگی میکرده و پدره خشک و سختگیری داشت🫠
از اون پدرهایی که می‌خوان پسرشون درس بخونه و یک تاجر موفق بشه نه فقط یک نقاش خیال پردازِ خجالتی😶

باخوندن اولین خط وارد یک دنیای دیگه شدم..🫧 اونجا یک رائف دیگه رو دیدم ولی اون جوون‌تر و زنده‌تر بود🙂‍↔️
باخوندن اولین خط وارد یک دنیای دیگه شدم..🫧 اونجا یک رائف دیگه رو دیدم ولی اون جوون‌تر و زنده‌تر بود🙂‍↔️

برای شروع بیاید امتیاز بالای این کتابو توی سایت ها ببینیم😍 📌فقط و فقط تا امشب میتونید ثبت سفارش کنید📌
+1
برای شروع بیاید امتیاز بالای این کتابو توی سایت ها ببینیم😍
📌فقط و فقط تا امشب میتونید ثبت سفارش کنید📌