uk
Feedback
کتابفروشی رزا📕🌸

کتابفروشی رزا📕🌸

Відкрити в Telegram

رزا هستم😍 بلاگر کتاب و عاشق دنیای متفاوت کتاب‌ها🤩📗 اینجا یه عالمه کتاب تو ژانر ها و سلیقه های مختلف براتون معرفی میکنم♥️ یادتون نره به سراسر ایران ارسال داریم✈️ ☎️جهت ارتباط و ثبت سفارش به آیدی زیر پیام دهید: @Rosa_bookstore_admin

Показати більше
2 007
Підписники
-424 години
-77 днів
-1930 днів
Архів дописів
وسط یکی از سردترین شب‌های دسامبر، ماشین در یک جاده‌ی خلوت و دورافتاده متوقف میشه. 😬 گریسون رو درحالی‌که فقط لباس زیر پوشیده،
وسط یکی از سردترین شب‌های دسامبر، ماشین در یک جاده‌ی خلوت و دورافتاده متوقف میشه. 😬 گریسون رو درحالی‌که فقط لباس زیر پوشیده، از ماشین پیاده می‌کنن و یک پاکت ضخیم پول همراه با یک کارت راهنما بهش میدن.👀 بعد هم بدون هیچ توضیح اضافه‌ای سوار میشن و میرن.🙃 حالا گریسون هاثورن، پسری که همیشه لباس‌های مرتب و کت‌وشلوارهای بی‌نقص می‌پوشه و حتی وسط بدترین بحران‌ها ظاهرش رو حفظ می‌کنه🫣💔🤌 نیمه‌برهنه کنار جاده‌ای یخ‌زده ایستاده و باید منتظر اولین ماشینی بمونه که از اونجا رد میشه! 🤧 با این حال حتی این وضعیت هم نمی‌تونه غرورش رو کاملاً از بین ببره.😌🤌

حالا وقت شب جبران رسیده بود.🙌😈 طبق قراردادی که خود گریسون هم قبلاً امضاش کرده، کسی که وظیفه‌ی برادریش رو زیر پا بذاره باید
حالا وقت شب جبران رسیده بود.🙌😈 طبق قراردادی که خود گریسون هم قبلاً امضاش کرده، کسی که وظیفه‌ی برادریش رو زیر پا بذاره باید سه مجازات تعیین‌شده توسط بقیه رو بدون اعتراض انجام بده. 👀‼️🔥 گریسون می‌تونه حدس بزنه جیمسون و زندر برای تحقیر کردنش ایده‌های زیادی دارن، ولی چون قول داده، راهی برای فرار نداره. 🫠💔 پس بدون اینکه ترس یا نگرانی خودش رو نشون بده، همراهشون میره؛ 🙃 درحالی‌که کاملاً مطمئنه هر اتفاقی قرار باشه بیفته، با خونسردی از پسش برمیاد.🤧 ولی مجازات اول خیلی زود نشون میده برادرهاش دقیقاً نقاط ضعفش رو می‌شناسن.😈

برادرهای هاثورن بین خودشون یک قانون خیلی جدی دارن.🙂‍↔️ هر وقت یکی از اون‌ها پیام «۹۱۱» می‌فرسته، یعنی به برادرهاش نیاز داره
برادرهای هاثورن بین خودشون یک قانون خیلی جدی دارن.🙂‍↔️ هر وقت یکی از اون‌ها پیام «۹۱۱» می‌فرسته، یعنی به برادرهاش نیاز داره و بقیه باید بدون سؤال خودشون رو برسونن.👀🤌 مهم نیست کجا باشن، چه کاری داشته باشن یا درخواست چقدر عجیب به نظر برسه.🙃 اما مدتی قبل، وقتی زندر برای یک شب کارائوکه پیام ۹۱۱ فرستاده بود، گریسون پیامش رو دیده و عمداً نادیده گرفته بود.🤯 شاید از نظر گریسون موضوع آن‌قدرها اضطراری نبود، ولی برای برادرهاش شکستن قانون، شکستن اعتماد بین خودشون محسوب می‌شد. 🫠💔

متن داستان شماره 5 یک شب هاثورنی (داستان شب تنیبه گریسون) همه‌چیز از شبی شروع میشه که گریسون هاثورن، مثل همیشه با برنامه و کن
متن داستان شماره 5 یک شب هاثورنی (داستان شب تنیبه گریسون)
همه‌چیز از شبی شروع میشه که گریسون هاثورن، مثل همیشه با برنامه و کنترل کامل رفته توی اتاقش که بخوابه؛😴 ولی نیمه‌شب با چیزی بیدار میشه که اصلاً انتظارش رو نداره: 🫣 یک توله‌سگ کوچولو به اسم تیرامیسو پنینی هاثورن که زندر آورده و مستقیم گذاشته روی تختش! 🐶 گریسون هنوز درست نفهمیده چه خبره که متوجه میشه این فقط یک شوخی معمولی از طرف زندر نیست. 🫠 نش، جیمسون و زندر همگی منتظرش هستن و امشب بالاخره قراره تاوان کاری رو بده که مدتی قبل انجام داده بود؛ یا بهتره بگیم کاری که انجام نداده بود. 👀❤️‍🩹 و فکر میکرد که این توله سگ تاوانشه اما نمیدونست که شبش تازه داره شروع میشه!🙂‍↔️

سلام بچه هاا حضوری بزنید که معرفی شروع کنم❤️‍🔥💃🏻

قرار وارد 8 ماجرای خفن بشید💃🏻❤️‍🔥✨️ ماجراهایی که هر صفحه قرار آدرنالین خونتون ببره بالا🙂‍↔️🩸🙌 بازی های خاص هاثورن ♟️🔥✨
قرار وارد 8 ماجرای خفن بشید💃🏻❤️‍🔥✨️ ماجراهایی که هر صفحه قرار آدرنالین خونتون ببره بالا🙂‍↔️🩸🙌 بازی های خاص هاثورن ♟️🔥✨️ رقابت و کشف راز های عجیب👀‼️ عمارت های مجلل سفر هایی که اصلا قرار نیست یک سفر ساده باشه🤯🔥 و چهار برادری که هر کدام راز مخصوص خودشون دارن🙃

ولی این جلد ماجراهای عاشقانش بیشتر از جلد های دیگست💃🏻😻❤️‍🔥 قرار کلی قسمت های عاشقانه ببینیم👀💗✨️
ولی این جلد ماجراهای عاشقانش بیشتر از جلد های دیگست💃🏻😻❤️‍🔥 قرار کلی قسمت های عاشقانه ببینیم👀💗✨️

جلد پنجم با همه جلد ها فرق داره👀📚✨️ داخل کتاب فقط یک ماجرا و یک داستان نیست چندین داستان هست😻🙌 مبهم هایی در داخل کتاب ادا
جلد پنجم با همه جلد ها فرق داره👀📚✨️ داخل کتاب فقط یک ماجرا و یک داستان نیست چندین داستان هست😻🙌 مبهم هایی در داخل کتاب ادامه خیلی از رابطه ها و افشا شدن کلی از راز ها🙂‍↔️ قدم گذاشتن در لحظه ها🙃 یک لحظه در گذشته یک لحظه در حال یک لحظه در آینده❤️‍🔥✨️

برای بچه هایی که میخوان از ما تازه خریداری کنند🙃 خرید از نوع هزینه درب منزل عالیه 👀🤌 شما فقط هزینه پست پرداخت میکنید هزینه اصلی کتاب درب منزلتون پرداخت میکنید 🙂‍↔️ اینطوری حتی دیگه نگران نمیشین که کتاباتون دستتون نمیرسه 😻💗

*🚫قیمت کل پک ۴/۵۳۰🚫 ‼️با تخفیف ۴/۱۳۰‼️* _🔥حالا رزا بوک به این پک جذاب ۴۰۰ هزار تومان به شما تخفیف داد🔥 به شما شرایط خرید
+2
*🚫قیمت کل پک ۴/۵۳۰🚫 ‼️با تخفیف ۴/۱۳۰‼️* _🔥حالا رزا بوک به این پک جذاب ۴۰۰ هزار تومان به شما تخفیف داد🔥 به شما شرایط خرید قسطی🙂‍↔️ و درب منزل هم به شما قشنگ ها داد❤️‍🔥 رزا بوک همیشه هوای خانواده خودش داره🥹♥️✨️_

شما یک پک خفن میگیرید😻📚✨️ این پک یک شاهکار اعظمه پر فروش ترین کتاب دنیا در چندین سال پشت سرهم🙂‍↔️🔥🙌 تازه رزا بوک کل پک با ۴۰۰ هزار تومان تخفیف اماده🤯‼️

اگه بخوان کل پک خریداری کنید *‼️((۴۰۰ ))هزار تومان هم تخفیف میگیرید‼️*
اگه بخوان کل پک خریداری کنید *‼️((۴۰۰ ))هزار تومان هم تخفیف میگیرید‼️*

📌برای کسایی که نخوندن و دوست دارن از اول مجموعه شروع به خوندن کنن خبر خوب داریمممم😻🙌

کی بازی میراث خونده و کیا نخوندن؟؟
Anonymous voting

سلاممم بچه ها چطورینننن

*کتاب_بازی های ناگفته♟️🔥✨️* ادامه مجموعه میراث😻 جلد پنجم مجموعه جذاب و معمایی عاشقانه میراث هست📚❤️‍🔥✨️ انتشارات:: نشریه ن
+2
*کتاب_بازی های ناگفته♟️🔥✨️*
ادامه مجموعه میراث😻 جلد پنجم مجموعه جذاب و معمایی عاشقانه میراث هست📚❤️‍🔥✨️
انتشارات:: نشریه نون❤️‍🔥✨️ ژانر کتاب:: معمایی ، رقابت ، بازی، عاشقانه♥️✨️ نوع جلد :: جلد شومیز😻✨️ 🦋[[تعداد صفحات :: ۳۶۸ صفحه]]🦋 *❤️‍🔥‼️قیمت :: ۹۲۰‼️❤️‍🔥* 📌براى خريد كتاب پيام دهيد🎀✨️ @Rosa_bookstore_admin

ایوری می‌خواهد بداند چه کسی این بلا را سرش آورده، کجا بوده و چرا این‌همه ساعت ناپدید شده است؛🥺💔✨️ اما جیمسون حتی یک جواب هم
ایوری می‌خواهد بداند چه کسی این بلا را سرش آورده، کجا بوده و چرا این‌همه ساعت ناپدید شده است؛🥺💔✨️ اما جیمسون حتی یک جواب هم نمی‌دهد.🫠 و درست همین‌جا، داستان به اولین اوجش می‌رسد؛ 🔥☠️✨️ جایی که می‌فهمیم تمام آن بازی‌های عاشقانه، معماها و گردش در کوچه‌های پراگ، در واقع فقط مقدمهٔ ورود به رازی بسیار خطرناک‌تر بوده‌اند؛🤯‼️🤌 رازی که جیمسون از همان روز اول دنبالش بوده و حالا بهایش را با خون روی گردنش پرداخته است.☠️🩸✨️

جیمسون چهارده ساعت ناپدید شده. نه تلفنش پیدا می‌شود، نه اثری از او هست.🫠💔✨️ حتی اورن، که همیشه خونسرد است، احتمال می‌دهد کس
جیمسون چهارده ساعت ناپدید شده. نه تلفنش پیدا می‌شود، نه اثری از او هست.🫠💔✨️ حتی اورن، که همیشه خونسرد است، احتمال می‌دهد کسی او را ربوده باشد. ☠️🥀✨️ ایوری اما فقط یک فکر دارد؛ این اتفاق به همان رازی ربط دارد که جیمسون حاضر نبود درباره‌اش حرف بزند.‼️👀🤌 وقتی بالاخره درِ مخفی سوئیت هتل باز می‌شود، ایوری تقریباً نفسش بند می‌آید.😵‍💫 جیمسون برگشته... اما نه آن جیمسونی که سه روز پیش دیده بود.🫠💔 روی گردنش بریدگی عمیقی با چاقو دیده می‌شود. چند دکمهٔ پیراهنش کنده شده، لباسش پر از خاکستر است و بوی دود و آتش می‌دهد؛ ☠️🩸✨️ انگار از دل یک آتش‌سوزی بیرون آمده باشد. 👀🔥 با این حال، مثل همیشه فقط لبخند می‌زند و همه‌چیز را با یک شوخی بی‌اهمیت جلوه می‌دهد.🙃🥀✨️

ایوری ساعت‌ها در خیابان‌های سنگفرش‌شدهٔ شهر می‌گردد. از یادبودهای جنگ جهانی دوم سر درمی‌آورد، با مردم محلی حرف می‌زند، دنبال
ایوری ساعت‌ها در خیابان‌های سنگفرش‌شدهٔ شهر می‌گردد. از یادبودهای جنگ جهانی دوم سر درمی‌آورد، با مردم محلی حرف می‌زند، دنبال پلاک‌های قدیمی می‌گردد و هر بار که فکر می‌کند معما را حل کرده، جیمسون چند قدم جلوتر از اوست.🫠❤️‍🔥🤌 رد سرنخ‌ها در نهایت به کلیسای سنت جیمز می‌رسد؛ جایی که بازوی خشک‌شدهٔ یک دزد قرن‌هاست از سقف آویزان مانده.☠️ ایوری مطمئن است این همان مقصد است، اما درست همان لحظه جیمسون دوباره ظاهر می‌شود، با همان نگاه بازیگوش.🙃 «دوباره حدس بزن.» و قبل از اینکه ایوری بتواند چیزی بپرسد، دوباره ناپدید می‌شود.👀🥀✨️ ایوری تازه می‌فهمد اصلاً دنبال جواب معما نبوده؛ جیمسون از اول می‌خواسته او سؤال درست را پیدا کند.🙂‍↔️ اما درست وقتی این بازی در گذشته جریان دارد، داستان مدام به زمان حال می‌پرد. جایی که همه‌چیز به هم ریخته است.🫠⏳️✨️

ایوری سعی می‌کند از زیر زبانش بکشد. حدس می‌زند شاید چیزی پیدا کرده، شاید با کسی روبه‌رو شده یا شاید وارد جایی شده که نباید.🫠
ایوری سعی می‌کند از زیر زبانش بکشد. حدس می‌زند شاید چیزی پیدا کرده، شاید با کسی روبه‌رو شده یا شاید وارد جایی شده که نباید.🫠 اما جیمسون فقط لبخند می‌زند؛ همان لبخند همیشگی که یعنی «خودت باید پیداش کنی.»⁉️🙃 بعد پیشنهاد یک بازی جدید را می‌دهد. ‼️🎮✨️ نه یک بازی معمولی؛ یک بازی کاملاً هاثورنی. هر کدام باید برای دیگری معمایی پنج‌مرحله‌ای طراحی کنند. 🃏✨️🔥 برنده، آخرین روز سفر را تعیین می‌کند. ایوری قبول می‌کند، اما ته دلش می‌داند این بازی فقط بازی نیست. 👀🕹✨️ جیمسون عمداً دارد او را به سمتی می‌برد.🫠 صبح روز بعد، اولین سرنخ را داخل چاقوی قدیمی جیمسون پیدا می‌کند؛🗡 شعری عجیب، پر از اشاره به جنگ، دزدی، تاریخی مربوط به قرن شانزدهم و ساعتی نامفهوم.👀⏳️✨️ از همان لحظه، پراگ تبدیل به صفحهٔ یک بازی بزرگ می‌شود.♟️✨️