Abyss of Ideas
Відкрити в Telegram
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود / زنهار از این بیابان وین راهِ بی نهایت @morshed65
Показати більше1 073
Підписники
Немає даних24 години
+37 днів
+2930 днів
Архів дописів
1 073
Repost from نطقیات
💢درسگفتار فلسفه اسپینوزا ( متن خوانی کتاب اخلاق اسپینوزا )
👤دکتر محمدتقی طباطبایی
🎓مقطع: کارشناسی ارشد - دانشگاه تهران
🗓 نیمسال دوم ۱۳۹۹ - ۱۴۰۰
🔺 منبع اصلی درس کتاب اخلاق اسپینوزا است و برنامه ما در درس اسپینوزا این است که ما یک بار کامل این کتاب را از آغاز تا پایان بحث می کنیم که این یک تجربه یگانهای است چون تفکر اسپینوزا در کتاب اخلاق بسیار بسیار منسجم است و تقریبا بیشتر زمینههای بحث متافیزیکی را پوشش میدهد، چه در امور عامه، چه در شناخت و چه در بحث عواطف و اخلاق و حتی بنیادهای بحث فلسفه سیاسی و اجتماعی را هم در این کتاب خواهیم دید بنابراین کتاب بسیار بسیار مفیدی خواهد بود.
#طباطبایی
#اسپینوزا
#صوتی
♦️♦️♦️
t.me/nutqiyyat
1 073
💽 Album: Berlioz: Symphonie fantastique
👤 Artist: London Symphony Orchestra
📅 Date: 2001-02-12
🎧 Tracks amount: 6
1 073
Repost from The.Voice.Of.Life
بخش پنجم: رویای سَبَت جادوگران — او خود را در سبت میبیند، در میان دستهای ترسناک از از اشباح، ساحران، هیولاهایی از هر نوع، که برای خاکسپاریاش جمع شدهاند. سروصدایی عجیب، نالهها، غرشهای خنده، فریادهایی در دوردست که فریادهایی دیگر گویی پاسخشان را میدهند. ملودی عزیز دوباره پدیدار میگردد، اما خصیصهی نجابت و خجالت خود را از دست داده است*؛ حالا چیزی بیشتر از یک ملودی رقص نیست، خبیثانه، مبتذل و گروتسک؛ معشوقش است، آمده تا به سبت بپیوندد. — فریادی از سر شادیِ رسیدن او. — او مشغول این عیاشی شیطانی میشود. — ناقوس خاکسپاری، پارودی مضحک دیِس ایره، رقص دایرهوار جادوگران. رقص سَبَت و دیس ایره باهم ترکیب میشوند***.
* به ملودی تغییرشکلیافته در 1:28 دقت کنید. ملودی معشوق در طول موومان با این ریتم جدید تکرار میشود. پاگانینی پیشتر از برلیوز ریتمی مشابه را برای رقص جادوگران خود استفاده کرده بود.
دربارهی دیس ایره در این پست بیشتر بخوانید. (#DiesIrae)
*** در 9:07.
@TheVoiceOfLife
1 073
Repost from The.Voice.Of.Life
بخش چهارم: مارش به سکوی اعدام — هنرمند، که قانع شده عشقش پاسخی ندارد، خود را با تریاک مسموم میکند*. دوز مصرفی، که کمتر از آن است که او را بکشد، او را بهخوابی با وحشتناکترین تصاویر فرومیبرد. او در رویا میبیند که معشوقش را کشته، که محکوم شده و به سکوی اعدام برده میشود، و این که شاهد اعدام خود است. دستهی راهپیمایان به سکو نزدیک میشود با صدای مارشی که گاه تاریک و خشمگین، گاه درخشان و تشریفاتی است، که در آن سروصدای خفهی قدمهای سنگین بدون گذاری جای خود را به بلندترین خروشها میدهند. در پایان مارش، چهار میزان اول ایدهفیکس دوباره ظاهر میشود**.
* در برخی تفسیرها این واقعه را متعلق به پایان موومان قبلی میدانند، و پاسخ ندادن چوپان دوم را اشارهای به مسمومیت و بیهوشی آهنگساز.
** در 4:15. میتوان تصور کرد که آهنگساز پیش از اعدام دوباره تصویر معشوق خود را میبیند، سپس گردنش را میزنند. کوبش ارکستر و پیتزیکاتوهای پس از ملودی نمایانگر قطع شدن سر آهنگساز و غلتیدن آن است.
@TheVoiceOfLife
1 073
Repost from The.Voice.Of.Life
بخش سوم: صحنهی دشتها — او، که خود را عصری در روستا مییابد، در دوردستها صدای دو چوپان را میشنود که در گفتگویی ملودی Ranz des Vaches را مینوازند*. این دوئت روستایی، مناظر، خشخش آرام درختها در دستان نرم باد، این امید که بالاخره چیزی برای سرگرم شدن یافته — همگی آرامشی نامأنوس به قلبش میبخشند، و رنگی سرزندهتر به افکارش. او دربارهی تنهایی خود تأمل میکند؛ امیدوار است که تنهاییاش بهزودی پایان یابد. — اما اگر معشوقش فریبش داده باشد چه! — اختلاط امید و ترس سوژهی موومان آداجیو را شکل میدهند**. در پایان، یکی از چوپانان Ranz de Vanches را از سر میگیرد؛ دیگری اما پاسخی نمیدهد***.
* از ملودیهای اصیل اروپایی که چوپانان آلپ سوئیس با ساز هورن مخصوص خود مینواختند. ملودی را یک کرآنگله در ارکستر مینوازد و پاسخ آن را یک ابوا در میان تماشاگران میدهد.
** به آشفتگی موسیقی در 7:21 هنگامی که ملودی معشوق ظاهر میشود دقت کنید.
*** پاسخ ندادن ابوا در پایان موومان میتواند جنبهای نمادین داشته باشد، که درواقع در ابتدا آهنگساز تنها تصور میکرده پاسخی میشنیده، اما زمانی که به فریب معشوق خود پی میبرد، این امید و پاسخ خیالی محو میگردد.
@TheVoiceOfLife
1 073
Repost from The.Voice.Of.Life
بخش دوم: ضیافت رقص — هنرمند خود را در متغیرترین موقعیتها مییابد — در میان غوغای یک مهمانی، در تأمل آرامشبخش در زیباییهای طبیعت؛ اما همهجا، در شهر، در روستا، تصویر معشوق پیش او پدیدار میشود و آرامش ذهنی او را بههم میزند.
* والس این موومان یک بازنمایی از ضیافت شهری است. در 2:00 ملودی معشوق دوباره ظاهر میشود. محیط روستایی اشاره به موومان بعد است، چرا که در پایان موومان رقص، آهنگساز در یک آشفتگی حاصل از ایدهفیکس معشوق از شهر فرار میکند، این امید که دوری از شهر و معشوق آشفتگی ذهنش را التیام بخشد.
@TheVoiceOfLife
1 073
Repost from The.Voice.Of.Life
یادداشتهای آهنگساز:
بخش اول: اوهام و هوسها — نویسنده تصور میکند که موسیقیدانی جوان، مبتلا به مرضی اخلاقی که نویسندهای مشهور* آشفتگی غرایز انسانی مینامد، برای اولین بار زنی را میبیند که تمام جذابیات موجودی ایدهآل که در رویاهایش پرورده بود دارد، و مستأصلانه بهدام عشقش گرفتار میشود. در هوسی غریب، هرگاه تصویر معشوق پیش چشمان ذهن هنرمند پدیدار میگردد، با اندیشهای موسیقایی پیوند دارد که خصوصیتی شهوتانگیز و درعینحال نجیب و خجل دارد، که او آن را به ابژهی عشق خود نسبت میدهد.
تصویر ملودیک و مدلی که منعکس میکند، بهسان یک ایدهفیکس** دوگانه پیوسته او را دنبال میکند. به همین دلیل است پدیدار گشتن دائمی ملودی در هر موومان سمفونی، که در موومان آلگروی ابتدایی آغاز میشود. گذار از این هوس مالیخولیایی، که با اندکی لذتهای بیاساس مختل میشود، به هوسی آتشین، با حرکات از سر خشم، از سر حسادت، بازگشتهای عطوفتآمیزش، اشکهایش، تسلیهای مذهبیاش — همگی اینها سوژهی موومان اول را شکل میدهند.
* نویسندهی مورد نظر فرانسوا رنه دو شاتوبریان است.
** ایدهفیکس معادل فرانسوی همان لایتموتیف است. منظور در اینجا ملودیای است که در 5:30 آغاز میشود. این ملودی بهعنوان انعکاسی از حضور معشوقهی آهنگساز در تمام سمفونی تکرار میشود.
@TheVoiceOfLife
1 073
Repost from The.Voice.Of.Life
هکتور برلیوز در تابستان ۱۸۲۷ و با تماشای اجرایی از هملت شکسپیر عاشق هریت اسمیتسون بازیگر ایرلندی نمایش شد. هریت اسمیتسون به هیچکدام از نامههای عاشقانهی فراوان برلیوز پاسخی نداد و در ۱۸۲۹ فرانسه را بدون دیدن او ترک کرد. برلیوز در ۱۸۳۰ سمفونی فانتاستیک خود را بهعنوان بیان توهمات عاشقانهی خود نوشت و یادداشتی کامل را برای برنامهی سمفونی خود تهیه کرد. اسمیتسون در ۱۸۳۲ بهواسطهی دوستی مشترک به تماشای اجرای سمفونی فانتاستیک رفت و بلافاصله دریافت که برنامهی سمفونی وصف عشق بیمارگونهی برلیوز به اوست. آنها پس از آن ملاقاتهایی داشتند و نقل است که برلیوز با خوردن دوز کشندهی تریاک از اسمیتسون خواستگاری کرد — پس از این که اسمیتسون از روی ترس به او پاسخ مثبت داد، برلیوز از جیبش پادزهری درآورد و خود را درمان کرد. آنها سرانجام زندگی مشترک کابوسوار خود را آغاز کردند که موفقیت هنری برلیوز اسمیتسون را منزوی و حسود کرد و آنها پس از دَه سال از هم جدا شدند.
@TheVoiceOfLife
1 073
آلبوم اورجینال کار های مذهبی Handel برای کلیسای بریتانیا اجرای کنسرت بریتانیا و Pinnock
