uk
Feedback
Abyss of Ideas

Abyss of Ideas

Відкрити в Telegram

از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود / زنهار از این بیابان وین راهِ بی نهایت @morshed65

Показати більше
1 073
Підписники
Немає даних24 години
+37 днів
+2930 днів
Архів дописів
ملت گیر دادن از دیوید لینچ چیزی بزاریم😁 این یه مصاحبه با زیرنویس چسبیده از لینچ است اون‌ یکی هم پیشنهاد خیلی و توصیف خوبی از یکی از فیلم های کوتاه لینچ

اگر کسی از من بپرسد حد اعلایِ تخیل در سینما چه می‌تواند باشد، می‌توانم با فراغ بال این فیلم کوتاه هفده دقیقه‌ای را با عنوان «جَک چه کرد؟» از دیوید لینچ برایش بفرستم: روایت یک بازجویی که در آن، دیوید لینچ (بازجو) یک میمون را که متهم است به قتل و عضویت در یک جنبش سیاسی مورد مواخذه قرار می‌دهد: صدای هر دو طرف از آنِ دیوید لینچ است و فضای کابوس‌گونهٔ فیلم به ما این ذهنیت را می‌دهد که به قول آن فیلسوف فرانسوی، «در کابوس فرد دیگری گیر کرده‌ایم و قرار است دَخل‌مان بیاید». از جایی به بعد در فیلم احساس می‌کنیم که میمونْ وجهِ ناانسانیِ خودِ بازجوست که دارد در گفت‌وگو با خودْ از جنایت‌هایی که روا داشته طفره می‌رود. همچنین نگاه کنید به صحنه‌سازی بَدَوی (پریمیتیو) فیلم، به دهان میمون که گویی به شکل ناشیانه‌ای مونتاژ شده. شیفته‌ٔ این ناپختگیِ عامدانه در سینمای لینچ‌ام. کابوس‌ها هم این‌گونه‌ نیستند گاهی؟ برخی از کابوس‌های ما خط داستانی الکنی دارند که گویی یک کارگردانِ بد آن‌ها را هدایت کرده. تصویر و زندگی

Title: "Scene by Scene" David Lynch (TV Episode 1999) Director: Mark Cousins Quality: TV-Rip Encoder: Pishgum Language: English Subtitle: Persian [Hardsub] ©️Cinephilia 🎗@Cinephilian

🔻 در ادامه علاقه به خاستگاه واژگان، بد نیست بدانیم که: در زبان تبتی، واژه «امید» ریوا (Rewa) و واژه «ترس» دوکپا (Dokpa) است.
🔻 در ادامه علاقه به خاستگاه واژگان، بد نیست بدانیم که:
در زبان تبتی، واژه «امید» ریوا (Rewa) و واژه «ترس» دوکپا (Dokpa) است. اما رایج‌تر از این دو، واژه ری-دوک (Re-dok) است که ترکیبی از هر دو معناست. امید و ترس احساسی با دو سویه است؛ تا زمانی که یکی از این دو وجود داشته باشد، دیگری نیز همیشه حضور دارد. این «ری-دوک» ریشه رنج ماست▪️
کانال تصویر و زندگی

بدرد توهم زمستانی می خورد :)

با صدای Dark Wyder _ جیمز ارل جونز

شعر خوانی شعر غراب ادگار آلن پو

خوشحالم که کمک می کنم! شما، @SaveMedia_bot ❤️

گفتگو کوتاه با آقای آذرفزا در مورد این مطلب ( رفتم تو جِلد پولس😁)
+1
گفتگو کوتاه با آقای آذرفزا در مورد این مطلب ( رفتم تو جِلد پولس😁)

گفتگو کوتاه با آقای آذرفزا در مورد این مطلب ( رفتم تو جِلد پولس😁)
+1
گفتگو کوتاه با آقای آذرفزا در مورد این مطلب ( رفتم تو جِلد پولس😁)

گفتگو کوتاه با آقای آذرفزا در مورد این مطلب
گفتگو کوتاه با آقای آذرفزا در مورد این مطلب

در مورد یه اشتباه معمول در مورد دلوز

البته این جمله برای دلوز نیست! خود دلوز چند ثانیه قبل از گفتن همین جمله می گوید ایده اصلی اش در مورد رویاهارو از manly palmer
+4
البته این جمله برای دلوز نیست! خود دلوز چند ثانیه قبل از گفتن همین جمله می گوید ایده اصلی اش در مورد رویاهارو از manly palmer hall الهام گرفته منللی عارف و اختر شناس (یه دیوانه به تمام عیار بود 😁 این اشتباه رو در فضای انگلیسی زبان هم می کنند منظورم مچ گیری از آقا مهران نیست) #دلوز

این قسمت جالبی از کتاب Ethic اسپینوزا هست که آقای آذرفزا گذاشتند .. خلاصه اش می شه اینکه یه گلدانی توسط خدمتکار تکان می خورد
+3
این قسمت جالبی از کتاب Ethic اسپینوزا هست که آقای آذرفزا گذاشتند .. خلاصه اش می شه اینکه یه گلدانی توسط خدمتکار تکان می خورد می افتد رو سر یکی ، فرد پیاده چون" علیت " را نمی داند به تقدیر و حرکت خدایی پناه می برد در حالیکه علت اش حرکت خدمتکار بود .... ( حالا نظر ما ) هوسرل در "بحران علوم "کتاب ethic را اولین تصور از" اونتولوژی کلی" از جهان می داند همه چیز حتی احساسات بواسطه "علیتی عقلانی" تبین می شود لایبنیتس در مدال پشنهادی به دوک رودولف اگوست οὐδὲν ἕξ οὐδενός؛ ex nihilo nihil fit حتی رادیکال تر می شود تا نشان دهد از صفر هم چیزی پدید می آید.. هوسرل این تلاش اولیه فلسفه برای ریاضی و عقلانی کردن همه چیز با ظهور امثال هیوم وضعف ریاضی و فیزیک باعث ظهور ذهن گرایی استعلایی ( کانت و ایدئالیسم آلمانی)می داند ... و راه حل اش باشت به خود " زیست جهان" می داند