uk
Feedback
KENBOOK

KENBOOK

Відкрити в Telegram

کِن در زبان لاتین، به معنای بینش و بصیرت است.کِن درواقع عینکی‌ست بر چشمان ما، که هرکس از پشت آن جهان را به شکلی می‌بیند، کِن‌بوک اما پارچه‌ایی برای پاک کردن و زدودن غبارِ عدسی این عینک.

Показати більше
626
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
🇨🇺 افزایش سه‌ماههٔ مرخصی باحقوق زایمان دولت کوبا در چارچوب تمهیدات ملّی برای اصلاح کژروی‌ها و تقویت اقتصاد در سال ۲۰۲۴، افز
🇨🇺 افزایش سه‌ماههٔ مرخصی باحقوق زایمان دولت کوبا در چارچوب تمهیدات ملّی برای اصلاح کژروی‌ها و تقویت اقتصاد در سال ۲۰۲۴، افزایش سه‌ماههٔ مرخصی باحقوق زایمان برای پدر و مادر را تصویب کرد و به پانزده ماه رساند. در بیانیهٔ اطلاع‌رسانی دولت تصریح شده است هدف از این اقدام پاسداشت آنچه برای خانواده‌های ما عزیزترین است، یعنی نوزادان، بوده و پرورش نسل جدید اولویت انقلاب است. اینک، مادران و پدران می توانند تا پانزده‌ماهگی در کنار نوزادان خود باشند و حقوق کامل نیز دریافت کنند. این دومین بار در کمتر از یک دورهٔ پنج‌ساله است که دولت انقلابی کوبا چنین مصوبه‌ای به نفع خانواده‌های کوبایی صادر می‌کند. در سال ۲۰۲۱ با تصویب شورای وزیران و طی مصوبهٔ «قانون مادری کارگری و مسئولیت خانواده» حقوق مساوی برای مادران باردار شاغل در بخش‌های دولتی و غیردولتی در نظر گرفته شد. این قانون اجرای پرداخت حقوق کامل کارگر درصورت بارداری پرخطر و لغو شرط ۷۵ روز سابقه برای استحقاق دریافت مزایای اقتصادی و اجتماعی را تضمین می‌کند. @CubaSolidarity

معرفی (کپی از سایت اردبیلی) امروز بحران در مبانی، چنان پیش رفته است که حتی به مخیلۀ بدبین‌ترین شکاکان تاریخ هم نمی‌رسید. هیچ امکانِ قابل دفاعی برای برون‌رفت از این نیهیلیسم، چه در سطح نظری چه در سطح تمدنی، به چشم نمی‌خورد. ظهور منطق‌های فازی و چندارزشی و نسبی‌گراییِ رادیکال، در کنار نظریات مشابه در فیزیک (از عدم قطعیت به بعد) و ریاضیات (از قضایای ناتمامیت به بعد) نیز تجلیلات دیگری از همین امرند. از سوی دیگر، مسئله ابداً در سطح معرفت‌شناسی باقی نمانده است. کل ارکان فرهنگ و تمدن، از سیاست و اخلاق گرفته تا علم و دین، تحت تاثیر این فروپاشیِ بنیادین‌اند و باورمندانِ تیزبین‌شان دریافته‌اند که تاکنون نیز خانه‌ها‌یشان را روی آب بنا کرده‌ بودند. خورندگیِ اسید نیهیلیسم چنان بالاست که هر مبانیِ فکریِ پولادینی هم که در برابرش قرار گیرد، می‌خورد و نابود می‌سازد. با این اوصاف، پروبلماتیک اصلی اثر حاضر دقیقا همین است که در زمانۀ غلبۀ کامل نیهیلیسم، آنگاه که تمام معیارها و بنیان‌های معرفت‌شناختی، هستی‌شناختی و ارزش‌شناختی فروپاشیده‌اند و انسانِ تیزبین تمام تمام تکیه‌گاه‌های مطمئنِ گذشته را، اعم از ادیان، علوم، فلسفه‌ها و ایدئولوژی‌های متنوع را غیرقابل اتکا یافته است، آیا هنوز می‌توان به زیستی معنادار و ارزشمند امید داشت؟ در یک کلام، موضوع این اثر امکانِ امید در زمانۀ غلبۀ ناامیدیِ مطلق است: امید به یافتن یا حتی ساختنِ راهی برای معنابخشی به زیستنِ سوژه و برون‌رفت از نیهیلیسم و بی‌معناییِ مطلق حاکم. و آیا در اولین گام، در زمانۀ غلبۀ بی‌معنایی و تردیدهای ژرف و گریزناپذیرِ نظری و عملی، خود مبارزه با بی‌معنایی، بامعناترین و موجه‌ترین گام نیست؟ این اثر در مقام یک فهرست کلی، جلد نخست از طرحی گسترده‌تر است که به امکان و شیوۀ این مبارزه از جهات مختلف (از منطق و معرفت‌شناسی گرفته تا هستی‌شناسی و غایت‌شناسی، و از ارزش‌شناسی گرفته تا باورشناسی، و در نهایت نتایج اخلاقی و سیاسی آن برای سوژه) می‌پردازد: مبارزه‌ای همه‌جانبه در زمانۀ نیهیلیسم.

Emailing اصول مبارزه در زمانۀ نیهیلیسم - نسخۀ انتشار.pdf

هنر به مثابه حرفه: گفتاری درباره منطق مقاومت، فضای مجازی و حوزه عمومی 🎤 آرش حیدری در نشست 《دامنه کنشگری هنرمندان در عرصه های اجتماعی》 دانشگاه علم و فرهنگ

توماس آکوئینی را میتوان نخستین پیام قرون وسطا برای گذار از فلسفه مدرسی دانست. او برخلاف آبای خود معتقد بود که فیلسوف میتواند عقلا و بدون تکیه بر وحی نظام فلسفی حقیقی داشته باشد هرچند او این نظام را ناقص می‌دانست مقایسه کنید با سنت آگوستینوس که معتقد بود حقیقت تنها توسط عقلی بدست می‌آید که تحت اشراق نور الهی باشد یا با بوناونتورا الهیدان-فیلسوف معاصر خود که با تاسی از قدیس آگوستینوس بر همین بار تکیه داشت. قدیس توماس آکوئینی ضمن تمایل به ارسطو گرایی بارقه‌ای از فرایند خودبنیادی عقل است که میخ آن در قرون روشنگری توسط دکارت و قبل از او بیکن و هابز کوبیده شد‌‌.

توماس آکوئینی: محال است فردی به یک حقیقت واحد هم علم داشته باشد هم ایمان. کاپلتسون، ج ۲ ص ۴۰۶

عقل چیزی‌ست که بهتر از هر چیز دیگری در جهان تقسیم شده است. دکارت

درباره‌ی "آرخه" آرخه اصلاحی یونانی است که در زبان فارسی به تعابیر مختلفی ترجمه شده از جمله آن: جوهر، ماده‌المواد در فلسفه شرقی، هیولای اولی در فلسفه ارسطو، زیرنهاد، ماده نخستین و ... . در مطلب قبلی بیان شد که پیش از تالس، فهم بشر از جهان، جهانی بی نظم و بی قاعده بود، این خائوس یا بینظمی بود که در جهان حکم می‌راند. (مطالعه مطلب قبلی جهت ارتباط بهتر توصیه می‌شود) تالس برای نخستین بار به دنبال پل ارتباطی بین تمامی اشیاء جهان گشت که اگر ارتباطی میان اشیاء منفرد نمی‌بود تو گویی جهان ما مانند گاراژ وسایل اسقاطی، متشکل از انبوهی از اشیاء بی ربط و رخدادهای اتفاقی می‌شد، حال آنکه تالس در نخستین تلاش عقلانیِ بشر کوشید که این بی نظمی را به نظم بکشد، او گفت آرخه جهان آب است، یعنی مبدا یا ماده‌ی نخستین اشیاء جهان، یا به بیانی دیگر، همه چیز در ابتدا از آب بوده است.( ایجاد ربط و نظم در اشیاء جهان) آرخه در ابتدا از دل طبیعت انتخاب شد، آب یا آتش یا عناصر چهارگانه‌ی امپدوکلسی؛ و درست به همین دلیل ما فیلسوفان نخستین را "طبیعت گرا" می‌نامیم، چون آرخه جهان را از دل خود طبیعت بر می‌گزیدند. آرخه را می‌توان فهمی خردورزانه نامید که می‌کوشد نظمی را در تکثر جهان هستی بجوید، نوعی وحدت در میان کثرات جهان بیابد و البته می‌توان گفت "آرخه" یکی از مهمترین مسائل تمامی تاریخ فلسفه است که از شرق تا غرب، از ابن سینا تا ارسطو و یا فیلسوفان مدرنی چون لایبنیتس و بارکلی و کانت و ... را درگیر خود کرده است. هر چند بحث درباره آرخه های ابتدایی مقداری عوامانه می‌نمایند اما باید متذکر شد که این فقط ظاهر امر است و حیات فکری امروز ما متکی بر مباحثی است که در آن دوران در باب این موضوع مطرح گشته است. پا‌نوشت: اتم در یونان باستان به معنای "جسم غیر قابل تقسیم" تعبیر می‌شد، بعدها دانشمندان معاصر تر به افتخار دموکریتوس که آرخه جهان را اتم نامید، کوچکترین ذره کشف شده را اتم به معنای جسم غیر قابل تقسیم نامیدند اما طولی نکشید که اتم هم به ذراتی کوچکتر تقسیم شد اما این نام بر آن باقی ماند. تو گویی وقتی میگوییم اتم قابل تقسیم است انگار می‌گوییم: جسم غیر قابل تقسیم قابل تقسیم است.

خاطرات چه شیرین چه تلخ همیشه منبع عذابند. فئودور داستایوفسکی در کتاب بیچارگان.

•جستاری کوتاه درباب فلسفه آغازین •چرا نخستین فردی که گفت 《 اساس همه چیز آب است 》 را فیلسوف می‌نامیم نه یک ابله؟ این سخن تاریخش به ششصد سال قبل از میلاد می‌رسد و مبین نخستین بارقه‌های استفاده از خرد است. به طور کلی برای فهم هر گزاره‌‌ای  نیاز داریم آن گزاره را در یک بستر تاریخی به بحث بگذاریم. _ هگل _ • پس باید سراغ همان جهان رفت، تاریخی که هنوز نتوانسته بود فهم جهانِ خودش را از زیر یوغ  خدایان زمین و آسمان (زئوس)، دریا (پوزئیدون)، برزخ (هادس) و ... خارج کند. دورانی که در آن هیچ چیزی به هیچ چیزی مرتبط نبود و این بی نظمی (خائوس) در جهانشناسی آن دوران حکومت می‌کرد. _خائوس یا بینظمی مطلق که در دانش کلام به عدم هم تعبیر شده است_ . بعنوان مثال ما امروز به جهانمان نظم (کاسموس) بخشیده ایم در آن هنگام که می‌گوییم "اشیاء همگی از اتم به وجود آمده اند"؛ اینجا "اتم" نظم بخش تمام پراکندگی‌ای است که در اطراف ما مشاهده می‌شود. اما در دوهزار و ششصد سال پیش بدین منوال نبود و سایه گرز خدا (رعد و برق بعنوان سلاح زئوس خدای آسمان و زمین) بر سر هر فردی فرو میآمد که احیانا بکوشد علت چیزی را جز از اراده خدایان بررسی کند. شاید آن نقطه که بتوان تالس را بعنوان نخستین فیلسوف فهمید همین‌جاست. اوگفت اساس همه چیز از آب است (آرخه همه چیز آب است)، او در واقع نخستین فردی بوده که کوشیده جهان را بر اساس خرد و نه اسطوره تحلیل کند و این اولین دلیلی است که او را فیلسوف می‌نامیم. دومین دلیل و البته دلیل عجیبتر آنکه او توانسته در میان بی نظمی (خائوس)، بیندیشد که نظمی وجود دارد و آن آب است!! اگر خودمان را در آن دوران تصور کنیم، وقتی هیچ چیزی به هیچ چیزی ربطی ندارد _ یعنی زیستن در فضای عدمِ عقلی _ میتوانیم این نور خورشید وارِ تالسی را مشاهده کنیم که از دل قرن ها تاریکی به جهانمان می‌تابد. تالس با گزاره‌ی 《 اساس همه چیز آب است》 مستحق فیلسوف بودن است نه به این دلیل که اساس همه چیز واقعا آب است، به این دلیل که او نخستین کسی بود که از لفظ "اساسِ همه چیز" استفاده کرد.(وحدت در کثرت) پس نقطه اتکا در جمله‌ی "اساس همه چیز آب است" باید بر روی "اساس همه چیز"، یعنی نخستین حرکت خرد ورزانه‌ای که سعی دارد بی نظمی یا خائوس جهان را به کاسموس یا نظم برساند باشد تا بتوان این مرد بزرگ را فیلسوف نامید. حرکتی از سمت اسطوره‌ای تبیین کردن جهان به سمت استفاده از خرد در فهم جهان. مهدی رضائی.

انواعِ "من" : منِ فیزیکی: آنچه از خودمان در برابر آینه میبینیم. من در قالب نفس: آنجا که کسی اگر سوالی بپرسد در جواب میگوییم : من بلدم. این منِ نفس یا ایگو در فرویدیسم است منِ استعلایی: منی که پیش شرط تجربه و فهم است و آزادی آدمی در فلسفه کانت مبتنی بر آن است. منِ مطلق: منی که تنها از طریق شهود عقلی فهم میشود و شیء نیست، منی که در فلسفه فیشته حضور دارد. منِ تاریخی: منی که در در تاریخ به صورت دیالکتیکی ساخته میشود، منی که در فلسفه هگل به کار میرود.

آیا بدون عدالت، حکومت چیزی جز دسته بزرگ سارقانند؟ آیا این دزد دریایی نبود که به اسکندر گفت : چون من این کار را با کشتی کوچکی
آیا بدون عدالت، حکومت چیزی جز دسته بزرگ سارقانند؟ آیا این دزد دریایی نبود که به اسکندر گفت : چون من این کار را با کشتی کوچکی انجام میدهم من را دزد می نامند ولی چون تو این کار را با یک ناوگان بزرگ انجام میدهی تو را امپراتور می نامند؟ قدیس آگوستینوس  (سن آگوستین) ۳۵۴ میلادی (تاثیرگذار بر اندیشه مسیحیت غربی)

Emailing اخلاق اسپینوزا.pdf

Repost from BBCPersian
⠀ 🔻انتقاد شدید نهادهای امدادرسان سازمان ملل از ادامه جنگ در غزه ✍️ایموجن فولکس خبرنگار بی بی سی -ژنو در آستانه رای‌گیری شورای امنیت، نهادهای امدادرسان سازمان ملل، خشم و ناامیدی خود را از ادامه رنج و عذاب غیرنظامیان به‌ویژه کودکان ابراز کردند. شورای امنیت سازمان ملل امروز درباره پیشنهادی رای‌گیری می‌کند که خواهان آتش‌بس پایدار و امکان دسترسی کمک‌های بشردوستانه به هر طریق است. جیمز الدر، سخنگوی یونیسف گفت «کوچک‌ترین توجهی هم به تقاضای ما نشده است. خواسته‌های ما بر اساس قوانین بین‌المللی، حفاظت از کادر درمانی و توزیع آب، غذا و امکانات پزشکی بود.» او به خبرنگاران گفت: «من واقعا عصبانی هستم و ترسم از این است که حملات وحشیانه بیشتری در تعطیلات کریسمس اتفاق بیفتد.» مارگارت هریس، سخنگوی سازمان بهداشت جهانی هم گفت: «باورکردنی نیست که دنیا در مقابل این وقایع هیچ واکنشی نشان نمی‌دهد. این سکوت یک بی‌وجدانی محض است.» سازمان بهداشت جهانی اعلام کرده است که دو سوم بیمارستان‌های غزه غیر فعال شده‌اند و یک‌سوم باقیمانده هم کمترین امکانات را دارند. خانم هریس همچنان به نقل از همکارانش گفت که کلام برای توصیف آنچه که در غزه می‌افتد، «قاصر است.» صراحت در گفتار این نهاد‌ها نشان‌دهنده عمق ناامیدی آنها از تصمیمات جامعه بین‌المللی و همچنین شکست قدرت‌های جهانی و شورای امنیت در حل این بحران است که هزینه‌اش را آسیب‌پذیرترین اقشار از جمله کودکان، سالمندان و معلولان می‌پردازند. https://bbc.in/3Rrbg8p @BBCPersian

❗️من راه خانه‌‌ام را گم کرده‌‌ام… ▪️صدا: خسرو شکیبایی ▫️شاعر: سیدعلی صالحی

ثوث خدای مصری ملقب به : خدای سه بار بزرگ (بعنوان هرمس خدای یونانی)
ثوث خدای مصری ملقب به : خدای سه بار بزرگ (بعنوان هرمس خدای یونانی)

میتوان اخلاق یهودیت صهیونیزم را از منظری همان اخلاقی دانست که فردریش نیچه آن را اخلاق بردگان میداند. در این معنا و اینجا، مبتنی بر تحلیل ما از اخلاق بردگی باید گفت از آن رو که یهودیت صهیونیزم از ستم دیدگی تاریخی یهودیت برای پروپاگاندا بهره میجوید حال که خود به قدرتی دست یافته بدتر از آنچه با او رفتار شده بود، با بی دفاعان برخورد میکند. از این منظر اگر برده (به طور عام) بر اریکه قدرت بنشیند، آنچه بر سر زیر دستان خواهد آورد که ارباب نیاورده باشد. در اخلاق کانتی انسان از فعلیت خود خارج میشود و مطیع قوانین سفت و سخت فرا طبیعی اخلاق میشود. هانا آرنت در 《ابتذال شر》 در تحلیلش از محاکمه‌ی آیشمن در اورشلیم به خونسردی او اشاره میکند که به راحتی خود را موظف به پیروی از قوانین نازی میدانسته و دست کم ۲ میلیون نفر را خونسردانه به قتل رسانیده است. صهیونیزم از این منظر دچار نوعی اخلاق وظیفه محور است، شوخی خدا در وعده سرزمین اسرائیل به قوم موسی وظیفه مداری فرا طبیعی صهیونیزم را توجیح میکند. این یک اخلاق وظیفه محور است که میتواند ظرف فقط چند هفته، بیش از ۱۸.۰۰۰ نفر را متلاشی کند که دست کم ۴۰ درصد این مقدار را کودکان و زنان تشکیل می‌دهند. (کانت با تکیه بر "من استعلایی" می‌کوشد تا قوانین آهنین اخلاقی‌ای را اثبات کند که تابع هیچ نوع فهم بشری‌ای نیست) پ.ن: میتوان چنین تحلیلی را هم بر اتفاقات شوروی سابق تسری داد، فی المثل استالین چونان بلایی بر سر آزادی آورد که تزار خوابش را هم نمیدید یا جمهوری اسلامی که در سرکوب پایش را جای پای رژیم پهلوی و یا حتی فراتر از آن نهاده است.

انتشارعکسی ساخته هوش مصنوعی از آسانژ توسط سفارت روسیه جولیان آسانژ، بنیانگذار ویکی لیکس، از سال 2019 در زندانی در نزدیکی لندن
انتشارعکسی ساخته هوش مصنوعی از آسانژ توسط سفارت روسیه جولیان آسانژ، بنیانگذار ویکی لیکس، از سال 2019 در زندانی در نزدیکی لندن حبس شده است. در این زمینه، سفارت روسیه در کنیا در 6 آوریل 2023 عکسی با ادعای افشاگری که در آن آسانژ بسیار ضعیف به نظر می‌رسد را در توییتر به اشتراک گذاشت. اما این تصویر واقعی نیست زیرا همانطور که توسط منتشر کننده آن تأیید شده است توسط فن‌آوری هوش مصنوعی ایجاد شده است.

از منظر اپیکوریان سعادت انسان در لذت بردن است اما معنی لذت در میان اپیکوریان (حدود ۳۰۰ قبل از میلاد) همان لذتی نیست که ما برداشت می‌کنیم. لذت از دید ایشان دوری از الم و درد و تمنا و آرزوست، عمیق. ترین درد های بشر کدامند؟ این ترسها الم و ناراحتی برای بشر به همراه دارند و برای مقابله با آنها اپیکور راه کار های جالبی ارائه می‌دهد الف: ترس از خدا خدایان با ما کاری ندارند، آنها مینوشند و میرقصند و یونانی حرف میزنند. از این منظر دعا و نذر و نیاز و حاجت بی فایده است چرا که آنها از خیر تا شر با ما کاری ندارند. ب: ترس از مرگ آنجا که مرگ است من نیستم و آنجا که من هستم مرگ نیست به این معنی که شخص انسان هرگز مرگ را تجربه نمیکند، اگر زنده است خب پس هنوز نمرده و مرگ را تجربه نکرده، و اگر بمیرد فرصت تجربه مرگ را ندارد چون نیست میشود. ما میتوانیم تجربه مرگ دیگری را داشته باشیم اما خودمان مرگ را تجربه نمیکنیم پس ضرورتی ندارد از آن بترسیم. شر های دنیوی: شر بزرگ مانند مرگ یک خویشاوند است و شر کوچک مانند شکستن یک لیوان، از دید اپیکوریان باید طوری زندگی کرد تو گویی شر بزرگ مانند شر کوچک است یعنی مرگ برادر همانقدر ناراحت کننده است که شکستن یک لیوان. در مورد آمال و آرزو ها که اغلب سعادت را از ما میربایند: چیزی نخواه، هر چیزی بخواهی باید برایش تقلا کنی که رنج است اگر به دست هم نیاید رنجی مضاعف. پس با حداقل ها خوشبخت باش : چشم تنگ دنیا دوست را یا قناعت پر کند یا خاک گور.

اگر انسان خردمند در حال سوختن باشد اگر در حال تحمل عذاب و شکنجه باشد [باز] خواهد گفت: چه لذت بخش است این برای من چقدر بی اهمیت است این برای من. (سعادت از منظر اپیکوریان) سیسرون به نقل از اپیکوریان.