uk
Feedback
شهر داستان | رمان

شهر داستان | رمان

Відкрити в Telegram

Показати більше

📈 Аналітичний огляд Telegram-каналу شهر داستان | رمان

Канал شهر داستان | رمان (@dastanromancity) у мовному сегменті Фарсі є активним учасником. На даний момент спільнота об'єднує 25 223 підписників, посідаючи 1 272 місце в категорії Книги та 13 378 місце у регіоні Іран.

📊 Показники аудиторії та динаміка

З моменту свого створення невідомо, проект продемонстрував стрімке зростання, зібравши аудиторію у 25 223 підписників.

За останніми даними від 26 червня, 2026, канал демонструє стабільну активність. Хоча за останні 30 днів спостерігається зміна кількості учасників на -617, а за останні 24 години на -20, загальне охоплення залишається високим.

  • Статус верифікації: Не верифікований
  • Рівень залученості (ER): Середній показник залученості аудиторії становить 11.31%. Протягом перших 24 годин після публікації контент зазвичай збирає 3.81% реакцій від загальної кількості підписників.
  • Охоплення публікацій: В середньому кожен допис отримує 2 855 переглядів. Протягом першої доби публікація в середньому набирає 961 переглядів.
  • Реакції та взаємодія: Аудиторія активно підтримує контент: середня кількість реакцій на один пост – 0.
  • Тематичні інтереси: Контент зосереджений навколо ключових тем, таких як کون, سینه, ک*ر, کیرمو, سارا.

📝 Опис та контентна політика

Опис каналу не надано.

Завдяки високій частоті оновлень (останні дані отримано 27 червня, 2026), канал підтримує актуальність та високий рівень охоплення публікацій. Аналітика показує, що аудиторія активно взаємодіє з контентом, що робить його важливою точкою впливу в категорії Книги.

25 223
Підписники
-2024 години
-1267 днів
-61730 день
Архів дописів
فیلم زن حشری با زیرنویس فارسی 😐🔞 ⭕️ مشاهده‌فیلم
فیلم زن حشری با زیرنویس فارسی 😐🔞 ⭕️ مشاهده‌فیلم

Repost from N/a

Repost from N/a

Repost from N/a
فیلم سکسی راهبه های باکره🔞🫦فیلم سراسر صحنه جنسی و خیس کننده هست💦 دستمال لازمه🙈🔞 مشاهده فیلم⏩

sticker.webp0.09 KB

گوشم عصبانی بودم و ول کردم و رفتم خودش فهمید چکار کرده افتاد دنبالم که ببخشید. نفهمیدم وایسا که من محلش نداشتم گفتم دیگه تموم شد فردا میرم طلاقت رو میدم افتاد به غلط کردن گفت ببخش گفتم گمشو از جلو چشمام گفت عشقم نکن تورو خدا گفتم از کی تا حالا شدم عشقت گفت نزن این حرفو من دوست دارم خلاصه بخشیدمش و به اصرار اون قرار شد سه روز بریم شمال رفتیم نوشهر و یه ویلا گرفتم فرداش قرار شد بریم ساحل تو ساحل یه زنه بود که نظرمو جلب کرد اندام قشنگی داشت . یه نگاه کردم و بعد دیگه نگاه نکردم ولی بیتا فهمید و دوباره شروع به دعوا کردن کرد رسیدیم به ویلا که گفت این تو خجالت نمیکشی نگاه می‌کنی . مگه من چی کمتر از اونم اگه نیاز داری به خودم بگو یه دفعه جرقه های . شهوت درونم روشن شد رفتم پیشش و گفتم آره نیاز دارم اومدم به سینه هاش دست بزنم که نزاشت و زد تو گوشم این دفعه خشم و شهوت دوباره درونم فعال شد بزور گرفتمش و بوسیدمش می‌گفت چیکار می‌کنی گفت می‌خوام جرت بدم گفت خفه شو تا اومد بزنه دستش رو گرفتم لباسش رو به زحمت در آوردم و خودش هم کم کم شل شد سوتینش رو در آوردم. چی می‌دیدم دو تا سینه ۷۵ با هاله صورتی رنگ و نوک سر بالا آه و نالش در اومد و رفتم سمتشون و تا می تونستم خوردم ناله می کرد که بخور بعد رفتم سمت کوصش و یه لیس زدم که گفت تو رو خدا بخور آریا منم نامردی نکردم و خوردم بعد دو دقیقه سرمو بیشتر فشار داد و جیغ کشید و آبش پاشید تو صورتم خودش فهمید و خواست پاک کنه که خودم همشو خوردم گفت جون دوست داری نه گفتم نوبته تو که گفت به چشم شروع کرد به درآوردن شرتم و کیرم رو گرفت دستش و شروع به خوردن کرد خوب نمی خورد دندون میزد درآوردم از دهنش و گفتم بخواب رو تخت تا زنت کنم کیرم رو آروم کردم تو کصش و اونم یه جیغی زد و کیرم خونی شد رفتیم همو تو حموم شستیم و دوباره شروع کردم کردم توش ناله می می کرد خیلی تنگ بود یه ده دقیقه ای بود که تلمبه میزدم که احساس کردم آبم داره میاد گفتم داره میاد گفت بزار بیاد میخوام حامله شم گفتم. بیخود اومدم در بیارم نذاشت و پاشو حلقه کرد دور کمرم و با دوتا تلمبه خالی کردم تو کصش گفتم دیونه حامله میشی گفت بزار بشم خلاصه از شمال برگشتیم و چند وقت بعد گفت تست حاملگی ام مثبت هس . من که هنوز باورم نمی شد گفتم واقعا که گفت آره بعد به خانواده ها اطلاع دادیم و زودتر عروسی کردیم و الان پسرم سهیل به دنیا اومده و زندگی خوبی داریم بعضی مواقع بیتا اذیت می‌کنه ولی دیگه عادت کردم خودش هم میگه که اگه میدونستم چه چیز لعنتی هستی زودتر از اینا باهات خوب میشدم . امیدوارم خوشتون اومده باشه.. پایان 📚شًًــهـرٍ🔥دآســټـآݩ📚 🍃💦Joίŋ➡️ @DastanRomanCity 🍃💦Joίŋ➡️ @DastanRomanCity 🍃💦Joίŋ➡️ @DastanRomanCity

دختر عموی مغرور #ازدواج #دختر_عمو #نامزدی سلام به دوستان این داستان نیست بلکه واقعیت است پس نگید داستانه اول از خودم بگم اسم ها مستعاره اسمم آریاست ۲۲ سالمه اهل اصفهان و بدن و قیافه معمولی دارم نه زیاد رستم و نه زیاد قشنگ چاق نیستم ولی لاغر مردنی هم نیستم تو ی خانواده ما پدربزرگم یه دختر داره با دوتا پسر داره که یکیش بابام هست و یکی عموم پدربزرگم وضع خیلی خوبی داره و یه کارخونه بزرگ داره اسمش رو نمیارم خلاصه کارخونه را داده دست بابام و عموم بعد دیپلم میخواستم برم دانشگاه که درس بخونم ولی بابام و عموم به شدت مخالفت کردن چون میخواستند کارخونه بعد اونا به من برسه منم درکل از کارخانه خوشم نمیومد ولی بعد از اینکه رتبه خوبی تو کنکور نیاوردم به اصرار والدین رفتم سربازی بعد دوسال از سربازی اومدم و بیست ساله بودم و رفتم تو کار کارخانه. تو کارخانه من مسئول حسابداری و خرید بودم بعد نبود درآمد خوبی داشت و از همه مهمتر پیش بابا و عموم بودم یه سالی کار کرده بودم که به اصرار پدربزرگم که مخ بابام و عموم رو زده بود به خواستگاری دختر عموم رفتم عموم یه دختر داشت به اسمه بیتا این بیتا خانوم از من دوسالی کوچکتر بود و تا دلتون بخواد مغرور و پرو تو جمع اگه فرصتی پیدا می کرد منو ضایع میکرد منم ازش خوشم نمی اومد چون مغرور و افاده ای بود حتی تو مهمونی ها هم که منو میدید سلام نمی کرد حالا به اصرار رفتیم من مخالف بودم چون بدم میومد ازش ولی چاره چی بود کسی نمی تونست حرفی بزنه منم گفتم میریم اون که بله نمیگه . از یه طرفی پدربزرگم قول داده بود با این ازدواج یک دونگ از کارخانه رو به نامه من و بیتا بزنه وقتی که رفتیم من ۲۱ رو داشتم و بیتا هم ۱۹ سالش بود اون شب رفتیم برا خواستگاری همه چی معلوم بود و بریده و دوخته شده بود فقط امیدوارم بودم بیتا نه نگه وقتی بیتا رو دیدم شاخ درآوردم خیلی خوشگل شده بود با آرایشی ملایم و لبای سرخ اومد و چای رو تعارف کرد من دهنم باز مونده بود انگار تازه بیتا رو به این چشم می‌دیدم . خوشم اومده بود اندامی هم زیر اون مانتو خودنمایی میکرد بعد یک ساعت قرار شد بریم تو اتاق حرف بزنیم رفتیم و بیتا با یه حالت غرور گفت خوب حرف بزن منم حرفی نداشتم گفتم من مشکلی با این ازدواج ندارم که یه دفعه با پروریی گفت بایدم نداشته باشی از خدات باشه که منو داشته باشی منم عصبانی شدم و گفتم میگم مشکلی ندارم به این معنی نیست که از تو خوشم اومده بعد اونم گفت اگه نمی خوای گوه خوردی اومدی خواستگاری دیدم این پررو تر از این حرفاست گفتم حرف دهنت رو بفهم چی میگی اگر هم اومدم بخاطر پدربزرگ بوده اونم گفت منم فقط به خاطر حرف پدربزرگ و کارخانه بوده و گرنه بهت نگاه هم نمی کردم اعصابم خورد شد گفتم حالا که اینجوریه من نمی خوام گفت یعنی چی گفتم اگه قرار باشه اینجوری باهم ازدواج کنیم من همچنین زنی نمی خوام فهمید که زیاد روی کرده گفت ببخشید گفتم نه فایده نداره خودت رو نشون دادی داشتم میرفتم که دستم رو گرفت گفت معذرت میخوام . تند رفتم دست رو که گرفت یه حس شهوت با خشم تو بدنم فوران کرد یک دفعه لبش رو محکم بوسیدم که سرخ شد گفت چیکار می‌کنی خجالت بکش هنوز محرم نیستیم منم ازش جدا شدم که صدا از بیرون اومد که بیاید چی شد پس اومدیم بیرون و گفتم من که پسندیدم پدربزرگ هم از بیتا پرسید بیتا هنوز گونه های سرخ بود و گفت نه منم مشکلی ندارم خلاصه دو هفته بعد عقد کردیم . بعد از عقد هیچ فرقی با قبل نمی کرد و همون دختر پرو و مغرور بود . یه روز قرار شد بریم پاساژ تا لباس بخره رفتیم بعد از خرید سر یه موضوع بحث کرد و منم ادامه دادم که وسط جمع یکی خوابوند تو

Repost from N/a
👙اگه شبا تو سایت های پورن هاب دنبال فیلمی منبع فیلم های صحنه دار سکسی اینجاست حتما جوین شید 🫦🔞 : https://t.me/+Cy2O3zFGYls
👙اگه شبا تو سایت های پورن هاب دنبال فیلمی منبع فیلم های صحنه دار سکسی اینجاست حتما جوین شید 🫦🔞 : https://t.me/+Cy2O3zFGYls1MjM0

sticker.webp0.09 KB

وب خوردمش.بعد شامپو ریختم رو سوراخ وبا دست ماساژش دادم بعد آروم انگشت اشارمو کردم تو یکم ترسید بعد مدتی انگشت دوم کردم تو تکون خورد گفت یواش .مدتی گذشت انگشت سومی ی جوری آروم کردم تو یکمی اذیت شد.دیگه هی عقب جلو میکردم طوری که دیگه درد نداشت.انگشتامو در آوردم گفتم شل کن . کیرمو گذاشتم دم سوراخ وارون کردم تو کلاهکش که رد شد .دیدم دردش اومد.یکم نگه داشتم.کونش بعد دوباره فرو کردم و کل کیرمو جا دادم .شروع کرد به آخ آخ کردن.میگفت درش بیار .میخواست منو بلند کنه اما نذاشتم بی حرکت روش خوابیدم .بعد ی مدت کونش به کیرم عادت کرد وشروع کردم به تلمبه زدن اول آخ آخ میکرد ولی ی مدت بعد به آه وناله تبدیل شد دستم به کسش روسوندم شروع کردم به مالیدن .خیلی بهش حال میداد .اصلا درد حس نمی‌کرد .اینقدر تلمبه زدم و با دست کسش مالیدم که یهو ی جیغ کشید و ارضا شد .کیرمو در آوردم وزیر دوش شستم .خیلی بی حال شده بود دوست نداشتم اذیت شه.ومیخواستم قید ارضا شدنمو بزنم .یکم حالش جا اومد گفت که تو ارضا نشدی نوبت توعه گفتم نه نمیخوام اذیت شی .گفت نه اتفاقا دوست دارم .منم از خدا خواسته خوابیدم روش کیرمو کردم تو کسش شروع کردم به تلمبه زدن .خیلی لذت می‌بردم حالا بماند که چقدر قربون صدقه هم می‌رفتیم .قشنگ معلوم بود که یه سکس عاشقانه س.تلمبه زیادی زدم .گفتم داره میاد گفت از تو کسم درش بیار می‌خوام بخورم کیرمو کشیدم بیرون .مثل قحطی زده ها کیرمو کرد تو دهنش و شروع کرد به ساک زدن.تو دهنش لیز وداع بود طوری بود که انگار اصلا دندون دهنش نیست .ی مقدار که گذشت یهو حس کردم کل جونم اومده نوک کیرم .که یهو تو دهنش ارضا شدم.کیرمو در آورد یکم آبمو تو دهنش نگه داشت بعد تفش کرد .بدنم بی حس شده بود .به سختی همدیگرو شستیم واومدیم بیرون .بوسیدمش وارش تشکر کردم .گفتم ازت ممنونم اگرم.گفت که منم ممنونم از وقتی شوهرم مرده ۱۰/۱۵سالی میگذره .وتو این مدت من سکس نداشتم .انگار تجربه اولم بود.خیلی بهم چسبید.واینم بگم .منو با کیرت آشنا کردی .دیگه ول کنت نیستم .هرچند وقت یکبار باید بهم حال بدی .گفتم به روی چشم شما جان بخواه دوستان اگه طولانی بود یا قدرت نوشتاری ضعیف بود به بزرگی خودتون ببخشید پایان 📚شًًــهـرٍ🔥دآســټـآݩ📚 🍃💦Joίŋ➡️ @DastanRomanCity 🍃💦Joίŋ➡️ @DastanRomanCity 🍃💦Joίŋ➡️ @DastanRomanCity

میشه ما درسته دوستیم .راحتیم ولی هرچی باشه من عمتم نمیشه.هرکاری کردم .حریفش نشدم که بتونم راضیش کنم .ازش عذرخواهی کردم .و گفتم فراموشش کن.خیلی حالم گرفته شد .با خودم گفتم اینم اخرین تیر بود که به هدف نخورد .یه هفته گذشت یه روز رفته بودم حموم .عمه ستاره اومده بود خونمون در همون لحظه مامانم میخواست بره بیرون .با رفتن مامانم .چند لحظه بعد .عمم اومد دم در حموم صدام کرد سرمو از لای در بیرون بردم .گفت عرفان زود بدو بیا بیرون که از گرما کل بدنم خیسه عرقه.گفتم تازه اومدم حالا حالا ها نشستم.گفت نیای به زور میام تو .گفتم اگه تونستی بیا .چند لحظه بعد دوباره در زد . گفتم که عجله نکن میام .گفت نه باهات حرف دارم .گفتم الان میام بیرون .گفت نه سخته برام که تو روت بگم از همین پشت در بگم بهتره .گفتم باشه .هرجور راحتی .جانم بگو .گفت که راستی بعد اون روز کسی پیدا کردی که بتونی خودتو بسنجید .گفتم والا نه .گفت که یه چیز می‌خوام بگم ولی سخته یکم .خجالت میکشم . گفتم خب من پشت درم راحت حرفتو بزن .گفت که دوست ندارم شب اولی جلو زنت کم بیاری .می‌خوام کمکت کنم می‌خوام باهات انجام بدم .منو میگی اون لحظه یکی از قشنگ ترین لحظه ها بود برام.از خوشحالی میخواستم بال دربیارم .تا اینو گفت رفته رفته کیرم داشت راست میشد .گفتم الهی قربونت برم .کی انجامش بدیم گفت الان موقعیت خوبیه به نظرم .در حموم باز کردم .نمی‌دونم چرا .ولی نسبت به همیشه خیلی زیبا تر شده بود .لباسشو در آورد .شرت و سوتینشو در آورد واییییی چی میدیدم یه بدن تو پر با رنگ گندمگون.ممه های تقریبا۷۵یه کس نسبتا روشن .واییی داشتم دیوونه میشدم .اومد تو گفتم اول بچرخ تا کونتو ببینم چرخید .اخخخخ کون گنده ژله ای بغلش کردم .شروع کردیم به لب گرفتن .مثل قحطی زده ها آبشو میخوردم زبون همدیگه رو میک میزدیم.لبمو جدا کردم شروع کردم کردنش و خوردن.معلوم بود رو گردنش حساسه چون داشت لذت میبرد .اومدم پایین تر ممه هاشو به نوبت میکردم تو دهنم با ولع میخوردم مدت طولانی خوردم .با همون فرمون اومدم رو کسش.بهش گفتم حس میکنم دارم خواب میبینم .خندید گفت نه دیوونه بیداری .زود کارتو بکن خیلی داغم .کسش آب انداخته بود .از پایین کسش زبون کشیدم تا بالا .چنان آهی کشید که منو دیوونه کرد .زبونم فرو میکردم تو کسش میکش میزدم .اینقدر رو چوچولش زبون زدم که یهو بدنش لرزید و ارضا شد .آب سفید رنگی ازش خارج شد .با زبون همشو خوردم .گفتم روز اول این کون گنده ت باعث شد عاشقت بشم برگرد که بخورمش.برگشت .اول چندتا اسپنک زدم رو کونش .لپ کونش یکم زبون زدم بعد سرمو بردم بین چاک کونش .شروع کردم به خوردن .یه بوی خاصی داشت .طوری که لذت میبردم.داغ تر میشدم .خودشو شل میکرد زبونمو میکردم تو سوراخ کونش .بعد به پشت خوابوندمش کیرمو میمالیدم به کسش خیلی حال میداد .آروم کیرمو فرو کردم تو کسش خوابیدم روش وایییی اون لحظه دوست داشتم زمان از حرکت بایسته .تو عمرم همچنین لذتی رو تجربه نکرده بودم .آروم آروم کمرمو تکون میدادم وتلمبه میزدم .آه وناله میکرد .معلوم بود داره لذت میبره اول لباشو خوردم .بعد شروع کردم به خوردن سینه هاش.۵دقیقه تقریبا تلمبه زدم کیرمو در آوردم گفت .چی شد میخواستی ارضا شی گفتم نه .نمیخوام زود کارم تموم شده میخوام بیشتر باهام باشیم .گفتم میشه از پشت بکنم .گفت وای نه خیلی درد داره .قبل که متاهل بودم .یک بار به شوهرم دادم نزدیک بود از حال برم .گفتم لیزش میکنم اگه درد داشت نمیکنم .از اون انکار از من اصرار آخرش راضیش کردم .تو شهوانی خونده بودم که چطور باید سوراخ کون آماده کرد .اول خ

س.ک.س با عمه نازم #عمه سلام به دوستان حشری .این یک داستان کاملا واقعیست.خواهشا توهین نکنین.امیدوارم لذت ببرین. اسم من عرفان ۲۴سالمه و ساکن غرب کشورم .نمیگم که اره مثلا کیرم درازه یا اندام ورزشی سیکس پک دارم .نه کاملا اندامم معمولیه و یه قیافه مردونه و به گفته اطرافیان قیافه جذابی دارم.بریم سر اصل مطلب . یi عمه دارم به اسم ستاره که بیوه س از زیباییش هرچه بگم کم گفتم.قدش تقریبا ۱۶۵ اندام تو پر .کون درشت و ژله ای با رون های درشت .چاق نیست .اما تو پر و خوش اندامه .رابطم با این عمم خیلی صمیمیه.و همیشه باهم در ارتباطیم.از اونجا که چهره م مردونس هرجا که می‌رفتیم همه فکر میکردن که زن وشوهریم.از وقتی خودمو شناختم حس خاصی نسبت بهش داشتم .سنم که بالاتر رفت وشروع به خود ارضایی کردم همیشه با فکر کردن به عمم خودمو ارضا میکردم .همیشه آرزو داشتم سکس کنم باهاش .یه چند باری تونستم ممه هاشو ببینم از سوراخ در حموم اما این دید زدنا باعث میشد من تشنه تر شم .سالها گذشت و من روز به روز تشنه تر میشدم .جدا از سکس .کاملا عاشقش شده بودم .یه مدت شبا باهم ی مسیریو میرفتیم پیاده روی ‌‌تومسیر رفت و برگشت کلی صحبت میکردیم .راحتیم برای صحبت کردن بیشتر شده بود .طوری که به شوخی بهش میفهموندم که چقدر دوسش دارم .و دوس دارم باهاش سکس کنم .یک سال به همین منوال گذشت که یک بار گفت .تو فکر میکنی من متوجه منظورت نمیشم .می‌دونم چی میگی .ولی اصلا خوشم نیومد از این رفتارت .و انتظار نداشتم ازت .منو میگی انگار یه سطل آب سرد ریختن رو سرم سری حرفو عوض کردم .اونم دیگه ادامه نداد .دیگه بیخیال مخ زنی شدم .ولی روز به روز عطش براش بیشتر میشد .سالها گذشت .تا این که امسال با یه دختری آشنا شدم و بعد از مدتی با خانوادم اشناش کردم.بعد یه مدت .رفتیم خواستگاری.نامزدی کردیم .ومدتی بعدشم عقد.مدتی گذشت .یه بار با عمم تنها شدیم یه فکری به ذهنم زد .با شوخی گفتم از همین حالا استرس دارم .گفت چرا گفتم شب زفاف .خندید و گفت وا مگه تو دختری که استرس داری .گفتم میترسم که خراب کنم .گفت چرا .گفتم آخه چطور بگم .گفت بگو دیگه مسخره .گفتم میترسم زود انزالی باشم .گفت از کجا میدونی با کسی سکس کردی زود ارضا شدی ؟گفتم نه .ولی حس میکنم باشم.کاش خود ارضایی کنم شاید معلوم بشه هستم یا نه .گفت که تا با زنت سکس نکنی که متوجه نمیشی.خودارضایی اصلا معلوم نمیکنه …حالا با زنت انجام بده بعد عروسی اگه زود انزالی بودی سریع درمان کن …گفتم نمیخوام همین اول کاری کم بیارم . دوست دارم دیوونش کنم.گفت که آره از اول که خودتو خوب نشون بدی بهتره(الان به عده میان میگن که اره همش دروغه کی میاد در مورد این مسائل باهم خودش حرف بزنه .دوستان من اون بالا گفتم با عمم خیلی خیلی راحتم .و حرفامو به شوخی میگم که کسی ناراحت نشه و عمم یه آدم.امروزیه)گفتم به نظرت نرم با یکی هم خواب شم .گفت مثلا کی .گفتم چه می‌دونم از اینا که مکان دارن پول میگیرن.گفت وا دیوونه چی میگی .کثیفه مریض میشی .قیافمو مظلوم کردم گفتم خب چه کنم . دوست ندارم ضعیف جلوه کنم .حالا ی چیزی تو ذهنمه …ولی وللش.گفت بگو .گفتم نه دوست ندارم .ازم ناراحت شی.نمیخوام با زدن این حرف تورو از دست بدم .گفت مسخره بگو .گفتم قول میدی ازم نرنجی.من خیلی تورو دوست دارم نمیخوام باهام قطع رابطه کنی گفت خیالت راحت .اگه ایده و حرف خوبی نبود بیخیالش میشیم .بعدشم مگه نمیگی تو عمم نیستی رفیقمی .خوب به عنوان ی رفیق بهم بگو .گفتم خیلی خیلی ببخشید .میشه خودت کمکم کنی .گفت چطور کمک کنم.گفتم بامن سکس کنی .اولش خندید گفت مسخره .بعد دید که جدیم.گفت عزیزم ن

sticker.webp0.09 KB

ن و گوشام و دائم صورتم بوس میکرد +علی نمی‌خوام از پیشت برم می‌خوام امشب تو بغلت بخوابم -نمیشه عزیزم +تند تر بمال سرعتم بازم بیشتر کردم تا بالاخره ارضا شد و تو بغلم ولو شد… ادامه دارد.... نوشته: امیر علی 📚شًًــهـرٍ🔥دآســټـآݩ📚 🍃💦Joίŋ➡️ @DastanRomanCity 🍃💦Joίŋ➡️ @DastanRomanCity 🍃💦Joίŋ➡️ @DastanRomanCity

شتر میریختم حسابی که مست شدن یه رول هم پیچیدم کشیدیم دیگه کاملا تو فضا بودیم زدیم رقصیدیم منم از موقعیت استفاده کردم هرجا فرصت میشد خودم میمالیدم به نازی بعد یک ساعت دیگه نور هم کم کرده بودیم حسابی هم رقصیده بودیم رضا گفت من میرم یه چرت بزنم مستیم بپره که شب رانندگی کنم رفت تو اتاق رو تخت ما ۳ تا هم یه کم حرف زدیم تا ملی هم رفت حالت استند بای منو نازی مونده بودیم کنار هم نشسته بودیم آروم صحبت میکردیم +اومدم نبودی با رضا کجا رفتی؟ -شوهرمه باید به تو بچه پرو جواب بدم با شوهرم کجا رفتم؟ +پس رفتین کارهای زنو شوهری -نه بابا راست نشد شانس گه من +پس چیکار کردین -به تو چه فضول +جان من -خورد واسم +خوب شستی قبلش من ریخته بودم لای پات -دیگه واقعا به تو چه +یعنی نشستی؟ -نوچ +چرا -برای اینکه جنابعالی اینقدر منو مالیده بودی که مغزم درست کار نمی کرد -یعنی همون‌جوری با آب من دادی خورد +آروم صحبت کن یه کلمه از حرفات ملی بشنوه بیچاره ایم -اونم الان گیج خوابه جدی دادی خورد +اوهوم -چیزی نگفت؟ +نه بابا اینقدر چت بود اصلا حالیش نشد -حال داد؟ +علی خیلی پرویی ها -حال داد؟ +اووووم آره تقریبا -چرا تقریبا؟ +خب خوردنش که حال نداد ولی فکر اینکه داره آب تو رو از روش میخوره حشریم میکرد -شدی؟ +نه بابا -خب یه کم واسش میخوردی شاید راست میشد +خوردم دو دقیقه ای آبش اومد -تو دهنت؟ +آره -دستمال بود تو اتاق؟ +قورت دادم -بدت نمیاد؟ +به تو چه -جون من +نمیگم خجالت میکشم -پس خوشت میاد +به تو چه علی نگو داری حالمو بدتر می‌کنی تو ارضا شدی من هنوز نشدم -کاری از دستم بر میاد؟ +چه کاری مثلا -نمیدونم +خوب می‌دونی نمی‌خوای بگی -اره +چرا میخوای من پیشنهاد بدم؟ -چون درست نیست من پیشنهاد بدم +درد تو آخر سر ما رو به باد میدی -میخوای بمالمش +ملی بیدار نشه یه وقت -نه بابا خواب هفت پادشاه رو میبینه ملی پشت به ما رو کاناپه خوابیده بود نازی کامل چسبید بهم پاهاشو یه کم باز کرد دستم رسوندم به کسش حرارت میزد از کسش شروع کردم مالیدن از رو شلوار +چقدر داغه -دوست داری؟ +خیلی -مال من تپل تره یا ملی +مال تو -اااه دستت بکن تو خواستم بکنم تو شرتش که دستم گرفت گفت نه نه از رو داخل مال شوهرمه +فعلا که شوهرت آب پاک کن کن -اااااههههه خیلی بدی نگو اینجوری گناه داره شوهرم +اصلا تو رو می‌کنه که اسمش شوهر گذاشتی -ااااه علی نگو خجالت میکشم +وقتی دادی ابم‌و بخوره خجالت نمیکشیدی -خب حشری بودم +چرا حشری بودی -ااااااه چون کلی منو مالیده بوده +ابت راه افتاده بود -اوهوم الان هم دوباره راه افتاده +جووون میخوای سینه هاتو بمالم -اووووف آره نکش محکم فشار بده دردم بگیره خوشم میاد +دوست داری درد بکشی -ارررره حشری میشم +دیگه چی دوست داری -دوست دارم بهم سیلی بزنی به کل بدنم دوست دارم همه جام قرمز شده +شوهرت می‌فهمه زنش دستمالی شده -اووووف نگو +حشری میشی؟ -اررره +دوست داری کبودت کنم ردش بمونه رضا ببینه؟ -اره دوست دارم روم آرم بزاری بفهمه صاحب جدید پیدا کردم +از این به بعد فقط مال منی رضا دیگه شوهرت نیست -اااااههههه علی نگو دارم میمیرم خودش دستم گرفت فرستاد داخل شرتش کاملا خیس بود منم شروع کردم با سرعت مالیدن +علی بگوووو -چی عزیزم +بگو صاحبمی -جون از الان متعلق به منی +بگو دوستم داری -دوستت دارم +بگو منو از ملی بیشتر دوست داری -معلومه تو رو از ملی بیشتر. دوست دارم +علی به خدا اگه ولم کنی بری خودمو میکشم باید همیشه باهام بمونی -میمونم عزیزم در حالی که چشماش خیس اشک بود اومد از رو به رو نشست تو بغلم کن همچنان کسش میمالیدم شروع کرد خوردن گرد

ی -اره چرا جواب نداد دوباره پرسیدم جواب نداد سرم برگردوندم وای خدای من چی می‌دیدم نازی شلوارش تا زیر کونش کشیده بود پایین تاپش هم تا بالای سینه هاش داده بود بالا با دستاش هم صورتش پوشونده بود پشمام ریخت تا حالا همچین کسی ندیده بودم خیلی سکسی بود لعنتی گفتم جووون چی ساختی نازی گفت دیدی؟ +آره خیلی خوبه پشتش کرد بهم تازه کون گنده اش رو دیدم شرتش به زور یک سوم کونش پوشونده بود لباسش درست کرد برگشت گفت اینم از سوژه امشبت بهش گفتم تو چی +من چی؟ -تو چیکار میکنی؟ +به تو چه بچه پرو خجالت بکش من شوهر دارم -با این حالش فکر نکنم امشب بکنت ها نازی یه دفعه صورتش سرخ شد اومد نزدیکم با حالت بچه گونه شروع کرد مشت زدن به سینه ام و فحش دادن که خیلی بیشعور و بی حیایی +یه کم دیگه جلو بیای شکمت سوراخ میشه ها -جمع کن دسته بیلتو زشته +خیلی هم خوشگله -از خود متشکر +میخوای بهش سلام کنی -همینجوری سلام میکنم +نمی‌خوای دست بدی بهش -پرو نشو دیگه +پس حداقل رو در رو سلام کن بهش سریع کش شلوارکم انداختم زیر تخمام کیرم صاف وایستاد +نکن الان یکی میبینه زشته -کی میبینه اینجا مارو نازی زیر چشمی هر از گاهی به کیرم نگاه میکرد منم دیگه داخل نکردمش همینجوری با کیر راست پای منقل بودم بعد چند دقیقه یه سیگار روشن کردم یه کم که کشیدم نازی گفت منم می‌خوام خواستم یکی دیگه بهش بدم گفت همینو بده با هم بکشیم بهش دادم چندتا پک زد داد بهم تا گذاشتم تو دهنم گفتم جون چقدر شیرین شده +تو این زبون نداشتی چیکار میکردی -من که اصلا اهل زبون بازی نیستم همینجوری که گاهی اون باد میزد گاهی من موقع رد شدن دیگه قشنگ کیرم میمالیدم بهش اونم هیچی نمیگفت تا اینکه دلو زدم به دریا وقتی داشت باد میزد از پشت رفتم چسبوندم بهش جوری که کیرم قشنگ وسط شکاف کونش بود الکی سرم با جوجه ها بند کردم که مثلا پخته یا نه بعد چند دقیقه نازی گفت +حواست هست دیگه کسی بیاد متوجه میشی -اره خیالت راحت بعد چند دقیقه احساس کردم داره با کونش کیرم میماله یعنی قشنگ داشت کونش میمالید به کیرم +اینا داره حاضر میشه کارت تموم کن بریم -کدوم کارم +همین کارت که الان داری انجام میدی -من کاری انجام نمیدم متوجه نمیشم +علی لوس نشو دیگه -نمیدونم منظورت چیه +حتما باید به زبون بیارم؟ -اره +ابت بیار بریم -جون اینجوری که میگی حشری تر میشم +زهر مار پس چرا نمیاد ده دقیقه است دارم سعی میکنم -خب یه کم سعیت بیشتر کن +چیکار کنم -مثل اون موقع که لباس هات دادی بالا +میاد؟ -اره نازی شلوارش داد تا زیر کونش پایین تاپش هم داد بالای سینه هاش الان فقط شرتش فاصله بین کیر من با کون لختش بود تا کیرم چسبوندم بهش رفت لای قاچ کونش نازی هم کونش و شل و سفت میکردم تا من آبم زودتر بیاد بعد چند دقیقه من دستهام روی پهلوهای لختش بود تا خودش دستم گرفت از روی شورت گذاشت رو کسش با خواهش گفت بمال منم آروم شروع کردم مالیدن کسش کاملا خیس شده بود شرتش وقتی کسش میمالیدم خیلی حشری شده بود دائم کونش فشار میداد به کیرم من داشتم ارضا میشدم سر کیرم از کنار شرتش دادم داخل و کل ابم ریختم لای پاش تو شرتش تا ابم اومد خودشو مرتب کرد گفت تو اینا بیار من برم دستشویی خلاصه خودمو مرتب کردم هنوز هم از اتفاقی که افتاده بود هنگ بودم رفتم تو هال دیدم ملی همچنان خوابه ولی اثری از نازی و رضا نبود میز چیدم ملی رو بیدار کردم نازی و رضا هم اومدن نشستیم یه شام مفصل زدیم اونا هم که کرده کرده بودن چتی شون کم شده بود بعد شام یه کم حرف زدیم گفتیم . خندیدیم تا غذا بره پایین بعدش مشروب آوردم و ریختم و خوردیم واسه ملی و رضا بی

اونا متوجه ما نشن بهش گفتم +دفعه دیگه ازم بپرس چه رنگی دوست دارم -زهر مار بچه پرو همینم مونده واسه تو یه الف بچه ست دلخواهت بپوشم +از اون ست قبلیه گرفتی واسه ملی؟ -نع یادم رفت +خوبه بزار این صورتی رو هم ببینم بعد انتخاب کنم نازی یه نگاه حشرناک بهم کرد چشماشو ریز کرد گفت +الان منظورت اینه اینم میخوای ببینی دیگه؟ -دقیقا +واقعا تو قرار بوده سنگ پا قزوین بشی شدی آدم -ببینم +چیییی؟الللاااان؟اینجااااا؟ -پشت جزیره ایم اصلا دید ندارن +عمرا -بابا منکه همه جاتو دیدم دیگه خودتو لوس نکن +خیلی بیشعوری -زیر لفظی میخوای؟ +شاید گوشیم برداشتم از قبل شماره حسابش داشتم ۱ تومن زدم به حسابش +الاغ شوخی کردم این چه کاری بود کردی -خودت گفتی +حقوقم گرفتم پس میدم بهت -نازی می‌خوام یه مغازه بزنم خودت که می‌دونی اهل در مغازه وایستادن نیستم دنبال شریک بودم تو اومدی تو ذهنم نازی یه دفعه گل از گلش شکفت خیلی مشتاق پرسید +جدی مغازه چی؟ -لباس زیر فروشی +خیلی بیشعوری خوشحال شدم -جدی میگم +من نمی‌فهمم الان داری مسخره بازی در میاری یا جدی میگی -به جون نازی جدی میگم +خب من پول ندارم شریکت بشم -پول از من کار از تو سود نصف نصف +کجا میخوای بزنی؟ -بزنی نه بزنیم اگه تو اکی باشی شریکیم با هم +خب حالا کجا بهترین منطقه تجاری شهرمون که آرزوی هر کاسبی اینه اونجا یه مغازه بزنه رو بهش گفتم +الکی نگو -جدی میگم +می‌دونی اونجا چقدر اجاره اش هست؟ -یه مغازه ۱۸۰ متری تو دو طبقه اونجا داریم مستاجرش بابا اجاره اش زیاد کرده گفته میخواد بلند شم +وای علی اونجا خیلی خوبه -پایه ای؟ +علی به نون و نمکی که با هم خوردیم داری اینا رو میگی که خرم کنی یا جدی میگی؟میدونی بدون این حرفا هم من دوستت دارم سریع پشت بندش درستش کرد گفت مثل داداشم -نه جدی میگم می‌خوام یه بیزنسی خودم شروع کنم +جون من؟ -اره +حتما قراره مدل همه لباس زیر ها خودم بشم آره -نه مدل زیاده به یکی پول می‌دیم میاد +لازم نکرده همین بوده این دافای اینستاگرامی بیان برات بزنن -یعنی خودت اوکی هستی؟ +کوووفت نیشش باز شد -چه شود +الان دقیقا چی من با ملی فرق داره که تو اینجوری میکنی؟ -بگم؟ +آره -اون کون سکسی گنده ات که هر قدم برمیداری مثل ژله میلرزه اون سینه های تپلت که اندازه طالبی هستن اون کیک خوشمزه است +زهر مار مزه اش هم کردی دیگه -اگه بدی بکنیم که دعات میکنم +عمرا خواب دیدی خیر باشه با حرف های رد و بدل شده بینمون کیرم کاملا راست شده بود نازی چشمم افتاد به کیرم یه دفعه چشماش گرد شد گفت +خاک تو سرت جمعش کن الان یکی میبینن بدبخت میشیم -مگه دکمه داره که خاموشش کنم +تو بیش فعالی به خدا آخه کی یه دفعه اینجوری میشه -تقصیر توئه +به من چه -بوت حشریم می‌کنه +ساکت صداتو می‌شنون آروم صورتم بردم نزدیک گردنش برای اولین بار پوست بدنش با شهوت لمس کردم آروم لبم مالیدم به گردنش یه نفس عمیق کشیدم نازی یه دفعه یه جوری شد گفت +آخ علی نکن کل بدنم مور مور شد -کل پوستت دون دون شد +یه جوری شدم -چه عطری میزنی؟ +عطر نمی‌زنم من پول مفت دارم عطر بگیرم -یعنی بوی بدنت اینقدر جذابه +نمی‌دونم تا حالا کسی بهم نگفته بود -رضا هم نگفته بود؟ +نه… -بی لیاقته دیگه +علی در مورد رضا درست صحبت کن -چشم +آفرین کارمون تموم شد ملی و رضا داشتن چرت طلا میزدن منو نازی رفتیم رو تراس پای باربیکیو چون خونه طبقه ۱۵ بود اصلا هیچ کس دید نداشت به ما از طرف اون ۲ تا هم خیالم راحت بود اگه میومدن از یه تیکه از پنجره میدیدمشون رفتیم رو تراس من داشتم باربیکیو رو راه مینداختم نازی پشتم بود گفت +اگه کسی بیاد متوجه میش

ود از دور داد میزد کیر می‌خوام من فوری دوربین چرخوندم رو دوربین عقب گرفتم رو کیرم تا کیرم دید قشنگ از لباش معلوم بود گفت جووون من اگه به کیرم دست میزدم ابم میومد واسه همین آروم تخمام میمالیدم اونم یواش یواش دوربین برد پایینتر جوری که سینه های گنده اش کاملا مشخص بود با دستش نوکشون پوشونده بود جوری که کف دستش روی یک سینه اش و آرنجش روی سینه دیگه اش بود آروم سینه اش رو میمالید بعد چند دقیقه دیگه بیخیال پوشوندن نوک سینه هاشو شده بود کاملا میچلوندشون یا با نوکشون بازی میکرد نوکش می‌گرفت میکشید بالا من تو اوج شهوت بودم که یه دفعه از حالت دراز کش نشست به تاج تخت تکیه داد گوشی رو قشنگ آورد پایین جوری که کسش هم از رو شرت کاملا مشخص بود اول با دست از روی شرت کسش میمالید بعد دست کرد داخل شرتش شروع کرد مالیدن کسش ، کاملا مست شهوت بود از حالت لباش مشخص بود داره سعی می‌کنه ناله نکنه دستش از شرتش در آورد اوه اوه انگشتاش خیسه خیس بود آب کسش بین دو تا انگشتاش کش میآورد گوشی رو گذاشت رو تخت تکیه داد به بالشت گوشی رو بعد همونجا قمبل کرد در حالی که انگشتای یه دستش تو دهنش بود و داشت حالت ساک زدن انجام میداد. با دست دیگه اش رفت سراغ کسش چشماش دیگه باز نمیشد تو همون حالت شروع کرد مالیدن کسش با لبخونی بهم فهموند منم بزنم تا شروع کردم زدم چشماش قفل کرده بود رو صفحه گوشی و تند تند کسش میمالید و از لبش مشخص بود هر از گاهی میگه جون من بعد چند ثانیه ابم شدت پاشید جوری که یه مقدارش هم روی گوشیم ریخت اونم سرعتش بیشتر کرده بود تا بلاخره ارضا شد بعد اون سکس چتی که در حالی که ۲ تایی کنار همسرهامون دراز کشیده بودیم جفتمون بدون خداحافظی همزمان قطع کردیم دیگه اصلا با هم در تماس نبودیم تا هفته بعد قرار شد اونا بیان پیش ما شب موعود رسید و نازی و رضا اومدن نازی دائم چشمش رو ازم میدزدید که باهام چشم تو چشم نشه اون شب نازی یه شلوار خیلی گشاد پوشیده بود که به علت گنده بودن بیش اندازه کونش یا شاید هم دوخت شلوار جای کونش و قسمت کسش کاملا چسبیده بود به بدنش جوری که خط شرتش هم معلوم بود و اینکه جنس شلوار خیلی نرم بود یعنی با هر قدمش کل کونش می‌لرزید و لرزشش مشهود بود یه تاپ هم پوشیده بود که یقه اش مقداری باز بود البته در حالت عادی چیزی دیده نمیشد ولی وقتی خم میشد چاک سینش کاملا دیده میشد و روی شونه اش هم بند سوتین صورتیش مشخص بود تا اومدن سریع یه چایی زدیم منم یه گل ایندیکا سم گرفته بودم که بعد چند دقیقه سریع آدم رو لش میکرد من چون نسبت به اونا زیاد می‌کشیدم خیلی اثرش شدید نبود روم ولی اون ۳ تا حسابی کشیدن و بعد یه ربع ۳ تایی فس فس بودن من که از قبل برنامه داشتم گفتم شام می‌خوام جوجه درست کنم ملی و رضا که پاره پاره بودن عمدی به نازی گفتم تو حالت بهتره تو بیا کمکم نازی هم که خودش بدش نمیومد قبول کرد و رفتیم تو آشپزخونه ملی و رضا رو به تی وی نشسته بودن و داشتن ماهواره رادیو جوان نگاه میکردن و کسشر میگفتن و میخندیدن منو نازی هم تو آشپزخونه درست پشت اونا بودیم نازی دوباره چشماش شهلا شده بود و کاملا مشخص بود چته کنار هم جای جزیره ایستاده بودیم و داشتیم جوجه ها رو سیخ می‌زدیم آروم جوری که ملی و رضا نشنون بهش گفتم +صورتی هم قشنگه -زهر مار پسره ی هیز +اینم سته -اروم صداتو می‌شنون +اونا الان تو یه دنیای دیگه آن -مطمئنی؟ +خیالت راحت نگفتی سته _به تو چه بچه پرو +خودم نگاه کنم؟ -جرات داری دست بزن به من جرت میدم علی +خب خودت بگو دیگه یه نگاه شهوتی بهم کرد گفت بله سته ما خیلی آروم حرف می‌زدیم جوری که اصلا

نیست از اینترنت برداشتی؟ -نع بابا الان گرفتم +جون عمت -به خدا +منم که خرم خوب می گشتی یه بزرگترش پیدا میکردی تو که میخوای خالی ببندی -بزرگتر؟؟؟همینم ملی شاکیه همش آخ و اوخ می‌کنه +صبر کن ببینم این رو تختی خودتونه؟ -اره دیگه +ملی طفلک چند بار تو لفافه گفته بود ولی فکر نمی‌کردم اینقدر باشه دیگه -چطوره؟ +کوفت خجالت بکش آدم این سوالو از خواهر زنش که جای مادر زنش هم هست میپرسه؟ -خب اینو ول مال رضا چقدره؟ +علللللییی خفه شو خیلی بی حیایی -پس کوچیکتره +درد بی حیا -چقدر؟ +چقدر چی؟ -چقدر کوچیکتره؟ +ای کوفت بگیری تو امشب چه مرگت شده اینقدر وحشی شدی؟ -والا هر کی دیگه هم اون چیزایی که من دیدم میدید وحشی میشد +مرض -۱۹ +چی؟ -سانت +خفه شووووو -رضا چند؟ +نمیگم -بگو دیگه +نمیگم -خب خودتو ببینم پس +مرگ انگار دوست دخترشم دائم میگه عکس بفرست -بابا از صورتت میگم +صورتم رو پروفایلم هست -میخوام چهره الانت ببینم +جاهای اصلی رو که دیدی میخوای صورتم هم ببینی قشنگ تصویر سازی کنی -اره دیگه صنایع دستی و هنرهای تجسمی +خاک تو سر جقیت کنن اولین بار اینقدر واضح دیگه داشت حرف های جنسی میزد کیرم قشنگ به حد انفجار رسیده بود -خب تقصیر خواهرته پشتش کرده به من خوابیده +بی لیاقته سریع پیامش رو پاک کرد شاید کلا ۱ ثانیه بود -جووون؟؟؟ +چی؟ -چی گفتی؟ +هیچی -از قدیم گفتن قدر زر زرگر شناسند قدر گوهر گوهری +تعریف هم می‌کنه از خودش -نمیفرستی؟ +کشتی منو بیا بابا بعد چند. ثانیه یه عکس از خودش فرستاد در حالی که به پهلو دراز کشیده بود از رو به رو گرفته بود کاملا مشخص بود سوتین تنش نیست چون نه بندی مشخص بود و هم اینکه یه مقدار خیلی زیادی از چاک سینه هاش که افتاده بود رو هم مشخص بود نکته جالب عکس چشمای خمارش بود دقیقا مثل وقتایی شده بود که ملی مسته شهوته و چشماش خمار میشه -چشارو تو هم حالت بدتر از منه ها +به خاطره گله -شبا هم که سوتین نمیپوشی دیگه +مرض چشات تا کجا ها رو که نمی‌بینه قرار بود صورتم ببینی -خوش به حال رضا تو خواب هر وقت دستش دراز کنه میتونه قشنگ یه انار بچینه +علی دیگه خیلی حالت خراب شده ها -میخوای منم یه عکس از خودم بفرستم؟ +نمی‌دونم دلت میخواد بفرست سریع شرتم کشیدم پایین خدا رو شکر صبحش پشمامو کامل زده بودم یه عکس از زیر کیرم گرفتم جوری که تخمام هم معلوم باشه سریع واسش فرستادم -علللللللی خیلی خری بیشعور خجالت بکش +خجالت بکشم؟افتخار میکنم اونی که زیر ۱۵ سانته باید خجالت بکشه -اینو دیگه از اینترنت برداشتی مطمئنم +صبر کن من دو تا گوشی دارم سریع عکسی که واسم فرستاده بود فرستادم به گوشی دیگه ام در حالی که عکسش کنار کیر راستم بود یه عکس دیگه گرفتم واسش فرستادم +تو رو خدا اینا رو پاک کن ملی بیدار شه اینا رو ببینه بیچاره میشیم ها -حواسم هست چند دقیقه پیام نداد منم منتظر موندم بعد چند دقیقه پیام دادم فکر کنم دستت جایی بنده من دیگه مزاحمت نشم سریع جواب داد +نه هستم -چیکار میکردی +به تو چه -دستت بند بود +به تو چه بچه پرو -رضا رو بیدار کن +بیدارش کنم هم اصله کاری بیدار نمیشه -واقعا؟؟؟؟ +اوهوم -یعنی رضا الان بیدار شه دوباره میخوابه؟ -اوهوم +لیاقت نداره سریع مثل خودش پیامم پاک کردم ولی اون چیزی نگفت دوباره پیام دادم -میخوای من برم راحت به کارت برسی سریع جواب داد +نه نرو بمون -بمونم چیکار کنیم؟ +نمی‌دونم حرف بزنیم -فقط حرف بزنیم؟ +دررررد -تصویری بگیرمت؟ +نمیتونم صحبت کنم -راست میگی +بگیر صحبت نکنیم می‌خوام ببینمت -الان صدای گوشیم میوت کردم تو واتساپ تصویری زنگ زدم بهش وقتی جواب داد چشماش کاملا خمار ب