uk
Feedback
مصدع اوقات

مصدع اوقات

Відкрити в Telegram

قصدم آزار شماست. t.me/HidenChat_Bot?start=207829614

Показати більше
880
Підписники
-124 години
+137 днів
+11030 день
Архів дописів
موهای خوشگل دوا لیپا رو ببینید🍷
موهای خوشگل دوا لیپا رو ببینید🍷

معمولا افرادی که تا حالا دوست‌داشتن متقابل تو رابطه رو تجربه نکردن، فکر میکنن اگه دوست‌داشتن باشه هیچ‌جوره نباید جدا بشن و دی
معمولا افرادی که تا حالا دوست‌داشتن متقابل تو رابطه رو تجربه نکردن، فکر میکنن اگه دوست‌داشتن باشه هیچ‌جوره نباید جدا بشن و دیگه همه چیز اوکیه. ولی درواقع دوست‌داشتن فقط یک پله از صدتا پله‌ایه که باید ازش برید بالا و خیلی اوقات، برخی از پله‌ها اصلا وجود خارجی ندارن.

من واقعا عاشق زن بودن هستم اما از زن بودن تو ایران واقعا خسته‌ام. از سر و کله زدن سر کوچکترین و ابتدایی‌ترین چیزها خسته‌ام. گاهی سر احمقانه‌ترین چیزها انرژی‌ای ازت میره که دیگه حال نداری به کارای مهم زندگیت برسی.

مغلطه نرخ پایه، یه اشتباه بسیار رایجه که میشه مثالای زیادی ازش آورد؛ از مضرات سیگار تا مزایای #واکسن. نوعی انتخاب گزینشی که ف
مغلطه نرخ پایه، یه اشتباه بسیار رایجه که میشه مثالای زیادی ازش آورد؛ از مضرات سیگار تا مزایای #واکسن. نوعی انتخاب گزینشی که فرد به جای دیدن کل #جامعه_آماری و نسبت شیوع یک موضوع، صرفا به بخش کوچکی از جامعه توجه میکنه؛ همونایی که منافعش را تایید میکنن! https://en.wikipedia.org/wiki/Base_rate_fallacy _Blue Jack_ @uttweet

شما اگه چند واحد متون فقه پاس کنی و هنوز مسلمون باشی یا کسخلی یا مادرجنده

کی بستنی وانیلی سفارش داده؟
کی بستنی وانیلی سفارش داده؟

There’s a tree out there that sprouted the same day you were born and has been growing with you

میلی به خوابیدن نیست چون دلیلی برای بیدار شدن نیست.

اینستا رو باز میکنی میبینی ای بابا همه‌ خانوم‌دکترهای آینده تو دبیرستان که میخواستند با موفقیت دشمنانشان را ضایع کنند هم که ناخنکار شدن

بچه‌ها منظورتون چیه که نجات‌دهنده تو آینه‌ست؟ یعنی شما میگید امام زمان تو آینه قایم شده؟ منطقی نیست. دیگه به نظرم حداقل یکم از نورش باید میزد بیرون دیگه.

تا حالا فکر کردید شلوار چه لباس عجیبیه؟ دوتا تیکه پارچه‌ی دوخته شده به هم که باید پاهاتو بکنی توش. احساس میکنم اولین نفری که اختراعش کرده از دامن و پیراهن بلندش خسته شده چون حین راه رفتن آزادی کامل نداشته و بعد به این نتیجه رسیده که خشتک دامنه رو بدوزه و وسطش که مانع بوده رو ببُره تا پاهاش راحتتر و آزادتر باشن. حالا شاید بگید خب الان که چی. باید بگم من واقعا نیاز دارم مغزم شلوار بپوشه. البته نه که الان لخت باشه، ولی این پیراهن بلندی که پوشیده (اورثینک) نمیذاره قدم‌های بزرگتری برداره و خوارم رو گاییده. الکی داره همه‌چیز رو سخت میکنه. شلوار بپوش کسکش. شلوار واقعا عالی و راحته. البته فکر میکنم اصلا متوجه نمیشید چی میگم و اگه اینطوره که خوش به حالتون واقعا. ممنون.

با هر دروغی که مجبور میشم به بابام بابت سختگیر‌ی‌های بیجاش بگم یک جون از جون‌هام کم و اعصابم ریش‌ریش میشه. اه. نکن دیگه پدر من.

خب بالاخره من هم دیگه همه‌ی برنامه‌هام رو ریختم. تو سطل آشغال.

اگه افرادی رو تو دانشگاه دیدید که در مورد رتبه‌ی کنکور حرف میزنن دو حالت داره: ۱. ترم اولی هستن ۲. کسخلن

اگر طبق نظر جناب ویگن، زن زیبا رو در این زمونه بلا در نظر بگیریم، بنده بالاخره یه جا میتونم نعمت باشم

برای شمالی‌های دور از خونه مونده که بارون نمی‌بینن، مثل خودم.

مامانم در حال آماده شدن برای اینکه منِ ۶ ساله رو عصر بخوابونه:
مامانم در حال آماده شدن برای اینکه منِ ۶ ساله رو عصر بخوابونه:

من همیشه فکر می‌کردم این سوال «اول تخم‌مرغ بوده یا مرغ» یک شوخیه برای مسخره کردن آی‌کیوی‌ آدم‌ها. جوابش تو ذهنم واضح بود و انقدر هم از جوابم مطمئن بودم که برام یک امر بدیهی بود. این بدیهی بودن و بیان نکردن به خاطر بدیهیت، تو تمام قسمت‌های زندگیم وجود داره. از وقتی که معلم سوال می‌پرسید و فکر میکردم چون جوابش بدیهی و ساده‌ست پس باید دنبال یک جواب دیگه بگردم، تا الان که موقع ارتباط برقرار کردن با آدم‌ها، بعد از بحث، تازه می‌فهمم «آها سوگند جان این رو هم باید برای بنده‌ی خدا توضیح بدی، اون نمی‌دونه».

"There is Nothing we can do."

کلاس هشتم، در راه برگشت از کلاس زبان تو هوای سرد شب‌های زمستون، شیشه‌های بخارزده‌ی ماشین و فکر به اینکه «ای کاش معلم ریاضیمون به اندازه‌ی بزرگی سینه‌هاش مادرجنده نبود و اون‌وقت میتونستم خوشحال‌تر باشم».