uk
Feedback
محمد رفیع « قاضی زاده»

محمد رفیع « قاضی زاده»

Відкрити в Telegram

تو بگو خواب خوشم را به چه تعبیر کنم خواب دیدم که توهم خواب مرا می‌بینی 🆔️ @Rafi3512 🍁🍁 راه ارتباطی 👇 @mrafi32

Показати більше
305
Підписники
Немає даних24 години
+17 днів
-130 днів
Архів дописів
من بعد منتظر اشعارِ جدیدی در قالب طرح باشید همراهان عزیزِ دلِ من 😍🙏

۳۰ روز ۳۰ طرح روز اول «تورا باید ساده دوست داشت چون همهِ زیبایی ها در توست» #محمدرفیع_قاضی_زاده #طرح #شعر_نو

کسی مانند من حالش که پرسیدن نمی خواهد چه خواهد بود احوال کتابی مانده در باران «کتابی مانده در باران» اولین مجموعه شعرِ، دوست
کسی مانند من حالش که پرسیدن نمی خواهد چه خواهد بود احوال کتابی مانده در باران «کتابی مانده در باران» اولین مجموعه شعرِ، دوست عزیز تر از جان و شاعر شال سفید مان جناب #مولاداد_رستمی باید رستمی باشی تا چنین غزل هایِ نغز و پر مفهومی از زیر آن شال بروی صفحه کاغذ دربیاوری😌 چاپ این مجموعه خوب مبارک همه مان باشد، علی الخصوص انجمن ادبی هرات 🙏❤️ با احترام #محمدرفیع_قاضی_زاده

چقدررر زیبا فرمود ❤️👇👇 «کدام نقطه جهان از تو خالیست که خلق تورا در آسمان می‌جویند؟» #منصور_حلاج #شعله_طور

اشعار من به دردِ هیاهو نمی‌خورد دیگر پلنگِ شعر‌ من آهو نمی‌خورد شعر از برای چشم تو گفتن چه فایِده؟ وقتی به درد قافیه "ابرو" نمی‌خورد ازحق که نگذرم به تو گویم غزل، ولی_ حقِ تورا رفیقِ تو " زرغونه" میخورد گوشِ تو از عقیده‌ی بیگانه خر شده خرگوش های ذهن تو کاهو نمی‌خورد از ابر دل مکن که به دریا نمی‌رسد این‌دفعه رودِ اشک تو بر گونه می‌خورد یک عمر بر تو تُهمتِ بانو زدم، ببخش_ اصلا قیافه‌یِ تو به بانو نمی‌خورد #محمدرفیع_قاضی_زاده غزلی از گذشته ها

☆ اللّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.

#رباعی در بستر غم مکان نرمی دارم با آیینه ها صحبت گرمی دارم با فکر تو می‌جنگم و از توی سرم هر شب دو سه تا جنازه بر می‌دارم #محمدرفیع_قاضی_زاده

در چشم های خسته‌یِ من خواب میشوی چون عکس، بین خاطره ها قاب میشوی ساکن، شبیهِ بستر مرداب کن مرا ! نیلوفری که زنده به مرداب میشوی دور از تو پشت پنجره بی‌تاب میشوم آیا توهم گرفته و بی‌تاب میشوی؟؟ انگار در وجود تو یک کشف تازه‌ایست در لابه‌لای هر غزلم ناب میشوی وقتی که چشم برکه‌ی من رو به آسمان... وقتی که شب رسیده و مهتاب میشوی_ تصویری از تو روی دلم موج می‌زند تو مثل قند، در دل من آب میشوی هرروز پشت پنجره بی‌تاب میشوم هر شب بدون بوسه‌ی من خواب میشوی #محمدرفیع_قاضی_زاده غزلی از گذشته ها

چشم هایش قشنگ و خُرمایی کُنج ابروی خود خمی دارد مثل او چالِ گونه باید داشت گونه را که هر آدمی دارد من که درکش نمیکنم گاهی بس که اخلاق مبهمی دارد مِهر من در دلش نمی گُنجد قلب او قُفل محکمی دارد عاشق‌ش هرکه بود،می‌فهمید عشق با او، چه عالمی دارد دوستش مثل جان خود دارم او ولی دوستم، کمی دارد آسمان بغض کرده، همچون من شاید اوهم به دل غمی دارد آسمان گریه کن به حالم،که او مرا دوستم نمی دارد #محمدرفیع_قاضی_زاده غزلی از گذشته ها

چه تحلیل خوبی از احوال انسان در گذر زمان و زندگی کرده است. گاه آدم ضرورت دارد چنین سخنانی را بشنود.

گرچه از پنجره‌یِ چشم توهم افتادم بی‌تو در زمزمه‌یِ اوج سکوتم شادم بی‌تو در خلوت خود گرچه خموشم،اما_ میرود تا به ثریا، شررِ فریادم بی‌تو درگوشه‌یِ تنهایی خود،چون کاهی میروم تا به هرآنجا که براند بادم میروم در قفس خاطره هایم بی‌تو میروم تا که تو راحت ببری از یادم من به دل‌داده‌گی ام دست بلندی دارم واای از چشم تو وُ، این‌همه استعدادم من که جان را به سر عشق تو سودا کردم دگر از وسوسه‌یِ مرگ خودم آزادم سالها بعدتو هرشب ز خودم پرسیدم که چرا مهرِ تورا دردل خود جا دادم؟؟ #محمدرفیع_قاضی_زاده غزلی از گذشته ها

من، خواب هایِ زیادی دارم که نمی‌توانم آنها را ببینم خیلی چیز ها را با چشمان باز نمی‌توان دید #محمد_رفیع_قاضی_زاده

#آثار_مخاطبان_کانال چقدر درد خودش را غزل کند شاعر ؟ چه چیز را به غمش راه حل کند شاعر ؟ چگونه با غم و تلخیِ روزگار خودش زبان هر غزلش را عسل کند شاعر ؟ برای روح خودش قولِ شاد بودن داد ولی چگونه به قولش عمل کند شاعر؟ دلش گرفته ازین روزگار و می‌خواهد برای گریه، خدا را بغل کند شاعر کناره پنجره با صد خیال آشفته نشسته تا غم خود را غزل کند شاعر #محمدرفیع_قاضی_زاده انجمن ادبی قلم‌به‌دستان @ghalambedastan

اندوه بسیار مرا هرگز نباید دید این شعر بیمار مرا هرگز نباید دید من درد هایم را شبیه شعر خواهم گفت مجموعِ آثار مرا هرگز نباید دید از پشتِ دیوارِ اتاقم، خوب و سرحالم این سمتِ دیوار مرا هرگز نباید دید در نامه هایم گفته‌ام برگرد و بعد‌از این اینقدر اصرار مرا هرگز نباید دید من مثل زن ها دوست دارم گریه را اما این بغضِ سرشارِ مرا هرگز نباید دید آری،کنارم چشم‌هایت را ببند ای‌شعر آزارِ سیگار مرا هرگز نباید دید #محمد_رفیع_قاضی_زاده

من فقط، دوست ندارم که بگریم ورنه مثل یک ابر بهاری پُرِ بغض است دلم #تک_بیت #قاضی_زاده

لیلة القدر (اکبری).mp31.19 MB

میگن در ماه مبارک رمضان مخصوصا دم افطار هر دعایی بکنیم قبول میشه، مه نمیفهمم شما چی دعا میکنین ولی مه «تنها دعای هرشبم این است👇👇» با نزاکت، و محترم باشد نازک‌اندام و شوخ هم باشد با سواد و شجاع و بی‌پروا صادق و پاک و خوش‌جنم باشد سخنش دلنشین و با مفهوم مثل یک شعرِ تازه دم باشد قدبلند و کشیده تا حدّی_ قد و اندازه‌ی خودم باشد با نمک، مهربان و با مزه خنده‌اش قرصِ ضدغم باشد شاید این سوژه‌ای که می‌گویم بین این اجتماع کم باشد دوست دارم که این عروسِ غزل متعلق به مادرم باشد #محمدرفیع_قاضی_زاده #فاز_شوخی😉

سال نو🌺 مبارک❤️ امیدوارم تمام آرزوی های خوب‌تان برآورده شه🌺

7a0617_241402-12-30-53-54-126-Pages-Small.pdf22.76 MB