𝑩𝒆𝒓𝒎𝒐𝒅𝒂
Закритий канал
197
Підписники
Немає даних24 години
-27 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
197
بابت تمام وقتهایی که ضعفم را به کسی نشان دادم و خیال کردم میتوانم با خیال راحت کنار کسی ضعیف باشم، از خودم بیزارم.
197
واقعیت این است که این سرزمین دیگر مرا وحشتزده میکند. سرزمین مادری که باید مأمن و پناهگاه آدمی باشد، حالا مرا میترساند.
نفس کشیدن در اینجا سنگین شدهاست. وقتی روی خاکش راه میروم، احساس میکنم زمین میخواهد مرا ببلعد. چه غریب است آدمی که حتی سرزمین مادریاش هم او را پس میزند.
197
داریم کم کم به غروب جمعه نزدیک میشیم. همگی آماده باشید تا یک دو سه گفتم باهم بزنیم زیر گریه.
197
آقای داستایفسکی شما میگویید «آدمی را در گناهش نیز دوست بدارید.» اما بعضی گناهان را نمیتوان بخشید، چرا که قلبت را تکهتکه کردهاند.
197
خانم سیمون وی شما گفته بودید:«عشق تسلی نیست، نور است.» اگر چنین است، پس چرا سهم ما از عشق، همیشه تاریکی بوده است؟
