uk
Feedback
Tapesh | تَپِش

Tapesh | تَپِش

Відкрити в Telegram

♡هرچه آمد به سرم از تَپِش نام تو بود♡ برای انتقاد و یا تبادل به لینک زیر مراجعه کنید: @thapesh_bot اگه میخوای با ادمین ها صحبت کنی: https://t.me/thapesh/1215 لینک گپ چنل: @tapeshgroupp

Показати більше
569
Підписники
Немає даних24 години
-27 днів
-830 день
Архів дописів
‏«آهای آیندگان، شما که از دل توفانی بیرون می‌جهید ‏که ما را بلعیده است؛ ‏وقتی از ضعف‌های ما حرف می‌زنید ‏یادتان باشد ‏از زمانه سخت ما هم چیزی بگویید!» ‏- برتولت برشت. @thapesh

خون میچکد از چشمانم برایت ایران….

اثر ظلم محال است به ظالم نرسد ناله پیش از هدف از پشت کمان می خیزد با دل سوخته خوش باش که در محفل عشق از سپندی که نسوزند فغان می خیزد صائب تبریزی @thapesh

نگاهم کردی و سردی نگاهت قلبم را سوزاند مانند رهگذر ها نگاهم کردی روبه رویت نشستم و فکر کردم فکر کردم اگر روزی حتی چشم هایت را باز نکردی تا نگاهم کنی چکار کنم؟ فکر کردم اگر دستانت را گرفتم اما دستانت گرم نبود چه کنم؟ فکر کردم اگر تو نباشی چقدر دنیا برایم تاریک تر است و بودنت چه غنیمتی ست عزیز دلم.... @thapesh

قطعه «هزار و یک شب» علیرضا قربانی و سحر بروجردی آهنگساز: سهراب پورناظری ترانه: حسین غیاثی 🧩 در یوتیوب بشنوید 🌐 @AlirezaGhorbaniOfficial

و خسته از تمام چیزهایی که به ظاهر پذیرفته ام اما با هر تلنگر دوباره مثل قبل برایم پررنگ میشوند.... @thapesg

هزار سال دیگه هم غمت تموم باغچه رو ی شوره زار میکنه... @thapesh

قطعه «گیسوی باران» با صدای «علیرضا قربانی» آهنگساز: علیرضا افکاری تنظیم کننده: حسام ناصری شاعر: امیرعلی سلیمانی 🧩 در یوتیوب بشنوید 💖 در آپارات بشنوید 🌐 @AlirezaGhorbaniOfficial

بنشینیم و بیندیشیم این همه با هم بیگانه این همه دوری و بیزاری به کجا آیا خواهیم رسید آخر ؟ و چه خواهد آمد بر سر ما با این دلهای پراکنده؟ جنگلی بودیم شاخه در شاخه همه آغوش ریشه در ریشه همه پیوند وینک انبوه درختانی تنهاییم مهربانی به دل بسته ما مرغی‌ست کز قفس در نگشادیمش و به عذری که فضایی نیست وندرین باغ خزان خورده جز سموم ستم آورده هوایی نیست ره پرواز ندادیم ... —هوشنگ ابتهاج

این روزها به هرکس که برسی وحشی شده‌است! البته سابقاً مهربان بوده امّا خیری ندیده‌است و تصمیم خودش بر آنست که دیگر چوب سادگیش را نخورد. این روزها همه اعتمادشان را کمی پیشتر از اینکه شما را ملاقات کنند، از دست داده‌اند. آسیب دیده‌اند. یک‌نفر حسابی اذیتشان کرده‌است. آدم‌های سمّی و این‌ها! این‌روزها شما معمولاً جایگزین می‌شوید، کسی از صفر شروع نمی‌کند، همه پیگیرِ میانه به بعدش هستند؛ حوصله‌ها کم است و اشتیاق بسیار! حرف‌هایتان و رفتارتان مقایسه می‌شود با قبلی و قبلی‌ها، ناخواسته به یک رقابتی وارد می‌شوید که نه قوانینش مشخّص است و نه حتیٰ رقبایتان را می‌شناسید. همه آسیب دیده‌اند. کسی به دنبال ترمیم خودش نرفته‌‌است. جایگزین کرده‌اند؛ سیگار قبلی را با بعدی گیراندن و این‌ها. این‌روزها حال هیچ‌کس خوب نیست. اصلاً کثافت است... و شما اگر به دنبال مهربانی باشید، اگر ترمیم‌تان تمام‌شده‌ست و می‌خواهید یک‌چیزی را از صفر شروع کنید، روزهای سختی پیش رویتان‌ است. بی‌رحمانه سخت و عجیب! #حسام_افسری @thapesh

‏«اﯾﻦ زﺧﻢ‌ﻫﺎ ﺑﺴﺘﻪ‌ﺷﺪﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ! ﻣﯽﺷﻨﻮی؟ ﮐﻬﻨﻪ اﺳﺖ وﻟﯽ ﻣﺮﻫﻢ ﻧﺎﺷﺪﻧﯽ‌ست، ﻫﺮ روز ﺧﻮن ﺗﺎزه از آن ﺑﯿﺮون ﻣﯽآﯾﺪ!» - چریکه تارا؛ بهرام بیض
‏«اﯾﻦ زﺧﻢ‌ﻫﺎ ﺑﺴﺘﻪ‌ﺷﺪﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ! ﻣﯽﺷﻨﻮی؟ ﮐﻬﻨﻪ اﺳﺖ وﻟﯽ ﻣﺮﻫﻢ ﻧﺎﺷﺪﻧﯽ‌ست، ﻫﺮ روز ﺧﻮن ﺗﺎزه از آن ﺑﯿﺮون ﻣﯽآﯾﺪ!» - چریکه تارا؛ بهرام بیضایی. @thapesh

ای قلم! تقدیر ما قدری غلط تحریر شد خوشنویسان نقطه ی آواز را نگذاشتند.... :) #فاضل_نظری @thapesh

وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسی و لا أُزَکِّیها که هر چه نقل کنند از بشر در امکان است سعدی @thapesb

جانان سایه دیشب سایه‌مان را بر صورت ماه رصد کردم این سایه برای من حکم همان ترس همان اندوه همان نگرانی برای وطن بود سایه ای که بر جوانی سایه انداخته است سایه ای از نامعلوم بودن آینده خاکستری جانان از ماه کامل خرداد تا ماه گرفتگی دیشب چه برما گذشت دیده ای؟ دیده ای در چند ماه رشد کردیم ترک برداشتیم گریه کردیم و بزرگ‌تر شدیم از همان شب که صدای ترس بر دیوار های شهر لرزه انداخت تا دیشب که در سایه نحیف آرامش اشک ریختیم از همان شب های ترس به این شب ها که شاید در تلاشیم از ترک های روحمان پرتو های بی جان امید را عبور دهیم تا شاید شاید بر این پهنه روزی برسد که در سایه ماه بی واهمه از هر چیز نا چیز عاشق شویم هم نوا با نوازش باد برقصیم و بر ساحل آرامش وطن بازگو‌ کنیم برگی از این شب های امید و اندوه را 🌙 @thapesh

«زن‌ها ‏همیشه عاشق مردانِ اشتباه می‌شوند ‏و مردها ‏همیشه در قبال زنان درست ‏اشتباه می‌کنند.» ‏- اورهان پاموک @thapesh

تنهایی مثل باران است از اسمان می اید اما از درون ما بالا می رود از درون اتاق هایی که تنها بودیم از حرف هایی که نزده مانده از شب هایی که نگذشت #رختکن_بازنده_ها @ thapesh

کلام تلخ ولی صادقانه را بپذیر بهانه است؟ چه بهتر! بهانه را بپذیر چو برده ای که امیدش به روز آزادی نیست صبور باش و تازیانه را بپذیر پرنده بودن خود را مبر ز یاد ولی کنون که در قفسی، آب و دانه را بپذیر نشاط عشق به رنج وجود می ارزد ملال این سفر جاودانه را بپذیر کسی برای ابد با کسی نمی ماند زمانه است رفیقا، زمانه را بپذیر #فاضل_نظری @thapesh

ما چی بودیم و چی هستیم الا دو تا قرقاول غلیتیده به خون؟! #زمزمه @thapesh

بگو چکار کنم ؟ با فلفلی که طعم ِ فراق می‌دهد با دردی که فصل را نمی‌شناسد با خونی که بند نمی‌آید بگو چکار کنم ؟ وقتی شادی به دُم ِ بادبادکی بند است و غم چون سنگی مرا در سراشیب ِ یک دره دنبال می‌کند دلم شاخه‌ی شاتوتی که باد خونش را به در و دیوار پاشیده است —رضا بروسان @thapesh

«و اگرچه دل خواهد شکست، باز با دل شکسته به زیستن ادامه می‌دهی.» - سفر زیارتی چایلد هرولد؛ لرد بایرون. @thapesh