مذبوحات☫
Відкрити в Telegram
•اینجا شعبهای از دیوانگیست! •مجهز به مکانیسم وحدت تضادها •دایرةالمعارف مغشوش و درهم ریخته •در جستجوی یاد گرفتن و نو به نو شدن در نهایت از خلوتی راهِ سعادت نهراسید. https://t.me/harfmanbot?start=719145801
Показати більше461
Підписники
Немає даних24 години
+17 днів
Немає даних30 день
Архів дописів
461
خدا به مردم عراق عزت روزافزون بده
یحتمل اگر بعد از امیرالمؤمنین به عجمان اون دیار میگفتی یه روزی میاد که عربها با این احترام و این جمعیت یک ایرانی رو تشییع میکنند حتی قادر به تصور کردنش هم نبودند... آقای ما همیشه معادلات رو به هم زده...
461
شبیه لبخند وسط گریه.
بین این همه اشک و آه و فعان، شوری به جون ما افتاده و انگار بعد از ماهها توی رگهامون خون دویده باشه.
مثل این که بتونی بعد از حبسِ نفس تو عمیقترین قسمت دریا، بیای رو آب و نفس عمیق بکشی؛
آقای ما بعد از ۶۹ سال فراق به کربلا رسید.
461
خوش به حال مردم قم که هنوز بین اونهایی،
خوش به حال مردم عراق و مشهد که مشتاق
و منتظر دیدار شما هستند...
و بدا به حال ما که بعد از این حتی تصویر تابوتت
هم در قاب چشمهامون قرار نمیگیره.
تهران بعد از شما تهی و ناشکیب شده، انگار که دماوند هم پشتش به شما گرم بود عزیز من.
461
حس میکنم دیگه هیچ غمی به این وسعت نخواهد بود و هیچ حادثهای منو تا این حد غمگین نخواهد کرد.
امروز من خود به چشم خویشتن، دیدم که جانم میرود...
461
امروز که سلانه سلانه به سمت مصلی میرفتیم به گذشته فکر کردم.
قبلا برای اینکه تو صحن اصلی باشیم تا شاید آقا رو ببینیم چند ساعت قبل از نماز و با انرژی مضاعف خودمون رو میرسوندیم ولی امروز یه جوری پاها یاری نمیکرد و کمکاریش رو گذاشته بود به عهدهی اشک چشمها که پشت درهای بسته، توی صفهای انتهایی و دنجترین جای ممکن ایستادیم...
حالا حتی آوردن اسم مصلی و رفتن به اونجا هم برای من غمناک و درآور شده...
461
Repost from N/a
هفتم؛
به مصلی بیایید، قول نمیدهم دلتان آرام بگیرد اما مطمئنم بعد از اینکه از اینجا بروید همه غم دنیا را با خودتان میبرید، خودتان را به این کشتی نجات برسانید، قرار نیست آقای ما بر کسی نماز بخواند، میخواهند برای آقای شهیدمان نماز بخوانند…
461
از صبح داخل شهر و بین زائرام اما کوچکترین جاذبهای هم منو به سمت مصلی نمیکشونه؛
آخه من دلم باهات وداع کنم عزیزدلم...
