Evolution
Відкрити в Telegram
@Evolution_iran ▪︎گروه تکامل @Evolution_irr ▪︎کتابخانه تکامل @Evolution_ir2 ▪︎مستند تکامل @Evolution_ir https://t.me/evolution_iran/3 [کانال مربوط به مطالب پایهای تکامل برای عموم است، اخبار جدید علم تکامل ومطالب تخصصی اینجا منتشر نمیشود]
Показати більше6 498
Підписники
+124 години
+287 днів
+2830 день
Архів дописів
6 499
◀️ بزرگترین پرنده شکاری
کرکس آند در رشته های کوههای آند و سواحل مجاور آمریکای جنوبی زندگی میکند .
با احتساب میزان وزن (حدود ۱۵ کیلوگرم) و گستره بالها ، کرکس آند بزرگترین پرنده پروازگر در جهان محسوب میشود .
گستره بالهای این پرنده به ۳/۳ متر میرسد (که از این لحاظ بعد از آلباتروس ها و پلیکان ها در مقام بعدی قرار میگیرد)
طول عمر کرکس آند بیش از ۶۰ سال است .
کرکس آند در ارتفاعات بسیار بالا پرواز میکند و از مرتفع ترین پروازگران محسوب میشود که میتواند ساعتها در ارتفاع بالا پرواز کند .
تحقیقات انجام شده بر روی این پرنده نشان داده است که این پرندگان، تنها یک درصد از زمان کل پرواز را صرف بال زدن کرده اند که اکثر این اوقات نیز به هنگام بلند شدن از زمین بوده است!
یکی از کرکسهای مورد آزمایش در طول یک پرواز ۵ ساعته، ۱۶۰ کیلومتر را بدون اینکه حتی یک بال زدن پیموده است !
متاسفانه جمعیت این گونه به شدت کاهش یافته و در مرز انقراض قرار دارد
@evolution_ir
6 499
◀️ کرکس
پرندگان شکاریِ لاشه خوار را در زبان فارسی عمدتا کرکس یا لاشخور مینامند.
اما بطور دقیقتر، کرکس شامل دو گروه از پرندگان شکاری لاشه خوار شامل کرکسهای بومی آمریکا و کرکسهای بومی اوراسیا و آفریقا میشود (در استرالیا و قطب جنوب هیچ کرکس بومی وجود ندارد) که مجموعا بیش از ۲۰ گونه پرنده را شامل میشوند.
با اینحال کرکسهای آمریکا با همتایان خود در اوراسیا و آفریقا خویشاوندی نزدیکی ندارند و شباهت میان آنها نتیجه تکامل همگرا است
کرکسهای بر قدیم در تیرهء بازان قرار میگیرند، یعنی خویشاوند عقابها و بازها هستند که امروزه در مجموع ۱۶ گونه از آنها در حال زیست هستند.
اما کرکسهای بر جدید یک تیره مستقل هستند و نسب مشترک نزدیکی با کرکسهای بر قدیم ندارند. امروزه ۷ گونه از کرکسهای بر جدید در حال زیست هستند
کرکسها با توجه به شیوه زندگی خود، نقش بسیار ویژه ای در اکوسیستم ها بر عهده دارند و حذف آنها از اکوسیستم میتواند سبب خسارتهای جبران ناپذیر شود.
در حال حاضر جمعیت اکثر گونه های کرکس عمدتا به دلیل فعالیتهای انسانی تا حد بحرانی کاهش یافته و بیشتر آنها به شدت در معرض انقراض هستند
✅ بیشتر بخوانید
@evolution_ir
6 499
◀️ تواناییهای شناختی نوزاد انسان
ناتوانی شدید نوزاد انسان در هنگام تولد بدین معناست که آزمودن تواناییهای شناختی نوزاد بسیار دشوار است .
اما با وجود تمام دشواریها ، دانشمندان با طرح آزمایشات مختلف به این نتیجه رسیده اند که نوزاد انسان به هنگام تولد حداقل با سه دانش پایه پا به این جهان میگذارد : فیزیک ، زیست شناسی و روانشناسی .
✅ بخوانید
@evolution_ir
6 499
◀️ نوزاد انسان
نوزاد انسان در زمان تولد به معنای واقعی کلمه بی پناه است و توانایی انجام ساده ترین وظایف را ندارد . اما این مسئله به این دلیل نیست که نوزاد ذاتا احمق است ، بلکه مغز و بدن او هنوز رشد نکرده است .
در مورد بیشتر نخستیان ، تولد نشان دهنده نقطه ای است که در آن مغز به سطحی از رشد رسیده که نوزاد میتواند به تنهایی حرکت کند . اما انسانها به نحوی شگفت آور در نقطه مقابل این وضعیت قرار دارند ، چرا که نوزاد انسان حدود نه ماه زودتر از آنچه بر مبنای اندازه مغزش انتظار داریم متولد میشود .
بر خلاف سایر نخستیان و اکثر پستانداران دیگر ، بخش مهمی از رشد مغز ما پس از تولد اتفاق میفتد . نوزاد انسان در مقایسه با دیگر نخستیان در سطح ابتدایی تری از رشد متولد میشود و علت آن را میتوان در چگونگی تولد نوزاد جستجو کرد .
اگر نوزاد انسان ، به اندازه زمانی که یک نخستی با مغزی به اندازه مغز ما لازم دارد تا خودکفا شود در رحم مادر باقی بماند ، دیگر نمیتواند از آن خارج شود !
این مشکلی است که ما از گذشته تکاملی خود به ارث برده ایم ، هنگامی که لگن حیوانات دوپا کوچک شد تا پایه پایدارتری برای بالاتنه به هنگام قدم زدن فراهم آورد . از آنجا که این امر چندین میلیون سال پیش از آنکه مغز انسان شروع به چنین رشد سریعی کند روی داده است ، نیاکان ما با مشکلی غیرمنتظره مواجه بوده اند ، آنان باید نوزادی با سر و بدنی بزرگ را از معبری بسیار کوچک عبور میدادند .
راه حل این بود که نوزادان زودتر به دنیا بیایند ، نوزادانی که کمتر رشد کرده بودند و رشد کامل مغزشان بیرون از رحم انجام میگرفت .
این امر تبعات مهمی ، هم در مورد خطراتی که نوزاد با آن مواجه میشود و هم در مورد میزان و شدت مراقبتی که نیاز دارد ، خواهد داشت .
@evolution_ir
6 499
◀️ گونه های کلیدی
گونه های کلیدی ، گونه هایی هستند که کاهش یا نابودی آنها در یک اکوسیستم ، بی تردید و به میزان بسیار زیادی بر محیط زیست و نیز جمعیتهای اکوسیستم تأثیر خواهد گذاشت .
گونه های کلیدی بر دیگر ارگانیسمهای یک اکوسیستم تاثیر گذارند .
یک گونهٔ کلیدی ، گیاه یا جانوری است که نقشی منحصر بفرد و حیاتی در کارکردهای اکوسیستم دارد .
بدون وجود چنین گونه هایی ، اکوسیستم تغییر چشمگیری خواهد کرد و یا حتی اجزای اکوسیستم دیگر نخواهند توانست در کنار یکدیگر وجود داشته باشند .
نقش این گونه ها برای اکوسیستم ، مانند نقش سنگ تاج در قوس (معماری) است . حتی اگر آن گونهٔ کلیدی جزء کوچکی از اکوسیستم (به لحاظ زیست توده و باروری) باشد .
از نمونه های گونه های کلیدی میتوان جگوار ، فیل ، سگ آبی ، جغد سوراخ نشین ، سگ دشتی ، شیر ، گرگ و برخی گونه های دیگر را نام برد .
✅ بیشتر بخوانید
☑️ ویدئو را هم ببینید ! نمونه ای تجربی از عملکرد گونه های کلیدی
@evolution_ir
6 499
◀️ حشرات
مطالعات آماری نشان میدهد که متنوع ترین حیوانات نه فقط از نظر جثه کوچک ، بلکه به شدت متحرک نیز هستند و این خود دسترسی به انواع غذاها و منابع دیگر را نیز برای آنها فراهم میکند .
نمونه نهایی این اصل را در مورد حشرات میتوان
دید که چنان متنوع و فراوانند که تصویری از شکست ناپذیری را در چشم می نشانند .
اغلب از حشره شناسان پرسیده میشود که اگر انسان نسل خویش را نابود کند ، آیا حشرات غلبه میکنند ؟
این نمونه ای از طرح یک سؤال اشتباه است که خود پاسخی بی معنا را به دنبال دارد ، چرا که حشرات پیشاپیش غلبه کرده اند . اینان تقریبا ۴۰۰ میلیون سال پیش از این در خشکی سرچشمه گرفتند و تا دوره کربونیفر ، یعنی ۱۰۰ میلیون سال بعد ، تقریبا به اندازه تنوع فرمهای کنونی واگرایش پیدا کرده بودند . از آن زمان به بعد زیستگاههای خشکی و آب شیرین در سراسر جهان در چنبره آنها قرار گرفت . اینان از فاجعه انقراض دوران پالئوزوئیک که بزرگتر از یک جنگ کامل هسته ای بود جان به در بردند . امروزه در هر لحظه بیش از یک میلیارد میلیارد حشره در سراسر جهان زنده است ! در حدود یک تریلیون کیلوگرم ماده زنده که بیش از وزن كل انسانهاست . تعداد گونه های آنها سر به میلیونها میزند و اکثر آنها هنوز حتی نام علمی هم ندارند .
نژاد بشر با سابقه اقامت کمتر از ۲ میلیون ساله و حاکمیت ضعیفش بر این کره در بین این توده شش پا ، تازه واردی بیش نیست .
حشرات بدون ما قادر به زندگی هستند ، اما ما و اغلب موجودات دیگر خشکی بدون آنها از بین خواهیم رفت .
برجستگی و تنوع فوق العاده حشرات را در سه عامل میتوان جستجو کرد ، جثه ، دگردیسی و بال .
جثه به خاطر آشیانهای کوچکی که برای هر یک از آنها توصیف میشود و در واقع بسیاری از گونه های آنها به این ترتیب به وجود آمده است . دگردیسی به خاطر گذار آنها از یک شیوه زندگی به شیوه دیگر (از کرمینه و پوره به بالغ) که امکان نفوذ در بیش از یک زیستگاه را فراهم میکند و آشیانهای باز هم بیشتری را شکل میدهد و بالاخره بال ، برای انتشار به محیطهای زیست هر چه دورتر و گذشتن از فراز دریاچه ها و گذرگاههای کویری تا خارجی ترین نوک برگها و پناهگاههای دور که حشرات را به منابع غذایی اضافی و محلهای جفتگیری نزدیک میکند و یا فرار از دشمنان را ممکن میسازد .
به همه اینها پیش خرید زیستگاهها را نیز بایستی اضافه کرد ! از آنجا که حشرات اولین جانورانی بودند که در تمام آشیانهای خشکی ، از جمله هوا گسترش یافتند ، پا سفت کردن آنها بدون شک محکمتر از آن بوده که تازه واردین قادر به اخراج آنها باشند .
@evolution_ir
6 499
◀️ رابطه اندازه جثه و تنوع
در هر زیستگاهی ، خواه خشکی باشد یا دریا ، متنوع یا کم تنوع ، اندازه جثه موجود زنده تأثیر مهمی بر تعداد گونه های حاضر در آن گروه دارد .
گیاهان و جانوران بسیار کوچک ، به مراتب متنوع تر از موجودات بسیار بزرگ هستند . علفها و دارزیها ، بر درختان پیشی میگیرند و حشرات بر مهره داران .
این قاعده در بین رسته های کوچکتر رده بندی نیز صدق میکند ، در بین ۴۰۰۰ گونه پستاندارانی که در سراسر جهان یافت میشود ، هزار بار کاهش در وزن متوسط (یک تخمين خام) به معنی ده بار اضافه شدن بر تعداد گونه هاست .
این بدان معنی است که تعداد گونه های هم اندازه موش ، تقریبا ده برابر گونه های هم اندازه گوزن است .
علت این انباشتگی هرم وار و بر مبنای جثه آن است که موجودات کوچک میتوانند محیط زیست را به آشیانهای کوچکتر از آشیان موجودات بزرگ تقسیم کنند .
یک سوسک را تصور کنید که جثه ای پنج سانتیمتری دارد و روی تنه درختی زندگی میکند . این حیوان در حین چریدن از قارچها و گلسنگها ، تنه درخت با محیط ۵ متر را نیز اندازه میگیرد . اما او نمیتواند دنیاهای کوچکتر از پاهای خودش را نیز به حساب آورد . این سوسک از وجود سوراخها و گودیهای پوست درخت که عرض آنها فقط یک میلی متر باشد آگاهی چندانی ندارد .
اما گونه های سوسک دیگری وجود دارند که جثه آنها به قدر کافی کوچک هست که این گونه جاها را خانه خود قرار دهند . آنان در یک مقیاس فضایی کاملا متفاوت به زندگی مشغولند .
برای آنان این گونه شکافها و درزهای کوچک ، بی اهمیت و جزئی نیست . همچنان که آنها دیواره های این شکافهای کوچک را بالا و پایین میروند ، محیط درخت برایشان حدود ده برابر آن چیزی به نظر میرسد که برای سوسک غول پیکر ، چرا که سوسک بزرگ چیزی درباره این شکافها نمیدانست . مساحت تنه درخت در چشم سوسک کوچک ، ۱۰۰ برابر بزرگتر از آن برای سوسک غول پیکر است .
شکافهای مختلف هر یک رژیم رطوبت و حرارت خاص خود را دارد و در آنها انواع ترکیبات جلبک و قارچ میروید که حشرات امکان تغذیه از آنها را دارند . لذا سوسک کوچک محلهای زندگی و انواع
غذاهای فراوانتری دارد که بر روی آنها تخصص حاصل کند و در نتیجه گونه های به نسبت بیشتری از آن نیز ممکن است تکامل یابد .
حال کمی عمیق تر ، تا سطح میکروسکوپی پایین میرویم . برای نمونه بر روی پای سوسکهای کوچک شکافهای باز هم کوچکتری موجود است که تنگ تر از آن است که لکه های جلبک و قارچ نیز بتواند به عمق آن وارد شود . در اینجا کوچکترین حشرات همراه با کنه های زره دار اوریباتید زندگی میکنند که طول آنها کمتر از یک میلیمتر است .
در تکامل موجودات ، جثه کوچکتر یعنی گونه های بیشتر . در بین هر گروه خاص از جانوران ، همچون حشرات ، کوچکترین موجودات قادر به بهره برداری از آشیانهای بیشتر و در نتیجه جای دادن گونه های هر چه بیشتر در جوامع زیستی محلی اند .
@evolution_ir
6 499
◀️ گونه های مهاجم
⬅️ گونه مهاجم با زیست محیط چه میکند ؟
3⃣ قسمت سوم
در قرن هجدهم ، درخت شاه بلوط آمریکایی یک درخت برگریز مسلط در جنگلهای شرقی بود و در مناطقی مثل کانکتیکات نزدیک به نیمی از درختان منطقه را تشکیل میداد .
این درخت از درختانی است که بعد از قطع شدن میتواند دوباره از ریشه رشد کند .
فراوانی این درخت در جنگلهای شرقی به حدی بود که حتی گهواره کودک را از چوب آن میساختند !
در حوالی آغاز قرن جدید ، یعنی قرن هجدهم ، یک قارچ که عامل تخریب درختان بود ، به نام کریفرنكتریا پارازیتیکا ، احتمالا از ژاپن به ایالات متحده وارد شد .
شاه بلوط های آسیایی پا به پای کریفرنكتریا پارازیتیکا تکامل یافته بود و میتوانست به آسانی در مقابل آن قارچ مقاومت کند ، اما همین قارچ ، برای گونه آمریکایی صد در صد مرگبار بود .
این قارچ در دهه پنجاه عملا تک تک درختان شاه بلوط در ایالات متحده را نابود کرد که چیزی در حدود چهار میلیارد درخت بود .
علاوه بر آن ، چندین گونه پروانه که به این درخت وابسته بودند هم به همراه آن از بین رفتند .
@evolution_ir
6 499
◀️ فسیلهای اجداد انسان !
⬅️ مشکلات موجود در بایگانی سنگواره ای هومینین ها
در طول دهه های اخیر ، دیرین انسان شناسان همواره در جستجوی سنگواره های هومینینی بوده اند و تاکنون هزاران نمونه فسیل از این گروه را کشف کرده اند که قدیمی ترینهای آنها حداکثر هفت میلیون سال قدمت دارند .
گر چه شمار یاد شده ممکن است زیاد به نظر برسد ، اما قسمت اعظم آنها در بخش متأخرتر بایگانی سنگواره های هومینینی تمرکز یافته اند و قدمتی بیشتر از چندین هزار سال ندارند .
سنگواره های با قدمت صدها هزار سال و بیشتر عمدتا بسیار کمیاب بوده و به ندرت در میان کشفیات دیده میشوند .
در کنار این مشکل زمانی ، بایگانی سنگواره های هومینینی مشکلات دیگری نیز دارد .
گر چه برخی از سختترین بخشهای اسکلت ، نظیر دندانها و آرواره زیرین ، به خوبی در شواهد مربوط به سنگواره های هومینینی حفظ میشوند ، اسکلت پساجمجمه ای ، یعنی ستون مهره ها و دست و پا بسیار کمیاب هستند .
آرواره های زیرین عموما سنگینتر هستند و در مقایسه با مهره ها از استخوانهای متراکم تری تشکیل شده اند . استخوانهای سبکتری نظیر مهره ها ، احتمالا در سیلابهایی جاروب میشوند که پس از بارانهای سیل آسا به وقوع میپیوندد و سپس به درون دریاچه ها برده شده و آنجا با استخوانهای سنگواره شده ماهیها و دیگر جانوران در هم می آمیزند .
در مقابل ، استخوانهای سنگینتر نظیر جمجمه و آرواره ها به ته سیلابها فرو میروند ، در سنگهای موجود در بستر نهرها یا رودخانه ها گیر میکنند و در مواد رسوبی حفظ میشوند که استخوانهای سنگینتر دیگر جانوران زمینی را در خود نگه میدارند .
عامل اثرگذار دیگر در حفظ شدگی متفاوت این است که کدام بخشهای بدن برای درندگان بیشتر از همه وسوسه انگیزند . پلنگها دوست دارند دستها و پاهای میمونها را بجوند و اگر گوشت خواران بزرگ انقراض یافته نیز همین علاقه را داشته باشند ، آنگاه این بخشهای بدن هومینین ها به عنوان سنگواره کمیاب خواهند بود .
به همین دلایل است که اطلاعات ما درباره تکامل دندانهای هومینین ها ، بیشتر از اطلاعاتمان درباره تکامل دستها و پاهای آنهاست .
اندازه بدن نیز بر این که یک جانور شواهد سنگواره ای داشته باشد یا نه اثرگذار است . جانوران دارای بدن بزرگتر ، در مقایسه با گونه های کوچک جثه ، بیشتر احتمال سنگواره شدگی دارند و همینطور افراد بزرگتر جثه در درون یک گونه نیز در مقایسه با اعضای کوچکتر آن گونه از احتمال بیشتری برای سنگواره شدگی برخور دارند .
همچنین برخی محیطها در مقایسه با محیطهای دیگر از احتمال بیشتری برای تشکیل فسیل برخوردارند .
به همین دلیل نمیتوان اینطور فرض کرد که شواهد سنگواره ای بیشتر ، از یک دوره یا یک مکان خاص ، به معنای آن است که افراد بیشتری در آن زمان ، یا در آن مکان زندگی میکرده اند . ممکن است صرفا شرایط در دوره ای زمانی ، یا در محلی خاص ، مساعدتر از شرایط در دیگر زمانها یا مکانها بوده باشد .
از طرف دیگر ، گونه هایی که آثار سنگواره ای کشف میشوند احتمالا پیش از نخستین ظهور خود در سنگواره ها پدید آمده اند و احتمالا فراتر از آخرین ظهور خود در بایگانی سنگواره ها بقا یافته اند .
از این رو ، نخستین و آخرین داده ظهوری گونه ها در بایگانی فسیل های هومینینی ، احتمالا اظهار نظرهایی محتاطانه درباره زمان پیدایش و انقراض آنها هستند و نه زمان دقیق آن .
همین تردیدها در مورد توزیع جغرافیایی محلهای اکتشاف سنگواره ها نیز صدق میکند .
هومینین ها تقریبا بطور قطع در مکانهای بیشتری از محلهایی که در آنها سنگواره یافت شده است میزیسته اند . محیطهای گذشته اغلب با محیطهایی که امروزه میبینیم تفاوت داشته اند . بخشهایی از جهان که ما امروزه آنها را زیستگاه نامناسب به شمار می آوریم ، در گذشته ضرورتا این گونه نبوده اند و برعکس .
و در آخر ، چنین نیست که جملگی محیطها قادر به حفظ استخوانها و دندان ها در قالب سنگواره باشند . برخی خاکها چندان اسیدی هستند که استخوانها و دندانها تقریبا در آنها باقی نمیمانند . مدتها تصور بر این بود که سنگواره ها هیچگاه در دیرین محیطهای جنگلی به خاطر سطوح بالای گرد گیاخاک در آنها یافت نخواهند شد . اما بعدها مشخص شد که در این مناطق نیز گرچه به ندرت ، اما سنگواره هایی را میتوان یافت . با اینحال محلهایی هستند که در آنها باستان شناسان انتظار دیدن ابزارهای سنگی و استخوان را در کنار یکدیگر داشته اند ، اما تنها ابزارهای سنگی یافته اند . چرا که استخوانها و دندانها پیش از آنکه بتوانند سنگواره شوند از میان رفته بوده اند .
@evolution_ir
6 499
◀️ ژن ها از کجا می آیند ؟!
☑️ ژنهای جانداران مختلف چگونه به وجود آمده اند ؟!
☑️ ترجمه و زیرنویس : حمیده ممتاز
@evolution_ir
6 499
◀️ آفریقا
گونه انسان ، به عنوان آخرین محصول یک واگرایش پا به این جهان نهاد ، واگرایشی که ۵۵۰ میلیون سال پیش در عهد فانروزوئیک تنوع جهان را به بالاترین حد همه زمانها رسانید .
انسان بدون شک زاده آفريقاست و این قاره است که گهواره او محسوب میشود .
آفریقا در طی تاریخ اخیر زمین شناسی ، از دوران مزوزوئیک تا تقریبا ۱۵ میلیون سال پیش ، در شمال از اروپا و در شرق از آسیا جدا بود . این انزوا را دریای تتیس به وجود می آورد که یک آب کم عمق استوایی بوده که اقیانوس اطلس را به اقیانوس هند متصل مینموده است .
با کوچک شدن دریای تتیس و تبدیل آن به مدیترانه ، آفریقا به اروپا و آسیا متصل شد و به صورت بخشی از یک جهان قاره در آمد که یک عرصه جغرافیای زیستی واحد و تا حدودی یکپارچه بود و در آن گروههای عمده گیاهان و جانوران امکان گسترش داشتند .
آفریقا قبل از آن از نظر وسعت و انزوا یک جزیرہ-قاره ، شبیه به استرالیا و آمریکای جنوبی بود . این قاره نیز همچون خشکیهای جدا افتاده مذکور پستانداران متمایز خویش را به وجود آورد که از آن جمله میتوان فیلها ، هیراکوئیدها ، زرافه ها ، بارتيرها ، زبانهای خرطوم فیلی و بالاخره انسان-میمونها و اولین انسانهای واقعی را نان برد .
برخی از این گروهها بومی آفریقا بودند . سایرین ، از جمله گربه های بزرگ و نخستی ها ، در سراسر اروپا و آسیا شکوفا بودند و به صورت ادواری به آفریقا هجوم می آورند که گاه در آنجا یک خط دودمانی آنها ، در یک فوران تکاملی ثانویه ، به صورت گونه های متعدد منشعب میشد .
انسان-میمونها و انسان اولیه ، یکی از محصولات نهایی این واگرایش ثانوی نخستی ها بودند که پس از عقب نشینی تتیس صورت گرفت .
@evolution_ir
6 499
◀️ تعداد ژنها
باکتریها و آرکی باکتریها عموما ژنهای کمتری نسبت به یوکاریوتها دارند .
باکتریهای آزادزی و آرکی باکتریها ، ۱۵۰۰ تا۷۵۰۰ ژن دارند ، در حالی که تعداد ژنهای یوکاریوتها ، محدوده ای برابر ۵۰۰۰ ژن برای قارچهای تک سلولی و حداقل ۴۰۰۰۰ ژن برای بیشتر یوکاریوتهای پرسلولی دارد .
در یوکاریوتها تعداد ژنهای یک گونه اغلب کمتر از آن چیزی است که از روی اندازه ژنوم آن انتظار میرود .
ژنوم کرم لوله ای C . elegans ، اندازه ای برابر صد میلیون جفت باز دارد و دارای ۲۰۱۰۰ ژن میباشد . در مقایسه ، ژنوم دروزوفيلا با ۱۶۵ میلیون جفت باز ، بسیار بزرگتر است ولی تنها ۱۴۰۰۰ ژن دارد .
با در نظر گرفتن یک مثال نزدیکتر ، در می یابیم که ژنوم انسان ۳۰۰۰ میلیون جفت باز دارد ، یعنی بیش از ۱۰ برابر اندازه ژنوم دروزوفيلا يا نماتود الگانس . هنگام شروع پروژه ژنوم انسان ، زیست شناسان انتظار داشتند با توجه به تعداد پروتئینهای انسانی شناخته شده ، ژنوم انسان حدود ۵۰۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰۰ ژن داشته باشد . در طول پیشرفت پروژه این تخمین ها چندین بار کم تر شد و نهایتا تعداد ژنهای انسان کمتر از ۲۱۰۰۰ اعلام شد .
این عدد به نسبت کوچک ، همانند تعداد ژنهای نماتود C . elegans ، زیست شناسان را که وجود ژنهای بسیار بیشتری را در ژنوم انسان انتظار داشتند متعجب ساخته است .
سوال بزرگی که پیش می آيد این است که چه ویژگیهای ژنتیکی به انسان و (سایر مهره داران) امکان میدهد تا با داشتن ژنهایی که چندان بیشتر از ژنهای نماتودها نیستند به زندگی ادامه دهد ؟
یک امر اساسی این است که ژنوم مهره داران ، به علت وجود پیرایش متناوب رونوشت های RNA ، استفاده بیشتری از توالی های رمز کننده خود میبرند ، طوری که یک ژن واحد ، بیش از یک پروتئین کارامد تولید میکند .
برای مثال ، یک ژن تیپیک انسانی حدود ۱۰ اگزون
دارد و تخمین زده میشود که ۹۰٪ این ژنهای چند اگزونی حداقل به دو روش مختلف پیرایش میشوند . برخی ژنها به صدها شکل پیرایش شده و متناوبا بیان میشوند ، در حالی که دیگر ژنها فقط دو شکل پیرایش شده برای بیان دارند .
واضح است که تعداد پروتئینهای رمز شده در ژنوم انسان به مراتب بیشتر از تعداد پیشنهادی ژن هاست .
تنوع زیاد پلی پپتیدهای اضافی میتواند نتیجه تغییر و تحولات پس از ترجمه ، مثل شکستگی یا اضافه کردن گروههای قندی در انواع مختلف سلولی یا در مراحل مختلف تکوینی باشد .
نهایتا کشف miRNA و دیگر RNA های کوچکی که نقش تنظیم کننده بازی میکنند ، متغیر جدیدی را به مخلوط اضافه کرده است .
@evolution_ir
6 499
◀️ گونه های مهاجم
⬅️ گونه مهاجم با زیست محیط چه میکند ؟!
1⃣ قسمت دوم
گل خون فام ، در اوایل قرن نوزدهم (حوالی سال ۱۸۳۰) از اروپا به شمال شرقی ایالات متحد رسید . این گونه گل در زیستگاه اولیه خود در اروپا ، انواع گوناگون دشمنان خاص خود را داشت ، از جمله سوسک خون فام حاشیه سیاه ، سوسک خون فام طلایی و انواع دیگر گونه هایی که مانع از گسترش بیش از حد این گل میشدند .
وقتی این گل به آمریکای شمالی رسید ، هیچکدام از این سوسکها در آنجا وجود نداشتند و این امتیاز به آن گل امکان داد تا از ویرجینیای غربی تا ایالت واشنگتن را به اشغال خود درآورد و باعث نابودی بسیاری از گونه های بومی شود .
این گل به شدت برای پراکنده شدن با دیگر گونه ها رقابت میکند و با تولید بسیار زیاد بذر در هر فصل میتواند گونه های گیاهی بومی را به شدت سرکوب کرده و از بین ببرد . رشد یکنواخت و متراکم این گیاه در موارد گسترده ای مانع از لانه سازی پرندگان بومی شده است و به همین شیوه بر روی زندگی اکثر خرندگان و دوزیستان آمریکای شمالی نیز تاثیر گذاشته است . ریشه ها و ساقه های متراکم این گیاه رسوبات را به دام می اندازند ، سطح آب را بالا میبرند و آبراهه های باز را کاهش میدهند که خود باعث مختل شدن جریان آب و تاثیرات عمیق بر روی گونه های بومی میشود .
برخی از دشمنان خاصِ گل خون فام (شامل ۴ گونه سوسک) به ایالات متحد آورده شدند تا از گسترش بیشتر این گل جلوگیری کنند .
✅ درباره گل خون فام اینجا بیشتر بخوانید .
اما این نوع از استراتژی ، یعنی مقابله با مهاجم توسط مهاجم ، پیامدهای مختلفی به دنبال دارد .
در مواردی مانند گل خون فام ، این استراتژی تا حدودی موفقیت آمیز بوده است .
اما در مواردی نیز میتواند به فاجعه زیست محیطی دیگری منجر شود .
حلزون گرگی در اواخر دهه پنجاه قرن بیستم به هاوایی آورده شد . این حلزون که زیستگاه اولیه آن آمریکای مرکزی بود ، برای این به به آنجا آورده شده بود تا یک گونهء قبلا وارد شده ، به اسم حلزون آفریقایی بزرگ را شکار کند که برای کشاوزی حكم طاعون را داشت .
اما حلزون گرگی اغلب حلزون های آفریقایی را به حال خود میگذاشت و به جای آن تمرکزش را روی شکار حلزونهای کوچک و رنگارنگ بومی هاوایی میگذاشت !
از شمار بیش از هفتصد گونه حلزون بومی که در آن جزیره ساکن بودند ، اکنون چیزی حدود نود درصد منقرض شده است و آنهایی هم که باقی مانده اند در حال انقراض هستند !
✅ درباره حلزونهای هاوایی اینجا بیشتر بخوانید .
1⃣ قسمت اول
@evolution_ir
6 499
◀️ انقراض حیوانات تنومند
انقراض گروه بزرگی از پستانداران و شمار زیادی از گونه های پرندگان از اواخر دور پلیستوسن آغاز شد و تا دور هولوسین یعنی حدود دوازده هزار سال قبل ادامه یافت .
ماموت ها ، پستانک دندان ، ببر خنجر دندان ، تنبل زمینی ، شیار دندان ، گوزن ایرلندی و خرس غار نشین از جمله حیوانات منقرض شده در اواخر پلیستوسن بودند .
نئاندرتالها نیز از جمله گونه هایی بودند که قربانی این انقراضهای گسترده شدند .
بسیاری از دانشمندان این انقراضهای گروهی را مرتبط با دوران های یخبندان و تغییرات اقلیمی میدانند که موجب دگرگونی های بزرگی در زیستگاه های این جانوران شده است .
چگونه تغییرات آب و هوایی موجب از میان رفتن اکثر گونه های تنومند و غالب بر روی زمین شدند ؟
✅ بخوانید
@evolution_ir
6 499
◀️ تکامل اوليه پستانداران
پستانداران متعلق به گروهی از آمنیون داران به نام سیناپسیدها هستند .
سیناپسیدهای غیر پستاندار اولیه فاقد مو بوده ، تخم گذار بودند و مانند خزندگان راه میرفتند . یکی از خصوصیات مشخص سیناپسیدها داشتن یک سوراخ گیجگاهی است که حفره ای در پشت حدقه چشم در هر دو طرف جمجمه است . انسانها این ویژگی را حفظ کرده اند . ماهیچه های آرواره شما از حفره گیجگاهی گذشته و به شقيقه (گیجگاه) متصل میشوند .
شواهد سنگواره ای نشان میدهند که آرواره ها در جریان شکل گیری تدریجی ویژگیهای پستانداری در دودمانهای متوالی از سیناپسیدهای ابتدایی تر تغییر شکل داده اند . این تغییرات در کل بیش از ۱۰۰ میلیون سال طول کشیده است . علاوه بر این ، دو تا از استخوانهایی که قبلا مفصل آرواره را میساختند وارد گوش میانی پستانداران شدند . این تغییر تکاملی ، در تغییراتی که طی تکوین رخ میدهند منعکس میشود . مثلا وقتی که جنین یک پستاندار رشد میکند ، ناحیه عقبی آرواره که در خزندگان استخوان articular را تشکیل میدهد از آرواره جدا شده و به سمت گوش حرکت میکند که در آنجا استخوان چکشی (malleus) را به وجود می آورد .
در طول دوره پرمین (۲۹۹-۲۵۲ میلیون سال پیش) سیناپسیدها ، گیاهخواران و گوشتخواران بزرگ را به وجود آوردند و برای مدتی تتراپودهای غالب بودند . با این وجود ، انقراضهای صورت گرفته در پرمین - تریاسه ، تلفات سنگینی بر آنها وارد کرد و تنوع آنها در طول دوره تریاس (۲۵۲-۲۰۱ میلیون سال پیش) کاهش یافت .
سیناپسیدهای پستاندار مانند ، در پایان دوره تریاس پدیدار شدند . با اینکه این سیناپسیدها پستانداران واقعی نبودند ، اما بعضی از صفات اشتقاقی که پستانداران را از سایر آمنیون داران متمایز میکند به دست آورده بودند . آنها کوچک و احتمالا پر مو بوده و در شب از حشرات تغذیه میکردند . همچنین استخوانهایشان نشان میدهد که آنها خیلی سریع تر از سایر سیناپسیدها رشد میکردند و پیشنهاد میکند که آنها احتمالا متابولیسم بالاتری داشتند ، اما هنوز تخم گذار بودند .
نخستین پستانداران واقعی در دوره ژوراسیک (۲۰۱ – ۱۴۵ میلیون سال پیش) به وجود آمده و دودمانهای زیادی را ایجاد کردند که اکثرا مدت کوتاهی زندگی کردند . در دوره های ژوراسیک و کرتاسه ، تعداد زیادی از گونه های پستانداران همراه با دایناسورها زندگی میکردند ، اما این گونه ها اعضای فراوان یا غالبی در جامعه خود نبودند و اندازه آنها اغلب کمتر از ۱ متر بود . یک توجیه احتمالی برای اندازه کوچک آنها این است که دایناسورها زودتر از آنها کنام های اکولوژیک جانوران عظیم الجثه را اشغال کرده بودند .
در اوایل کرتاسه (۱۴۰ میلیون سال پیش) سه دودمان اصلی پستانداران ظاهر شدند که شامل مونوترمها (پستانداران تخم گذار) ، کیسه داران (پستانداران کیسه دار) و جفت داران (پستانداران دارای جفت) بودند .
پس از انقراض دایناسورهای بزرگ ، در اواخر دوره کرتاسه ، پستانداران متحمل نوعی سازگاری شعاعی شده و به شکارچیان و گیاهخواران بزرگ و نیز گونه های پرنده و آبزی تبدیل شدند .
@evolution_ir
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
