uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

ادبیات سئونلر

ادبیات سئونلر

Відкрити в Telegram

بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.

Показати більше
3 130
Підписники
Немає даних24 години
+137 днів
+1930 днів
Архів дописів
در سال‌های ۴۰، سانسور برای جوانانی که با شور و هیجان فراوان به میدان اندیشه و اجتماع آمده بودند، هیچ چیز جز مقالات ژورنالیستی ـ انتقادی آل‌احمد باقی نگذاشته بود و او که توانسته بود با قلم نسبتاً پخته‌اش این اندیشه‌های پوسیده را ـ که از زبان آل‌احمد ناپخته هم بود ـ به صورت گیدویی خوشمزه تحویل آنان بدهد. امروزه من تصور نمی‌کنم دیگر واقعاً احتیاجی به نقد و تحلیل این‌گونه به‌اصطلاح اندیشه‌ها باشد، برای اینکه متفکران عصر روشنفکری و مشروطیت ایران در مبارزه با اشکال پخته‌تر آنها به اندازه کافی و شاید هم بیش از کافی توضیح داده‌اند و یک نگاه سطحی به چند اثر اساسی آن زمان انسان را از هرگونه بحث و جدل در این زمینه بی‌نیاز می‌کند؛ بخصوص که برای جوانان ما از نظر اندیشه، نیازهای امروزین بیشتر از هر چیز دیگر مطرح است. اما در مورد قسمت سوم. حرف من در مورد آدم‌هایی مثل آل‌احمد، تکرار این حرف ساده عادی است که اگر اینها به حرف خود اعتقاد دارند و این همه در برابر تمدن و فرهنگ غرب پیف‌پیف می‌کنند، چرا لااقل خودشان به آن عمل نمی‌کنند؟ یعنی اگر با فرهنگ فرنگی و حتی فرنگی‌مآبی مخالفند، خوب چرا از قاشق و چنگال و یا از اتومبیل استفاده می‌کنند؟ این آخ و پیف‌های فرنگی کثیف و نجس و منحط را بگذارند برای همان غربزده‌ها و خودشان با دست غذا بخورند و الاغ سوار شوند. آقای آل‌احمد گفته است اینها فرنگی است و بد است، «آقای مؤمنی» که نگفته است. «آقای مؤمنی» می‌گوید اینها دست‌آوردهای اندیشه و هنر متعالی و کمال‌یافته بشر است و اگر طبقه یا طبقات سودجوی اجتماعات انسانی بگذارند، زندگی را هزار چندان لذت‌بخش‌تر و پربارتر می‌کنند و من هم تا آنجا که از پیشم برود از این ثمره‌های فکری متعالی بشر استفاده خواهم کرد. در مورد سؤال چهارم باید بگویم من زیاد با اصطلاحاتی از این قبیل آشنایی ندارم. اگر مقصود از بازگشت به خویش، تبدیل انسان کامل به علق یا تبدیل درخت به دانه و یا بدتر از آن تبدیل زمین به سحابی‌های اولیه است که نمی‌دانم چه لطفی دارد؛ اگر تعبیر عوامانه اصطلاح عرفانی از مدافتاده رجوع به اصل است، از این بحث‌های قلمبه‌سلمبه و بی‌سروته اسکولاستیک چه حاصل؛ اگر منظور بازگشت تمدن به عصر غارنشینی است، ناگفته پیداست که کسی وجود ندارد که دلش برای آن زندگی لک زده باشد و در زمانه ما هم فکر نمی‌کنم جایی برای دیوژن‌های بی‌فلسفه و ادا درآر باقی مانده باشد. اما بالاخره اگر رک و راست منظور این است که به «تمدن» قرون وسطایی شرقی یا بدتر از آن ایرانی بازگردیم، باید دانست که این تمدن علاوه بر اینکه نسبت به زمانه ما عین وحشی‌گری بوده و در آن اشرافیت باشکوه پرزرق‌وبرق و قبایل بیابان‌گرد، تبدیل توده‌های عظیم انسانی را به حیوان و یا اتلاف آنان را به خاطر هوس‌های لحظه‌ای جزو افتخارات خود می‌دانستند، نه چیز دل‌پسندی است و نه قابل بازگشت. از هنگامی که مردم رنجکش به همراهی سرمایه‌داری ترقی‌خواه این نظام منحوس را برانداخته‌اند، دیگر ریشه آن از زمین برکنده شده و زمینی هم وجود ندارد که این تخم بیمار را بپذیرد و بپرورد و حتی خود نظام سرمایه‌داری هم با همه ریشه‌های محکم‌اش نمی‌تواند یک‌صدم ادای آن نظام پوسیده را دربیاورد و اگر به زور و ستم بخواهد این کار را بکند، نابودی خودش را تسریع کرده است. اما غیر از نظام اجتماعی قرون وسطایی شرقی، نظام فکری او هم به همراهش مرده است. نظام هنری او هم کنده و نابود شده است و دیگر هیچ‌کدام قابل بازگشت نیستند. چرا بر عزای لاش مرده‌ای که از گندش هم اثری باقی نمانده اشک بریزیم و برای تجدید حیاتش ـ آرزویی محال و عبث ـ نیروی خرد را تلف کنیم؟ نیرو را باید در ساختمان جهان نو به کار برد، جهانی که نه قرون وسطایی و نه شرقی گذشته است، جهانی که نه سرمایه‌داری پوسیده امروزی و نه غربی است، جهانی که از آن آینده است و بشری است. از لحاظ نظر هم باید این بحث‌های خررنگ‌کن هزارتا یک‌غاز را کنار گذاشت و هر لحظه را صرف فراگرفتن دانش نو برای تغییر جهان کرد https://t.me/Adabiyyatsevanlar

این مصاحبه باقر مومنی در نقد جلال ال احمد از هر نظر در این دوره مهم است. کانون نویسندگان جلال ال احمد یکی از ستونهای ارتجاع ایران را ستون آزادیخواهی ایران قلمداد کرده است و این صف موضع تعرضی در مقابل اندیشه های ازادیخواهی و مترقی زیر عنوان نسبی بودن حقایق و یا دفاع از فرهنگ و هویت خودی شرقی  در مقابل فرهنگ غربی گرفته اند. اقای معصوم بیگی چهره شاخصشان شده  و در اظهار نظری چندی پیش نوشت که جلال آل احمد بزرگ و بسیار بزرگ است. نقد باقر مومنی به عنوان یک چهره برجسته نقد ادبی، این تعرض کانون نویسندگان و دیگر سیاسیون آل احمدی را بدرجه ای خنثی میکند. خواندن آن برای همه از «نماز و روزه» هم واجب تر است. از کتاب درد اهل قلم باقر مومنی ۱- چرا تو کتابتان از جلال آل‌احمد انتقاد کردید؟ ۲- لطفاً شما در کیهان مصاحبه‌ای داشتید که نوشته بودند به گفته شما جلال ۳۰۰ سال از زمان خود عقب بود. لطفاً در این باره توضیح بیشتری بدهید. ۳- چرا در کتاب «ادبیات مشروطه…» جلال آل‌احمد را به صورت ارتجاعی جلوه داده و گفتید که جلال آل‌احمد عبا و عمامه آبا و اجدادی خود را ول کرده و به جای با دست غذا خوردن، با قاشق و چنگال غذا می‌خورند و به جای سوار شدن بر الاغ، بر ماشین سوار می‌شوند. ببینم خود آقای مؤمنی چنین کاری می‌کنند که هیچ و الا لطفاً توضیح دهند. ۴- دکتر علی شریعتی درباره جلال آل‌احمد می‌گوید وی یکی از پیشگامان بازگشت به خویش است. آیا این سوءتفاهم شما نشده است و آیا شما این‌طور فکر نمی‌کنید که وی نیز مسئله بازگشت به خویش را مطرح کرده است؟ جواب: اولاً من فکر می‌کنم بزرگ‌ترین عامل تکامل فکری و فرهنگی یک جامعه، تعارض و برخورد عقاید است و بر این اساس هر کسی حق دارد و باید نظر خودش را درباره هر کس و هر چیز و هر مکتب فکری عرضه کند. من هم درست به همین دلیل به خودم حق دادم در جایی که صحبت از عقاید آل‌احمد به میان آمد، نظر خودم را به‌راحتی بگویم. من تاکنون این کار را در نقد یک قصه بزرگ علوی به نام «میرزا»، در مورد کتاب شعر کوش‌آبادی به نام «سازی دیگر» ـ که در آن از مقدمه به‌آذین بر این کتاب نیز انتقاد شده ـ، در مورد پنج اثر از محمود دولت‌آبادی کرده‌ام و بعد هم هر وقت پیش بیاید به خودم حق می‌دهم چه شفاهاً و چه کتباً نظر و سلیقه خودم را درباره اندیشه و هنر و کار هر کسی ابراز کنم. من ـ و نه من، هر کسی ـ با این کار هم به تکامل فکری و نظری خودم کمک می‌کنم و هم ممکن است کارم در رشد و تکامل فکری بعضی از افراد جامعه تأثیری، هرچند بسیار اندک، داشته باشد. ثانیاً در اشاره به مصاحبه من در روزنامه کیهان ـ که گفته بودم آل‌احمد سیصد سال از زمان خودش عقب است ـ این سیصد سال از مقایسه‌ای میان امروز و دوران روشنفکری اروپا به دست می‌آید. می‌دانید که در قرن هفدهم در اروپا عصر ظلمت، که عصر سلطه خرافات و حکومت پوسیده فئودالی و انکیزیسیون بود، درهم فرومی‌ریزد. اندیشه‌های تازه در همه زمینه‌های علم و فرهنگ بسط می‌یابند و حکومت‌های انقلابی بورژوایی که به کمک مردم زحمتکش نیروهای حاکم فئودال را از قدرت خلع می‌کنند، حکومت دموکراسی پارلمانی را جایگزین حکومت استبدادی اشرافی می‌کنند و رشد و تکامل اندیشه‌های نوین اجتماعی به اوج خود می‌رسد. به نظر من آل‌احمد آنچه را به عنوان اندیشه اجتماعی عرضه داشت، در کل خود به عصر ظلمت اروپا، با رنگ شرقی ـ ایرانی ـ شیعی تعلق دارد و در مرحله‌ای بیش از ظهور اندیشمندان عصر روشنفکری اروپاست. به این دلیل اندیشه اجتماعی او نه فقط به امروز ایران تعلق ندارد، بلکه از صد و اندی سال پیش، عده زیادی از روشنفکران ایرانی ـ که خود از افکار ترقی‌خواهانه بورژوازی انقلابی الهام می‌گرفتند ـ چنین اندیشه‌هایی را مردود شناخته‌اند. با این محاسبه‌های زمانی بود که من یک‌جا گفتم آل‌احمد بیش از صد سال از اندیشه امروز ایران و سیصد سال از اندیشه عصر روشنفکری اروپا عقب مانده است. جلال آل‌احمد در اندیشه اجتماعی خود دقیقاً در موضع روحانیان ضد مشروطه بود که مظاهر عصر ظلمت ایران بودند، که تا دویست سال بعد از پایان عصر ظلمت اروپا همچنان دوام آورد. بی‌هوده نبود که جلال آل‌احمد در اندیشه‌ها و به‌اصطلاح تحلیل‌های اجتماعی که می‌کرد، تا آنجا که تیغش می‌برید به روی هر متفکری که کوچک‌ترین گرایشی نسبت به نشر افکار تازه در ایران عصر ظلمت نشان داده است، تیغ می‌انداخت و حتی به سید جمال‌الدین اسدآبادی هم که پیرو مکتب اسکولاستیک بود و به هر سخن ساده تازه‌ای برحسب دهری و نیچری می‌زد، ابقا نکرد. آنچه در مورد افکار اجتماعی آل‌احمد باید افزود این است که حرف‌های او مطلقاً فاقد حتی اندیشه‌های یک متفکر اصیل عصر ظلمت نیز هست.

  بؤیوک تورک شاعری ناظم حکمت و تورک دونیاسی... پروفسور، دکتر علی قافقازییالی چئویرن: (م. صفا)                                                (13)     ناظم حکمت اونیوئرسیتئتین درام درنه‌یینده خدمت ائتمیش، رئژیسور «ائمیلیئویچ میئرهولد» و «نیکولای ائک» ایله دوستلاشمیش و موسکوانین ایلک لنینیست تئاتر ائمالاتخاناسی(کارگاه تئاتر) اولان «مئتلا»-نی قورموشدور. او، همچینین محصولدار شعرلر یازمیش، شعرلرینی بین‌الخالق اینجه‌صنعت سرگی‌لرینده اوخومو‌دور. روس پوئزییاسینی (شعر) اؤیره‌نمیش، «باقریتسکی»، «مایاکووسکی»، «سئلوینسکی»، «اینبئر» و «پانوو» کیمی مشهور شاعرلرله تانیش اولمو‌شدور.  کوتو-ده اوخویارکن ناظم الجزایر، چین، هندوستان، ایران، فرانسا و مصردن اولان مشهور انسانلارلا تانیش اولوب، دوستلاشدی. اونلارین آراسیندا هندلی «ائس‌هبیب وفا»، چینلی «سی-یا-او»، ایرانلی «لاهوتی» و آذربایجانلی «سلیمان رستم» و «میکایل رفیلی» ده، وار ایدی.    اونون موسکوادان گؤندردییی شئعرلر استانبولدا چیخان «آیدینلیک» ژورنالیندا درج اولونوب.   ۱۵ یانوار ۱۹۲۳-جو ایلده «میئرهولد» تئاتریندا سووئت اینجه‌صنعتی نماینده‌لرینین و مختلف اؤلکه‌لردن اولان شاعرلرین قاتیلدیغی «بین‌الخالق اینجه صنعت گؤروشونده» ناظم حکمت «یئنی صنعت» شعرینی اوخودو. شعر بؤیوک آلقیشلارلا قارشیلاندی.    ناظم حکمت و دوستلاری باتومی و تفلیسده اولدوغو کیمی، موسکوادا دا، مهم شخصلرله گؤروشمک امکانی الده ائتدیلر.   معلوم اولدوغو کیمی، همین گونلرده استانبولو ترک ائد‌ن اتّحادچیلارین بعضیلری موسکوادا توپلاشمیشدیلار. جامال پاشا سووئت حکومتی‌نین اونا آییردیغی موسکواداکی بؤیوک بیر مالیکانه‌ده یاشاییردی. بیر گون او، ناظم و دوستلارینی شام یئمه‌یینه دعوت ائتدی. وله نورالدین اتّحادچی لارین اوچ آپاریجی شخصیندن بیری اولان جامال پاشا ایله گؤروشونو بئله تصویر ائدیر:   «او، بیزی شام یئمه‌یینه دعوت ائتدی. هله ده، جیر-جین‌دیر پالتارلاریمیزدا قوناق اوتاغینا گیردیک. کورودن شامپاین شرابینا قدر هر شئیله دولو مُحتشم بیر ماسادا یئنه ناظمین اوتوپیک نظریه‌لری وار ایدی... و بو نظریه‌لر گئتدیکجه داها دا، محتشم‌له‌شیر، شاعرین سانکی تاوانا چاتان سسی ایله چاتدیریلیردی...  ناظمین موسکوادا جامال پاشا ایله کئچیریلن گؤروشلره باخیشینی کاراوئلی‌یه وئردیگی مصاحبه‌ده گؤروروک:      ۱۹۱۴-۱۸- جی ایللرین ان گوجلو آداملاریندان بیری اولان جامال پاشایا گلدیکده ایسه، طلعت و انورله بیرلیکده اونو آرتیق تانی‌ییردیم. او، آتامین دوستو و اینانیرام کی، آنامین پرستیشکاری ایدی. آتامی دنیز آکادئمییاسینا قبول اولماغیما راضی سالان او ایدی. لاکین من اوندان نفرت ائدیردیم، چونکی او، آلمانیا یؤنلو سیاستی ایله دولتی محو ائد‌نلردن بیری ایدی. ندنسه روسلار اونا بؤیوک حؤرمتله یاناشیردیلار. اونا یاشاماق اوچون موسکوادا بؤیوک بیر ائو وئرمیشدیلر. بیر دفعه احمد جواد (امره) منی زیارته آپاراندا اؤزو ایله آپاردی. روسلارلا دوستلوغونا گؤره «کمونیست» طرفیمه توخونمادان شعرلریمی اوخویوب دینله یندن سونرا دئدی: «اگر باجارسایدیم، سنی آغاج بوداغیندان آسیب، اونون آلتیندا اوتوروب آغلایاردیم!» او، منیم سؤزونو کسمه‌ین بیر آدام اولدوغومو هارادان بیله بیلردی؟ من جاواب وئردیم: «سن اؤلکه‌نی محو ائتدین، پاشا». «اگر بو مندن آسیلی اولسایدی، سنی آغاج بوداغیندان آساردیم و اورادا اوتوروب آغلامازدیم!» جمال پاشا سرت گؤرونوشون آلتیندا یومشاق اورکلی و وطن‌پرور بیر انسان ایدی. بلکه ده، حاقلی‌سان، اونون بو خوشاگلمز صحبتی بیر نئچه کلمه ایله، سانکی بیر اوغول کیمی رد ائتدیگینی خاطیرلاییرام... (آردی وار) https://t.me/Adabiyyatsevanlar

چرشنبه گونو ادبیات سئونلر کانالیندا بؤیوک تورک شاعری ناظم حکمت و تورک دنیاسی... پرفسور. دکتر علی قافقازییالی نوبل آکادمیک یای
چرشنبه گونو ادبیات سئونلر کانالیندا بؤیوک تورک شاعری ناظم حکمت و تورک دنیاسی...  پرفسور. دکتر علی قافقازییالی نوبل آکادمیک یایینجیلیک کتاب، آنکارا، 2023  چئویرن: مجید تیموری فر (م. صفا)    https://t.me/Adabiyyatsevanlar

تانینمیش شاعیر،یازیچی "صالح عطایی" ادبیات سئونلر گوزگوسونده زمان :سه شنبه1405/7/21 یونتمن:موسی بلالی فوتوقراف:علی عنبری آپاری
تانینمیش شاعیر،یازیچی "صالح عطایی" ادبیات سئونلر گوزگوسونده زمان :سه شنبه1405/7/21 یونتمن:موسی بلالی فوتوقراف:علی عنبری آپاریجی:کریم قربانزاده https://t.me/Adabiyyatsevanlar

لوطفن زوم ایله باخین

photo content

photo content

موژده! کریم گول اندام یئتیشدی گوز ،گؤزه لیم مؤسومِ شراب اولاجاق! یاشیم یوز اولسا نه قم دوره ی شباب اولاجاق! سنیله سئوگیمیز ین  هر عطیرلی خاطیره سی دوشرسه دیللره هر سطری بیر کیتاب اولاجاق! اوزوم سویوندا دی عشقین گوجویله مؤجیزه لر جوشوب ،داشیب ،آرینیب دوپ-دورو،  گولاب اولاجاق! ایچین شرابی طرب له توراب ساغلیغینا سیزین ده من کیمی چون جسمینیز توراب اولاجاق! هرایشده اعتدالین ساخلایان نه یاخشی دئمیش شرابدا حددینی آشسان حالین خاراب اولاجاق! ثواب  پئشینده سن ، اویما ثواب آخیرته ! اوواندا  ظولمکارین بورنو نو ثواب اولاجاق! توت،انیقیلاب ائده جک میللتین! سئوینمه کریم! سئوین اوگون کی بئیین لرده اینقیلاب اولاجاق! مهر آیی -۱۴۰۵-اورمو    گوز(güz) پاییز_شباب :گنجلیک توراب(تراب)تورپاق-توت:فرض ائت https://t.me/Adabiyyatsevanlar

بیرینجی جلد  ییرمینجی بؤلوم یوردومون سیرلری یازان: رضا براهنی چئویرن: ذکیه ذولفقاری ییرمینجی بؤلوم #یوردومون‌سیرلری #رضا‌براهنی #ذکیه‌ذولفقاری #حمیده‌رنجبر #مهدی‌اختیاری #جابرپورباقری #بیزیم‌سس حاضیرلایان: بیزیم سس https://t.me/DinleBizimsesi https://t.me/Adabiyyatsevanlar

بیرینجی جلد  ییرمینجی بؤلوم یوردومون سیرلری یازان: رضا براهنی چئویرن: ذکیه ذولفقاری ییرمینجی بؤلوم #یوردومون‌سیرلری #رضا‌براهنی #ذکیه‌ذولفقاری #حمیده‌رنجبر #مهدی‌اختیاری #جابرپورباقری #bizimsəs #بیزیم‌سس حاضیرلایان: بیزیم سس https://t.me/DinleBizimsesi https://t.me/Adabiyyatsevanlar

photo content

photo content

۹۷یاشیندا یازیب یارادان شاعیر «حاجی رجایی اسکویی»نیسگل له گوروش. 1400/8/11 آپاریجی:«کریم قربانزاده» https://t.me/Adabiyyatsevanlar

۹۷یاشیندا یازیب یارادان شاعیر «حاجی رجایی اسکویی»نیسگل له گوروش. 1400/8/11 آپاریجی:«کریم قربانزاده» https://t.me/Adabiyyatsevanlar

۹۷یاشیندا یازیب یارادان شاعیر «حاجی رجایی اسکویی»نیسگل له گوروش. 1400/8/11 آپاریجی:«کریم قربانزاده» https://t.me/Adabiyyatsevanlar

۹۷یاشیندا یازیب یارادان شاعیر «حاجی رجایی اسکویی»نیسگل له گوروش زمان سه شنبه: 1400/8/11 ساعات: 21 ادبیات سئونلر کانالیندا آپا
۹۷یاشیندا یازیب یارادان شاعیر «حاجی رجایی اسکویی»نیسگل له گوروش زمان سه شنبه: 1400/8/11 ساعات: 21 ادبیات سئونلر کانالیندا آپاریجی:«کریم قربانزاده» https://t.me/Adabiyyatsevanlar