uk
Feedback
ادبیات سئونلر

ادبیات سئونلر

Відкрити в Telegram

بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.

Показати більше
3 095
Підписники
-324 години
-97 днів
-1630 день
Архів дописів
ائلدار موغانلی داها شعیر یازمیرام! «داها شعیر یازمیرام ...»- دئییب، سوسدو دریندن، گؤزلریندن اوخودوم ارکؤیونلوک قه‌هرین. بیر د
ائلدار موغانلی داها شعیر یازمیرام! «داها شعیر یازمیرام ...»- دئییب، سوسدو دریندن، گؤزلریندن اوخودوم ارکؤیونلوک قه‌هرین. بیر داملا لپه‌له‌نیر دالغین گیله‌لریندن من ایسه اؤز ایچیمه دالارکن درین- درین. او اوزاقلارا توموب، من سؤزوندن شاشقینام: شعیرسیز نئجه سالیم شاعر عؤمرونو سایا !؟ بئیینیمده دوغولوب نه واختاندیر بو اینام: شعیرسیز بیر یاشاییش یاد اولماقدیر دونیایا! جواب سوراغیندایام دولغون باخیشلاریندان:   بیر دوگونه چئوریلن بو آجیق، کوسو نه‌دن؟! حزین تبسسوم دوغور دوداقلاریندان او آن: داها شعیر یازمیرام، یاشاییرام شعری من! آذر 1404- موغان

      سلام.  سیاوش کسرائی دن بیر شعرین ترجمه سی. ناظم حکمتین وفاتینین ایل دونومو مناسبتیایله. بو ترجمه، بیرینجی دفعه، ایللر اونجه آذربایجان سایتیندا نشر اولونموشدی. "باور" سیاوش کسرائی  ترجمه به ترکی آذربایجانی از بهروز مطلب زاده.                             اینام      منیم کؤنلوم ئوز ئولومون اینانمیر  یوخ، یوخ، من بو یقینه اینانمیارام  تا حیات نفسی منله دیر آنجاق  ئولوم خیالینا آچمارام قوجاق     نیه گره ک گوللرسولوب، چورچوپ اولسون  نیه گره ک مینلرخیال چیچک لری  گول آچمامیش  باهارا چاتمامیش  منیم جانیمدا سولوب  تورپاق اولسون ؟     منده چوخلی وعده لر  منده چوخلی هجرلر  منده چوخلی گئجه، گوندوز  گویه قالخیب، دعا ائلیه ن اللر  نه اولاجاق گوره سن ؟     نیه گره ک چوخلی سایسیز وورغون لار  اوزاخ دوشسون  یاردان، دیاردان  نیه گره ک عاشیق جان لار  بیر گون ، سسیز، صداسیز  سونسیز یوللاردا، سوسسون ؟  اینانیم کی، آلنی آچیق بختور قیزلار  وصالا چاتمامیش  کام آلمامیش  پنجره لردن، یوللارا گؤز تیکیب  یار یولوندا، انتظارچکیب، قارا گئیه جک ؟     اینانیم کی، سئودانین  عصیان گولی، آچیلمامیش  قویلاناجاق، گیزلین تورپاق آلتیندا ؟  اینانیم کی، اوره ک بیر گون  چیرپینمیاجاق ؟  لعنت اولسون،  بو، یالانا  بو، دهشت لی یالانا.     منیم شعریم کورپو اولوب  گله جگین ساحلینه یول آچاجاق  صلح سئون، شادلیق یولوندا چالیشانلار  اوندان گئچه جک .  منیم ایسته گیم، اللرده، دوداخ لاردا، اوچور  بئله بیر دیله گه، سئویگی ایله باخین !     اّل ایله، دوداقین داواملی گزیشینده  انسانلار، زامانین لوحه سینده  ابدیلشیر.  بیزیم بو ذره ذره ، سونموشه بنزه ر حرارتیمیز  شبهه سیز، بیر گون جانلانیب  آخیب، گونش اولاجاق.     نه قدر کی، سئویرسن منی  نه قدرکی، سئویرم سنی  نه قدرکی، گوزیاشیمیز محبتدن بیر اوزه  آخیر  نه قدرکی، سئودالی وورغون جان لاروار  زمانه میزده   ئولوم ده سیله بیلمز، روزگارین یادیندان  منیم آدیمی.     چوخلی گوللر آلیب یئل منیم الیمدن  آنجاق، نیسگیللی اولاراق  هئچ بیر کسین ، خاطره گولونی یارپاغلامیرام  من هئچ بیر، عزیزین ئولومون اینانمیرام.     بیر گون توکوله جک  منیمده یارپاغلاریم  بیر گون آنجاق منیمده گوزلریم یوخویا گئده جک  هئچ کیمسه نین گؤزو، بو یوخونی اونودا بیلمز  آنجاق  منیم اینامیمین  عطری، ایئی  یایلاجاق ، باغین ایچینده!.   https://t.me/Adabiyyatsevanlar              

مهتاب_میرقاسمی بگو بر آسمان زمستان مست چه‌ گذشت! که دی از تن پاره پاره‌ی ابرها به جای برف خون بارید بر شانه‌‌یٍ سوگوار این سر
مهتاب_میرقاسمی بگو بر آسمان زمستان مست چه‌ گذشت! که دی از تن پاره پاره‌ی ابرها به جای برف خون بارید بر شانه‌‌یٍ سوگوار این سرزمین حالا رخ خاک گلگونی شقایق‌ها را به یاد می‌آورد و گلوله‌های بی خبر سینه‌هایی را که رستنگاه بنفشه‌های عجول بود آه چه کسی می‌داند! از چله‌ی بزرگ تا چله‌ی کوچک کوچ چکاوک‌های عاشق از کدامین مسیر بود که بهار پیراهنش را اینگونه در جوی خون می‌شوید...

"داود اهری"                         " آلما" یادا بئل باغلاما یاد کی یار اولماز سیناما یادی سیناقدان دوشه جک یئته نه، یئتمه یه نه، بیر داش آتان دایانان ظولمه دایاقدان دوشه جک سن اینانما حق یولوندا جان آتان چالیشان جانلار آیاقدان دوشه جک قیش کوچر بار وئره جک  باغلاریمیز گویجه بئل یازدا سازاقدان دوشه جك ایسته سن ده رمه، یا ایسته ییرسن ده ر یئتیشن آلما بوداقدان دوشه جک. https://t.me/Adabiyyatsevanlar

photo content

photo content

زنده‌نامان یا گمنامان تبریز!         🖊نوشته: دکتر مرتضی مجدفر عصر روز یکشنبه ۱۹بهمن ۱۴۰۴، به طور تصادقی شبکه خیر۲ تلویزیون را باز می‌‌کنم. تلویزیون در حال پخش مراسمی است که زنده‌نامان تبریز نامیده شده و به همت سازمان فرهنگی‌هنری شهرداری تبریز در حال برگزاری  است. از قرار، هدف این برنامه تجلیل از بزرگان شعر، ادب، فرهنگ، تاریخ، سینما، ورزش، نویسندگی و... است که یا تبریزی بوده‌اند(یا هستند) یا زمانی در این شهر زیسته‌اند. اعلام نام زنده‌یاد محمد عابد، شاعر قدرتمند تبریزی و فرزند مولانا یتیم، و علیرضا زرین‌دست، کارگردان و فیلم‌بردار شناخته‌شده همین شهر، خوشحالم می‌کند. ولی بقیه اسامی، ضمن احترام به شخصیت و جایگاه هر یک از آنان، چنگی به دل نمی‌زند. ضمن این که به نظر می‌رسد شهرداری تبریز به عمد یا به سهو، از نام خیلی‌ها عبور کرده یا آنها را به جرم شهروند درجه ۲ بودن در فهرست خود جای نداده است. برای مثال چرا نباید در این فهرست، نامی از دکتر حسین محمدزاده صدیق تبریزی، با ۳۰۰ اثر چاپ شده  و ده‌ها کار ماندگار دیگر نیست؟ چرا نام دکتر جواد هئیت، با تاثیرگذاری بی‌بدیل‌اش در فرهنگ و زبان و ادبیات آذربایجان فراموش شده است؟ نام رحیم رئیس‌نیا، مولف بی‌بدیل آثار تاریخی، به‌ویژه تاریخ تبریز در این فهرست دیده نمی‌شود؟ هم‌چنین زنده‌یاد صمد سرداری‌نیا که عمر خود را وقف بازنمایی تاریخ شهر اولین‌ها، تبریز، کرد، چرا فراموش شده است؟ هم‌چنین نام سعید منیری، تاریخ‌نگار دیگر تبریزی که در بازنمایی تاریخ معاصر این شهر نقش اساسی داشت، چرا در این فهرست خالی بود؟ چرا نام کریم مشروطه‌چی(سونمز) در این مراسم برده نشد، کسی که بیش از سه برابر آثار عابد، اثر چاپ و تحسین شده دارد؟ چرا نام یحیی شیدا،  اخوان پیمان، اخوان احمدزاده، فرنود، بوداغی، آرش آزاد، حسین اولدوز، رضا همراز و خیلی‌‌های دیگر که روزنامه‌نگاران برجسته تبریزی بوده و هستند، فراموش شد؟ چرا نام دکتر علی‌اکبر شعاری‌نژاد، کسی که ۶۶ سال معلمی و استادی کرد و آثارش در حوزه روان‌شناسی و علوم تربیتی هنوز منبع دست اول مدارس و دانشگاه‌های کشور است، در این فهرست نبود؟ آیا در این فهرست نمی‌‌توانستند به معلمان و استادان ماندگار زنده و زنده‌یاد تبریز اشاره کنند؟ افرادی چون زنده‌یادان باغچه‌بان و بهرنگی و ماندگارانی چون حبیب فرشباف، رستگار و دکتر حسن عشایری؟ اسامی فراموش‌شدگان آن چنان زیاد است که از فرط عصبانیت نمی‌توانم نام آنها را در این یادداشت بیاورم. برگزاری چنین مراسم‌هایی به جای آن که به ایجاد تعلق خاطر اقشار گوناگون جامعه منجر شود، موجب جدایی و دوری آنها خواهد شد. ضمن احترام به همه افرادی که نامشان در این مراسم برده شد و از خودشان یا خانواده‌ها و بازمانده‌های آنها تجلیل شد، به نظر من شهرداری تبریز با این کار خود، به نوعی تفکر تقسیم‌بندی شهروندی و تلقین خودی و نخودی و دوست و دشمن را ترویج و زخمی ایجاد کرد که زخم‌هایش به این زودی التیام نخواهد یافت. من به عنوان یک تبریزی، به شدت از برگزاری این مراسم دل‌آزرده و ناراحتم. ۱۴۰۴/۱۱/۱۹ https://t.me/Adabiyyatsevanlar

photo content

علی رشتبر "قاییب " آدینی چکمک گوناه سؤزونو دئمک یاساق سنی بئله دوشونمگی ده حرام دئییرلر نه ائتملی‌یم چارام ندیر دئیه‌سن سنی د
علی رشتبر "قاییب " آدینی چکمک گوناه سؤزونو دئمک یاساق سنی بئله دوشونمگی ده حرام دئییرلر نه ائتملی‌یم چارام ندیر دئیه‌سن سنی ده قورخا-قورخا و تیکه-تیکه سئوملی‌یم وطنیم کیمی

photo content

نقاشی: قتل عام بی‌گناهان، ۱۸۲۴ نقاش: لئون کوگنیه در تاریخ هنر، نقاشی‌های کمی به اندازه این اثر ترسناک وجود دارد. این صحنه، «ق
نقاشی: قتل عام بی‌گناهان، ۱۸۲۴ نقاش: لئون کوگنیه در تاریخ هنر، نقاشی‌های کمی به اندازه این اثر ترسناک وجود دارد. این صحنه، «قتل عام بی‌گناهان» کتاب مقدس را به تصویر می‌کشد، جایی که پادشاه هیرودیس دستور اعدام تمام کودکان خردسال پسر در بیت‌لحم را داد. اما هنرمند به جای نشان دادن مستقیم خون و شمشیرها، بر چیزی بسیار دردناک‌تر تمرکز می‌کند: سکوت مادری که برای زنده ماندن تلاش می‌کند. او در گوشه یک ساختمان ویران پنهان شده و بدنش را به سنگ سرد فشار می‌دهد. دستش را روی دهان فرزندش گذاشته و ناامیدانه سعی می‌کند او را ساکت نگه دارد. بیرون، در نور شدید خورشید، سربازان در حال قتل عام خانواده‌ها هستند. می‌توانید هرج و مرج را در پس‌زمینه ببینید، اما وحشت واقعی در چشمان اوست. آنها از وحشت گشاد شده‌اند، مستقیماً به ما خیره شده‌اند و التماس معجزه‌ای می‌کنند که قرار نیست اتفاق بیفتد. دلخراش‌ترین جزئیات، تضاد است. نوزاد برای این یک ثانیه در آغوشش در امان است، اما مادر می‌داند که این فقط موقتی است. دیوار فروریخته هیچ محافظت واقعی ارائه نمی‌دهد.  این نقاشی لحظه قبل از پایان اجتناب‌ناپذیر را منجمد می‌کند

ترانه ای جدیدی از "شروین حاجی پور" پوتینه رو گلوم طناب دور گردنم جای ترکه رو پاهام ولی بازم حرف میزنم ...

photo content

photo content

شعر : کریم قربانزاده برگردان به فارسی: مجتبی نهانی من اؤلندن سونرا منی دار دودوک مزارا باسدیرمایین حسرتی، حسرته قالادیم دردی، درده جالادیم اللریمده قابار، روحومدا چادار نه ائل بیر گون گؤردو نه ده کی وطن سئوگیمی گیزلتدیم قاچاق مال کیمی خاطیره لر دوستاغی اولدو آزادلیق و سیز، من اؤلندن سونرا منی دار دودوک مزارا باسدیرمایین سهنده، ساوالانا تاپشیرین آچیق دوزنلرده باسدرین کولک لر اسسین سینم اوستونه دلی شیمشک لر شاخسین اولدوزلار آخسین گونش یاندیریب یاخسین مزاریمی قاطار، قاطار قوشلارین کؤچ یولوندا باسدیرین و من اوچوش حسرتینده اؤلن بیری ام منی دار دودوک مزار لاردا باسدیرمایین بعد از مرگم مرا در گوری تنگ و تاریک دفن نکنید حسرت را حسرت کشیدم درد را بر روی درد پاشیدم دست هایم پینه بسته و روحم، ترک برداشته قبیله و وطنم یک روز خوش ندیدند عشقم را مثل کالای قاچاق پنهان کردم زندان خاطره ها، شبیه آزادی شد و شما، بعد از مرگم مرا در گوری تنگ و تاریک دفن نکنید مرا به سهند و سبلان بسپارید مرا در دشت های وسیع دفن کنید کولاک بر روی سینه ام جولان دهد رعد و برق دیوانه، بر فراز آسمان بدرخشد ستاره ها جاری شوند خورشید به آتش بکشد و بسوزاند مزارم را در راه کوچ فوج فوج پرندگان بگذارید و من کسی هستم که در حسرت پرواز مرده ام مرا در گوری تنگ و تاریک دفن نکنید https://t.me/Adabiyyatsevanlar

اوشاق ادبیاتی آی اوشاقلار ال اله شعیر: علیرضا نابدل «اوختای» سس:«یعقوب ظروفچی» «یعقوب ظروفچونون» ابدی خاطیره سینه عشق اولسون. https://t.me/Adabiyyatsevanlar

photo content

4_5827719546303158570.mp310.54 MB

سیاوش_کسرایی این بار بارِ دگر اگر به درختی نظر کنم یا از میانِ بیشه و باغی گذر کنم چشمم به قدّ و قامتِ دار و درخت نیست چشمم به رویِ نقش و نگارِ بهار نیست چشمم به برگ نیست چشمم به غنچه و گل وسبزینه خار نیست چشمم به دستهای پُرِ شاخسار نیست این بار چشمِ من به سوی آشیانه هاست  آنجا که می‌تپد دل نوزادِ زندگی وندر هجومِ سخت‌ترین تندباد‌هاست آماجگاه تیرِ تگرگ و سنانِ برق پروازگاهِ خوشدلی و خانه ی بلاست چشمم به لانه هاست ای جوجگانِ از دل توفان برآمده چشمم پیِ شماست! https://t.me/Adabiyyatsevanlar

شعیر:جلیل_جاوانشیر کؤچورن :پاشا_موغانلی دلی‌لیک هئچ اولماسا عؤمرونده بیرجه یول دلی‌لیک ائده‌سن... گونشه گؤزلرینی قییمادان باخیب، قوجاقلایاسان تیکانلی بیر گول کولونو. مثلا، تویونون ایل دؤنومونده او قدر ایچه‌سن کی، اونوداسان اوشاغینین اوزونو، ائوینین یولونو. هئچ اولماسا عؤمرونده بیرجه یول دلی‌لیک ائده‌سن... هئچ واخت اوزونو گؤرمه‌دییین بیر قادینا زنگ ائدیب "گل سئویشک" دئیه‌سن. ساچلارینی دارامامیش چیخاسان ائودن. جورابی آیاق‌قابی‌نین اوستوندن‌ گئیه‌سن. هئچ اولماسا عؤمرونده بیرجه یول دلی‌لیک ائده‌سن... توپوره‌سن اوزو کوله‌یه، سونرا گوله‌سن. چیخیب گئده‌سن سنی تانییان دوستلارین حیاتیندان ایچه‌سن ائششک کیمی قارشینا چیخان هامینی سؤیه‌سن. هئچ اولماسا عؤمرونده بیرجه یول دلی‌لیک ائده‌سن... اؤز قیمتین‌دن ده اوجوز "دوشمن جبهه‌یه" ساتیلاسان. بیر آددیم گئرییه چکیلیب، یئر کوره‌سی‌نین اوستوندن آتیلاسان... هئچ اولماسا عؤمرونده بیرجه یول دلی‌لیک ائده‌سن... https://t.me/Adabiyyatsevanlar