4 924
Підписники
-124 години
-207 днів
-9330 днів
Архів дописів
4 924
حضرت مولانا عشق را نیرویی میبیند که انسان را از خودِ محدودش بیرون میکشد. در نگاه او، عاشق باید از آن «خود»ی که دائمًا برای حفظ خویش میکوشد عبور کند؛ زیرا تا وقتی «من» در مرکز است، حتی عشق نیز میتواند به شکلی پنهان به خودپرستی تبدیل شود. انسان میتواند دیگری را دوست داشته باشد، اما در حقیقت عاشق آرامشی باشد که از او میگیرد؛ میتواند خدا را بخواند، اما در حقیقت طالب نعمتی باشد که از خدا میخواهد. عشقِ خالصتر از جایی آغاز میشود که محبوب دیگر وسیلهٔ رسیدن به خواستههای «من» نیست؛ خودِ محبوب، مقصد میشود.
از همینجاست که تعبیر «عشقبازی کارِ بازی نیست» معنایی بسیار عمیق پیدا میکند. عشق در عرفان، بازیِ احساسات نیست؛ میدانِ دگرگونی است. کسی که وارد این میدان میشود، باید آماده باشد که بعضی از خواستههایش، عادتهایش و حتی تصوراتش از خودش فرو بریزد. عشق، انسان را سرگرم نمیکند؛او را از خواب بیرون میکشد. و چه بسا نخستین نشانهٔ عشق حقیقی این باشد که آدمی دیگر نتواند با همان چیزهایی که پیشتر او را راضی میکردند، آرام بگیرد.
در حقیقت، این حکایت ما را به یکی از مهمترین مفاهیم سلوک میرساند: بیداری. محبوب شاید همیشه در راه نباشد؛ ممکن است همین اکنون حاضر باشد، اما عاشق در خواب باشد. قرآن میفرماید: «وَلَقَدْ أَیْنَ مَا کُنْتُمْ»؛ او با شمایست هر کجا که باشید. مسئلهٔ عرفان، آوردنِ خدا از غیبت به حضور نیست؛ خدا غایب نیست، این انسان است که از حضور غافل است. پردهای که باید کنار برود، پردهٔ میان خدا و انسان نیست؛ پردهٔ میان انسان و حقیقتِ خویشتن است.
و اینجاست که پرسش پایانی حکایت، تمام داستان را به سوی خود ما بازمیگرداند: «پس عاشقِ چی هستی؟» اگر برای دیدارِ محبوب نمیتوانی از خواب برخیزی، اگر با کوچکترین لذت میتوانی حقیقت را فراموش کنی، اگر آسایش خودت را برایت از حضورِمحبوب عزیزتر است، شاید هنوز عاشقِ محبوب نیستی؛ عاشق تصویری هستی که از عشق ساختهای.
عشق از آنجا آغاز میشود که محبوب را بر لذتِ خویش مقدم بداری؛ و از آنجا به کمال میرسد که برای حضورِ او، آن «من»ی را که میان تو و او ایستاده است، به خوابِ ابدی بسپاری.
عاشق حقیقی کسی نیست که فقط منتظر آمدن معشوق باشد؛ کسی است که آنچنان بیدار شده که اگر تمام جهان او را به خواب دعوت کند، چشم دلش از محبوب برنگردد.
@FaratarAzMomken
4 924
🎥 واکنش جالب پیشرفته ترین ربات انسان نما که برمبنای هوش مصنوعی ساخته شده در مقابل فردی که سعی میکنه حریم خصوصی ربات رو با دست زدن به صورتش نقض کنه(بله ایشون حریم خصوصی دارند ).
@jadoyeFB
4 924
#زنها، مخصوصاً زنهایے ڪہ زیاد سختے ڪشیدهاند، حرف هیچڪس را باور نمیڪنند. حتے چیزهایے ڪہ با چشم خودشان میبینند، تمامش را باور نمیڪنند. فقط وقتے غریزہ درونے آنها چیزے بہ آنها بگوید، قبول دارند.
فقط بہ آهن آبدیدہ درون سخت و دیرباور خودشان اعتقاد دارند...
@jadoyeFB
4 924
جهان بازتابی از خود شماست اگر خود را از درون دوست بداريد و به خود مهر بورزيد و ارج و ارزش نهيد در زندگی بيرونی نيز همين حالات اشكار خواهد شد.
اگر طالب عشق بيشتری هستيد به خود عشق بورزيد، اگر خواهان پذيرفته شدن هستيد خود را بپذيريد و اگر از اعماق وجودتان خود را محترم شماريد همان سطح احترام را از هستی فراخواهيد خواند ...
نیمه تاریک وجود
#دبی_فورد
@jadoyeFB
4 924
هیچ وزنهای سنگینتر از بلند کردنِ خودت در روزهای نااُمیدی نیست!
دمت گرم که بلند میشی...
دمت گرم که ادامه میدی!
@jadoyeFB
4 924
گفته میشه این سرباز ربات دقیق و هوشمند حرکت و تیراندازی می کند، در آینده نزدیک به جای انسان استفاده خواهد شد.🔥
@jadoyeFB
4 924
من آن کسی نیستم که صورتم را برگردانم تا تو را نبینم.. چشمانم در چشم توست و تو را نمی بینم.
محمد علی کلی
@jadoyeFB
4 924
.
عاشق آن نیست که معشوق را بخواهد؛ عاشق آن است که وقتی معشوق میآید، دیگر هیچ چیز در جهان نتواند او را از دیدارِ او غافل کند.
این حکایتِ شیرین، در پسِ طنزِ ظاهری خود، حقیقتی بسیار تلخ و عمیق دربارهٔ ماهیت عشق را آشکار میکند. عاشق، معشوق را دعوت میکند؛ از اشتیاقِ دیدار سخن میگوید و وعده میدهد که بیدار خواهد ماند، اما درست در همان لحظهای که محبوب میآید، به خواب میرود. معشوق میرسد، ولی عاشق حضور ندارد. اینجا مسئله دیگر خوابِ چشم نیست؛ خوابِ دل است. انسانی که در زبان، مشتاقِ حقیقت است، اما در جان هنوز آنقدر درگیرِ خویشتن و لذتهای کوچک خویش است که توانِ بیدار ماندن در برابر حقیقت را ندارد.
عشق، در منطق عرفان، صرفاً شدتِ یک احساس نیست؛ عشق نیرویی است که تمام نظامِ وجود انسان را دگرگون میکند. اگر انسان حقیقتاً عاشق شود، نمیتواند پس از دیدارِ محبوب همچنان همان انسانِ پیش از دیدار باقی بماند. عشق از او چیزی میخواهد؛ از عادتهایش، از خودخواهیهایش، از آسایشش و سرانجام از همان «من»ی که میخواهد حتی محبوب را نیز برای خویش تصاحب کند. به همین دلیل است که در سنت عرفانی، عشق با طلب آغاز میشود، اما در نهایت به ترکِ خود میرسد؛ عاشق هرچه بیشتر به محبوب نزدیک میشود، بیشتر درمییابد که بزرگترین فاصله میان او و محبوب، فاصلهٔ مکان نیست، فاصلهٔ «من» است.
و چه ظریف است آن گردوهایی که معشوق در جیب عاشق میریزد. گویی محبوب، شکستِ عاشق را با خشم پاسخ نمیدهد؛ فقط میفهمد که این دل هنوز برای عشق آماده نیست. پس به جای آن دیدار بزرگ، چیزی کوچک در اختیارش میگذارد تا با آن سرگرم باشد. گردو در اینجا میتواند نمادِ تمام آن لذتهای کوچک و زودگذری باشد که انسان را در خواب نگه میدارند؛ چیزهایی که نه آنقدر بزرگاند که حقیقتاً ارزشِ جان دادن داشته باشند و نه آنقدر بیاهمیتاند که بتوان به آسانی از آنها گذشت. بسیاری از انسانها نه به سببِ دشمنی با حقیقت، بلکه به سببِ دلبستگی به همین گردوهای کوچک، از دیدارِ حقیقت بازمیمانند.
انسان میگوید خدا را میخواهم، اما هنوز خوابِ شهرت و مال و آسایش و تأیید دیگران را دوست دارد؛ میگوید حقیقت را میخواهم، اما حاضر نیست تصویری را که از خود ساخته است بشکند؛ میگوید عاشقم، اما عشق را تا جایی میخواهد که آرامشِ «من» را بر هم نزند. اینجاست که باید پرسید: آیا حقیقتاً محبوب را میخواهیم، یا فقط لذتی را میخواهیم که از خیالِ محبوب نصیبمان میشود؟ زیرا خواستنِ محبوب با خواستنِ احساسِ محبوب یکی نیست.
@jadoyeFB
4 924
نیکی به کسی کن که به کار تو نیاید
احسان هنری نیست به امید تلافی
کار کنید دوستان رزق خودش میاد همونطور که عجل بوقتش پیدامون میکنه 😊 رزق هم خدا وعده داده از جایی که گمان نمیبری روزیت میدم .
@jadoyeFB
4 924
هرچه بیشتر عیبهای خودت را اصلاح کنی کمتر به عیبهای دیگران مشغول میشوی و این، یکی از زیباترین نشانههای رشدِ دل است.
همه قرار نیست
مثل تو فکر کنند،
مثل تو رفتار کنند
یا انتخابهای تو را داشته باشند.
پذیرفتنِ تفاوتها،
نشانهٔ بلوغِ فکری است.
@jadoyeFB
4 924
جالبه !!
آمیکا پیشرفتهترین ربات انساننما است. هوش مصنوعی ربات آمیکا توسط اوپن ای آی ایجاد شده است. این هوش مصنوعی میتواند با استفاده از شبکههای عصبی مصنوعی، دادههای بزرگ و پیچیده را پردازش کرده و متنهای مختلفی تولید کند.
به نظر میرسد پیشرفت هوش مصنوعی به مرحلهی خطرناکی رسیده، تا جایی که برخی افراد نظیر ایلان ماسک خواستار کنترل بیشتر روی این هوش شدند، چون قابلیت رقابت با هوش انسانی را دارد و این موضوع میتواند بسیار خطرناک باشد.
نظر شما چیه؟ این پیشرفت خوبه یا بد؟
@jadoyeFB
4 924
بسیاری از زنان،سالها رابطه جنسی دارند،بیآنکه واقعا در آن حضور داشته باشند.
بدنشان آنجاست؛اما ذهنشان جای دیگری است.مشغول راضی کردن،نرنجاندن،خوب بودن،کافی بودن،دوستداشتنی ماندن.
.
و به جای اینکه بپرسند:
«من چه میخواهم؟»
تمام عمر پرسیدهاند:
«او چه میخواهد؟»
دختری که از کودکی یاد گرفته ارزشش در مراقبت کردن است، در راضی نگه داشتن است،در خوب بودن است،به تدریج بدنش را هم به همان سرنوشت دچار میکند.
.
بدنش دیگر خانهی او نیست.
محل خدمت است.رابطه جنسی برای او به جای تجربه کردن، تبدیل میشود به اجرا کردن.
او به جای اینکه بدنش را بشنود، مدام صورت دیگری را میخواند.
آیا راضی است؟
آیا ناراحت نشد؟
آیا کافی بودم؟
.
به همین دلیل است که بسیاری از زنان،نه به این خاطر که میل ندارند،بلکه چون سالها میل خود را به تعویق انداختهاند،کمکم دیگر صدایش را هم نمیشنوند.
.
میل،موجود ظریفی است.اگر بارها نادیده گرفته شود،خاموش میشود.
.
وقتی زنی بارها از کنار «نه»های خودش عبور میکند…
وقتی برای حفظ رابطه، تماس را تحمل میکند، اما تجربه نمیکند…به تدریج فقط میل جنسی را از دست نمیدهد.
حس مالکیت بر وجودش را از دست میدهد.
صمیمیت واقعی زمانی شکل میگیرد که دو جهان در کنار هم قرار بگیرند،نه اینکه یکی،جهان خودش را جمع کند تا در جهان دیگری جا شود.
شنیدن بدن،یک تجمل نیست.
یک مسئولیت روانی است.
@jadoyeFB
