496
Підписники
-224 години
-117 днів
-7330 день
Архів дописів
496
این اهنگ رو رفیقم گذاشت تو چنلش با یه متن زیبا و دلی، اما من دوست داشتم از زبون خودم این رو برای دوستانو اشناهام بنویسم
اونایی که بیرون این مرز هستن.
راسی این یه گروه ایرانی هستش 🔥
بعضی آدمها از مرز عبور میکنن،
اما مرز از درونشون بیرون نمیره.
آزادی فقط جابهجاییِ جغرافیا نیست.
گاهی بدن آزاده،
اما خاطرهها، ترسها و داغها هنوز زندانیاند.
برای آنهایی که دور شدهن
و برای آنهایی که ماندهاند؛
و هیچکدام، آنطور که باید، آزاد نیستند.
🎧 join❥ @bistosse
496
Repost from N/a
بخوان به نام گل سرخ، در صحاری شب،
که باغها همه بیدار و بارور گردند
بخوان، دوباره بخوان،
تا کبوتران سپید
به آشیانهی خونین دوباره برگردند.
بخوان به نام گل سرخ،
در رواق سکوت،
که موج و اوج طنینش ز دشتها گذرد؛
پیام روشن باران،
ز بام نیلی شب،
که رهگذار نسیمش به هر کرانه برد.
ز خشک سال چه ترسی!
که سد بسی بستند:
نه در برابر آب،
که در برابر نور
و در برابر آواز و در برابر شور …
در این زمانه عسرت،
به شاعران زمان برگ رخصتی دادند
که از معاشقهی سرو و قمری و لاله
سرودها بسرایند
ژرف تر از خواب
زلال تر از آب.
تو خامشی،
که بخواند؟
تو میروی،
که بماند؟
که بر نهالک بیبرگ ما ترانه بخواند؟
از این گریوه به دور،
در آن کرانه ببین:
بهار آمده،
از سیم خاردار گذشته.
حریق شعله گوگردی بنفشه چه زیباست!
هزار آینه جاریست
هزار آینه
اینک
به همسرایی قلب تو میتپد با شوق
زمین تهی است ز رندان؛
همین تویی تنها!
که عاشقانه ترین نغمه را دوباره بخوانی.
بخوان به نام گل سرخ و عاشقانه بخوان!
حدیث عشق بیان کن بدان زبان که تو دانی.
محمدرضا شفیعی کدکنی
@Neda_kiyan
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
