uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

| 𝘔𝘦𝘭𝘰𝘶𝘳𝘢 |

| 𝘔𝘦𝘭𝘰𝘶𝘳𝘢 |

Відкрити в Telegram

همیشه که نباید حرف زد، می‌شه موزیک فرستاد:)

Показати більше
1 657
Підписники
-324 години
+27 днів
-830 днів
Архів дописів
من همونجام که "Shayea" میگه: اذیتم، اذیتم، اذیتم از وضعیتم!

photo content

خیلی دلم میخواست راجب هر شغل یسری اطلاعات داشته باشم ولی خب نمیشد که هربار برم یجا کار کنم بعد استعفا بدم برم سر یه شغل دیگه در عوضش یه چنل پیدا کردم تجربه های کاری مردم رو می‌ذاره ینی مثلا اگه شما بخواید شغل ادمینی داشته باشید یا تو شرکت تو داروخانه و.. کار کنید قبلش میتونید تجربه های کاری رو در موردشون بخونید و ببینید این شغل به درد شما میخوره یا نه اینم آیدیش: @tajrubeha

قبلا فقط اتاقم بهم ریخته بود، الان همه‌چی.

نه عزیزم حالم خوب نیست؛ دستم هم به زندگی نمی‌ره.

هیچکس در مورد این صحبت نمیکنه که چقدر سنگین و ناامید کننده‌ست وقتی بعد از کلی تلاش فکر کردی بالاخره حالت داره بهتر میشه ولی یه روز رندوم بیدار میشی و میبینی خوب نشدی بلکه بدترم شدی...!

انگار همه چیز در من تموم شده اعصابم، ذوقم، صبرم، حوصله‌ام، انگیزه‌ام و توانم.

من نمیتونم قبول کنم کسی که یه تایم طولانی ازت خبر نگیره ، دوستت داشته باشه.

چه حس های قشنگی در این دنیا هست و من فقط دارم اضطراب رو حس می‌کنم.

به مو میرسه پاره هم میشه گریتم در میاره.

‏این قضیه که نمی‌خوام کسی ازم ناراحت باشه خیلی بهم آسیب میزنه.

خواستم انقدر خوب باشم که کسی از من نرنجه، ببخشم، کوتاه بیام و سکوت کنم. تا یه روز فهمیدم دارم خودمو ذره ذره خرج رضایت آدمایی میکنم که همیشه چیزی برای دلگیر شدن و قضاوتت پیدا میکنن. تلخ تر از همه این بود که بین این همه مراقبت برای نرنجوندن دیگران، نفهمیدم چقدر خودمو رنجوندم.

حالت با خودت خوب باشه، وسط جهنم، تنهایی هم می‌تونی دووم بیاری.

کاش می‌تونستم برای دل‌ِ خسته‌ی‌ تو کاری کنم عزیزم؛ اما واقعیت اینه که هر لحظه دارم توسطِ واقعیت‌های زندگی له میشم.

عمدا به خودش روحیه میداد، چون نگران بود افسردگی کل وجودش رو بگیره.

خیلی سخته که برای بهتر شدن حالت، هی تلاش کنی و بعدش دوباره بیای سر خونه اول.

دیگه خبری از میگذره نبود،هر غمی که آمد ماند.

درست می‌شه، نشد هم می‌گذره، گذشت و فایده‌ای هم نداشت، عوض می‌شی و باهاش کنار میای، مجبوری کنار بیای.

‏بزرگسالی تورو با نرسیدن‌ها آشنا می‌کنه، حتی وقتی همه‌ی تلاشتو کردی.

‏عجب آدم کم طاقت و شکننده‌ای شدم.