دکتر محمدجواد صافیان
Відкрити в Telegram
درسگفتارهای صوتی و تصویری، یادداشتها و برنامههای دکتر محمدجواد صافیان، دانشیار فلسفه در این کانال منعکس میشود.
Показати більше1 401
Підписники
Немає даних24 години
+27 днів
+630 днів
Архів дописів
1 401
Repost from نگاهی به آثار رضا داوری اردکانی
به نظر میرسد که اگر راهی برای بشر آینده باشد، شاید این راه را شاعران به ما بگویند، چنانکه امروز آنها بهتر از هرکس به ما میگویند که ما در چه عالمی داریم زندگی میکنیم. یک وقت مارتین هیدگر رفته بود به فرانسه. دوستش، شاعر فرانسوی، رنه شار، به استقبالش رفته بود. رنه شار اشاره کرده بود که همین جایی که شما پیاده شدهاید، همین جایی که خانههایی ساختهاند، اینجا بزرگترین نیروگاه اتمی فرانسه است. این فرانسویها در جوار نیروگاه اتمی و بر روی زرادخانۀ اتمی خانه ساختهاند. این فقط یک گزارش نیست؛ فقط اطلاعی نیست که یک دوست به دوست میدهد. این حرف شاعرانهای است که شاعر معاصر ما دارد میزند. بشر نه بر سر امواج، نه فقط بر سر امواج، بلکه بر سر یک زرادخانۀ بزرگ خانه ساخته است. او میتواند ما را متذکر بکند؛ او میتواند خانه ساختن را به ما یاد بدهد؛ او میتواند یاد بدهد خانۀ دیگر بسازیم؛ طور دیگر بسازیم؛ جای دیگر بسازیم؛ زمان را بیابیم؛ مکان را بیابیم. ما نه مکان را میشناسیم و نه زمان را. زمان را از دست دادهایم؛ مکان را از دست دادهایم. ما در فضا سرگردانیم؛ ما در فضای وهمی محاسبات در یک فضای ریاضی سرگردانیم. ما اگر روزی دوپایی داشتیم که روی زمین بود و سری به سمت آسمان، امروز این دو پا از زمین کنده شده و بیشتر سر به طرف زمین متمایل شده. چشم ما زمین را میبیند اما پا که ذاتش اتصال با زمین است با زمین ارتباط ندارد. پای ما روی زمین نیست. شاعر ما میتواند این معانی را به ما متذکر شود.
پستمدرن، دوران فترت
1 401
Repost from آکادمی فلسفه و هنر مارزوک
چعلاوه بر این، جوهر، هیچ علتی بیرون از خود را ندارد. با این تعریف از جوهر به این نتیجه می رسد که در عالم، فقط یک جوهر وجود دارد. جوهر بنا به تعریف باید بی نهایت و همچنین واجد همه کمالات باشد. اگر قرار باشد که جوهر در معنای خود، بی نهایت باشد، نمی توان حضور و وجود دو جوهر را شاهد باشیم. اگر دو جوهر داشته باشیم، بدون شک یکی از این دو جوهر دیگری را محدود می کند. فراموش نکنیم که وحدت وجود اسپینوزا، در حقیقت وحدت جوهر است نه وحدت وجود.
به نظر شما روح گفتمان فلاسفه ی حوزه ملطیان در این سخن اخیر اسپینوزا که به وحدت وجود می رسد، مقداری آشکار نمی شود؟
به نظر من چنین نیست. آنها نمی خواستند طبقِ مفهوم جوهر، در پی تبیین یک عامل واحد باشند. آنها فکر می کردند که حقیقت موجودات باید یک چیز باشد.
یعنی این حقیقتِ مدنظر نحله ی فکری ملطیان که عالم را دربرمی گیرد، نمی تواند همان جوهری باشد که اسپینوزا تاویلش می کند؟
در ظاهر چنین می نماید؛ اما در باطن خیر. اسپینوزا به عنوان یک فیلسوفِ ایده آلیست، از ایده و ذهن سراغ شی می رود. ولی فلاسفه ی حوزه ملطیان با تامل در خود هستی، به دنبال امر یگانه ای می روند که وحدت بخش تمام کثرات است. بین این دو تفکر گرچه تشابهی ظاهری وجود دارد، اما اختلافات عمیقی نیز به چشم می آید.
اسپینوزا در سیستم وحدتِ جوهر و در قبال تکثر موجوداتِ دیگر می گوید که این ها چیزی نیستند جز حالات همین یک جوهر. در حقیقت، جوهر واجد اوصاف بی نهایت هم است. ضمن اینکه حالاتی را نیز دربرمی گیرد. ولی از میان بی نهایت وصفی که جوهر دارد، فقط دو صفت را می توان شناخت؛ یکی بُعد و دیگری اندیشه. از دیدگاه اسپینوزا فقط این دو صفت برای آدمی قابل شناخت است. خداوند با این صفات خود در عالم تحول می یابد. همه موجودات مادی، در واقع حالات صفتِ بُعد خداوند هستند. یعنی اگر کوه را در عالم می بینیم، حالتی از صفت بُعد خداوند است. خداوند صفت دیگری هم دارد و آن اندیشه است. همه انسان هایی که واجد نفس ناطقه هستند، در وقع حالتی هستند از صفت اندیشه ی خداوند. خداوند با این حالات در حال تحول است. از نظر اسپینوزا خداوند با امور جسمانی، به صورت جسم و با نفوس بشری به صورت نفس تحقق می یابد. لذا همه موجودات که یا امور طبیعی هستند و یا امور انسانی، عبارت اند از همان حالات خداوندی.
پس فرایند وجود نقصان در این حالات چگونه تاویل می شود؟ چه ربطی بین نواقص و حالات خداوند وجود دارد؟ در این شکل از وحدت وجود، خدای اسپینوزا ناقص نمی شود؟
این حالت ها درست است که ناقص اند، اما با این وصف، خدا کامل است. اگر یک کوه ناقص است، می تواند کاملتر هم باشد. البته اسپینوزا بین دو مفهوم “کامل در نوع خود” و “کامل به طور مطلق” تمایزی قایل می شود. از نظر اسپینوزا خداوند به طور مطلق کامل است. لذا کل عالم عبارت است از حالات خداوند. نکته ای که مهم است این است که خداوند با این حالاتِ مذکور چه نسبتی دارد؟ به عبارتی سوال این است که موجودات چگونه از خداوند نشات گرفته اند؟ در این خصوص سخن اسپینوزا این است که رابطه ی حالات خداوند با صفات خداوند (یعنی همان بُعد و اندیشه) و ذات خداوند، یک رابطه ی صرفا منطقی است. یعنی، خداوند منطقا و به نحو منطقی واجد این صفاتی است که بدان اشاره شد. ما منطقا این موارد را در خداوند تشخیص داده ایم. صفت بُعد و اندیشه منطقا از مفهوم خداوند استنتاج شده اند. موجودات این عالم که حالاتی از بُعد و یا اندیشه هستند، نیز منطقا از صفات خداوند به استنتاج می شوند.
نکته مهم این است که ارتباط خداوند با عالم، صرفا ارتباط منطقی است. اگر این نکته را در نظر بگیریم، برای اینکه پی به ماهیت تفکر اسپینوزا ببریم و نسبت این تفکر با تفکر دینی را بسنجیم، باید به این موضوع توجه کنیم که از نظر بسیاری از ادیان، مثل یهودیت، مسحیت و اسلام، رابطه ی خداوند و عالم به این صورت بیان می شود که خداوند نسبت به عالم متعالی است و بر اساس علم ازلی خود، موجودات را از عدم خلق کرده است. اسپینوزا خلاف این موضوع را تبیین کرد.
همانطور که گفتید اسپینوزا برای رهایی از مشکلاتی که دامان دکارت را گرفت، به وحدت وجود پناه آورد. به نظر شما اسپینوزا در باب ارتباطِ بین خداوند و موجودات دیگر، دچار همان مشکلی نمی شود که دکارت در تبیین ارتباط بین جسم و نفس مرتکب شد؟ دکارت برای تشریح کیفیت ارتباط بین جسم و نفسِ آدمی، غده ی صنوبری را به میان می آورد که انتقادات اساسی در مورد آن مطرح است. اکنون ظاهرا اسپینوزا هم به جای تبیین رابطه ی خدا و عالم، صورت مساله را پاک می کند و از این رابطه به عنوان رابطه ای صرفا منطقی سخن می گوید. تقریبا چیزی شبیه دستگاه فکری جرج بارکلی که برای فرار از انتقادات ماتریالیست ها، به نفی وجود ماده پناه می آورد. نظر شما چیست؟
محمد جواد صافیان
https://t.me/marzockacademy
1 401
Repost from آکادمی فلسفه و هنر مارزوک
کفتگویی با محمد جواد صافیان
گفتمان وحدت وجود در تفکر اسپینوزا، از برجسته ترین مباحث در فلسفه او به حساب می آید. پیش از این فیلسوف، متفکران دیگری هم در این زمینه نظرپردازی کرده اند. از جمله ابن میمون، متفکر یهودی و همچنین جوردانو برونو ایتالیایی که به دستور حاکمان کلیسایی، در آتش سوزانده شد. اسپینوزا آثار این متفکران را خوانده بود. سوال این است که چه نسبتی بین وحدت وجود اسپینوزا با سایر متفکران در این زمینه وجود دارد؟
همه فیلسوفان ضمن گفت و شنودی با معاصران و پیشینیان خود، دست به تفکر می زنند. آنها در این گفت و شنود و دیالوگی که با متفکران دیگر برقرار می کنند، بخشی از تفکرات آنها را اخذ می نمایند. اما در نهایت ایده های اخذ شده را در نظام فلسفیِ واحدی منعکس خواهند کرد. اصولا نزد فلاسفه ی بزرگ، نظام فلسفیِ منسجمی قابل تشخیص است که اسپینوزا هم از این ویژگی مستثنی نیست.
برای تشریح سوال مطرح شده، باید در ابتدا بپرسیم که آیا در خصوص اسپینوزا، با یک فیلسوف متجدد روبرو هستیم یا سنتی؟ به عبارت دیگر، تفکر اسپینوزا چه نسبتی با تفکر جدید اروپایی و تفکر سنتی دارد. اگر قائل به این باشیم که اسپینوزا فیلسوفی متجدد است، طبیعتا آن صورت از وحدت وجود که در تفکر او تشخیص خواهیم داد، تفکری جدید خواهد بود و کمترین نسبتی با تفکرات پیشین، بخصوص اندیشه ی عرفا خواهد داشت. اسپینوزا اساسا فیلسوفی مدرن است و اتفاقا از بنیانگذاران تفکر مدرن محسوب می شود. او را باید پیرو فلسفه ی دکارت بدانیم. او یک دکارتی است. البته این به معنای مقلد بودن اسپینوزا از فلسفه ی دکارت نیست؛ بلکه مبنا و اساس اندیشه ی دکارتی در تفکر اسپینوزا را می توان تمییز داد. لذا از لحاظ مبنایی، اسپینوزا، فیلسوفی دکارتی است. البته به عنوان یک فیلسوف، در برخی مسائل، اختلافاتی هم با او دارد. ولی با این وصف اسپینوزا را دکارتی می دانیم.
اجازه بدهید در خصوص ماهیتِ تفکر دکارتی توضیحی بدهم. اینگونه دلایلِ گرایشِ اسپینوزا به وحدت وجود، بیشتر مشخص می شود. باید گفت که تفکر دکارتی، علی رغم اینکه پیوندی با تفکر فلسفه ی قرون وسطی و کلام قرون وسطایِ مسیحی دارد، در عین حال حاوی گسستی ژرف و عمیق با تفکر سنتی و قرون وسطایی است. فی الواقع دکارت با این دو فرض بنیان تفکر مدرنِ غرب را پایه گذاری و تاسیس می کند. دکارت به این معنی بنیانگذار تفکر مدرن است که او اساس تفکر خود را بر پایه ی”منِ متفکر” یا “کوجیتو” قرار می دهد. از نظر دکارت اولین مساله ی غیر قابل تردید، همان “منِ متفکر” است که در کتاب “تاملات” پس از شک در همه چیز، نهایتا به یک اصل ثابت می رسد. لذا تفکر دکارت، از منِ اندیشنده شروع می شود. بعد از تبیین “کوجیتو” در دستگاه فکری دکارت، به مسائلی همچون وجود خداوند و همچنین وجود عالمِ خارجی خواهیم رسید که سعی در اثبات آنها دارد. دکارت در فلسفه ی خود، روشی مبتنی بر ریاضیات را انتخاب می کند. از دیدگاه او ریاضی تنها علمی است که شناخت دقیقی به ما می دهد؛ شناختی که در آن شک و تردیدی وجود ندارد. فلسفه ورزیِ دکارت مبتنی به همین روش ریاضی است.
همانگونه که ریاضی دان ها سعی می کنند هر مساله ی پیچیده ای را با روشی ساده و بسیط حل و فصل نمایند، دکارت نیز معتقد است که فلسفه و سایر علوم هم باید طبق همین روش پیش بروند. در حقیقت او با این توضیح، فلسفه ای جدید بنیانگذاری می کند؛ فلسفه ای که مبتنی بر منِ متفکر و ریاضیات است. نتیجه ی تفکر دکارتی این می شود که ما واجد سه جوهر متمایز از هم هستیم. یکی جوهر “من” که حقیقت آن اندیشه است؛ دومی جوهر “مادی” یا “طبیعت” که حقیقتش “بُعد” است و سومی هم جوهر خداوند.
این سه جوهر به تعبیری، متباینات بالذات هستند؛ یعنی هیچ وجه مشترکی بین آنها وجود ندارد. انسان هم از دو جوهرِ منِ اندیشنده و جسمی که ذات آن بُعد است، تشکیل می شود. دکارت در تبیین اینکه ذات های متمایز این سه جوهر چگونه با هم ارتباط پیدا می کنند، موفق عمل نمی کند. حقیقتا استدلال هایی که ابراز می کند، قانع کننده نیست. لذا تلاش همه ی متفکران بزرگی که بعد از دکارت ظهور می کنند، حل این تعارض سه گانه و یا دوگانه در تفکر دکارت است. آنها می خواهند مفهوم واحدی را بیابند که جامع هر سه جوهر دکارتی باشد.
بنابراین می توان گفت اسپینوزا برای حل این مشکل که دکارت موفق به رفع آن نشد، به تبیین ایده ی وحدت وجود روی می آورد.
دقیقا همینطور است. لایب نیتس هم همین وضعیت را دارد. اما او در مسیری دیگر و متفاوت از اسپینوزا، وحدت مدنظرش را تبیین می کند. آغاز حرکت اسپینوزا از تعریف جوهر است. او در ادامه تلاش دارد که بر کثرت جواهر غلبه کند. این فیلسوف می گوید جوهر امری است که به خودی خود و بدون توجه به هیچ مفهوم دیگری، قابل تعقل است. جوهر در تحققش به هیچ چیز دیگری وابسته نیست؛ یعنی فی نفسه به تعقل درمی آید و به هیچ امر دیگری هم اتکا ندارد.
1 401
🔰سلسله جلسات «چه باشد آنچه خوانندش تفکر»
🔹متنخوانی و شرحِ بخش دوم از کتاب «چه باشد آنچه خوانندش تفکر» اثر مارتین هایدگر
🔸با حضور دکتر محمد جواد صافیان
🔻جلسه سی ام
📅 شنبه ۲۸ شهریور ماه، ساعت ۱۷:۱۵
▪️حضور برای عموم آزاد است.
📍 خیابان بزرگمهر، مادی شهرستانی، کوچه شهید سعید احمدی، آستانه قاب هشت
#چه_باشد_آنچه_خوانندش_تفکر
🆔 @MJsafian
1 401
Repost from سخنرانیها
🔊فایل صوتی
آیین بزرگداشت روز جهانی فلسفه
بایستگی فلسفه در جهان امروز
🔸سخنرانی:
دکتر محمدجواد صافیان
🔸زمان و مکان:
چهارشنبه ۲۸ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۵
دانشگاه تهران، دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی، تالار فردوسی
کانون جهان ایرانی دانشگاه تهران
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
1 401
🔰سلسله جلسات «چه باشد آنچه خوانندش تفکر»
🔹متنخوانی و شرحِ بخش دوم از کتاب «چه باشد آنچه خوانندش تفکر» اثر مارتین هایدگر
🔸با حضور دکتر محمد جواد صافیان
🔻جلسه بیست و نهم
📅 شنبه ۲۱ شهریور ماه، ساعت ۱۷:۱۵
▪️حضور برای عموم آزاد است.
📍 خیابان بزرگمهر، مادی شهرستانی، کوچه شهید سعید احمدی، آستانه قاب هشت
#چه_باشد_آنچه_خوانندش_تفکر
🆔 @MJsafian
1 401
🔰سلسله جلسات «چه باشد آنچه خوانندش تفکر»
🔹متنخوانی و شرحِ بخش دوم از کتاب «چه باشد آنچه خوانندش تفکر» اثر مارتین هایدگر
🔸با حضور دکتر محمد جواد صافیان
🔻جلسه بیست و هشتم
📅 شنبه ۱۴ شهریور ماه، ساعت ۱۷:۱۵
▪️حضور برای عموم آزاد است.
📍 خیابان بزرگمهر، مادی شهرستانی، کوچه شهید سعید احمدی، آستانه قاب هشت
#چه_باشد_آنچه_خوانندش_تفکر
🆔 @MJsafian
1 401
🔰متنخوانی و شرح بخش دوم از کتاب «چه باشد آنچه خوانندش تفکر»
🔻جلسه بیست و سوم
🔹کتاب «چه باشد آنچه خوانندش تفکر» ترجمهی سیاوش جمادی، درسگفتار ۹، گذار از درسگفتار ۹ به ۱۰ و درسگفتار ۱۰ ص ۳۹۴ تا ۴۰۲
🎙دکتر محمد جواد صافیان
📅 شنبه ۱۰ مرداد ماه ۱۴۰۵، آستانه قاب هشت
#چه_باشد_آنچه_خوانندش_تفکر
🆔 @MJsafian
1 401
پیام تسلیت رضا داوری اردکانی : محمدرضا ریختهگران؛ از خوبان زمانه بود - خبرآنلاین
https://www.khabaronline.ir/news/2269029/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D8%AA%D8%B3%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B1%DB%8C%D8%AE%D8%AA%D9%87-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87
1 401
Repost from بیژن عبدالکریمی
بزرگان چو از بند تن رستند/ به گیتی به نیکی سخن بستند
جهان ای برادر نماند به کس/ دل اندر جهانآفرین بند و بس
با کمال تأسف بسیار، در روزهای اخیر، یعنی در هشتم و نهم شهریور ۱۴۰۵، شاهد رخت بربستن دو تن از اساتید برجسته، آرام و فروتن از جامعۀ فلسفی کشورمان از این جهان فانی بودیم. بیتردید، دکتر محمدرضا ریختهگران (1336-1405) و دکتر بهزاد سالکی (1325-1405) از زمرۀ عزیزانی بودند که عمری را در خدمت به فلسفه، دفاع از ساحت تفکر و مبارزه با ایدئولوژیاندیشی، جهالت مدرن و نیهیلیسم روزگار کنونی گام برداشتند.
استاد ریختهگران با رسالۀ دکتری خویش درباره اصول و مبانی هرمنوتیک و نسبت آن با سنت تفسیر اسلامی از نخستین کسانی بودند که جامعۀ ما را در جهت آشنایی با «هرمنوتیک»، که امروزه مساوق با خود «تفکر» است، یاری رساندند، با مطالعه سنتها و معارف هندی کوشیدند نشان دهند که در همۀ سنن تاریخی بزرگ ماقبل مدرن، از جمله سنت تفکر هندی، بصیرتهایی بزرگ و بنیادین در بارۀ جهان، حقیقت و انسان وجود دارد، بزرگتر و بنیادیتر از آنچه در متافیزیک غربی و به طریق اولی در عقلانیت علمی و تکنولوژیک جدید ظهور یافته است، و از طریق فلسفۀ تطبیقی به امکان گفتوگو و مقایسه میان سنتهای بزرگ معنوی و فلسفی اهتمام ورزیدند و با تألیف و انتشار آثاری در حوزههای حکمت معنوی، هنر، پدیدارشناسی و اگزیستانسیالیسم کوشیدند به بسط تفکر حِکمی و فلسفی در جهان نیهیلیستی و بحرانزدۀ کنونی یاری رسانند.
دکتر بهزاد سالکی نیز، که از مترجمان و پژوهشگران برجستۀ حوزههای فلسفۀ تاریخ، فلسفه دین، تاریخ ادیان و اسطورهشناسی بودند، با ترجمۀ آثاری از جان هیک، میرچا ایلیاده، د. ت. سوزوکی و دیگر فیلسوفان و مورخان و پدیدارشناسان دین نقش بسزایی در بسط مباحث فلسفۀ دین و مطالعات تطبیقی ادیان در کشور ما داشتند و هنوز برخی از آثار ترجمهشدۀ ایشان، برای مثال در درس فلسفههای نظری تاریخ، به عنوان کتاب درسی در گروههای فلسفۀ کشور مورد استفاده قرار میگیرد. رویکرد تاریخیـتطبیقی به دین، توجه به ماهیت تجربه دینی، رویکرد غیرتقلیلگرایانه به دین، و توجه به نقش مهم ترجمه در انتقال تفکر جدید از مهمترین شاخصههای فکری و پژوهشی ایشان است و تمرکز بر حقیقت دین، تجربه دینی و امر مقدس و توجه به نقش اسطوره در طول تاریخ بشر و کثرت ادیان در مرکز علایق وی قرار داشتند.
اینجانب، به عنوان عضو کوچکی از جامعۀ فلسفی کشور و کسی که افتخار دوستی قلبی و معنوی با هر دو بزرگوار را داشته است، رحلت این هر دو عزیز گرامی را به جامعۀ فلسفی، علمی و پژوهشی کشور، دانشجویان کلاسها و خوانندگان آثارشان و نیز به خانوادۀ معزز و معظم هر دو سرمایۀ فرهنگی کشور تسلیت و تعزیت عرض نموده، از صمیم قلب برایشان علو درجات را نزد ایزد منان آرزومندم.
بیژن عبدالکریمی
۱۱ شهریورماه ۱۴۰۵
1 401
Repost from کانال احمد ملکی
◼️پیام تسلیت دکتر #رضا_سلیمان_حشمت به مناسبت درگذشت دکتر محمدرضا ریختهگران
مرحوم دکتر محمدرضا ریختهگران، انسانی بسیار وارسته بود و طمأنینه و آرامش روحی عجیبی داشت. از مرحوم استاد سید احمد فردید و استاد داوری اردکانی بسیار آموخت، بهویژه در زمینهٔ هنر و شعر. مدتی نیز در هند به تحقیق دربارهٔ متون کهن و فرهنگ شبهقاره پرداخت و از آنجا تدریس درس حکمت در آسیا و شرق را در دانشگاه تهران بر عهده گرفت. به تفکر حضوری و مآثر حکمی و فلسفی در تاریخ حکمت و فلسفهٔ شرق و غرب بسیار اهتمام میورزید. اگر در مسائل اعتقادی و سیاسی به جانبی تمایل پیدا میکرد، جانب انصاف و اعتدال را فرونمیگذاشت.
از خاطرات فراموشناشدنیام با ایشان، که پس از آن دیگر توفیق دیداری حاصل نشد، آن است که در جلسهای به دعوت آقای دکتر آیتاللهی مقرر شد بنده دربارهٔ «فراکیشی» (Paradoxy) در حافظ، کرکگور و نیچه در خانهٔ اندیشمندان علوم انسانی مطالبی بیان کنم و ایشان نیز بهعنوان ناقد سخن بگوید. جلسهٔ خوبی بود. پس از آن تلفن زد و تفقد و اظهار لطف فرمود. آنچه به خاطر دارم اینکه عرض کردم اصل مطلب، البته به تعبیر دریدا، به جدال (Dialectic) دوضربیِ هیدگر و افاضات مرحوم فردید دربارهٔ اضداد برمیگردد، اما بیان تفصیلی آن از خودم بوده و طبیعتاً هرگونه خطا و کاستی در آن بر عهدهٔ بنده است.
بار دیگر از خدای متعال غفران و رحمت و علوّ درجات برای آن مرحوم، و برای خانواده و دوستان و ارادتمندان ایشان صبر و اجر مسئلت میکنم. بیتردید جامعهٔ علمی و دانشگاهی ایران از آثار قلمی ایشان همواره بهرهمند خواهد شد، انشاءالله.
🖋 رضا سلیمان حشمت
1405/06/11
🌐 مؤسسه پژوهشی امام علی (ع)|🔻
http://eitaa.com/joinchat/3181904050C32a22f4cab
1 401
درگذشت استاد ارجمند دکتر محمد رضا ریخته گران ضایعه ای جبران ناپذیر در حوزه فکر و فرهنگ و فلسفه است . ایشان انسانی والا استادی توانا و متفکری کم نظیر بود. این مصیبت را به خانواده محترم ایشان و همه اهل فلسفه و فرهنگ و همکاران و دانشحویانشان تسلیت عرض می کنم. یادشان گرامی
1 401
🔺 با تأثر و تأسف خبر درگذشت دکتر محمدرضا ریختهگران، استاد فلسفهٔ دانشگاه تهران، را دریافت کردیم.
این فقدان بزرگ را به بستگان، همکاران، شاگردان و دوستداران حکمت و فلسفه تسلیت میگوییم. یادشان گرامی!
1 401
🔰سلسله جلسات «چه باشد آنچه خوانندش تفکر»
🔹متنخوانی و شرحِ بخش دوم از کتاب «چه باشد آنچه خوانندش تفکر» اثر مارتین هایدگر
🔸با حضور دکتر محمد جواد صافیان
🔻جلسه بیست و هفتم
📅 شنبه ۷ شهریور ماه، ساعت ۱۷:۱۵
▪️حضور برای عموم آزاد است.
📍 خیابان بزرگمهر، مادی شهرستانی، کوچه شهید سعید احمدی، آستانه قاب هشت
#چه_باشد_آنچه_خوانندش_تفکر
#آستانه_اندیشه
🆔 @astaneh_andisheh
1 401
🔰سلسله جلسات «چه باشد آنچه خوانندش تفکر»
🔹متنخوانی و شرحِ بخش دوم از کتاب «چه باشد آنچه خوانندش تفکر» اثر مارتین هایدگر
🔸با حضور دکتر محمد جواد صافیان
🔻جلسه بیست و ششم
📅 شنبه ۳۱ مرداد ماه، ساعت ۱۷:۱۵
▪️حضور برای عموم آزاد است.
📍 خیابان بزرگمهر، مادی شهرستانی، کوچه شهید سعید احمدی، آستانه قاب هشت
#چه_باشد_آنچه_خوانندش_تفکر
🆔 @MJsafian
1 401
Repost from سخنرانیها
🔊فایل صوتی
پرسش درباره فلسفه معاصر
دکترمحمدجوادصافیان
همایش ملی فلسفه معاصرایران
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @Bookcitycc
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
1 401
🔰سلسله جلسات «چه باشد آنچه خوانندش تفکر»
🔹متنخوانی و شرحِ بخش دوم از کتاب «چه باشد آنچه خوانندش تفکر» اثر مارتین هایدگر
🔸با حضور دکتر محمد جواد صافیان
🔻جلسه بیست و پنجم
📅 شنبه ۲۴ مرداد ماه، ساعت ۱۷:۱۵
▪️حضور برای عموم آزاد است.
📍 خیابان بزرگمهر، مادی شهرستانی، کوچه شهید سعید احمدی، آستانه قاب هشت
#چه_باشد_آنچه_خوانندش_تفکر
🆔 @MJsafian
