𓇼کُلبـهیِ چـوبــی𓇼
Закритий канал
Take me to the lakes, where all the poets went to die..✨🦢 🐛کتابخونه درس خوندنهامون: https://t.me/Study_with_shamim
Показати більше871
Підписники
Немає даних24 години
-27 днів
-830 днів
Архів дописів
زمان میبره تا دعای آدم از هممسیر موندن و رسیدن به یه شخص خاص
تغییر کنه به اینکه: « حضور هیچکسی رو از تو نمیخوام خدا جونم مگر آدمهایی که کنارشون خوشحال و خوشبخت زندگی کنم.🍓»
زندگی شبیه آب زلالیه که بخوای به زور تو مشتت بگیری واقعا فرو میریزه و هدر میشه.
حتی اندازه یه قلوپ هم بهت نمیرسه.
باید تو این اقیانوس شناکنی و لذتش رو ببری.
اینجوری تمامِ اقیانوس مال توء.
دل بستن به یه چیز خاص و تلاش واسه شدن اونی که میخوای، خسته میکنه آدمیزاد رو.
امشب شب خیلی خوبی برای مناجات کردن هم هست.🌚✨
دعا کنیم برای اینکه هر بلایی مثل بلایای طبیعی، بیماری، جنگ، خشکسالی و بیآبی، کارماهای سنگین از سر ما و تمام مردم سرزمینمون دور بشه.
#موقت
تصمیم گرفتم هیچ کار خاصی نکنم.
همینجوری که نشسته بودم و برنامهای نداشتم، گفتم پاشم کیفم رو برای رفتن به اون مرکز روانپزشکی مرتب کنم.
کیفم رو اومدم مرتب کنم دیدم دلم میخواد بریزم بیرون همه وسایلهای قدیمیش رو و کلا بشورم کولهام رو🎒.
همین روال شروع شد
و یهو به خودم اومدم دیدم
بدون اینکه خودم فکر کرده باشم یهو تمام چیزهای قدیمی از سال ۱۴۰۰ تا الان که یادگار رنجهای من بودن توی نایلون زبالهها قرار گرفتن!
بی اونکه قصدی داشته باشم یا اصلا مطلبی خونده باشم.
حتی ویزتهای دکتر قلبم، داروهام، قرصهایی که خیلی سخت تهیه کرده بودمشون، نسخههام و.. همشون رو ریختم دور.
بعدش یاد یک سری مناجاتهام با خدا افتادم و آرزوهایی که میکردم و چیزهایی که از باری تعالی با عشق و سماجت میخواستم.
تمامشون رو از دفترهام جدا کردم و سوزوندم و الآن خونه بویِ دود میده ولی حس خوبی دارم.╮(. ❛ ᴗ ❛.)╭
واقعا خدا رو شکر که اون چیزها رو بهم نداد.. چقدر خدایِ باتدبیری هستی اخه🩵
از جادویی بودن زندگی همیشه شگفت زده میشم..✨🪞
توی این ماهِ کاملی که همراستا با ماه گرفتگی شده اومدم دوتا کار کنم و الآن باتعریف کردنش قسمت جادوییش مشخص میشه.
اول اومدم سنگ لابرادوریتم رو که پاکسازی کرده بودم بندازم گردنم و فکر میکردم این الان بهترین سنگ برای این انرژیهاست.
انداختم و به طور باور نکردی در کمتر از یک ربع دستام شروع کردن لرزیدن و حالت تهوع شدیدی گرفتم ..
همونجور که رفتم سرویس بهداشتی و تکیه داده بودم به دیوار، گردنبند رو از گردنم در آوردم و در عرض یکی دو دقیقه حالم دوباره خوب شد!
متوجه شدم بدنم داره میگه نه.
میگه الان این سنگ مناسب تو نیست و داره ریکشن میده تا درش بیارم و انگار یه جور محافظت بود برام.
سنگ رو بردم گذاشتم سرجاش.
یه خوشحالی هم دارم که میخوام ثبتش کنم اینجا.🐛☕️
استادم بچههای یه گروهش رو داره میبره به یک مرکز با بیمارای روانی حاد و به طور ویژه و «خصوصی» چهار
نفر از بچههای دانشگاه ما رو که به نظرش استعداد داریم و به قول خودش: (شما دانشجو نیستید، همکار من هستید) رو دعوت کرد و یکیشون منم. •͈ᴗ•͈)(
امروز به معنای واقعی برام سخت گذشت چونکه دانشگاه و کارای مرتبط باهاش به قصدِ آزار دادن طراحی شدن به نظرم ಠ_ಠ
اما خب نمیشه کاریش هم کرد.
ولی میخوام از حالا تا زمان خوابم رو خوب بگذرونم و این چند ساعت باقی مونده امروز رو به خودم اختصاص بدم.
داشتم وسایلامو مرتب میکردم این کتابو دیدم که یه هدیهس.
صفحهی اولشو که باز کردم پرت شدم به گذشتهایی که خیلی دور نیست...
یه نگاه به خودم کردم دیدم که هنوزم همون آدمیم که تا یه جایی در برابرِ آدما صبر میکنم
بعد از اون دیگه تایم تمومه و وقتِ اضافهای در کار نیست و درست جایی که طرف فکرشو نمیکنه نقطه پایانو میذارم. خوشحالم که هرچی زمان جلوتر میره فرصتی هم که به آدما میدم کوتاه و کوتاهتر میشه🙂↔️
کاش میتونستم به صاحبِ این نوشته بگم که
از روزی که قید این رفاقتو زدم و پیامها و چتها و...حذف کردم،تو هم حذف شدی و
تو دلم ذرهای جایی واست نموند چه برسه به اینکه تنگ بشه🐈⬛
آدمها از همونجایی که رنج کشیدهاند، میرنجاندد.
•خودشیفتهها؛ تحقیر شدهاند و تحقیر میکنند.
•کمالگراها؛ ترسیدهاند و میترسانند.
•بدبینها؛ تهدید شدهاند و تهدید میکنند.
•سایکوپتها؛ آزار دیدهاند و آزار میرسانند.
•نمایشیها؛ دیده نشدهاند و دیگران را نمیبینند.
•مرزیها؛ طرد شدهاند و طرد میکنند.
Repost from Open Your Mind
این چه طرز حرف زدنه! آخه تو اصلا میدونی من تو شورای دانش آموزی کلاس پنجم چقدر رای اوردم رعیت زاده؟!
@open_your_mind
همیشه گفتم انرژی ماه کامل خیلی شدیدتر از انرژی قمر در عقرب هست.
انرژی این ماه کامل رو دارم از الآن احساس میکنم شخصاً🌝
طولانیترین ماهگرفتگی قرن هم همزمان با این ماهکامل رخ میده و واقعا انرژیِ آسونی نیست.
بهم ریختن خلق
مرور خاطرات تلخ و رنجها
بالا اومدن تروماها
احساس غم یا مود پایین
حس اینکه دلمون بخواد یه چرخه رو تموم کنیم و ناراضی باشیم از شرایط حال حاضرمون
نشخوار و سرزنش خودمون
همه اینها در این شرایط اگر رخ بده طبیعیه.
با توجه به اینکه در نجوم شرق هم در ناکشاترای سنگینی داره اتفاق میفته به نظرم با تاریکیهای سرکوب شده در درونمون تا حد زیادی مواجه میشیم.
و از طرفی انرژی این ماهگرفتگی روی تمام کشورمون هست و باید ببینیم بازتاب اجتماعیش به چه شکل میشه.
یه Girls to girls دیگه هم دارم:
یه کاراکتر و خط مشی خیلی ثابت نداشته باشید که همه شمارو اونطوری بشناسن و مهری باشه رو پیشونیتون.
چه خیلی خانم بودن باشه
چه خیلی غیر خانم بودن :))
چون آدمها بر اساس همین ماجرا میان به شما آسیبهای غیر منتظره میزنن و موقعی هم که بخواید رفتار متفاوتی نشون بدید باز شما محکوم میشید به عوض شدن و طرد میشید.
مبنا رو بذارید روی «راحت بودنتون».
مبنا رو نذارید روی «شخصیتتون».
این ماجرا رو همیشه در نظر بگیرید و مراقب سلامت روانتون باشید.🧋🌟
یه Girls to girls بگم؟
اگر آسیبهای عاطفی زیادی دیدی و نیاز داری التیام پیدا کنی تا دوباره حس رهایی داشته باشی، اون چراغِ آفرودیت و جذابیت بیرونی رو یه مدت نسبتا طولانی خاموش کن..
انرژی زنانه اغواگرانه درونت رو عامدانه خاموش کن و نذار کسی بدونه چنین چیزی داری و انرژیشو حس کنه بیاد طرفت.
هرچقدر زمان لازم داشت ادامه بده
تو این مدت هرروز رهاتر میشی و بیشتر میتونی به مهارتهای فردیت، خوشحالیت و درس و کار و .. بپردازی.
همیشه وقت داری تا هرجایی دلت خواست روشنش کنی و بدرخشی🍹
اما دائمی بودنش اشتباهه.
