الذکری
Відкрити в Telegram
♥وذکر فان الذکری تنفع المومنین♥ ماموستا عبدالله احدی (کاروان) @MAbdullahahadi
Показати більше475
Підписники
+124 години
+57 днів
Немає даних30 день
Архів дописів
475
القلب يعترضه مرضان يتواردان عليه إذا استحكما فيه كان هلاكه وموته وهما : مرض الشهوات ومرض الشبهات".
قلب دچار دو بیماری می گردد که سر راه او قرار گرفته و در آن نفوذ کرده و تاثیر می گذارند که اگر این دو مریضی هر کدام شدت یابند قلب او را نابود می کنند و به قلبی مرده (بی درک و بی اراده ) تبدیل می گردد
آن دو بیماری یکی شهوات( و آرزوهای نفسانی است)
دیگری شبهات( و افکار گمراهی و شیطانی است)
📔 مفتاح دار السعادة صـ 304
@azzekra
475
حکیمانه پیشین گفته اند:
سه چیز درمان ندارد
1.فقری که همراه تنبلی و ندانم کاری باشد
2.دشمنی که از روی حسادت و نفرت باشد
3.مریضی که از اثر پیری به انسان رسیده باشد
https://t.me/azzekra
475
شایسته است بدانیم که در روزگاری زندگی میکنیم که با وجود کاهش علم و تقوا، اخلاق نیز دستخوش دگرگونی شده است. امروزه افرادی هستند که گمان میکنند اگر در هر موضوعی اظهار نظر نکنند، دنیا به هم میریزد! اما هنگامی که سخن میگویند، نهتنها سودی به همراه ندارد، بلکه به خود و اطرافیانشان نیز آسیب میرساند!
جرأتِ بحث و جدال به اندازهای زیاد شده که پایان بسیاری از گفتگوها چیزی جز دلآزردگی، کدورت و گاهی درگیری نیست.
ما اصلاً درباره کسانی که بدون علم وارد بحث میشوند سخن نمیگوییم؛ زیرا این کار متأسفانه به امری رایج تبدیل شده است !
🔹 آیا میدانید نزد سلف صالح این امت، اگر جوانی ـ هرچند بهره فراوانی از علم داشت ـ در حضور بزرگان و علمای ربانی به سخن گفتن پیشدستی میکرد، درباره او چه میگفتند؟
📖 امام بیهقی در کتاب المدخل إلى علم السنن (ص 388) نقل میکند:
إذا رأيت الشاب يتكلم عند المشايخ، وإن كان قد بلغ من العلم مبلغا، فآيس من خيره، فإنه قليل الحياء.
✍️ : هرگاه دیدی جوانی در حضور مشایخ و بزرگان سخن میگوید، هرچند از دانش فراوانی برخوردار باشد، از خیر و صلاح او ناامید باش؛ زیرا چنین رفتاری نشانه کمحیایی اوست.
📚 المدخل إلى علم السنن الكبرى، امام بیهقی، ص 388
🌿 همچنین عُقبة بن علقمة نقل میکند که از ابراهیم بن أدهم رحمهالله شنیدم که میفرمود:
كنا إذا رأينا الحدث يتكلم مع الكبار أيسنا من أخلاقه، ومن كل خير عنده.
✍️: ما هرگاه جوانی را میدیدیم که در برابر بزرگان زبان به سخن میگشود، از اخلاق نیک او و هر خیری که نزد او بود، ناامید میشدیم.
📚 حلية الأولياء، امام ابونعیم، ج 8، ص 29
🔸 مقصود این بزرگان آن نبود که جوان حق سخن گفتن ندارد؛ بلکه منظورشان این بود که علم، بدون ادب و تواضع، ارزشی ندارد. کسی که پیش از آنکه ادب بیاموزد، خود را برای اظهار نظر و پیشی گرفتن بر اهل فضل آماده کند، غالباً از خیر فراوان محروم میشود.
🌱 پس بیایید خود را با صالحان این امت مقایسه کنیم و از اخلاق آنان درس بگیریم.
پیش از آنکه سخنی بر زبان آوریم، نخست آن را در ذهن خود بسنجیم؛ آیا حق است؟ آیا سودی در آن هست؟ آیا گفتنش لازم است؟ سپس اگر خیر و مصلحتی در آن بود، آن را بر زبان جاری کنیم.
زیرا خداوند متعال فرموده است
:
﴿مَا يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ
﴾
✍️ : «هیچ سخنی بر زبان نمیآورد، مگر آنکه نزد او فرشتهای مراقب و آماده برای ثبت آن است.»
📖 سوره ق، آیه ۱۸
🤲 بیایید اخلاص و صداقت را تنها برای رضای پروردگار قرار دهیم. اگر سخن ما از روی اخلاص، علم، ادب و خیرخواهی باشد، خداوند نیز به آن برکت و اثر خواهد بخشید.
🌸 از خداوند متعال میخواهیم که همه ما را به اخلاق نیکو، ادب با اهل علم، سخن خیر و اخلاص در گفتار و کردار موفق بدارد.
475
قال ابن عباس رضي الله عنه:
«نصح قومه في حياته بقوله: ﴿يا قوم اتبعوا المرسلين﴾ [يس: 20]،
وبعد مماته في قوله: ﴿يا ليت قومي يعلمون * بما غفر لي ربي وجعلني من المكرمين﴾ [يس: 26-27].»
📖 *تفسير ابن كثير* (6/572).
ابن عباس رضی الله عنه فرمود:
**آن مرد مؤمن، در زمان زندگیاش خیرخواه قوم خود بود و به آنان گفت : 🔻
﴿ای قوم من! از پیامبران پیروی کنید.﴾ (یس: ۲۰)
و پس از آنکه او را کشتند نیز خیرخواه آنان ماند و آرزو کرد:
﴿ای کاش قوم من میدانستند که پروردگارم چگونه مرا آمرزید و در زمره گرامیداشتگان قرار داد.﴾ (یس: ۲۶-۲۷)
یعنی حتی پس از شهادتش نیز آرزو داشت قومش حقیقت را بشناسند، ایمان بیاورند و به همان آمرزش و کرامتی که خداوند به او عطا کرده بود، دست یابند.
این، نمونهای از نهایت دلسوزی و خیرخواهی مؤمنان برای هدایت مردم است؛ تا آنجا که حتی پس از کشته شدن نیز برای هدایت دشمنان خود آرزوی خیر میکنند.📥🔚
#تلاوة جميلة : ✨هیثم الدخین ✨
https://t.me/azzekra
475
❇️ ۱. تحریم ظلم از دو جهت در سخن الله متعال:🔻
«يا عبادي، إني حرمت الظلم على نفسي، وجعلته بينكم محرماً، فلا تظالموا.»
«ای بندگان من! همانا ظلم را بر خود حرام کردهام و آن را میان شما نیز حرام قرار دادهام؛ پس به یکدیگر ستم نکنید.»
دو دلیل بر حرمت ظلم وجود دارد:
🔹 اول: الله متعال ظلم را بر خود حرام کرده است؛ با آنکه قدرت و فرمانروایی او کامل و مطلق است. پس وقتی ظلم بر او ـ با وجود کمال قدرتش ـ حرام باشد، بدون تردید بر بندگانش حرامتر است.
🔹 دوم: الله متعال خود حکم کرده که ظلم حرام است و بندگان را از آن نهی فرموده است.
✨ ۲- حدیث در سه بخش تقسیم میشود :
🔹 بخش اول: بیان فقر و نیاز بندگان و راه برطرف شدن آن
این بخش شامل چهار جمله است:
«همهٔ شما گمراهید مگر آنکه من هدایتش کنم؛ پس از من هدایت بخواهید تا هدایتتان کنم.»
«همهٔ شما گرسنهاید مگر آنکه من روزیاش دهم؛ پس از من روزی بخواهید تا روزیتان دهم.»
«همهٔ شما برهنهاید مگر آنکه من لباسش دهم؛ پس از من پوشش بخواهید تا شما را بپوشانم.»
«شما شب و روز گناه میکنید و من همهٔ گناهان را میآمرزم؛ پس از من آمرزش بخواهید تا شما را بیامرزم.»
✍️ بنابراین:
گمراهی با طلب هدایت از الله برطرف میشود.
گرسنگی با درخواست روزی از الله.
برهنگی با درخواست پوشش از الله.
گناه با استغفار از الله.
🔹 بخش دوم: بیان بینیازی مطلق الله
این بخش نیز چهار جمله را در بر میگیرد:
شما هرگز نمیتوانید به من زیانی برسانید و هرگز نمیتوانید سودی به من برسانید.
اگر همهٔ انسانها و جنها، از اولین تا آخرین، پرهیزکارترین فرد باشند، چیزی بر فرمانروایی من افزوده نمیشود.
و اگر همگی فاجرترین فرد باشند، چیزی از فرمانروایی من کاسته نمیشود.
و اگر همهٔ شما از من درخواست کنید و به هر یک خواستهاش را عطا کنم، از ملک من چیزی کاسته نمیشود؛ مگر به اندازهای که سوزنی پس از فرو رفتن در دریا از آب آن کم میکند.
🔹 بخش سوم: بیان عدالت الله در روز قیامت
«يا عبادي، إنما هي أعمالكم أحصيها لكم ثم أوفيكم إياها، فمن وجد خيراً فليحمد الله، ومن وجد غير ذلك فلا يلومن إلا نفسه.»
«ای بندگان من! اینها تنها اعمال شماست که برایتان ثبت میکنم، سپس پاداش آن را به طور کامل به شما میدهم. پس هر کس خیری یافت، الله را سپاس گوید؛ و هر کس جز آن یافت، جز خود را سرزنش نکند.»
این جمله دو معنای صحیح دارد:
◾ معنای اول: این جمله بر ظاهر خود حمل میشود؛ یعنی هر کس خیر دید، واقعاً الله را حمد کند، و هر کس نتیجهٔ بد اعمالش را دید، خودش را ملامت کند.
◾ معنای دوم: این جمله به صورت امر آمده، اما مقصود از آن خبر دادن است؛ یعنی در قیامت، اهل بهشت الله را حمد خواهند کرد و اهل عذاب، تنها خود را سرزنش خواهند نمود. ⚖ ⚖
475
📖 أطفئ ذاك النور، وأشغل بقية الأنوار🕯💡
«آن چراغ را خاموش کن و چراغهای دیگر را روشن ساز.»
⚠️از ناسپاسی نسبت به نعمتهای الله متعال این است که انسان همواره ارزش نعمتهایی را که در اختیار دارد، فراموش کند؛ نعمتهایی که بسیاری از مردم از آنها محروماند، مانند:
🌿 هدایت به اسلام و سنت، 🌿 سلامتی و عافیت، 🌿 خانه و سرپناه مناسب، 🌿 و نعمت امنیت.
💢 ناسپاسی انسان زمانی بیشتر میشود که پیوسته به چیزی بیندیشد که آرزوی رسیدن به آن را دارد، اما برایش مقدر نشده است؛ در نتیجه، همواره اندوهگین، دلگیر و حسرتزده باقی میماند.
🔹 مثال چنین کسی، مانند فردی است که در شبی تاریک وارد باغی بسیار زیبا میشود؛ باغی که در هر گوشهاش منظرهای چشمنواز و دلانگیز وجود دارد، اما همه چراغها خاموشاند.
او تنها یک چراغ را روشن میکند، و آن چراغ بر منظرهای زشت و ناخوشایند میتابد. سپس تمام توجه خود را به همان صحنهی نازیبا معطوف میکند، از آن شکایت میکند و گمان میبرد که تمام باغ همینگونه است. اگر بعداً از او درباره آن باغ بپرسند، آن را بد میشمارد و تنها همان چیزی را که دیده، بازگو میکند.
حال آنکه اگر خردمند بود، آن چراغ را خاموش میکرد و چراغهای دیگر را روشن میساخت تا زیباییهای فراوان باغ را ببیند و از آنها لذت ببرد.🔺
🔳 حال برخی از مردم نیز همینگونه است.
الله متعال نعمتهای فراوان و بزرگی به آنان عطا کرده است، اما چشم دل و حتی چشم ظاهر خود را بر آن نعمتها بستهاند و جز به نعمتی که از آن محروم شدهاند نمیاندیشند؛ در حالی که بسیاری از آن محرومیتها مربوط به رفاه و تجمل است، نه نیازهای ضروری زندگی.
از همین رو، چنین انسانی را میبینی که همواره بدخلق، گرفتهدل و تنگسینه است.
🛜 و از جمله کیفرهای الله برای کسی که شکرگزار نعمتهایش نباشد، این است که شادی، لذت و بهرهمندی از همان نعمتهایی را که به او داده، از دلش میگیرد و او را گرفتار حسرت بر چیزهایی میکند که به آنها نرسیده است؛ در حالی که چهبسا اگر آن خواستهها به او داده میشد، برای دین یا دنیایش مایهی زیان و تباهی بود.
﴿وَكَانَ الْإِنسَانُ ظَلُومًا جَهُولًا﴾❕❕
«و انسان، بسیار ستمگر و نادان است.» [الأحزاب: ۷۲] 🌿
