وڵاتەڪـــەم خـــامـــسان
Відкрити в Telegram
ارتباط با ادمین جهت ارسال مطالب 👇👇👇👇👇👇 @wisani99 @Av3297 @khosrow_moradii @ghobadmorady @shams_m1350 لینک👇👇👇👇 @khamsann پیچ اینستاگرام👇 https://www.instagram.com/p/CfyYJbZrzL6/?igshid=YmMyMTA2M2Y=
Показати більше3 003
Підписники
-724 години
-1037 днів
-19930 день
Архів дописів
🌐داستان شاهان و شیّادان و شبانان/چند نکته درباره شبان نامیدن کردان
✍ اسماعیل شمس
🔸شاید همه داستان موسی و شبان مولوی را شنیدهاید و میدانید که حضرت موسی(ع) پیش از پیامبری شبان حضرت شعیب(ع) بود. براساس آیات ۲۲-۳۲ سوره قصص و ۹-۳۹ سوره طه، موسی پس از آنکه راهی مدین شد و سر راه در آبدادن گوسفندان به دو دختر شعیب کمک کرد به خانه شعیب راه یافت و شعیب از او تعهد گرفت که در قبال ٨ تا ۱۰ سال شبانی یکی از دخترانش را به ازدواج او درآورد و پس از پایان ده سال، عصا به دست و در حال شبانی به پیامبری منصوب شد. وقتی خدا از او پرسید این چوب در دست راستت چیست؟ پاسخ داد: "قَالَ هِيَ عَصَايَ أَتَوَكَّأُ عَلَيْهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَىٰ غَنَمِي وَلِيَ فِيهَا مَآرِبُ أُخْرَىٰ" ترجمه:گفت: این عصای من است، بر آن تکیه می زنم، و با آن برگ درختان را برای گوسفندانم فرو می ریزم و مرا در آن نیازهای دیگری هم هست. در منابع حدیثی شیعه و سنی از جمله در صحیح بخاری، باب "رعي الغنم على قراريط" (باب چوپانی گوسفندان در برابر قیراطها) از قول پیامبر اسلام(ص) آمده است: «مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِيًّا إِلَّا رَعَى الْغَنَمَ» فَقَالَ أَصْحَابُهُ: وَأَنْتَ؟ فَقَالَ: «نَعَمْ كُنْتُ أَرْعَاهَا عَلَى قَرَارِيطَ لِأَهْلِ مَكَّةَ». ترجمه: «خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نکرد، مگر آنکه گوسفندچرانی کرد.» اصحاب پرسیدند: «و شما هم؟» فرمود: «بله، من هم در برابر چند قیراط (سکهای به شکل تمر هندی و واحد وزن) برای اهل مکه چوپانی میکردم.»
🔸حضرت موسی پس از مبعوث شدن به پیامبری و کسب همزمان فضیلت و قدرت و معرفت و ورود به شهر و مدنیت، مورد آزمایش و امتحان الهی قرار گرفت. مولوی در این باره میگوید:
دید موسی یک شبانی را به راه
کو همیگفت ای گزیننده اله
تو کجایی تا شوم من چاکرت
چارقت دوزم کنم شانه سرت
جامهات شویم شپشهاات کُشم
شیر پیشت آورم ای محتشم
دستکت بوسم بمالم پایکت
وقت خواب آید بروبم جایکت
ای فدای تو همه بزهای من
ای بیادت هیهی و هیهای من
این نمط بیهوده میگفت آن شبان
گفت موسی با کی است این ای فلان
گفت با آنکس که ما را آفرید
این زمین و چرخ ازو آمد پدید.
وقتی موسی فهمید که شبان در حال گفتگو با خداست و او را اینگونه وصف میکند، خطاب به او گفت:
...گفت موسی های بس مُدبِر شدی
خود مسلمان ناشده کافر شدی
این چه ژاژست این چه کفرست و فُشار
پنبهای اندر دهان خود فشار
شبان جواب داد :
گفت ای موسی دهانم دوختی
وز پشیمانی تو جانم سوختی
جامه را بدرید و آهی کرد تفت
سر نهاد اندر بیابانی و رفت...
خداوند پس از مشاهده ناراحتی چوپان و سرنهادن او به بیابان، حضرت موسی را سرزنش کرد و شبان را بنده راستین خود خواند و از موسی خواست دل شبان را به دست آورد و از او عذرخواهی کند:
وحی آمد سوی موسی از خدا
بندهٔ ما را ز ما کردی جدا
تو برای وصل کردن آمدی
یا برای فَصل کردن آمدی؟
هر کسی را سیرتی بنهادهام
هر کسی را اصطلاحی دادهام
هندوان را اصطلاحِ هند مدح
سندیان را اصطلاحِ سِند مدح...
در بیابان در پی چوپان دوید..
عاقبت دریافت او را و بدید
گفت مژده ده که دستوری رسید
هیچ آدابی و ترتیبی مجو
هرچه میخواهد دل تنگت بگو
کفر تو دین است و دینت نور جان
آمنی و ز تو جهانی در امان
🔸آن روشنفکران دینی مولوی خوان و آن نئولیبرالهای ایرانشهری و فلسفهدان که پیرانهسر همدیگر را شیاد خطاب میکردند و میکنند و نیز آن دوستان پانترکی که همیشه نفرتپراکنیهایشان درباره کرد با یک آیه و حدیث شروع میشود، ای کاش فقط یکبار این مطالب را میخواندند. در فایل پیوست نقد مستند نگارنده بر سخنان عبدالکریم سروش درباره شبان و هیچندان خواندن کردان آمده است و عزیزان عضو کانال را به خواندن آن دعوت میکنم. این یادداشت را هم نوشتم تا به دوستان کرد که گاه از شبان نامیدن کردان شرمگین و خشمگین میشوند، بگویم: به این صفت افتخار کنید که خدا شبان را کسی معرفی میکند که کفر او عین دین پیامبرش است و از عذاب هم در امان است، زیرا جهان را برای بندگان خدا ناامن و ناآرام نکرده و همچون طغرل و چنگیز و تیمور و اسکندر و دیگر پادشاهان عالم خون خلق را نریخته و خاک آنان را به زور نگرفته و رشته انسانیت را از هم نگسیخته است. آنان که باید امروز در برابر انصاف و انسانیت عرق شرم بریزند، کسانیاند که خود را نوادگان آن شاهان خونریز میدانند و به وجود آنها افتخار میکنند. اگر روزی در این جهان محکمهای منصفانه برگزار شود طبق قوانین اسلام روشنفکرانه و حتی حقوق بشر غربی و مدنی نولیبرالانه چنان شاهانی باید به جرم نسلکشی و صدها جرم دیگر محاکمه شوند، نه اینکه در جهان جدید به عنوان الگوی جوانان معرفی شوند و آنان که نوای زندگی را نواختهاند، آماج تهمت و توهین قرار گیرند.
@kurdistanname
گورانی زور خوش
لای لای دلم لای له باخی سینه
ئارام بنیشه شادی بوینه
@khamsann
بچههای فامیل وقتی میان خونمون.
نیروهای دلتافورس ایران
استعداد خالص تکاور شدن
ماشاالله دخترِ چه زوری داره
@khamsann
🚨 در مسیر اربعین هوشیار باشیم...
💠کلاهبرداری اسکیمرچیست و چگونه از آن در امان بمانیم؟
📣 سارقان با نصب دستگاههای مخفی (اسکیمر) روی کارتخوانها، اطلاعات کارت بانکی شما را کپی و حساب شما را خالی میکنند.
📍برای حفاظت از حساب بانکی خود:
✅ از کارتخوانهای سالم و بدون علامت و یا دستکاری شده استفاده کنید.
✅ پس از هرخرید خودتان، کارت را در دستگاه پوز بکشید و رمز را وارد کنید همچنین، رسید را بررسی و نگهداری کنید.
✅ در صورت مشاهده هرگونه مورد مشکوک، فوراً رمز کارت خود را با دستگاه عابر بانک و یا همراه بانک تغییر دهید و به پلیس یا مسئولین موکب اطلاع دهید.
🔰 هوشیاری امروز، امنیت مالی فردا
#پلیس_فتا
#کلیک_امن
#اسکیمر
مامۆستا ناسر رەزازی
منیش هێلانەکەم لی کراوە خاپۆر لەیلم لەی💔💔💔
@khamsann
🔴چرا انسانها به خرافه رو میآورند؟
✍️مصطفی ملکیان
🔹معنای خرافه، در نگاه رواقیان، این است که وقتی برای امری علت طبیعیای وجود دارد، به این علت طبیعی بیاعتنا باشیم و یک علت غیرطبیعی را در نظر بگیریم.
مثلاً: من از بس که با همسرم بدرفتاری کرده بودم، یک سال بعد از ازدواجم طلاق گرفتیم.
🔹خب، علت طبیعی چیست؟ اینکه بدرفتار بودهای؛ نه گفتارت، نه کردارت، نه زبان بدنت، نه خرج کردنت، نه دخل درآوردنت درست بوده است؛ خب، طلاق گرفتی. این را به آن یک علت طبیعی میگویند.
🔹اما اگر گفتی: «آن شبی که ما میخواستیم ازدواج کنیم، قمر در عقرب بود و این عاملی بود که ما طلاق گرفتیم»، میشود خرافه.
و اینجا باید به علت طبیعی توجه کنیم، نه به علتهای غیرطبیعی (خرافه).
و ما معمولاً به خرافه و علتهای غیرطبیعی رو میآوریم، چون:
۱. مقصر بودن خودمان را مخفی میکنیم.
میگوید: «چیکار کنم آقا، دست من که نبود، قمر در عقرب بود!» دیگر نمیگویم که من چه رفتاری کردم، چون مقصر واقع میشوم.
یا مثلاً میگوید: «جارو را در حیاط خانه وارونه گذاشته بودم و این عاملی بود که پسرم و عروسم با هم دعوایشان شده بود!»
چون ما نمیخواهیم ببینیم علت اصلی اینکه پسر و عروسمان مشکل دارند چیست و به خاطر فرار از این مسئولیت و مقصر بودن، به خرافه رو میآوریم.
۲. در پی جبران برنمیآییم.
چون هر وقت به علل طبیعی استناد شود، باید در پی جبران برآییم؛ اما برای اینکه جبران نکنیم و از مسئولیت اشتباهها فرار کنیم، به علل غیرطبیعی (خرافه) رو میآوریم.
➖سخنرانی مصطفی ملکیان با عنوان: معرفی کتاب «کارِ سبکباران»؛ بیان ۵۳ آموزهٔ اپیکتتوس رواقی
@khamsann
الله اکبر، عشق و محبت بینظیر مادر را ببینید!!
جنگل آتش گرفته و مادر برای در امان ماندن فرزندش خودش را دور فرزندش پیچیده تا او از آتش در امان بماند. تا اینکه آتش نشانها میرسند...
@khamsann
🌾❤️🌾
در پـناهِ لطــف حـق باید گریخت
کاو هزاران لطف بر ارواح ریخت
تا پناهی یابی آن گه چون پناه
آب و آتش، مَر تو را گردد سپاه
#مثنوی_مولانا
📘در ناامیدی ها بسوی خدا بگریز و هر چه غیر او را واگذار و پناهنده به آستان حق شو که در حمایت و عنایت پروردگار و در پناه لطفش آب نیل مایهٔ نجات و آتش نمرود گلستان خواهد شد.
@khamsann
🌾❤️🌾
🔴 ❤️ پدرها بی صدا پیر میشوند
وقتی وارد آشپزخانه خانه پدرم شدم،
او را دیدم؛
مردی هشتاد و هفت ساله با دستهایی لرزان که قوطی کنسرو را در دست گرفته بود و همانطور سرد و بدون گرم کردن،
آرامآرام از داخل آن غذا میخورد.
بعدها فهمیدم از یک چیز بیشتر از هر چیزی میترسیده؛
اینکه اگر از من کمک بخواهد،
او را به خانه سالمندان بفرستم.
بیاختیار قوطی فلزی سرد را از دستش گرفتم و گفتم:
بابا، چرا حداقل داخل قابلمه گرمش نکردی..؟
لحنم تندتر از چیزی بود که قصدش را داشتم. خسته بودم اما او حتی سرش را بالا نیاورد.
بعد از چند لحظه، خیلی آرام گفت: دیگر کار با دکمهها گاز را بلد نیستم، گیج میشوم.
همان یک جمله کافی بود تا چیزی در دلم فرو بریزد.
ماهها بود که به بهانه مشغله کاری،
گرفتاری زندگی و هزار دلیل دیگر،
دیدنش را عقب میانداختم.
اما حقیقت چیز دیگری بود.
دیدن مردی که همیشه تکیهگاهم بود و حالا آرامآرام توانش را از دست میداد،
برایم دردناکتر از آن بود که بتوانم با آن روبهرو شوم.
تماسهای تلفنی کوتاه ما در حد سلام و علیک و توصیه های پزشکی و سلامتی اش است
با خودم فکر میکردم که به فکرش هستم،
اما حالا میفهمیدم بیشتر از او،
داشتم خودم را از احساس گناه نجات میدادم.
صندلی را جلو کشیدم و روبهرویش نشستم.
خانه سرد بود.
بخاری روی کمترین درجه تنظیم شده بود تا قبض گاز کمتر شود.
او هم انگار از آخرین باری که دیده بودمش کوچکتر شده بود.
بعد با صدایی لرزان گفت: ببخش پسرم…
نخواستم مزاحم زندگیت بشوم.
میدانم گرفتار هستی.
بعد دستش را روی میز گذاشت و آهسته ادامه داد:
فقط نمیخواهم از خانهام بروم.
نگاهش به سمت پذیرایی رفت.
تمام دنیایش ،خاطراتش همین منزل بود.
چند لحظه سکوت کرد و بعد گفت: اگر بگویم به کمک احتیاج دارم،
حتماً مرا از این خانه میبری.
و اگر از اینجا بروم…
دیگر هیچ چیز برایم باقی نمیماند.
همینجا فقط منتظر ماندهام.
حرفش مثل پتکی بر سرم فرود آمد.
ناگهان فهمیدم مدتی طولانی او را نه به چشم پدر،
بلکه مثل یک مشکل نگاه کرده بودم؛
مشکلی که باید هرچه زودتر برایش راهحلی پیدا میکردم.
فراموش کرده بودم همین مرد سالهای جوانیاش را با سختترین کارها گذرانده تا من آینده بهتری داشته باشم.
تمام غرورش حالا در همین استقلال کوچک باقی مانده بود.
هیچ بحثی نکردم.
فقط بلند شدم،
سوپ را داخل قابلمه ریختم و روی شعله گذاشتم. و با هم غذا خوردیم
بعد از مدتی طولانی،
به پنجره بخارگرفته خیره شد و جملهای گفت که هنوز هم در ذهنم زنده است.
هرچه آدم پیرتر میشود، خواستههایش کمتر میشود.
دیگر دنبال چیزهای بزرگ نیست.
فقط میخواهد احساس کند هنوز برای کسی مهم است.
فقط دلش آدمهای خودش را میخواهد.
آن لحظه تازه فهمیدم چقدر اشتباه کرده بودم.
او با من مخالفت نمیکرد.
داشت به آخرین تکههای زندگیاش چنگ میزد.
بیش از هر چیز به پسرش احتیاج داشت.
کسی که بیسروصدا نامهها و قبضهایش را مرتب کند.
کنارش بنشیند.
چای بخورد.
حرف بزند.
و نگذارد سکوت خانه، بوی تنهایی بگیرد.
وقتی جوان هستیم،
فکر میکنیم عشق یعنی حل کردن همه مشکلات.
اما وقتی پدر و مادرمان پیر میشوند،
میفهمیم عشق یعنی کنارشان بودن.
حتی وقتی هیچ کاری از دستمان برنمیآید.
همان روز، تمام فکرهای فرستادنش به خانه سالمندان را کنار گذاشتم.
از آن زمان، هر جمعه به دیدنش میروم.
بیهیچ بهانهای.
گاهی خرید خانه را انجام میدهم.
گاهی نوههایش را همراه خودم میبرم تا با سر و صدا و خنده، سکوت خانه را بشکنند.
اما بیشتر وقتها فقط کنار هم روی همان مبلهای قدیمی مینشینیم،
از خاطرات قدیم میگوید،
از سختیهایی که هیچوقت به زبان نیاورده بود و از آرزوهایی که همه را خرج آینده من کرده بود.
آن وقت است که بیشتر از همیشه میفهمم پدرها چقدر بیصدا پیر میشوند.
خوب میدانم روزی خواهد رسید که آن صندلی برای همیشه خالی بماند.😔
و آن روز، هیچ خانه بزرگتر،
هیچ حساب بانکی پرتر و هیچ موفقیت شغلی،
حتی یک ساعت از دسترفته کنار پدری را که همه زندگیاش را برای من گذاشت،
به من برنخواهد گرداند.
اگر پدر و مادرتان هنوز در کنارتان هستند،
آنها را به چشم یک مسئولیت یا باری بر دوش خود نبینید.
بیشتر از پول، نصیحت یا راهحل،
به حضور شما احتیاج دارند.
گاهی تنها چیزی که دل یک پدر یا مادر سالخورده را آرام میکند،
این است که فرزندش در را باز کند،
وارد خانه شود و بگوید:
سلام بابا… سلام مامان…
امروز فقط دلم خواست چند ساعتی کنارتان باشم.
👈قدر این لحظهها را تا هستند بدانید .♥️
@khamsann
🚨 گوشیت گم شد؟ شاید هنوز برای پیدا کردنش دیر نشده!
بیشتر کاربران زمانی به فکر فعال کردن Find My Mobile میافتند که دیگر گوشیشان گم شده است؛ اما واقعیت این است که این قابلیت باید قبل از هر اتفاقی فعال شده باشد.
با فعال کردن Find My Mobile میتوانید:
📍 موقعیت دقیق گوشی را روی نقشه مشاهده کنید.
🔒 گوشی را از راه دور قفل کنید.
🔔 حتی اگر روی حالت سکوت باشد، آن را به صدا درآورید.
🗑️ در صورت نیاز، اطلاعات شخصی خود را از راه دور پاک کنید.
⚠️ همین حالا چند دقیقه زمان بگذارید و این قابلیت را فعال کنید؛ شاید روزی همین چند دقیقه از اطلاعات شخصی، عکسها و حسابهای بانکی شما محافظت کند.
📲 این آموزش را برای خانواده و دوستانتان هم ارسال کنید؛ شاید روزی نجاتبخش اطلاعات آنها باشد.
#FindMyMobile #گوشی_گمشده #امنیت_دیجیتال #کلیک_امن #آموزش_کاربردی #امنیت_سایبری #پلیس_فتا #حریم_خصوصی #آموزش_موبایل #سامسونگ #پیشگیری_بهتر_از_درمان #آگاهی_سایبری #ردیابی_گوشی #امنیت_اطلاعات
شاید براتون سوال باشه درآمد بلاگر های ایرانی اینستاگرام چقدره که انقدر میرن سمت اینکار؟!
گرونترین بلاگر ایران؛ فقط بابت یه دونه استوری تبلیغاتی ۱ میلیارد تومن و بابت تبلیغات حضوری ۲۰میلیارد تومن میگیره.
این در حالیه که «جورجینا» پارتنر کریستیانو رونالدو که یکی از معروفترین اشخاصه جهانه؛ بابت استوری ۲ میلیارد تومن و تبلیغ حضوری ۳۶ میلیارد تومن میگیره.
@khamsann
🔴کشاورز قروهای با تولید بیش از ۱۳ تن گندم آبی در هکتار رکورد زد
🔺 رئیس سازمان جهاد کشاورزی کردستان از ثبت رکورد تولید ۱۳ تن و ۲۷۰ کیلوگرم گندم آبی در هکتار توسط یک کشاورز قروهای خبر داد.
🔹 سعدی نقشبندی اظهار کرد: خدامراد خالدیان، کشاورز شهرستان قروه، موفق به ثبت عملکرد ۱۳ تن و ۲۷۰ کیلوگرم گندم آبی در هر هکتار شده است.
🔹وی این رکورد را حاصل تعامل و همکاری میان کشاورزان، کارشناسان و مجموعه مدیریت بخش کشاورزی دانست و افزود: دستیابی به چنین عملکردی نشان میدهد با اجرای دقیق توصیههای فنی، استفاده از بذرهای اصلاحشده، تغذیه متعادل گیاه و مدیریت علمی مزرعه میتوان ظرفیت تولید را به میزان قابل توجهی افزایش داد.
▫️عکس با هوش مصنوعی ساخته شده است
@khamsann
هیچوقت فکرشو نمیکردم از پوست تخم مرغ یه همچین استفاده هایی بکنن👌
@khamsann
💢 توی شطرنج یه اصطلاحی هست که میگه
《حرکت بعدیت از اشتباه قبلیت مهم تره ‼️
توی رابطه عاطفی هم همینه، مرتکب اشتباهی شدی، مهم نیس، حالا ببین بعدش باید چکار بکنی، این مهمه...
مثلا اگه حرفی زدی که شریک عاطفیت ناراحت شده، به جای این که روی اشتباهت حساس بشی و خودتو سرزنش کنی، به فکر این باش که چکار باید بکنی تا اشتباهت جبران بشه.
@khamsann
استاد ناصر سبحانی
خداوند متعال به لطف و رحمت خود در دعوت انسان به سوی بندگی خود ابتدا او را از خواب غفلت بیدار می کند و او را چنین خطاب قرار می دهد که: ای انسان! چنین تصور مکن که وضعیت موجود و این زندگی دنیایی که به آن عادت کرده ای تا ابد این گونه خواهد بود و تغییر و تحولی نخواهد یافت. ای انسان! این را بدان که ناگهان تغییری روی می دهد که تاما این جهان را بر هم می زند.
لازم به ذکر است که انسان طبیعتا وقتی با چیزی خوگرفت چنان تصور میکند که هرگز از آن جدا نمی شود و آن چیز هرگز از بین نمی رود. انسانی که به دنیا و مال و ثروت و نعمت و امکاناتش دل خوش میکند و به آنها خو گرفته است کم کم فراموش می کند که روزی خواهد آمد و هرآنچه دارد تمام می شود و از بین می رود.
این جاست که باید از خواب غفلت بیدار شود و به خود بیاید که چنین تصوری درست نیست. این وضعیت و زندگی روزی از بین می رود. این جهان روزی تغییر خواهد کرد.
وضعیت دیگر و جهانی دیگر به وجود خواهد آمد که هیچ شباهتی با این دنیا ندارد.
در همین راستا بسیاری از آیات قرآن به این تغییر و دگرگونی اشاره می کنند و از به وجود آمدن وضعیت دیگری خبر می دهند، وضعیتی که در آن انسان بعد از مردن دوباره زنده می شود و در دادگاه و محکمه خدا حاضر میشود تا محاکمه شود.
برای نمونه در سوره "تکاثر" کسانی را خطاب قرار می دهد که از قیامت و انجام وظیفه و مسئولیت خود غافل هستند و به امکانات و نعمت های دنیایی به عنوان هدف نگاه می کنند و از یاد برده اند که این نعمت ها وسیله ای هستند برای شناخت الله و راه او و انتخاب آن، و این را فراموش کرده اند که روزی خواهد آمد که درآن به دادگاه الله احضار می شوند و از آنها این گونه سئوال خواهد شد که: «از امکانات و نعمت های خداوند چگونه استفاده کردید؟» آنها را این چنین خطاب قرار میدهند که:
*( ألهکم التّکاثر . حتّی زرتم المقابر)*(1-2)
ای انسان های غافل! ای آنان که چنان سرگرم و مشغول به دست آوردن مقام و موقعیت دنیایی شده اید و در این راه باهم مسابقه می دهید که مسئولیت و وظیفه خود را فراموش کرده اید. آیا نمی دانید و فراموش کرده اید که هرکس امکانات و نعمت بیشتری داشته باشد مسئولیتش نیز بیشتر خواهد بود؟! دنبال کردن مقام و موقعیت و ثروت شما را چنان به خد سرگرم کرده است که از مسئولیتی که دارید و سرآنجامی که منتظرتان است غافل شده اید و هم چنان در این حالت هستید تا این که مرگ شما را دریابد. شما به خود نمی آیید و از غفلت بیدار نمی شوید تا زمانی که گورهایتان را دیدار کنید ( زمان مزگتان فرا رسد و آنگاه که در جایگاه ابدی قرار بگیرید).
ای انسان های غافل! ای آنان که همّ و غمتان کسب مال و ثروت بیشتر و دست یافتن به مقام و موقعیت بالاتر است! چرا مسئولیت و وظیفه خود را فراموش کرده اید و زندگی را این گونه سپری می کنید و تا زمانی که در جایگاه ابدی قرار بگیرید به خود نمی آیید؟!
ای انسان های غافل!
*( کلا سوف تعلمون ثمّ کلا سوف تعلمون)*(3-4)
خداوند با این خطاب آنان را سرزنش و توبیخ می کند و می فرماید: نه،نه، این کار را نکنید. بس است، این کار را نکنید.غفلت بس است. خود را به کسب مال مشغول نکنید و تلاش و فعالیتتان مسابقع در کسب مال و موقعیت بیشتر نباشد زیرا طولی نخواهد کشید که به واقعیت پی خواهید برد و خواهید فهمید که چه خبر است و چه روی خواهد داد.
*( کلا)* نه،نه، از خواب غفلت بیدار شوید و دست از این مسابقه بکشید:
*(لو تعلمون علم الیقین)*(5) اگر می دانستید و اگر بدانید چه سرانجامی در پیش دارید هرگز این کار را نمی کردید. چرا غافلید؟ چرا در این فکر نیستید که روزی خواهد آمد و از شما در مورد اعمالتان سئوال خواهد شد؟! چرا به خود نمی آیید و همیشه در فکر جمع آوری مال دنیایی هستید؟! این را بدانید که:
*(لترونّ الجحیم)*(6) قسم به خدا آن آتش سوزنده ی شعله ور را خواهید دید.
ابتدا از دور آن را می بینید و بعد:
*(ثمّ لترونّها عین الیقین)*(7) به آن نزدیک می شوید و به گونه ای آن را مشاهده می کنید که جای هیچ شک و تردیدی نمی ماند. با چشم یقین آن را می بینید و به وضوح می فهمید که آن آتش، آتش جهنم است و برای افرادی همچون شما آماده شده است و راه نجات و چاره ای نیست. این را بدانید که در آن روز در باره همه نعمتهایی که به مشا بخشیده شده مورد سئوال قرار خواهید گرفت:
*( ثمّ لتسئلنّ یومئذ عن النّعیم)*(8) در چنین روزی از آن همه نعمت و امکانات که در اختیارتان قرار داده شده سئوال خواهد شد. از شما پرسیده می شود : چگونه از آن نعمتها استفاده کردید؟
@khamsann
✅اینترنت استارلینک از روز گذشته تو کشور عراق فعال شده .
قیمتها هم جالب است (با دلار ۱۹۳۰۰۰ تومانی).
۹ میلیون برای سرعت ۱۰۰ مگابیتی و دانلود نامحدود.
۱۵ میلیون برای سرعت ۴۰۰ مگابیتی و دانلود نامحدود.
میانگین درآمد ماهانه مردم عراق: حدود ۵۰۰ دلار
@khamsann
