یٰا مُحْیِیَ الْاَمْوٰاتْ
Відкрити в Telegram
“ما اصالت را به دنیا داده ایم و کار از همینجا خراب می شود” @Hosseinrek
Показати більше493
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
از سعید بن جُبَیر نقل است که یکی از دهقانهای فارس با امیر المؤمنین علی علیه السّلام روبرو شده و پس از اظهار احترام و تهنیت گفت:
ای امیر المؤمنین! اکثر ستارگان منحوسه در این وقت از مطلع خود طالع شده و ستارگان سَعد و خوشی زیر آنها رفتهاند، و در این چنین زمانی بر فرد حکیم لازم است که در گوشهای مخفی شود و از منزل بیرون نیاید؛خصوصا برای شما که امروز دو ستاره منقلب در طالعتان نمایان شده است. پس زنهار که به این میدان جنگ حاضر نشوی!!.
حضرت امیر علیه السّلام فرمود: وای بر تو ای دهقانی که خبر از آثار ستارگان میدهی و حذر از مقدّرات الهی مینمایی!
اینک ما را از قصّهی سرطان باخبر ساز و بگو که طالع اسد چند است؟
و از ساعات که در حرکات نجومند و از مسافت میان سَراری و ذَراری ما را مطّلع ساز!
گفت: ای امیر مؤمنان مرا چندان مهلت ده که نظر بر اصطرلاب نمایم. آنگاه دست به کیسهاش برده و اصطرلابی را خارج کرد و و بدان نگریست.
حضرت در آن اثنا تبسّمی کرده و فرمود: هیچ میدانی روز گذشته در اطراف دنیا چه چیز سانح و پیدا گشته؟ خانهای در چین خراب شد و چند برج از شهر ماچین فرو ریخت، و دیوار شهر «سرندیب» سقوط کرد، یکی از فرماندهان روم در ارمنیّه فرار کرد، و رهبر یهودیان در «اَیلَه» مفقود شد، و در «وادی نمل» مورچگان به هیجان آمدند و پادشاه افریقا وفات یافت، آیا از همه اینها آگاهی؟
گفت: نه، ای أمیر المؤمنین!.
حضرت فرمود: دیشب به هفتاد هزار عالَم خوشبختی –به جای نحوست- روی آورد و در هر عالَمی هفتاد هزار نفر به دنیا آمدند و امشب به تعداد آنها از دنیا خواهند رفت و این مرد از جملهی آنان است. آنگاه با دست مبارک اشاره به «سعد بن مسعده حارثی» ملعون که جاسوس خوارج در لشکر آن حضرت بود نمود و آن ملعون از ترس اینکه مبادا آن حضرت دستور دستگیری را صادر کند در دم جان سپرد.
با دیدن این منظره دهقان به سجده افتاد.
حضرت امیر علیه السّلام به دهقان فرمود: آیا من تو را به آنچه عین توفیق بود ارشاد نکردم؟
عرض کرد: آری ای امیر المؤمنین! آنچه طریق ارشاد بود مرا بآن دلالت نمودی.
سپس حضرت فرمود ای فلان! ما صحابی حضرت رسالت مآب در اقوال و افعالیم؛ نه از اهل شرق و نه اهل غربیم بلکه ما از «ناشیهی قطب» و «اَعلام فُلک» حضرت ایزد تعالی و تبارکیم .
اما آنچه گفتی که از برجِ طالعِ ما آتشِ افروخته، ظاهر است باید که آن را حمل بر خوبی احوال ما نمائی نه آنکه آن را وَبالِ طالع دانی زیرا که نور و روشنایی از نزد ماست و سوزندگی و التهاب از ما به دور و مهجور است.
ای دهقان این مسأله ای ژرف و عمیق بود اگر مرد محاسبه ای ، آن را حساب نما!. [1]
[1] الاحتجاج، طبرسی، ترجمه جعفری، ج 1، ص: 528 [با اندکی تغییر در ترجمه]
الاحتجاج علی أهل اللجاج، ج1، ص: 239
#ویژه
#توکل
#توحید
@unityofcreature
ای خرگه عزای تو این طارم کبود
لبریز خون ز داغ تو پیمانه ی وجود
وی هر ستاره قطره ی خونی که علویان
در ماتم تو ریخته از دیدگان فرود
گریه است بر تو هر چه نوازنده را نواست
ناله است بی تو هر چه سراینده را سرود
تنها نه خاکیان به عزای تو اشکریز
ماتم سراست بهر تو از غیب تا شهود
از خون تشنگان تو صحرای ماریه
باغی و سنبلش همه گیسوی مشک سود
کی بر سنان تلاوت قران کند سری
بیدار ملک کهف تویی دیگران رقود
نَشِگِفت اگر برند تو را سجده سروران
ای داده سر به طاعت معبود در سجود
پایان سیر بندگی آمد سجود تو
برگیر سر که او همه خود شد وجود تو
#عاشورا
پس طبیبان از سلیمان زان گیا
عالم و دانا شدندی مقتدا
تا کُتُبهای طبیبی ساختند
جسم را از رنج میپرداختند
این نجوم و طب وحی انبیاست
عقل و حس را سوی بیسو ره کجاست
عقلِ جزئی عقل استخراج نیست
جز پذیرای فن و محتاج نیست
قابل تعلیم و فهمست این خرد
لیک صاحب وحی تعلیمش دهد
جمله حِرْفَتْها یقین از وحی بود
اول او لیک عقل آن ها را فزود
#مولانا
#توحید
#هندسه_عالم
@unityofcreature
《ظهور درونی》
...معرفت به نورانیّت زمانی برای انسان حاصل میشود که انسان به نورانیّت درون خودش برسد، الان خورشید که تابیده است در هر خانه ای یک نوری افتاده است، آن نورانیّت امام در درون همه ما است، اگر کسی بتواند از منطقه ظلمتش عبور بکند و به آنجا برسد به نور امام رسیده است، یعنی خودم را به نورانیّت ببینم، امام را به نورانیّت دیده ام، امام را به نورانیّت شناخته ام، این ظهور امام است در درون من، این ظهور خوب است، مردم دنبال ظهور بیرونی هستند، در ظهور بیرونی نان و آب ارزان میشود، فراوانی میشود، عدالت برقرار میشود، امّا اگر انسان به این نور برسد صاحب اسرار میشود، صاحب حکمت ها میشود، صاحب علوم وراثتی میشود، این ظهور در درون انسان اتفاق می افتد، ولو اینکه انسان جسم امام را نبیند...
#امام_زمان
فرق دیدار جسمانی با اتّصال نورانی
...من دقّت کرده ام خیلی از کسانی که دیدار جسمانی با امام "علیه السلام" داشته اند، چیزهایی که از امام گرفته اند یک سری مسائل ظاهری بوده است، مثلاً یک بزرگواری خیلی میرود مسجد سهله (چهل هفته) در آنجا که امام را ببیند و میبیند، بعد چیزهایی را که امام به او میفرماید این است که استخاره را اینطوری بگیر، در رکوع نماز این ذکر را بگو و... و یا حکایت هایی که خود شیخ عباس قمی در مفاتیح نوشته است، همان حکایت سیّد رشتی که با امام همراه میشود و سؤالاتی میپرسد که آقا فلان کس نماینده شما است یا نه؟ من یک مقدار پول بابت سهم امام به فلان کس داده ام قبول است یا نه؟ از اینطور سؤال ها و یا مثلاً در جای دیگری نقل میکند که امام به آن شخص میفرماید که زیارت جامعه بخوانید و... بیشتر رؤیت های جسمانی، نتیجه اش این بوده که امام یک سری مسائل ظاهری را به آنها گفته است، اما کسی هم است که در عمرش امام را ندیده است و امام حکمت های فراوان بر قلبش میریزد (این خوب است، این اتّصال نورانی خوب است) که انسان علوم وراثتی را از امام بگیرد...
#علامه_مروجی_سبزواری
@shams_sabzevari
#نکته
#توحید
☆غم فراق
بخشی از #تفسیر_مثنوی
#حجت_الحق_حضرت_شیخ_حمیدرضا_مروجی_سبزواری
🍃🥀🍃🥀🍃🥀
🆔 @erfan_m0
کامل این تفسیر را در
#تفسیر_مثنوی_معنوی_قسمت_سوم دنبال کنید.
امام باقر علیه السلام
مَا دَخَلَ قَلْبَ امْرِئٍ شَيْءٌ مِنَ الْكِبْرِ، إِلَّا نَقَصَ مِنْ عَقْلِهِ مِثْلَ مَا دَخَلَهُ مِنْ ذَلِكَ، قَلَّ ذَلِكَ أَوْ كَثُرَ.
در قلب هر که مقداری تکبر داخل شد به همان نسبت از عقلش کاسته میشود، چه زیاد باشد یا کم.
بحار الانوار، ج ۷۵، ص: ۱۸۶
#فتدبر
اکثرهم لایعقلون….
...میگویند انسان اشرف مخلوقات است، این اشرفیتش در چیست؟ میخواهید بگوئید انسان یک موجود آزاد است، البته این آزادی را هم میگویند آزادی که هر طور که میخواهی پول به دست بیاوری، هر طور دلت خواست لذت ببری، آزادی را این میدانند، این را حیوان هم...
...فقط شرافت در مکتب انبیاء معنا پیدا میکند... در منطق وقتی که میخواهند انسان را تعریف کنند میگویند حیوان ناطق، حیوان است یعنی حیات دارد، ناطق است یعنی حرف میزند و یا اینکه قدرت درک کلیات دارد... و یا به قول غربی ها میگویند انسان حیوان باهوش، انسان حیوان مخترع و از این طور حرفها، انبیاء آمدند یک چیز دیگر گفتند، گفتند انسان حی متأله است، انسان یک موجودی است که حی است و میتواند روح خودش را از این دنیا آزاد کند، از گرفتاریها تعلق به این دنیا آزاد کند و پرواز بدهد و به حقیقت مطلق عالم متصل کند، این کرامت انسان است، این را دیگر حیوان نمی تواند، حیوان در این مرحله نمی تواند، حیوان در همینجا مانده است، حیوان در عالم دنیا مانده است...
...غربی ها میگویند آزادی در دنیا، انبیاء میگویند آزادی از دنیا، خیلی فرق میکند...
برگرفته از جلسه ۱۳۹ #مثنوی
@shams_sabzevari
#فایل_صوتی_کوتاه
...نماز معراج است، یعنی وقتی که انسان وارد نماز میشود روح به عروج میرود، به معراج میرود، عروج میکند، صعود میکند به عالَم ملکوت میرود و معلوم است که همه علوم در آنجا است، وقتی روح به آنجا رفت عالِم به همه علوم میشود...
...اصل همه علوم در آن عالَم است، لذا اگر روح انسان بتواند به آن عالَم پرواز بکند، میتواند مشکلاتش را از آن عالم بگیرد، اینکه قرآن فرمود: سوره طلاق، برگرفته از آیات ۲و۳
و من یتق اللَّه یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لایحتسب
هر که تقوا پیشه کند خداوند او را از گرفتاریها خارجش میکند، راه خروج از گرفتاریها را نشانش میدهد و روزی اش میدهد از جایی که حساب نمیکند. ببینید نماز، تقوا... اینها چقدر تأثیر دارند در اینکه انسان از گرفتاری نجات پیدا بکند، انسان مشکلات علمی اش حل بشود، انسان روزی پیدا کند، میفرماید...
...کسی که تقوا پیشه کند خداوند راه خروج از گرفتاریها را نشانش میدهد، زندگی اش راحت میشود، اینکه انسان مطابق شریعت واجباتش را به جا بیاورد، محرماتش را ترک کند، از خیلی از لذت های حلال دوری کند، افراط نکند در این که حالا که حلال...
برگرفته از جلسه ۱۳۹ #مثنوی
@shams_sabzevari
#فایل_صوتی_کوتاه
دنیا قصه است
قاف به غین تبدیل شد و شد غصه
قصه ،نه غصه دارد و نه شادی
———
جز افسون و افسانه نبود جهان
که بستند چشم خشایارها
چه دارد جهان جز دل و مهر یار
به جز توده هایی ز پندار ها
#توحید
#روزی
.
آنچه بخوری برود
و آنچه بخورانی فراوان و پر برکت شود
امام علی علیه السلام
غرر ۹۶۳۴
#توکل
#روزی
مصاحبه با علامه مروجی سبزواری در موضوعات معنویت های نو پدید، ذهن، خیال، عرفان حلقه، مدیتیشن، علوم غریبه و موجودات غیر ارگانیک
@moravej_tohid
@HiHisalam
@shams_sabzevari
@Shams_e_Din
https://www.aparat.com/v/HOXi6?t=0
🟢 قرآن میفرماید به شما بر نخورَد ولی باز به ما بر میخورد!
⭕️ کانال رسمی «بنیاد شهید مطهری» در تلگرام، ایتا و سروش👇
t.me/motahari_ir
eitaa.com/motahari_ir
sapp.ir/motahari_ir
فلسفه آیا عالم را تغییر داده یا میدهد؟
فلسفه، عالم را تغییر نداده است و تغییر نمیدهد اما دیدِ عادت کرده معتاد شما را تغییر میدهد تا بتوانید «تغییرِ عالم» را متوجه شوید! نگاه شما را به عالم تغییر میدهد.
ممکن است بپرسید: تغییرِ نگاه به عالم چه فایدهای دارد؟ (پاسخ خواهم داد که:] اصلا «عالَم» جز نوعِ نگاه چیست؟ عالمِ هر شخصی، نوعِ نگاهش است. آیا همه آدمها یک عالم دارند؟
تنها #فلسفه است که نوعِ نگاه شما را به عالم، تغییر میدهد.
ویدئوی کامل:
https://ebrahi.me/bh
@maarefat_Dinani
ما اصالت را به دنیا داده ایم
تمام اعمال و رفتار و دغدغه ها و اهداف و آمال و حب و بغض و ناراحتی و شادی ما در حد افق همین دنیا و قبل از ورود به عالم قبر است
ما در حقیقت ،اصالت را به دنیا داده ایم و آخرت در نظر ما هیچ است،هیچ
اما در آیه ی ۶۴ سوره ی مبارکه ی عنکبوت میخوانیم:
و ما هذه الحیاة الدنیا الا لهو و لعب و ان الدار الآخرة لهی الحیوان لو کانوا یعلمون
اما
در سوره مبارکه ی اعراف آیه ی ۱۷۹
نیز می خوانیم:
وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ ۖ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا ۚ أُولَٰئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ ۚ أُولَٰئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ
آری،
دوست کجا و تو کجا ای دغل
نور ازل را چه به بل هم اضل
اما،
قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
۵۳-زمر
ناکرده گنه در این جهان کیست بگو
آن کس که گنه نکرده و زیست بگو
من بد کنم و تو بد مکافات دهى
پس فرق میان من و تو چیست بگو
و
تو مگو ما را بدان شه بار نیست
با کریمان کارها دشوار نیست
و در آخر:
پادشاهی و گدایی بر ما یکسان است
که بر این در همه را پشت عبادت خم از اوست
#توحید
#توکل
@unityofcreature
درسی از زندگانی حضرت معصومه(س)
سفر بدون حضور محارم
یکی دیگر از وجوه بارز رفتاری این شخصیت بزرگوار که میتواند برای ما درسآموز باشد، اقدام به مسافرتهای طولانی با غیر محارم خویش است. با توجه به مشکلاتی که مسافرتهای طولانی از حیث وسایل سفر و خطرات راه که در گذشته حتی برای مردان وجود داشته است، اقدام ایشان به مسافرت از مدینه تا ایران با عدهای غیر از محارم خویش عجیب و از اعتماد به نفس قوی و شجاعت بالای ایشان خبر میدهد.
حال چرا ما از زندگی اهل بیت عصمت و طهارت درس نمیگیریم؟ چرا دخترانمان را مجبور به ازدواج میکنیم در حالی که کفو خود را نیافتهاند؟ چرا از اینکه دخترمان سن ازدواج را پشت سر گذاشته باشد نگران هستیم؟ چرا اجازۀ تنها سفر کردن به دیار دور را به او نمیدهیم؟
ما فقط در لفظ پیرو خاندان رسالت علیهم السلام هستیم اما در عمل همچون کلاف سر در گم اسیر باورهای غلط خویشتن هستیم.
از طرف ديگر اگرچه در دين مبين اسلام به ازدواج اهميت فوقالعادهای داده شده است، اما بايد توجه داشت طبق آيه قرآن در سوره نساء که میفرمايد: ” مجرّدهای خود را به ازدواج در بياوريد اما اگر شرايطش فراهم نشد، عفاف پيشه کنند. “ بايد در نظر داشت که هميشه بخشی ازمؤمنين هستند که شرايط ازدواج برای آنها فراهم نمیشود. وضعيت خاندان اهل بيت(ع) در آن زمان نيز بهگونهای بود که دختران امام نتوانند به راحتی ازدواج کنند و در نتيجه مجرّد ماندند، بهنظر میرسد برای اين افراد الگوپذيری از حضرت معصومه(س) بهترين راه رسيدن به کمال و سعادت است. چنانکه تجرّد آن بانو از کمالات ايشان کم نکرده است.
با اين وجود، اين مسئله هنوز جای بحث دارد و از محقّقين محترم تاريخ اسلام، انتظار میرود تا در اين باب تحقيقات مبسوطی انجام داده و از زوايای مختلف و با توجه به شرايط ويژهای که امام در آن دوران داشتهاند، اين امر را بررسی کرده و دلايل آن را روشن سازند.
عدم ازدواج دختران امام کاظم(ع):
طبق يک روايت، امام کاظم(ع) (بنا به دلايلی كه توضيح داده نشده) ازدواج دخترانش را ممنوع ساخت و بهجز امسلمه كه در مصر با پسر عمويش قاسمبن محمد بن جعفر ازدواج كرد، ديگر هيچيک از آنان ازدواج نكردند. حتی در اينباره گفته شده که ميان قاسم و خويشانش جريان سختی پيش آمد تا آنجا که قاسم قسم خورد که جامه از وی دور نکرده و جز آنکه او را به حج برد، منظوری ديگر نداشته است.
حال اين سؤال مطرح میشود که چرا امام کاظم(ع) دخترانش را از ازدواج منع کرد؟
در پاسخ به اين مطلب ابتدا بايد به رواياتی درباره ازدواج اشاره کرد:
پيامبراکرم(ص) میفرمايد: ” اَلنِّکاحُ سُنَّتي فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتي فَليس مِنّي“ ازدواج سنت من است، هرکس از سنت من رو بگرداند، از من نيست.
امام محمدباقر(ع) فرمود: ” ما بُني فِي الاِسلامِ بِناءً اََحَبُّ الِي اللهِ وَ اَعَزّ مِنَ التَّزويجِ“ هيچ بنايی در اسلام محبوبتر و عزيزتر از ازدواج در نزد خداوند نيست. براساس اين احاديث امكان ندارد امام کاظم(ع) مخالف سيره جدش رسولالله(ص) عمل نمايد و فرزندانش را از ازدواج منع نمايد.
علامه باقر شريف قرشی اين قول را قابل قبول نمیداند و مینويسد: در وصيتنامه امام چنين عبارتی وجود ندارد که دخترانش را از ازدواج منع کرده باشد، بلکه امر ازدواج دخترانش را بر عهده امام رضا(ع) گذاشته بود و اين سخن دور از حقيقت و از مطالب ساختگی است و هيچکس جز يعقوبی آن را ذکر نکرده است. آخر چگونه ممکن است امام دختران خود را از گزينش همسر بازدارد درحالیکه اسلام ترغيب به ازدواج نموده و آن را مندوب دانسته است.
اين سخن علامه درست است که امام کاظم(ع) در وصيتنامه خود پس از آنكه همه فرزندانش را به تبعيت از امام رضا(ع) فرمان داد، در مورد ازدواج دخترانش فرمود: ” وَ إِنْ أَرَادَ رَجُلٌ مِنْهُمْ أَنْ يُزَوِّجَ أُخْتَهُ فَلَيْسَ لَهُ أَنْ يُزَوِّجَهَا إِلَّا بِإِذْنِهِ وَ أَمْرِهِ “ و اگر کسی از آنها بخواهد خواهر خود را عروس کند، بدون اجازه و دستور او(امام رضا(ع))، اين حق را ندارد
آن حضرت در جای ديگر از همين وصيتنامه میفرمايد ” وَ لَا يُزَوِّجَ بَنَاتِي أَحَدٌ مِنْ إِخْوَتِهِنَّ و مِنْ أُمَّهَاتِهِنَّ وَ لَا سُلْطَانٌ وَ لَا عُمِلَ لَهُنَّ إِلَّا بِرَأْيِهِ وَ مَشُورَتِهِ فَإِنْ فَعَلُوا ذَلِكَ فَقَدْ خَالَفُوا اللَّهَ تَعَالَى وَ رَسُولَهُ ص وَ حَادُّوهُ فِي مُلْكِهِ وَ هُوَ أَعْرَفُ بِمَنَاكِحِ قَوْمِهِ إِنْ أَرَادَ أَنْ يُزَوِّجَ زَوَّجَ وَ إِنْ أَرَادَ أَنْ يَتْرُكَ تَرَكَ “ و جز به رأی و مشورت او(امام رضا(ع)) نه هيچ برادر مادری و نه هيچ سلطان و نه هيچ عمويی حق ندارد دخترانم را شوهر دهد، اگر اين کار را بکنند با خدا و رسولش مخالفت کرده و با سلطنت خدايی جنگيدهاند. علی به مصالح قومش در امر ازدواج از همه آنها آگاهتر و داناتر است، اگر خواست تزويج میکند و اگر نخواست، نمیکند.
در واقع امام هفتم در اين وصيتنامه به فرزندان خود اعلام میكند كه حجّت خدا بعد از وی حضرت رضا(ع) است و بايد در هر موردی از جمله مسأله ازدواج، از آن حضرت اطاعت کنند و اجازه بگيرند، اما نمیفرمايد که ازدواج نکنند.
اگرچه علامه، قول يعقوبی را رد کرده است، اما يعقوبی مورخ متشرعی است و اصولاً بدون دليل حرف نمیزند، از طرف ديگر، در هيچيک از کتب تاريخی نامی از دامادهای امام برده نشده است و مهمترين دختر آن امام که حضرت فاطمه معصومه(س) میباشد در سن ۲۸ سالگی و در حالی از دنيا رحلت فرمود که ازدواج نکرده بود. پس باز اين سؤال مطرح میشود که چرا هيچکدام ازدواج نکردند و امام رضا(ع) خواهرانش را شوهر نداد؟
گفته شده دختران امام کاظم(ع) از جمله حضرت معصومه(س) کفو نداشتند و همين امر سبب تجرد آنان گرديد. اين نظريه نمیتواند قابل تأييد باشد؛ زيرا اولاً سيره ائمه معصومين(ع) اين نبوده که دختران خود را بهجهت پيدا نشدن کفو در خانه نگهدارند و مانع ازدواج آنان شوند، بلکه آنان هم در قول و هم در عمل خود، مؤمن و مؤمنه را کفو يکديگر میدانستند. از پيامبر اکرم(ص) نقل شده است که آن حضرت فرمود: هرگاه کسی به خواستگاری دختر شما آمد که دينداری و امانتداری او را میپسنديد (هرچند در حدّ دختر شما نباشد)، شوهر دهيد و اگر ندهيد، در زمين فتنه و فساد بزرگ بر پا میشود.
آنچه به نظر درست میآيد مهمترين دليل تجرد حضرت معصومه(س) و ساير خواهرهای ايشان اختناق شديد حاکميت عباسی بوده است. به نظر میآيد چون امام در دوران بسيار سختی بهسر میبرد و شايد برای اينکه راه را بر هرگونه سوءاستفاده از جانب عباسيان نسبت به خانواده و نزديکانش ببندد، با وجود تأکيد فراوان ائمه معصومين(ع) بر مسأله ازدواج، چنين سخنی فرمودهاند.
محبت،وحدت می آورد
اگر ما چیزی رو دوست داریم به خاطر اینه که اون چیز جزو وجود ما شده
لذا اگر فرزندمون رودوست داریم،برای اینه که جزوی از وجود ما شده
برای همینه که وقتی کسی فرزندش از دنیا میره،میگه اصن انگار خالی شدم،انگار ناقص شدم،انگار نابود شدم
فلذا
محبت،وحدت میاره
انسان با چیزی محشور میشه که بهش محبت داره
معاد جلسه ۲۵
