uk
Feedback
دیالکتیک روشنگری

دیالکتیک روشنگری

Відкрити в Telegram

فضایی برای تبادل مطالب در حوزه اندیشه و فرهنگ

Показати більше
829
Підписники
+224 години
Немає даних7 днів
-230 день
Архів дописів
شاهرخ مسکوب، تیرماه ۱۳۵۸: «در هواپیما هستم. دارم دور می‌شوم. از وطنی که مثل غولی، هیولایی قفس را شکسته و له کرده و زخمگین و خ
شاهرخ مسکوب، تیرماه ۱۳۵۸: «در هواپیما هستم. دارم دور می‌شوم. از وطنی که مثل غولی، هیولایی قفس را شکسته و له کرده و زخمگین و خونین بیرون آمده. قلب بزرگ اما چشم‌های نابینایی دارد. نمی‌داند کجا می‌رود و در رفتن کشتزار خودش را زیر پاهایش ویران می‌کند؛ وطنی که به نام اسلام از خود بیرون آمد. اسلام جهان‌بینی بود، بدل به ایدئولوژی شد و هیچ‌کدام این‌ها «وطن» ندارند. مثل مارکسیسم؛ هم‌وطن یکی مسلمین و هم‌وطن دیگری زحمتکشان است.» «ایران عزیزم، ایران جاهل ظالم، ایران ِ کوه‌های بلند، بیابان‌های سوخته و آفتاب وحشی و رفتگان و ماندگان عزیز! دلم برایت تنگ شده؛ ای بی‌وفای ناکس ِ دور! با این بی‌داد ِ تبه‌کاران وای به حال آیندگان.» @ELDialectico

آنچنان خسته ام که خواهم خوابید هزاران شب و هزاران روز آنچنان خسته ام که خواهم خوابید بدون هیچ بستر و بدون هیچ رواندازی. بی کو
آنچنان خسته ام که خواهم خوابید هزاران شب و هزاران روز آنچنان خسته ام که خواهم خوابید بدون هیچ بستر و بدون هیچ رواندازی. بی کوچکترین اهمیتی برای جای خواب تنها می خوابم و می خوابم. بگذار بگویند او زنی ست که می خوابد و هرگزبیدار نخواهد شد. ▪️سهراب شهیدثالث( ۷تیر ۱۳۲۳ - ۱۰تیر ۱۳۷۷) ▫️عکس از : آزاده اخلاقی (بازسازی صحنه مرگ استاد در خانه اش ) @ELDialectico

آیا در انتخابات ریاست جمهوری شرکت خواهید کرد ؟
Anonymous voting

من شخصاً بابت همه‌چیز افسوس می‌خورم. هیچ کلامی، هیچ کرداری. هیچ فکری، هیچ نیازی، هیچ غصه‌ای، هیچ‌ شادی‌ای، هیچ دختری، هیچ پسر
من شخصاً بابت همه‌چیز افسوس می‌خورم. هیچ کلامی، هیچ کرداری. هیچ فکری، هیچ نیازی، هیچ غصه‌ای، هیچ‌ شادی‌ای، هیچ دختری، هیچ پسری، هیچ تردیدی، هیچ تحقیری، هیچ وثوقی، هیچ شهوتی، هیچ امیدی، هیچ هراسی، هیچ لبخندی، هیچ اشکی، هیچ نامی، هیچ صورتی، هیچ زمانی، و هیچ مکانی نیست که بابتش افسوس نخورم، افسوسی به غایت عمیق. همه‌ش مدفوع و کثافت، از اول تا آخر. 📕وات ▪️ساموئل بکت ▫️عکس از : زهره رحمانی @ELDialectico

🔘 نکات اصلی در ساخت سیاسی ایران از یک جهت رانت نفتی، عواید ناشی از مصادرات (مثل کارخانجات، موسسات و ...)، انفال، قراردادهای
🔘 نکات اصلی در ساخت سیاسی ایران از یک جهت رانت نفتی، عواید ناشی از مصادرات (مثل کارخانجات، موسسات و ...)، انفال، قراردادهای همراه با ترک تشریفات مناقصه و غیره که مجموعه اینها را پاتروناژ [در اصل به معنی «ارثیه پدری»] می‌نامیم، ابزار اصلی دست نظام سلطانی است که آنها را به صورت هبه یا تیول و یا سور و سات به هر که بخواهد عطا و از هر که بخواهد دریغ می‌کند. پایین‌تر از سلطان، تعدادی پاترون [حامی] قرار دارند که هر پاترون دارای شبکه‌ای از کلاینت‌ها [تحت‌الحمایه‌ها] است و سلطان، پاتروناژ را به حسب گستردگی شبکه‌ی کلاینت‌های هر پاترون بین آنها توزیع می‌کند و در عوض، بسیج توده‌ای و سایر امور لازم را از آنها طلب می‌کند مانند: تخلف در انتخابات، سرکوب مردم، مشارکت در آیین‌های مختلف ... پس رژیم ما علی‌الاغلب ترکیب سه ویژگی مهم است: دولت رانتی، سلطانیسم (ویژگی‌ها: شخصی بودن امر سیاست، تقرّب، غیررسمی بودن، ستیز موازنه شده، لیاقت نظامی‌گری و توجیه دینی) و کلاینتاریسم (بنده‌نوازی). 📕تقدیر ما، تدبیر ما ▪️#مصطفی_ملکیان و #سعید_حجاریان @ELDialectico

«انگار چاره‌ای جز انتخاب میان این دو گزینه نداریم؛ یا تحقیر شویم یا مجازات ‏▪️ آلبر کامو 📕یادداشت‌ها @ELDialectico
«انگار چاره‌ای جز انتخاب میان این دو گزینه نداریم؛ یا تحقیر شویم یا مجازات ‏▪️ آلبر کامو 📕یادداشت‌ها @ELDialectico

پست موقت

من رفتنی‌ام، ایران تو بمان محمد فاضلی من دو بار به ناحق از دانشگاه اخراج شدم (۱۳۹۰ و ۱۴۰۰) و همکارانم در هر دو دانشگاه شاهدان این رفتار ناحق هستند. بار اول حتی شکایت نکردم و دم برنیاوردم. بار دوم هم کلامی درباره آن در عرصه عمومی نگفتم، تا آن‌‌جا که می‌توانستم آن‌را پنهان کردم و هیچ نقشی در رسانه‌ای شدن آن نداشتم. فقط در مهرماه ۱۴۰۰ به وزارت علوم شکایت کردم که تا امروز به آن رسیدگی نشده است. اما هیچ کدام از این‌ها مهم نیستند و تلویحاً و با صراحت بارها گفته‌ام که حتی اگر امروز بگویند به دانشگاه برگرد، بازنمی‌گردم. به هیچ شغل دولتی بازنمی‌گردم. هیچ اهمیتی هم ندارد. من همکاری با دکتر مسعود #پزشکیان را آگاهانه #برای_ایران انتخاب کردم. سخنانش را شنیدم، از دوستان درباره شخصیت و کارش پرسیدم، ده‌ها نفر تماس گرفتند و از من خواستند به ستاد ایشان کمک کنم. من اطمینان پیدا کردم که مسعود پزشکیان بهترین گزینه موجود است، صداقت دارد، ساختار مجلس و دولت و نظام حکمرانی را می‌فهمد، کلامی دروغ نمی‌گوید، و یکی از بزرگ‌ترین دردهای این کشور یعنی عدم توافق میان نخبگان و نزاع دائمی میان آن‌ها و در نتیجه عقب‌ماندگی کشور را می‌فهمد و برای درمان آن منش و روش دارد. من آمده بودم به دور از هیاهو، در زمانه‌ای که دعوت به عدم مشارکت، تحسین و لایک بیشتری دارد، از ضرورت مشارکت و قرار دادن کشور در مسیر «عقلانیت بهبود تدریجی اما مستمر» بدون تندروی بگویم. و اتفاق دیشب در تلویزیون هیچ تغییری در این باورم ایجاد نکرده است. من در آن صحنه نه شخص محمد فاضلی، بلکه مشاور نامزدی بودم که می‌خواهد «عقلانیت اصلاح‌جوی میانه‌رو، توافق‌ساز و تدریجی‌گرا» را نمایندگی کند. اما #شهاب_اسفندیاری که اهمیت یک امر ملی را درک نمی‌کند، تلویزیون کشور را در مهم‌ترین رخداد سیاسی جاری آن، به صحنه کینه‌توزی شخصی، بالا آوردن پرونده‌ای شخصی که من خود سه سال است از آن دم نزده‌ام، و صحنه‌آرایی برای تحقیر شخص من تبدیل کرد. بدتر آن‌که از لحن حرف زدن، تا زمان پرسیدن سؤال تا اقدام برای قطع میکروفون، همه طراحی شده بود تا #محمد_فاضلی را تحقیر و حضور انتخاباتی دکتر #پزشکیان را تضعیف کنند. آن‌چه مرا به هم ریخت، جز مشاهده یک صحنه کاملاً آماده شده در همه ابعاد برای تبدیل کردن یک امر ملی، امری حیاتی برای ایران، به صحنه کینه‌توزی شخصی بود. هیچ دلیلی وجود نداشت که در برنامه‌ای در این سطح به زندگی شخصی کسی وارد شوند که در آن برنامه مشاور نامزد ریاست جمهوری است نه شخص محمد فاضلی. با این‌حال، از بینندگانی که از این رخداد ناراحت شدند، عذرخواهی می‌کنم. ⭕سخن آخر پرتاب میکروفون رفتاری از سر عصبانیت شدید در آن لحظه بود. هیچ معنایی جز اعتراض به آنچه شرح دادم، نداشت. من عمیقاً به شجاعت، صداقت و از خودگذشتگی مسعود پزشکیان احترام می‌گذارم که با از خود گذشتگی برای کار کردن در مملکتی پا به میدان گذاشته است که در رسانه ملی آن می‌توانند «امر ملی انتخابات» را به صحنه کینه‌توزی شخصی بدل کنند. من همه عمر برای ایران زندگی کرده‌ام، به ایران و مسائلش اندیشیده‌ام، و بقیه عمر را هم همین گونه خواهم زیست. ورودم به هیچ عرصه‌ای از سیاست برای منفعت شخصی نبوده و نیست. اکنون نیز بر همان راه و روشم. از صمیم قلب به دکتر مسعود پزشکیان احترام می‌گذارم و امیدوارم آن‌چه گذشت ایشان را در پیمودن راهی که انتخاب کرده‌اند استوارتر سازد؛ ایمانش به سیاست اخلاقی و رفع تبعیض بیشتر شود. در چند جلسه‌ای که با مسعود پزشکیان داشتم، او را مجذوب اخلاق و راستی یافتم؛ سخنش درباره مردم حقیقی است؛ مثل مردم زیسته است؛ تبعیض را درک کرده؛ صداقت و دیانت رحمانی را در خود نهادینه کرده؛ و باوری عمیق به علم و تخصص دارد. به قیمت چند رأی بیشتر هم حاضر به دادن وعده‌های دروغین نیست. ما با انتخاب او هم ده‌ها مشکل عظیم پیش رو داریم، و بهبودهای بزرگ در زندگی ما ایرانیان به آسانی به دست نخواهد آمد؛ اما در منش و روش و اخلاق و کردار مسعود پزشکیان، و بدنه اجتماعی اثرگذاری که او را پشتیبانی می‌کند، ظرفیت‌های ایجاد بهبود وجود دارد. من با عزمی جزم‌تر به مسعود #پزشکیان رأی می‌دهم و هیچ انتظار شخصی از او ندارم، بالاخص انتظار برای پیگیری کردن آن‌چه در آن برنامه گذشت. شما هم بیایید راه «عقلانیت بهبود تدریجی اما مستمر» را انتخاب کنیم. من رفتنی‌ام، ما رفتنی هستیم، ایران تو بمان. بازخوانی ایران معاصر @fazeli_mohammad

در شوروی نویسنده منتقد را به دیوانه‌خانه می‌برند، در ایالات متحده به مصاحبه تلویزیونی. ‏آن‌ها باید با مأموران کا.گ.ب کلنجار ب
در شوروی نویسنده منتقد را به دیوانه‌خانه می‌برند، در ایالات متحده به مصاحبه تلویزیونی. ‏آن‌ها باید با مأموران کا.گ.ب کلنجار بروند و ما با مجریان ابله و جنایتکار تلویزیونی که به نظرم به مراتب ترسناک‌تر است. در ادامه از گفتگوی تلویزیونی‌اش می‌گوید که وقتی با همسرش، سیلویا به خانه برمی‌گردند، خانم مستخدم می‌گوید: ‏«فوق‌العاده بود حرف نداشت» ‏گفتم: «نه، افتضاح بود اصلا از حرف‌هایی که زدم راضی نیستم» ‏او گفت: «اما آقای فوئنتس من هیچ کدام از چیزهایی که گفتید را نشنیدم. فقط شما را دیدم» ‏▪️کارلوس فوئنتس با پاریس ریویو (شماره 82، زمستان 1981) @ELDialectico

وقتی حواست نیست زیباترینی وقتی حواست هست فقط زیبایی حالا حواست هست ؟ وقتی حواست نیست در من مانده ‌ای وقتی حواست هست با من مان
وقتی حواست نیست زیباترینی وقتی حواست هست فقط زیبایی حالا حواست هست ؟ وقتی حواست نیست در من مانده ‌ای وقتی حواست هست با من مانده ‌ای حالا حواست هست ؟ وقتی حواست هست به خاطره راه می ‌دهی وقتی حواست نیست به راه خاطره می ‌دهی حالا حواست هست ؟ از تو به تو می ‌گریزم و حواسم نیست که تیرگی در من است از دور می ‌آیم نزدیک می ‌شوم و حواسم نیست که نزدیکی دور است تنهایی ‌ات غم‌ آور است و حواسم نیست که نگاهت به تنهایی ‌ام نیست میان حواست و بی‌ حواسی‌ ات خط لرزانی ‌ست حواس من به راهی رسیده ‌ام که دیرزمانی ‌ست از آن گذشته ‌ای و حواسم نیست که عمری ‌ست در راهم در آستان هزار در به انتظار توام و حواسم نیست که تنی هزار پاره دارم نرم می ‌بارم بر چتری بی ‌عاشق و حواسم نیست که جای دیگر سیل می ‌شوم ▪️سعید عقیقی 📕از سر بی حواسی @ELDialectico

او اصلاً از جنس آدم‌های ذلیل نبود؛ روزگار ممکن بود او را به کلی خرد کند، اما واداشتنِ او به ذلت اخلاقی، یعنی مرعوب ساختنِ او
او اصلاً از جنس آدم‌های ذلیل نبود؛ روزگار ممکن بود او را به کلی خرد کند، اما واداشتنِ او به ذلت اخلاقی، یعنی مرعوب ساختنِ او و درهم شکستنِ اراده‌اش، غیرممکن بود. 📕جنایات و‌ مکافات ▪️فیودور داستایوفسکی @ELDialectico

📚پیشنهاد مطالعه 📕مصاحبه‌های اریک رومر ▪️فیونا هندی ساید ▪️ترجمه‌ی زهره رحمانی مصاحبه‌های این کتاب چشم‌اندازی از جنبه‌های نظ
📚پیشنهاد مطالعه 📕مصاحبه‌های اریک رومر ▪️فیونا هندی ساید ▪️ترجمه‌ی زهره رحمانی مصاحبه‌های این کتاب چشم‌اندازی از جنبه‌های نظری، انتقادی و عملی مجموعه‌ی به‌هم‌پیوسته و درخور تأمل آثار سینمایی اریک رومر به دست می‌دهد. درعین‌حال، مصاحبه‌ها برای رومر مجالی فراهم می‌آورند تا در نقش منتقد خود منظومه‌ای از تلقی مطلوبش از صحنه‌پردازی، فصل‌بندی، رنگ، و روایت ارائه دهد. مصاحبه‌های رومر، در کنار باریک‌بینی نظری در بررسی فیلم‌هایش به بحث درباره‌ی کارگردانان مختلفی چون ژان-لوک گدار، مارسل کارنه، ژان رنوار، و آلفرد هیچکاک و نیز نسبت بین فیلم و نقاشی، معماری و موسیقی می‌پردازد. این کتاب علاوه‌بر بازنشر مصاحبه‌های نه‌چندان معروف رومر، مباحث تفصیلی برگرفته از «کایه دو سینما» و «پوسیتیف»، شامل مصاحبه‌های بسیاری است که برای نخستین بار نشر می‌یابند. https://www.instagram.com/zohrehrahmani?igsh=ZWFjMWdod3d4M3Zp @ELDialectico

. بوسیدمش دیگر هراس نداشتم جهان پایان یابد من از جهان سهمم را گرفته بودم. ▪️احمدرضا احمدی ▫️عکس از : #حمید_جانیپور @ELDialect
. بوسیدمش دیگر هراس نداشتم جهان پایان یابد من از جهان سهمم را گرفته بودم. ▪️احمدرضا احمدی ▫️عکس از : #حمید_جانیپور @ELDialectico

برایش از صف طولانی کامیون های پر از حیوان که از مرز می گذشتند حکایت کردم و این‌که چگونه آنها را به کشتارگاه می بردند. از آن ف
برایش از صف طولانی کامیون های پر از حیوان که از مرز می گذشتند حکایت کردم و این‌که چگونه آنها را به کشتارگاه می بردند. از آن فریادهایی که هیچ کس نمی شنید و آن نگاه هایی که برای هیچ کس قابل تحمل نبود. من در کنار آن فریادها بزرگ شده ام، در کنار آن چشم های خیره، می فهمی؟ ما همگی، با همان معصومیت، سوار بر آن کامیون ها هستیم. همه چیز مثل یک نمایش کمدی است. می خندیم و می رقصیم و وانمود می کنیم که با هوشیم، اما پشت صحنه، کامیونی آماده است. دیده نمی شود، اما هست. تزئینات صحنه و پرده ها پنهانش کرده اند. کامیون، با موتورهای روشن در انتظار ماست، همواره آماده حرکت. تنها مسیر موجود هم، مسیرِ از اصطبل به کشتارگاه است! ▪️سوزانا تامارو 📕جان جهان @ELDialectico

‏⁧ ‏«هیچ گلوله‌ای نمی‌تواند به اندازه یک “نقطه” در انتهای جمله، در زمان مناسب، قلب کسی را سوراخ کند» ▪️ایزاک بابل 📕سواره نظا
‏⁧ ‏«هیچ گلوله‌ای نمی‌تواند به اندازه یک “نقطه” در انتهای جمله، در زمان مناسب، قلب کسی را سوراخ کند» ▪️ایزاک بابل 📕سواره نظام سرخ ‏▫️نقطه ها/ اثر: ملینا ژاتکوسکی @ELDialectico

این دشمنان نیستند که انسان را به انزوا و تنهایی محکوم می‌کنند. دوستان چنین می‌کنند. ‏ ▪️میلان کوندرا 📕شوخی Photo: Harimao Le
این دشمنان نیستند که انسان را به انزوا و تنهایی محکوم می‌کنند. دوستان چنین می‌کنند. ‏ ▪️میلان کوندرا 📕شوخی Photo: Harimao Lee (Foundations of the Ouse River Bridge, Sussex, England) @ELDialectico

می‌گردم در خاطره‌ها جایی در آن‌ها نداری در دایره‌المعارف‌ها جستجو می‌کنم عکسی از تو در آن‌ها نیست در واژه‌نامه‌ها نگاه می‌کنم
می‌گردم در خاطره‌ها جایی در آن‌ها نداری در دایره‌المعارف‌ها جستجو می‌کنم عکسی از تو در آن‌ها نیست در واژه‌نامه‌ها نگاه می‌کنم نامی از تو نیست نگاهی به خود می‌کنم تو را می‌بینم جز من جایی برایت نمانده، می‌بینی؟ ▪️عزیز نسین ▫️عکس از : زهره رحمانی @ELDialectico

📚پیشنهاد مطالعه : 📕دروغ‌گویی: انتخاب اخلاقی در زندگی اجتماعی و فردی ▪️سیسلا باک ▪️ترجمۀ احد علیقلیان سیسلا باک ( -۱۹۳۴)، فی
📚پیشنهاد مطالعه : 📕دروغ‌گویی: انتخاب اخلاقی در زندگی اجتماعی و فردی ▪️سیسلا باک ▪️ترجمۀ احد علیقلیان سیسلا باک ( -۱۹۳۴)، فیلسوف اخلاق سوئدی‌الاصل آمریکایی است. کتاب «دروغ‌گویی: انتخاب اخلاقی در زندگی اجتماعی و فردی» در شانزده فصل به پرسش‌هایی از این دست می‌پردازد: ▫️هنگامی که از خود می‌پرسیم آیا دروغ بگوییم یا راست، به کدام انتخاب عملی باید دست بزنیم و چرا؟ ▫️آیا می‌بایست برای نجات جان یک پناهنده سیاسی شهادت دروغ بدهیم یا برای مصون ماندن از آزار به پرستش یک بت زمینی منفور تظاهر بکنیم؟ ▫️ماهیت دروغ چیست و چگونه بر انتخاب انسان‌ها تاثیر می‌گذارد؟ ▫️کدام شرایط به توجیه دروغ کمک می‌کند؟ ▫️دروغ موجه چیست؟ از نظر جامعه و تک تک ما به جای دنباله‌روی از روش‌های فوق چه گزینه‌هایی وجود دارد؟ هدف این کتاب کاستن از شکاف میان دنیای فیلسوفان اخلاق و دنیای کسانی است که در عمل با انتخاب اخلاقی مبرم روبه‌رو می‌شوند. @ELDialectico

برای فرار از کابوس‌هایت از رویاهایت دست کشیدی… ‏چه معامله‌ بدی کردی… ‏▪️کورمک مک کارتی 📕 ‎مسافر @ELDialectico
برای فرار از کابوس‌هایت از رویاهایت دست کشیدی… ‏چه معامله‌ بدی کردی… ‏▪️کورمک مک کارتی 📕 ‎مسافر @ELDialectico

انسان کسی را میتواند نجات دهد که خود اصرار به سقوط نداشته باشد؛ ولی وقتی سرشت کسی چنان فاسد شد که سقوط در نظرش نجات جلوه کرد
انسان کسی را میتواند نجات دهد که خود اصرار به سقوط نداشته باشد؛ ولی وقتی سرشت کسی چنان فاسد شد که سقوط در نظرش نجات جلوه کرد چه میشود کرد؟ آناکارنینا📕 تولستوی▪️ @ELDialectico