uk
Feedback
دیالکتیک روشنگری

دیالکتیک روشنگری

Відкрити в Telegram

فضایی برای تبادل مطالب در حوزه اندیشه و فرهنگ

Показати більше
837
Підписники
+124 години
+107 днів
+530 день
Архів дописів
ما درهم‌شکستگانی بودیم، مریض شایعه‌سازی دربارهٔ مرگ قریب‌الوقوع دیکتاتور، و ملول از کشته شدن کسانی که قصد فرار داشتند. ما بیش
ما درهم‌شکستگانی بودیم، مریض شایعه‌سازی دربارهٔ مرگ قریب‌الوقوع دیکتاتور، و ملول از کشته شدن کسانی که قصد فرار داشتند. ما بیش‌ازپیش دل‌مشغول فرار بودیم، بدون آنکه به آن بیندیشیم. ناکامی برای ما مثل نفس کشیدن طبیعی می‌نمود. سهم ما از آن، هم‌تراز سهمی بود که از اعتماد به یکدیگر نصیبمان می‌شد و بعد هرکدام از ما به‌آرامی چیز خاصی برای خودمان به آن می‌افزودیم، اندکی قصور شخصی، به‌عنوان فعالیت جنبی 📕سرزمین گوجه های سبز ▪️هرتا مولر @ELDialectico

توی تمام تاریخ نمونه‌ای وجود ندارد که نشان بدهد کشوری زیر سلطهٔ یک مشت اراذل و اوباش مفسده‌ جویِ غاصب، حکومت خردمندانه‌ای در
توی تمام تاریخ نمونه‌ای وجود ندارد که نشان بدهد کشوری زیر سلطهٔ یک مشت اراذل و اوباش مفسده‌ جویِ غاصب، حکومت خردمندانه‌ای در جهت خیر و صلاح مردم تشکیل داده باشد... 📕دن آرام ▪️میخائیل شولوخوف ▪️ترجمه:احمد شاملو @ELDialectico

من هم مثلِ تو سعی کرده‌ام با تمامِ نیروهایم علیه فراموشی مبارزه کنم. من هم مثلِ تو فراموش کرده‌ام. من هم مثلِ تو آرزوی یک به‌
من هم مثلِ تو سعی کرده‌ام با تمامِ نیروهایم علیه فراموشی مبارزه کنم. من هم مثلِ تو فراموش کرده‌ام. من هم مثلِ تو آرزوی یک به‌خاطرآوردنِ تسلّی‌ناپذیر را داشته‌ام؛ خاطره‌ای از سنگ و سایه. من با تمامِ قوایم، تا آن‌جا که به من مربوط می‌شود، علیه وحشت مبارزه کرده‌ام؛ وحشتِ درک‌نکردن چرای یک خاطره. من هم مانندِ تو فراموش کرده‌ام… چرا باید احتیاجِ مُبرمِ به‌خاطرآوردن را انکار کرد؟ 📕هیروشیما عشق من ▪️مارگریت دوراس @ELDialectico

ایده‌های معینی برای مدتی مدید در ذهن ما می‌چرخند، می آیند و می‌روند، و زمانی به قالب فلان شهود در می‌آیند و وقتی دیگر به قالب
ایده‌های معینی برای مدتی مدید در ذهن ما می‌چرخند، می آیند و می‌روند، و زمانی به قالب فلان شهود در می‌آیند و وقتی دیگر به قالب بهمان شهود، تا اینکه واضح می‌شوند، و در مفاهیم تثبیت می‌شوند، و کلماتی برای بیانشان پیدا می‌شود. در واقع،ایده‌هایی وجود دارند که هرگز به کلام در نمی‌آیند، و افسوس که این‌ها بهترین ایده‌ها هستند. و همانطور که آپولیوس می‌گوید، "برای کلمات زیادی خوب‌اند." 📕ریشه‌ی چهارگان اصل دلیل کافی ▪️ارتور شوپنهاور @ELDialectico

همـه‌ی آدم‌ها وقتی آرام باشند، زشتی‌هایشان ته‌نشین می‌شود و زلال به نظر می‌آیند. برای اینکه آدمی را بشناسید، قبل از مصرف خوب تکان دهید! مازیتوفسکی @ELDialectico

📚معرفی کتاب 📕 نویسنده: ویلایانور راماچاندران (ما چگونه انسان شدیم) ▪️مترجم: رضا علوی 🔸کتاب «مغز افشاگر» یکی از خوش‌خوان‌تر
📚معرفی کتاب 📕 نویسنده: ویلایانور راماچاندران (ما چگونه انسان شدیم) ▪️مترجم: رضا علوی 🔸کتاب «مغز افشاگر» یکی از خوش‌خوان‌ترین کتاب‌هایی است که طی سال‌های گذشته در این زمینه نوشته شده است. نویسنده‌اش -ویلایانور راماچاندران- از عصب‌پژوهان برجسته و نامدار معاصرمان است که علاوه بر یافته‌های مهم و اثرگذارش، در تبیین پرسش‌های کلیدی و جمع‌بندی پاسخ‌های تخصصی درباره‌شان نیز مهارتی چشمگیر دارد. این کتاب برخی از مهم‌ترین دستاوردهای دهه‌های گذشته را در قالبی یکپارچه و منسجم کنار هم آورده و بر تصویری کلان از پیوند مغز و ذهن تاکید کرده است. یعنی از دو کاستیِ رایج در کتاب‌های مشابه دوری گزیده است: نه در داده‌های جزئی و فنی محصور مانده، و نه بحث را به گمانه‌زنی‌های فلسفی و انتزاعی محدود کرده است. به همین خاطر با خواندن‌اش هم در لبه‌ی این علم تیزرو و چالاک قرار می‌گیریم و از یافته‌های تکان‌دهنده‌ی سال‌های پیش باخبر می‌شویم، و هم دلالت‌های معنایی و پرسش‌های بنیادین مربوط بدان‌ها را درمی‌یابیم و تصویری دقیق‌تر درباره‌ی نرم‌افزارِ «من» پیدا می‌کنیم، که بر سخت‌افزار «مغز» سوار شده است. @ELDialectico

. حالت ایده‌آل این است که نفوذناپذیرتر باشیم. اگر مورد بی‌اعتنایی و بی‌توجهی و تمسخر قرار گرفتیم یا تحسین شدیم، قرص و محکم بم
. حالت ایده‌آل این است که نفوذناپذیرتر باشیم. اگر مورد بی‌اعتنایی و بی‌توجهی و تمسخر قرار گرفتیم یا تحسین شدیم، قرص و محکم بمانیم. اگر کسی تعریف فریبنده‌ای از ما کرد، بی‌جهت اغفال نشویم و اگر خودمان تحسین منصفانه‌ای از خودمان کردیم و به ارزشمان پی بردیم، اشار‌ه‌ی یک نفر دیگر به بی‌اهمیت بودن ما آسیبی به ما وارد نکند. ارزش خودمان را بدانیم 📕اضطراب منزلت ▪️آلن دو باتن @ELDialectico

نکبت و خستگی و بیزاری سر تا پایم را گرفته، دیگر بیش از این ممکن نیست. به همین مناسبت نه حوصلهٔ شکایت و چس ناله دارم و نه می‌ت
نکبت و خستگی و بیزاری سر تا پایم را گرفته، دیگر بیش از این ممکن نیست. به همین مناسبت نه حوصلهٔ شکایت و چس ناله دارم و نه می‌توانم خود را گول بزنم و نه غیرت خودکشی دارم، فقط یک جور محکومیتِ قِی آلودی است که در محیط گند بی‌شرمِ مادرقحبه‌ای باید طی کنم، همه چیز بن بست است و راه گریزی هم نیست. زیاد پرت و پلا نوشتم، سرتان را درد آوردم. خیلی متأسفم که باعث زحمت شدم. امیدوارم همیشه خوش و خرم باشید و ما هم این گوشه و کنارها برای خودمان می‌پلکیم. ▪️صادق هدایت ▪️نامه‌ به محمدعلی جمالزاده @ELDialectico

مجنون را می‌گفتند که: «از لیلی خوب‌ترانند، بر تو بیاوریم؟» او می‌گفت که: «آخر من لیلی را به صورت دوست نمی‌دارم، لیلی صورت نیس
مجنون را می‌گفتند که: «از لیلی خوب‌ترانند، بر تو بیاوریم؟» او می‌گفت که: «آخر من لیلی را به صورت دوست نمی‌دارم، لیلی صورت نیست. لیلی به دست من همچون جامی است، من از آن شراب می‌نوشم. من عاشق شرابم و شما را نظر بر قدح است. از شراب آگاه نیستید...» 📕فیه ما فیه ▪️ مولانا @ELDialectico

■ در فاصله ی میان شکست اولیه و موفقیت های بعدی، در شکاف میان کسی که میخواهیم باشیم و کسی که در حال حاضر هستیم، حتما درد، اضطر
■ در فاصله ی میان شکست اولیه و موفقیت های بعدی، در شکاف میان کسی که میخواهیم باشیم و کسی که در حال حاضر هستیم، حتما درد، اضطراب، حسد و تحقیر وجود دارد. ما رنج میکشیم. زیرا نمیتوانیم مؤلفه های رضایت خاطر را به طور خودجوش کسب کنیم. ▪️آلن دوباتن 📕تسلی بخشی های فلسفه @ELDialectico

📚 می دانست آدم حتی به تجربه های خصوصی خود بی توجه است. دیگر چه خواسته اندرز و پند و حکمت از دست دوم و سوم. می دانست آدم در ه
📚 می دانست آدم حتی به تجربه های خصوصی خود بی توجه است. دیگر چه خواسته اندرز و پند و حکمت از دست دوم و سوم. می دانست آدم در هر حال باید برای خود گز و معیار خاص بسازد، که می سازد. می دانست حتی در معیار و گز نداشتن یک جور معیار، یا عیار پنهان است. تازه، این ها هم در زیر بار حادثه ها باز شکل و قدر تازه می گیرند. اساس گز برای هر آدم باید صداقتش به خودش باشد. وقتی صداقت بود هوش هم به کار می افتد چون آن وقت می داند که آن چه می داند برای او بس نیست. هوشش به کار می افتد. چشم باز می شود افیون ترس و عادت از تاثیر می افتد – آدم می شود آزاد. بی آزادی آدم به آدمیت نمی رسد، هرگز. دروغ ضد آزادی ست. بی آزادی سلطه به دست نمی آید. بی سلطه آدم همیشه حیوان است. اصلا آدم یعنی مسلط به خود بودن. وقتی صداقت نباشد تسلط نیست. مسلط به خود بودن یعنی تامین پایه آزادی. می دانست. 📕اسرار گنج دره جنی ▪️ابراهیم گلستان @ELDialectico

📚معرفی کتاب 📕فقر تفکر فلسفی (الزامات تمدن و توسعه در ایران) ▪️رضا صدوقی 🔸اثر حاضر محصول حدود سی سال پژوهش برای شناخت مفاهی
📚معرفی کتاب 📕فقر تفکر فلسفی (الزامات تمدن و توسعه در ایران) ▪️رضا صدوقی 🔸اثر حاضر محصول حدود سی سال پژوهش برای شناخت مفاهیم تمدن و توسعه و ریشه یابی دلایل توسعه نیافتگی ایران از طریق مطالعه آثار و کتاب های متعدد نویسندگان صاحب‌نظر در این زمینه و گفت و شنود با دانشجویان و نخبگان می باشد که چکیده آن در اعلام چهار نظریه مرتبط به هم و مکمل یکدیگر به شرح زیر خلاصه می شود: ۱. آرمان‌گرایی مرزهای یک تمدن را تعیین می کند و واقع گرایی ساختن تمدن در یک ساختار سه‌بعدی علم در طول، هنر در عرض، و فلسفه در ارتفاع را به عهده دارد. ۲. فلسفه مستقل از آنچه که دین به اتکای وحی برای آخرت انسان تدارک دیده است، به اتکای عقل، سازوکارهای حقوقی، سیاسی، و اقتصادی را برای بهزیستی انسان در این دنیا تحت عنوان تمدن و توسعه فراهم می آورد. ۳. توسعه نشان دهندۀ کیفیت تمدن است و رسیدن به توسعۀ پایدار یعنی کیفیت‌بخشی مستمر به تمدن، مستلزم وجود آزادی و استقرار واقع گرایی می باشد. ۴. آزادی پیش نیاز فلسفه است و فلسفه موتور پیش‌برندۀ توسعه می باشد. فلسفه می تواند مرجعیت های متصلب را نفی و موجب تولیدات جدید علمی و هنری شود. @ELDialectico

در سال ۱۸۰۹ بتینا برای گوته نوشت: "تمایل شدیدی دارم که شما را برای همیشه دوست بدارم". این جمله‌یِ به‌ظاهر پیش پا افتاده را به
در سال ۱۸۰۹ بتینا برای گوته نوشت: "تمایل شدیدی دارم که شما را برای همیشه دوست بدارم". این جمله‌یِ به‌ظاهر پیش پا افتاده را به دقت بخوانید. از کلمه‌یِ عشق مهم‌تر، کلمه‌هایِ "همیشه" و "تمایل" است! آنچه بین آن دو جریان داشت، عشق نبود، جاودانگی بود ▪️ميلان كوندرا 📕جاودانگي ترجمه:فروغ پوریاوری @ELDialectico

من از این دنیای چیزهای مادی خسته شده‌ام. آنها را درک نمی‌کنم. آنها به من نیرنگ می‌زنند... من دنیای دیگری دارم. دنیایی که در آ
من از این دنیای چیزهای مادی خسته شده‌ام. آنها را درک نمی‌کنم. آنها به من نیرنگ می‌زنند... من دنیای دیگری دارم. دنیایی که در آن احساس راحتی می‌کنم، مکانی که در آن احساس راحتی می‌کنم. جاده، بوته گل سرخ، سرباز فراری، خنیاگر دوره‌گرد، مادر. اما عاقبت خودم را کنترل کردم. مجبور بودم. باید نبردم را با دنیای مادی به نتیجه‌ی درست و حسابی برسانم. باید بنیاد تمام دروغ‌ها و فریب‌ها را پیدا کنم. 📕شوخی ▪️میلان کوندرا ▪️ترجمه : فروغ پوریاوری @ELDialectico

من نمی‌توانم بدون شک و عدم قطعیت و نادانی زندگی کنم. به گمان من که بهتر است انسان نادان باشد اما به پاسخ‌هایی دل نبندد که ناد
من نمی‌توانم بدون شک و عدم قطعیت و نادانی زندگی کنم. به گمان من که بهتر است انسان نادان باشد اما به پاسخ‌هایی دل نبندد که نادرست هستند. من برای چیزهای مختلف جواب‌های تقریبی و باورهایی دارم و به درجه‌ای از قطعیت نگاه می‌کنم اما به هیچ چیز یقین مطلق ندارم و چیزهای زیادی هست که درباره‌ی آن‌ها چیزی نمی‌دانم، از جمله اینکه "چرا ما هستیم" به چه معنی است و هدفمان از این پرسش چیست. 📕لذت فهمیدن ▪️ریچارد فاینمن @ELDialectico

+نظر همسرت چيه؟ -من متاهل نيستم؛ بودم ولی ديگه نيستم. +پس چرا هنوز حلقشو داری؟ -تا يه چيزيو هميشه يادم بمونه +چيو؟ -اينكه ديگ
+نظر همسرت چيه؟ -من متاهل نيستم؛ بودم ولی ديگه نيستم. +پس چرا هنوز حلقشو داری؟ -تا يه چيزيو هميشه يادم بمونه +چيو؟ -اينكه ديگه به هيچكس اينقدر نزديک نشم! 🎥The Dept Collector(2018) 🎬Jesse V. Johnson @ELDialectico

‎ در گذشته، سانسور از طریق مسدودکردنِ جریان اطلاعات به‌ اجرا درمی‌آمد و در قرن بیست‌ویکم از طریق غوطه‌ورکردنِ انسان‌ها در سیل
‎ در گذشته، سانسور از طریق مسدودکردنِ جریان اطلاعات به‌ اجرا درمی‌آمد و در قرن بیست‌ویکم از طریق غوطه‌ورکردنِ انسان‌ها در سیلاب اطلاعات بی‌اهمیت و نامربوط عملی می‌شود. ‎انسان‌ها واقعاً نمی‌دانند به چه چیزی توجه نشان دهند؛ و اغلب، وقت خود را صرف بحث و بررسی درباره‌ی موضوعات فرعی می‌کنند. ‎در زمان‌های دور، قدرت‌داشتن به‌معنای دسترسی به اطلاعات بود؛ اما اکنون قدرت یعنی آگاهی بر این‌که از چه چیز باید چشم پوشید. ▪️یووال نوح هراری 📕انسانِ خداگونه @ELDialectico

📚معرفی کتاب 📕انسانیت؛ تاریخ اخلاقی سده بیستم ▪️جاناتان گلاور ▪️ترجمه افشین خاکباز ▪️ویراستار: خشایار دیهیمی 🔸از نخستین بار
📚معرفی کتاب 📕انسانیت؛ تاریخ اخلاقی سده بیستم ▪️جاناتان گلاور ▪️ترجمه افشین خاکباز ▪️ویراستار: خشایار دیهیمی 🔸از نخستین باری كه از نسل كشی آلمانی‌ها باخبر شدم با خودم می‌اندیشیدم كه چگونه افراد می‌توانند مرتكب چنین جنایاتی شوند. این پرسش ذهن مرا به خود مشغول كرده بود و در اكثر مطالبی كه در زمینه‌ی فلسفه می‌نوشتم بروز پیدا می‌كرد.بنابراین فكر كردم بهتر است به جای طرح این مسائل در حاشیه‌ی موضوعات دیگر، مستقیما درباره‌ی آن‌ها سخن بگویم. كتاب حاضر كوششی است برای بخشیدن بُعدی تجربی به اخلاقیات. من در این كتاب از اخلاق برای طرح پرسش‌هایی در برابر تاریخ استفاده كرده‌ام و سعی كرده‌ام متقابلاً از تاریخ برای ارئه تصویری از استعدادهای پنهان انسان استفاده كنم كه به اخلاقیات ربط پیدا می‌كنند. برای انجام این كار ناچار بوده‌ام بسیاری از مسائل و مباحث را با دیگرانی در میان بگذارم كه درك و دانش بیشتری از من در این زمینه دارند. امیدوارم لغزش‌های من انگیزه‌ای شود برای آنان تا این پروژه را به نحوی بهتر به پیش ببرند و به سرانجام برسانند. (از پیش‌گفتار نویسنده) @ELDialectico

رابرت: فکر می‌کنی این اتفاقی که برای ما افتاد برای همه می افته؟ احساسی که ما نسبت به هم داریم. ما خیلی سخت می تونیم از هم جدا
رابرت: فکر می‌کنی این اتفاقی که برای ما افتاد برای همه می افته؟ احساسی که ما نسبت به هم داریم. ما خیلی سخت می تونیم از هم جدا شیم. بعضی از مردم تمام عمرشون دنبال همچین چیزی می گردن اما پیداش نمی کنن. بعضیا هم فکر می کنن اصلاً وجود نداره. کار درستیه از دستش بدیم؟ 🎥پل های مدیسون کانتی 🎬کلینت ایست وود @ELDialectico

«نظرات ما از پرسه‌زدن در شبکه‌های اجتماعی سرچشمه می‌گیرند، نه مطالعۀ کتاب‌ها! این تقلید از دانایی، در واقع الگوی جدید نادانی
«نظرات ما از پرسه‌زدن در شبکه‌های اجتماعی سرچشمه می‌گیرند، نه مطالعۀ کتاب‌ها! این تقلید از دانایی، در واقع الگوی جدید نادانی است..» ▪️کارل تارو گرینفلد @ELDialectico

دیالکتیک روشنگری - Статистика та аналітика Telegram каналу @eldialectico