uk
Feedback
دیالکتیک روشنگری

دیالکتیک روشنگری

Відкрити в Telegram

فضایی برای تبادل مطالب در حوزه اندیشه و فرهنگ

Показати більше
838
Підписники
+124 години
+117 днів
+630 день
Архів дописів
🔸یکی از چیزهایی که آدم‌ها را دیوانه می‌کند همین انتظار کشیدن است. مردم تمام عمرشان انتظار می‌کشیدند. انتظار می‌کشیدند که زند
🔸یکی از چیزهایی که آدم‌ها را دیوانه می‌کند همین انتظار کشیدن است. مردم تمام عمرشان انتظار می‌کشیدند. انتظار می‌کشیدند که زندگی کنند، انتظار می‌کشیدند که بمیرند. توی صف انتظار می‌کشیدند تا کاغذ توالت بخرند. توی صف برای پول منتظر می‌ماندند و اگر پولی در کار نبود سراغ صف‌های درازتر می‌رفتند. صبر می‌کردی که خوابت ببرد و بعد هم صبر می‌کردی تا بیدار شوی. انتظار می‌کشیدی که ازدواج کنی و بعد هم منتظر طلاق گرفتن می‌شدی. منتظر باران می‌شدی و بعد هم صبر می‌کردی تا بند بیاید. منتظر غذا خوردن می‌شدی و وقتی سیر می‌شدی باز هم صبر می کردی تا نوبت دوباره خوردن برسد. توی مطب روان‌پزشک با بقیهٔ روانی‌ها انتظار می‌کشیدی و نمی‌دانستی آیا تو هم جزء آن‌ها هستی یا نه. ▪️چارلز بوکوفسکی 📕عامه پسند ▪️ترجمه پیمان خاکسار @ELDialectico

دلم میخواست آن‌قدر حرف بزند تا یک جایی بخورد توی ملاجم تکانی به خودم بدهم یا چنان بخوابند بیخ گوشم که برق از چشم‌هام بپرد از
دلم میخواست آن‌قدر حرف بزند تا یک جایی بخورد توی ملاجم تکانی به خودم بدهم یا چنان بخوابند بیخ گوشم که برق از چشم‌هام بپرد از خواب بپرم... از این کابوس کنده شوم به خودم بیایم و برگردم به همان وضعیت قبلی که هر وقت دلم خواست گریه کنم بخندم قدم بزنم بنویسم و بگذارم آن ‌کس که دوست دارد با تنم عشق بورزد... مثل آدمی که تنها امیدش از جلوی چشمش دور می‌شود! اما به خودش زحمت نمی‌دهد که اقلا دستش را دراز کند در حبابی پوچ وا داده بودم... 📕تماماََ مخصوص ▪️عباس معروفی @ELDialectico

انسان شهرش را عوض می‌کند، کشورش را عوض می‌کند، ولی کابوس‌هایش را نه. فرقی هم نمی‌کند سوارِ کدام قطار شده باشی و در کدام‌یک از
انسان شهرش را عوض می‌کند، کشورش را عوض می‌کند، ولی کابوس‌هایش را نه. فرقی هم نمی‌کند سوارِ کدام قطار شده باشی و در کدام‌یک از ایستگاه‌های جهان پیاده شده باشی؛ این تنها جامه‌دانی است که وقتی باز می‌کنی همیشه لبالب است از همان کابوس. مثل شال نیم‌متری هلنا. هی میل می‌زنی، دانه می‌اندازی، یکی بالا، یکی پایین و بعد می‌بینی همیشه مشغول بافتن همان شالی…! ▪️رضا قاسمی 📕وردی که بره‌ها می‌خوانند @ELDialectico

📕رمان تنها وسیله‌ای‌ست که با آن می‌توان وجود انسانی را با تمام جنبه‌هایش تشریح کرد، نشان داد، تحلیل کرد، پوست کَند... زیرا ر
📕رمان تنها وسیله‌ای‌ست که با آن می‌توان وجود انسانی را با تمام جنبه‌هایش تشریح کرد، نشان داد، تحلیل کرد، پوست کَند... زیرا رمان در ارتباط با همه‌ی نظام‌های فکری نوعی شکاکیت ذاتی دارد. هر رمان طبیعتاً با این فرض آغاز می‌شود که اساساً گنجاندن زندگی بشری در هر نظامی ناممکن است... ارزش رمان در اینست که جوهر واقعیت را به آزمون می‌کشد. ▪️هنر رمان ▪️میلان کوندرا ▪️ترجمه : پرویز همایون پور @ELDialectico

📕معرفی کتاب ▪️«چگونگی رشد و فروپاشی اقتصاد» ▪️پیتر شف و اندرو شف ▪️ترجمه‌ی حمیدرضا ارباب 🔻چگونه دولت‌ها می‌توانند بدون داشت
📕معرفی کتاب ▪️«چگونگی رشد و فروپاشی اقتصاد» ▪️پیتر شف و اندرو شف ▪️ترجمه‌ی حمیدرضا ارباب 🔻چگونه دولت‌ها می‌توانند بدون داشتن درآمد خرج کنند؟ به چه دلیل برخی کشورها ثروتمند و برخی فقیرند؟ راه درمان رکود اقتصادی چیست؟ پس‌انداز بیش‌تر یا مصرف بیش‌تر؟ علل به‌وجود آمدن تورم چیست؟ به چه دلیل گرفتن ماهی با دستان خالی تا این حد مشکل است؟ کتاب چگونگی رشد و فروپاشی اقتصاد با استفاده از تصاویر کارتونی، طنز و داستان، مفاهیم پیچیده‌ی مربوط به رشد اقتصادی و نظام پولی را شرح می‌دهد. نویسندگان کتاب، پیتر شف و آندرو شف مبانی رشد اقتصادی، موارد استفاده از سرمایه، ماهیت ویرانگر وام‌های مصرفی، علل تورم، اهمیت تجارت خارجی، پس‌انداز، ریسک و بسیاری از مهم‌ترین اصول علم اقتصاد را شرح می‌دهند. داستان کتاب ممکن است ساده و سطحی به‌نظر برسد ولی شما را به یک درک عمیق از چگونگی رشد اقتصاد و دلایل فروپاشی آن می‌رساند. @ELDialectico

📕معرفی کتاب ▪️«نوشتار و تفاوت» ▪️ژاک دریدا ▪️ترجمه‌ی عبدالکریم رشیدیان (اثر شایسته‌ی تقدیر در سی‌و‌پنجمین دوره‌ی کتاب سال در
📕معرفی کتاب ▪️«نوشتار و تفاوت» ▪️ژاک دریدا ▪️ترجمه‌ی عبدالکریم رشیدیان (اثر شایسته‌ی تقدیر در سی‌و‌پنجمین دوره‌ی کتاب سال در بخش فلسفه‌ی غرب سال ۹۶) 🔻نوشتار و تفاوت مجموعه‌ای از نخستین مقالات دریدا است که در سال ۱۹۶۷ منتشر شد و در میان آثار او جایگاهی ممتاز دارد. دریدا در هریک از این مقالات، که نوعی سکوی پرتاب شمرده می‌شوند، بعضی درون‌مایه‌های بنیادی و روش‌های کلیدی اندیشمندان بزرگ عصر خویش (روسه، فوکو، ژابس، هوسرل، هایدگر، لویناس، ارتو، فروید، باتای، لوی استروس و …) را مورد سنجش قرار می‌دهد. از خلال این سنجش، خطوط و عناصر شکل‌دهنده‌ی فضای اندیشه‌ی دریدایی اندک‌اندک چهره می‌نمایند تا در آثار بعدی او سیمای مشخص‌تری پیدا کنند. تنوع، غنا و اهمیت مسائل مطرح‌شده، شیوه‌ی پرسش‌گری و نقد دریدا در این جستارها تولد اندیشمندی را بشارت می‌داد که برای ماندن آمده بود و تأثیر انکارناپذیرش بر اقلیم فلسفی زمانه‌اش گواه آن بوده است. @ELDialectico

📕معرفی کتاب ‌‌ ‌‌‌‌▪️«خود‌ـ‌آگاهی هگلی و پساساختارگرایان فرانسوی» ▪️دیوید شرمن ▪️ترجمه‌ی محمدمهدی اردبیلی و پیام ذوقی 🔻فصل
📕معرفی کتاب ‌‌ ‌‌‌‌▪️«خود‌ـ‌آگاهی هگلی و پساساختارگرایان فرانسوی» ▪️دیوید شرمن ▪️ترجمه‌ی محمدمهدی اردبیلی و پیام ذوقی  🔻فصل «اربابی و بردگی» (یا خدایگانی و بندگی) از کتاب پدیدارشناسی روح، بی‌شک یکی از تأثیرگذارترین و پرمناقشه‌ترین فرازهای فلسفه‌ی هگل است که برای اندیشه‌ی پساهگلی، از نظریه‌ی سیاسی‌ـ‌اجتماعی مارکس گرفته تا روان‌کاوی لکان، الهام‌بخش بوده است. دیوید شرمن در کتاب حاضر مشخصاً به مواجهه‌ی سه متفکر متأخر فرانسوی (ژرژ باتای، ژیل دلوز و ژاک لکان) با ایده‌ی خودـ‌آگاهی هگلی و به‌ویژه مبحث ارباب و برده می‌پردازد. @ELDialectico

پولانسکی درباره‌اش گفته بود "خوشحالم که مردی تا این حد دیوانه شغل درستی انتخاب کرده! او ممکن بود در یک شغل دیگر واقعا خطرناک
پولانسکی درباره‌اش گفته بود "خوشحالم که مردی تا این حد دیوانه شغل درستی انتخاب کرده! او ممکن بود در یک شغل دیگر واقعا خطرناک باشد" جک نیکلسون امروز 80 ساله می‌شود. @ELDialectico

تا پای جوخهٔ اعدام شاملو سال۱۳۲۴ش، یعنی سالی که از زندان متفقین آزاد شد، با خانواده به رضاییه رفت. پدرش افسری بود که به‌دلیل
تا پای جوخهٔ اعدام شاملو سال۱۳۲۴ش، یعنی سالی که از زندان متفقین آزاد شد، با خانواده به رضاییه رفت. پدرش افسری بود که به‌دلیل خودرأی‌‌بودن همیشه از این طرف ایران به آن طرف مرز تبعید می‌شد و حالا کلانتر مرزی در رضاییه بود. در ساختمان دولتی نشسته بودند که دموکرات‌ها به سراغشان آمدند. شاملو و پدرش را گرفتند و بردند. مدتی آن‌ها را کَت‌‌بسته در انتظاری کُشنده داخل پناهگاه نگه داشتند. شب‌هنگام آن‌ها را بردند جلوی دیوار، روبه‌روی جوخهٔ اعدام. چشمشان را بستند. فداییان مسلح به خط شدند. پدر طوری ایستاد که سپر بلای فرزند شود. شاملو خودش را کنار کشید. تن به مردن داده بود. انتظار، کُشنده و طولانی بود. فرمانده‌ٔ پناهگاه یک‌آن در تصمیم خود تردید کرد و مصلحت دید که با فرمانده‌اش مشورت کند. فرماندهٔ او پدر شاملو را خوب می‌شناخت. پادرمیانی‌ کرد و پدر و پسر نجات یافتند. عکس احمد شاملو ▪️ ساری، منزل بقراط، آبان۱۳۵۳ @ELDialectico

▪️با تأخیر خبر رسید حشمت‌الله کامرانی، مترجم صاحب‌سبک ۲۵ فروردین‌ ۹۹ از دنیا رفته. معروفترین ترجمۀ او «جاودانگی» میلان کوندرا
▪️با تأخیر خبر رسید حشمت‌الله کامرانی، مترجم صاحب‌سبک ۲۵ فروردین‌ ۹۹ از دنیا رفته. معروفترین ترجمۀ او «جاودانگی» میلان کوندرا است. ▪️ترجمه های دیگر ایشان : «فرزندان سانچز» اسکار لوییس، «مرگ و دختر جوان» آریل دورفمن، «خانۀ ارواح» ایزابل آلنده، «همزاد» داستایوسکی، «داستان همیشگی» ایوان گنجاروف، «نه فرشته نه قدیس» ایوان کلیما، «شوک آینده» و «موج سوم» الوین تافلر و ... کامرانی از انگلیسی ترجمه می‌کرد. متولد ۱۳۲۰ در نهاوند بود. در جوانی عضو جبهه ملی شد و سال ۵۳ زندان افتاد. ترجمه را هم با آثار نویسندگانی مثل گورکی شروع کرد، ولی بعد به جهان‌های دیگر رفت. گوشه‌گیر بود و جز چندتایی مصاحبه از او نیست. ▪️یکجا دربارۀ ترجمه‌اش گفته بود: «در نگاه اول وقتی یک متن را از زبانی به زبان دیگر برمی‌گردانید کاری مکانیکی است، اما نوع برگردان فکر می‌کنم یک جنبه کیفی داشته باشد. اینجاست که خلاقیت مترجم و عیار کار او مشخص می‌شود. بالاخره جمله‌پردازی و انتخاب واژگان فراتر از کار مکانیکی است.» / عکس: مریم زندی، ۸۳ @ELDialectico

“اگر در برابر من بایستی و به من نگاه کنی، از دردهایی که در درون من خانه دارند، چه دستگیرت خواهد شد و برعکس در قبال خودت؛ از د
“اگر در برابر من بایستی و به من نگاه کنی، از دردهایی که در درون من خانه دارند، چه دستگیرت خواهد شد و برعکس در قبال خودت؛ از دردهای درون خودت، چه دستگیر من خواهد شد. و اگر قرار باشد خود را در برابر تو بر روی زمین بیاندازم، گریه سر دهم و از دردها و آلام خود برایت شرح دهم، چیزی بیش از مفهوم “جهنم” درخواهی یافت، همچنان‌که همه از آتش جهنم و وحشت آن برای یکدیگر روایت می‌کنند. از این رو ما انسان‌ها که چنان در برابر یکدیگر با احترام، با تأمل و سرشار از علاقه قرار می‌گیریم، در واقع هر یک در برابر درب ورودی جهنم می‌ایستیم.” ▪️فرانتس کافکا ▪️برشی از نامه به اسکار پولاک - هشتم نوامبر ۱۹۰۳ ▪️ترجمه : پرویز خزائی @ELDialectico

🔸فکر می‌کنم اصولاً آدم باید کتاب‌هایی را بخواند که گازش می‌گیرند یا نیشش می‌زنند. اگر کتابی که می‌خوانیم مثلِ یک مشت نخورد ب
🔸فکر می‌کنم اصولاً آدم باید کتاب‌هایی را بخواند که گازش می‌گیرند یا نیشش می‌زنند. اگر کتابی که می‌خوانیم مثلِ یک مشت نخورد به جمجه‌مان و بیدارمان نکند، پس چرا می‌خوانیمش؟ که به قولِ تو حالمان خوش بشود؟ بدونِ کتاب هم که می‌شود خوش‌حال بود. تازه، لازم باشد خودمان می‌توانیم از این کتاب‌هایی بنویسیم که حالمان را خوش می‌کند. ما اما نیاز به کتاب‌هایی داریم که مثلِ یک ناخوش‌حالیِ سخت دردناک متاثرمان کند. مثلِ مرگِ کسی که از خودمان بیشتر دوستش داشتیم، مثلِ زمانی که در جنگل‌ها پیش می‌رویم، دور از همه‌ی آدم‌ها، مثلِ یک خودکشی! کتاب باید مثلِ تبری باشد بر دریایِ یخ‌زده‌ی درونمان! کافکا @ELDialectico

رفتار آدم‌ها و انتخاب‌های آنان درست شبیه قمار است. اینکه زندگی در کل شبیه قمار است و شما هرگز نمی‌دانید چه چیزی در انتظارتان
رفتار آدم‌ها و انتخاب‌های آنان درست شبیه قمار است. اینکه زندگی در کل شبیه قمار است و شما هرگز نمی‌دانید چه چیزی در انتظارتان است. از بین گزینه‌های مختلف یکی را انتخاب می‌کنیم چون احساس می‌کنیم درست است و به موفقیت می‌انجامد. قمار باز داستایوفسکی @ELDialectico

📕 معرفی کتاب سنت روشنفکری در غرب نویسنده: ج برونوفسکی،ب مازلیش مترجم: لی لا سازگار كتاب سنت روشنفكری در غرب را دو تن نوشته ا
📕 معرفی کتاب سنت روشنفکری در غرب نویسنده: ج برونوفسکی،ب مازلیش مترجم: لی لا سازگار كتاب سنت روشنفكری در غرب را دو تن نوشته اند آنان سیر تكامل اندیشه‌ها را از دوره‌ی رنسانس تا آغاز قرن 19 پی گرفته‌اند و تاریخ تفكر غرب را به گسترده‌ترین معنایش دنبال كرده‌اند، یعنی فقط به رشته‌ای خاص مثل سیاست یا فلسفه نپرداخته‌اند، بلكه با توجه به بستر تاریخی و اقتصادی و علمی بروز اندیشه‌ها را بررسی كرده‌اند. این كتاب سه بخش دارد: 1 . "دنیای رو به توسعه"، از لئوناردو تا عصر الیزابت؛ در این دوره رنسانس، اصلاح دین و علم و صنعت رخ می‌دهد. 2 . "عصر مخالفت منطقی"، از كرامول تا روسو؛ عصری كه از نخستین انقلاب مهم در دنیا یعنی مقاومت در برابر چارلز اول آغاز می‌شود و تا حدود 1760 ادامه می‌یابد. در این بخش جنبش ابراز مخالفت شدید پیرایشگران (پیوریتن‌ها) و سپس گروه‌های مخالف كلیسای رسمی بررسی شده است. 3 . "انقلاب‌های بزرگ"، از آدام اسمیت تا هگل؛ در این بخش آن‌چه در جامعه‌ی ما نشانه‌ی مدرن بودن است نمایان می‌شود. @ELDialectico

انسانی که خودش را فقط به وقت ضرورت بروز می‌دهد ،قدرت بیشتری دارد .من از تنهایی رنج برد ه‌ام،اما چون توانسته‌ام رازم را حفظ کن
انسانی که خودش را فقط به وقت ضرورت بروز می‌دهد ،قدرت بیشتری دارد .من از تنهایی رنج برد ه‌ام،اما چون توانسته‌ام رازم را حفظ کنم،بر رنج تنهایی فایق آمده‌ام.تا به آن آخر خط رفتن این معنا را در بر دارد که بدانیم چگونه رازمان را حفظ کنیم.و امروز بزرگترین شادی‌ام تنها و گمنام زیستن است. عمیق ترین شادی من نوشتن است. یادداشت‌ها نویسنده: آلبر کامو مترجم: خشایار دیهیمی @ELDialectico

وقتی تنهایی و کسی را برای رازگویی نداری، حفظِ یقین آسان نیست. درست در همین هنگام بود که "دروگو" دریافت که انسان‌ها چقدر از هم
وقتی تنهایی و کسی را برای رازگویی نداری، حفظِ یقین آسان نیست. درست در همین هنگام بود که "دروگو" دریافت که انسان‌ها چقدر از هم جدا افتاده‌اند و با وجود محبتی که ممکن است نسبت به هم داشته باشند تا چه پایه از هم دورند. پی برد به اینکه اگر انسان رنج ببرد، رنج اش از آنِ خودِ اوست و هیچ کس نمی‌تواند بار رنج را ولو اندکی از دل او بردارد. دریافت که اگر کسی دردمند باشد، حتی عاشق بی‌قرارش نمی تواند از درد او درد بکشد و علت تنهایی انسان همین است. دینو بوتزاتی بیابان تاتارها @ELDialectico

«زنجیرهای بسیاری دست‌و‌پای انسان را بسته است، چنان‌که ممکن است او رفتار کردن به شیوه‌ی حیوانات را فراموش کرده باشد. و حقیقت ر
«زنجیرهای بسیاری دست‌و‌پای انسان را بسته است، چنان‌که ممکن است او رفتار کردن به شیوه‌ی حیوانات را فراموش کرده باشد. و حقیقت را بگوییم: او نرم‌خوتر، روحانی‌تر، لذت‌جوتر، و محتاط‌تر از هر حیوانی شده است. اما او کماکان از اینکه زنجیرش را برای مدتی طولانی تحمل کرده است در رنج است.» ( از فصل توهم‌های حقیقی: فردریش نیچه) ایدئولوژی زیبایی‌شناسی نویسنده: تری ایگلتون مترجم: مجید اخگر @ELDialectico

همیشه موج نهم تنهایی، قوی ترین موج، همان که از دورترین نقطه می‌آید، از دورترین جای دریا، همان است که تو را سرنگون می‌کند و از
همیشه موج نهم تنهایی، قوی ترین موج، همان که از دورترین نقطه می‌آید، از دورترین جای دریا، همان است که تو را سرنگون می‌کند و از سرت می‌گذرد و تو را به اعماق می‌کشاند، و سپس ناگهان رهایت می‌کند، همان قدر که فرصت کنی تا به سطح آب بیایی، دست‌هایت را بالا ببری، بازوهایت را بگشایی و بکوشی تا به نخستین پر کاه بچسبی. تنها وسوسه‌ای که کسی هرگز نتوانسته است بر آن غالب شود: وسوسه‌ی امید... ▪️رومن گاری 📕پرندگان می‌روند در پرو می‌میرند @ELDialectico

📕معرفی کتاب: ‎تاریخ بی‌خردی، از تروا تا ویتنام ‎ عنوان کتابی است اثر ‎باربارا تاکمن| مترجم : حسن کامشاد|انتشارات : کارنامه |
📕معرفی کتاب: ‎تاریخ بی‌خردی، از تروا تا ویتنام ‎ عنوان کتابی است اثر ‎باربارا تاکمن| مترجم : حسن کامشاد|انتشارات : کارنامه | ‎ کتاب با دستمایه قرار دادن برخی رویدادهای معروف ‎تاریخ جهان از دورهٔ باستان تا امروز سعی کرده‌است به نقد رفتار حکمرانان در مواجهه با این رویدادها بپردازد عنوان کتاب از تروا تا ویتنام است و به‌نظر باربارا تاکمن نخستین بی‌خردی شگفت‌آور سیاست‌مداران تروا این است که در کمال بی‌عقلی و نادانی، اسب چوبین را داخل شهر خود بردند و نیرنگ یونانیان را درنیافتند و شد آنچه شد. کتاب در پنج فصل با عناوین زیر تدوین شده‌است: * فصل اول: پیگیری سیاست‌های مغایر با منافع خویش. * فصل دوم: نمونه‌های آغازین: اسب تروا. * فصل سوم: پاپ‌های رنسانس و جدا شدن پروتستان‌ها. * فصل چهارم: بریتانیا آمریکا را از دست می‌دهد. * فصل پنجم: آمریکا در ویتنام به خود خیانت می‌کند. @ELDialectico

دروغگویان در زندگی خصوصی‌شان، برای رویارویی با مشکلات منابع محدودی دارند. آن‌ها از پاسخ‌دادن طفره می‌روند، از ملاقات با برخی
دروغگویان در زندگی خصوصی‌شان، برای رویارویی با مشکلات منابع محدودی دارند. آن‌ها از پاسخ‌دادن طفره می‌روند، از ملاقات با برخی خودداری می‌کنند و توضیحاتی را سرهم‌بندی می‌کنند. دروغگویی شخصی تا حدی با عدم اطمینان از امنیتِ این راهبردها محدود می‌شود. دروغگویانی که بر مسند قدرت نشسته‌اند آزادی عمل بیشتری دارند: حتی در نظام مردم‌سالار، آن‌ها از تبلیغات استفاده می‌کنند ومی‌توانند برای ممانعت از دسترسی عموم به اطلاعات، به «امنیت ملی» متوسل شوند. در جامعهٔ اقتدارگرا، زمامداران برای دفاع از دروغ‌های کوچک با تولید انبوهِ دروغ‌های بزرگ‌تر، امکان بیشتری می‌یابند. این کار مثل چاپ اسکناس برای خروج از بحران مالی است. در این حالت زمامداران در کوتاه‌مدت سود می‌برند و دروغشان آشکار نمی‌شود، ولی در بلندمدت، هزینهٔ تراکم تبلیغات این است که نظام باورهای رسمی ارتباطش را هرروز بیش از پیش با واقعیت از دست می‌دهد و بنابراین حمایت از آن بدون توسل به زور و دروغگویی دشوارتر می‌شود. ▪️جاناتان گلاور 📕انسانیت:تاریخ اخلاقی سده بیستم @ELDialectico