☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
Відкрити в Telegram
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـنهایِ طولانـی| متنها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «بله» هم با همین آیدی فعاله. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
Показати більше4 941
Підписники
+824 години
+797 днів
+20130 день
Архів дописів
اگه تحلیلگرانِ میلیتاریستِ تلگرامی دو دقیقه اجازه بدن و پیشاپیش جنگندههای آمریکایی رو برفرازِ خلیجفارس رؤیت نکنن؛ ببینیم واقعاً چه خبره.
شما کلِ مملکت رو زیر و رو کنی؛ ایرانیتر و مسلمانتر از ایشون پیدا نمیکنی. یکی از منتقدینِ تازهٔ ایشون که انتقاداتش رو معمولاً با توهین همراه میکنه؛ سالها پیش کتابی در خصوص ردِ تکنولوژی، و تعارضِ دین و علم نوشته بود! اما ولیفقیه کیه؟ کسی که در سن ۸۴ سالگی، ۵ ساعت از نمایشگاهِ تولیدِ داخلی بازدید میکنه و با دقت پیشرفتهای جوونهایِ این مملکت رو رصد میکنه، پای حرفِ تکتکشون میشینه و دغدغهٔ ثبتِ تکنولوژیها به نامِ «ایران» رو داره. هیچکس نمیتونه منکرِ این بشه که یکی از مهمترین دغدغههایِ رهبری «پیشرفتِ علمی-ایرانیه».
در شرایطی که خیلی از آقایون اهمیتی به مسائلِ روز نمیدن؛ رهبری در خصوصِ هوش مصنوعی تبیین میکنه، در شرایطی که خیلی از آقایون بخاطرِ «در قدرت نبودن» منکرِ تاثیرِ مردم در همین انتخابات میشن؛ ایشون ساعتها دربارهٔ سبقهٔ تاثیرگذاری مردم در حاکمیت تبیین میکنه، و در شرایطیکه اپوزیسیون روشنفکرنما با هزار بَزک؛ برهنگیِ جسمِ زن رو عاملِ پیشرفت معرفی میکنن؛ ایشون حتی به دختربچهها هم توصیهٔ درس خوندن میکنه.
و بله! ما در معرفیِ شخصِ ولیفقیه، و کلیتر؛ در معرفیِ مبانی ولایت فقیه کم گذاشتیم.
ما در خیلی موارد قانونِ خوب داریم. سلبریتیِ خوب داریم، ورزشکارِ خوب داریم، نویسندهٔ خوب و هنرمندِ خوب و مسئولِ خوب هم داریم.
معیارِ خوبی و بدی هم الزاماً این نیست که من اصلاحطلبم یا اصولگرا یا هیچکدوم؛ نظرات و سلایقِ سیاسی متفاوته و اساساً همین تفاوتها میتونه جامعه رو بسازه. رسانهٔ مجازی و غیرمجازی هم عادتش بازتابِ خوبیها نیست؛ برایِ همین به چشم نمیان و شما بجای تمرکز رویِ پرتاب سه ماهوارهٔ ایرانی، روی خطِ اتویِ کجِ لباسِ فلان آدم تمرکز میکنی و همون میشه عامل خودتحقیری [مثال عرض میکنم]. اما بعضی چیزها در دایرهٔ منافعِ ملی و امنیتی جا میگیره که شوخیبردار نیست. مثلاً اظهارنظرِ بعضی سلبریتیها در حیطهای که هیچ تخصصی توش ندارن و میدونن که قطعاً تاثیرگذار خواهند بود، مثلِ زیرسوال بردنِ قوایِ امنیتی و تضعیف و تمسخرِ اون. مثلِ حمایت از تروریستها به اسمِ «فعالِ سیاسی».
حالا توقعِ ما چیه؟ برخوردِ مناسب.
برخوردِ مناسب هم الزاماً زندان و اعدام و جریمه نیست؛ همینکه شما تشخیص بدی این فرد بعنوان یک صاحبتریبون برایِ اذهان عمومی آسیب زنندهس و تریبونش رو ازش بگیری؛ کفایت میکنه.
منقلب کردنِ حقیقت به عمد و در عُموم؛ باید یه هزینهای داشته باشه.
ما در خیلی موارد قانونِ خوب داریم. سلبریتیِ خوب داریم، ورزشکارِ خوب داریم، نویسندهٔ خوب و هنرمندِ خوب و مسئولِ خوب هم داریم. معیارِ خوبی و بدی هم این نیست که من اصلاحطلبم [خداینکرده] یا اصولگرا یا هیچکدوم؛ نظرات و سلایقِ سیاسی متفاوته و اساساً همین تفاوتها میتونه جامعه رو بسازه. رسانهٔ مجازی و غیرمجازی هم کارش بازتابِ خوبیها نیست؛ برایِ همین به چشم نمیان و شما بجای تمرکز رویِ پرتاب سه ماهوارهٔ ایرانی، روی خطِ اتویِ کجِ لباسِ فلان آدم تمرکز میکنی و همون میشه عامل خودتحقیری [مثال عرض میکنم]. اما بعضی چیزها در دایرهٔ منافعِ ملی و امنیتی جا میگیره که شوخیبردار نیست. مثلاً اظهارنظرِ بعضی سلبریتیها در حیطهای که هیچ تخصصی توش ندارن و میدونن که قطعاً تاثیرگذار خواهند بود، مثلِ زیرسوال بردنِ قوایِ امنیتی و تضعیف و تمسخرِ اون. مثلِ حمایت از تروریستها به اسمِ «فعالِ سیاسی».
حالا توقعِ ما چیه؟ برخوردِ مناسب.
برخوردِ مناسب هم الزاماً زندان و اعدام و جریمه نیست؛ همینکه شما تشخیص بدی این فرد بعنوان یک صاحبتریبون برایِ اذهان عمومی آسیب زنندهس و تریبونش رو ازش بگیری؛ کفایت میکنه.
منقلب کردنِ حقیقت به عمد و در عُموم؛ باید یه هزینهای داشته باشه.
از چپ به راست بخونید؛
-استوریِ شهرزاد همتی؛ دبیر گروه اجتماعیِ روزنامهٔ اصلاحطلبِ شرق.
- اطلاعیه گروهک کومله دربارهٔ اعدام ۴ عضو تیم تروریستیِ موساد که سال گذشته در جریان عملیاتِ بمبگذاری در اصفهان دستگیر شدند.
معتقدم برایِ مبارزه با تروریسم علاوه بر مرزهای جغرافیایی؛ باید از درون شروع کرد؛ برایِ مثال از این خانم عضو روزنامهٔ شرق- خبرنگارانِ این روزنامه در این زمینه تجربه دارن- بپرسید ارتباطِ این چهار تروریست با ایشون چیه که ازشون با عنوانِ «ما» یاد کرده؟ برایِ اعلام تأسف درخصوص اعدام تروریستها؛ با حزبِ کومله تقسیمِ کار کردید؟ بعد از صاحبامتیاز روزنامه شرق بپرسید که چرا خبرنگارانِ حامی تروریست در اونجا مشغولِ کارن؟ و در نهایت بپرسید اگر عملیات تروریستیِ اصفهان منجر به فاجعه میشد؛ واکنشِ این روزنامهها و همفکرانشون چی بود؟! همین چندسوال رو بپرسید تا تکلیفِ اذهانِ عمومیِ ما «مردم» با بازویِ داخلی اینترنشنال مشخص بشه.
چندروز پیش المان و فرانسه و انگلیس یه بیانیهٔ مشترک دادن و در اون پرتابِ ماهواره ثریا توسط ایران به فضا رو محکوم کردن؛ و اون رو یه اقدامِ تنشزا معرفی کردن.
تو این بیانیه اومده بود که ما ایران رو بخاطرِ این اقداماتِ تنشزا پاسخگو میکنیم؛ در همین راستا یه استوری دیدم که دوستِ غربگرایی نوشته بود: ما نخوایم پیشرفت کنیم کیو باید ببینیم؟! چرا کاری میکنید که قدرتهایِ جهانی رو عصــبانی کنید درحالیکه تواناییشو ندارید؟!
از شباهتِ این تفکّر که امروز در مجازی و جریاناتِ سیاسی خصوصاً اصلاحات؛ به تفکّرِ نخستوزیرِ پهلوی- رزمآرا [ایرانی جماعت حتی نمیتواند یک آفتابه گِلی بسازد] که بگذریم؛ امروز ایران با پرتابِ سه ماهوارهٔ ایرانی به فضا پاسخِ مناسبی به این بیانیه داد :))
منتظر موندم که کانالهایِ پرایوت هم اسکرین فورواردشون رو برام بفرستن؛ برای همین یه کم طول کشید. باز خیلیها اسکرین نفرستادن اما قرعهکشی رو انجام دادم.
از بینِ کساییکه کامنت گذاشتن:
- مریم شمسالدینی
- ترانه موسوی
- سیده فاطمه میرشاهی
از بینِ کانالهایی که فوروارد کردن؛
- کابوک
- حفیّ
- ویوستریا
به هر عزیز یه کتاب «جاذبه و دافعهٔ علی» و یه «الغارات» هدیه داده میشه؛ مبارکتون باشه؛ فقط یادتون نره که وقتی مطالعهٔ کتابهارو تموم کردین، به عزیزانتون هم کتابهارو بدین تا حتماً بخونن :)
لطفا ادرس و مشخصاتتون رو برام به این آیدی بفرستید:
@mrs_rhm
از عصر عاشورا زینب تجلی میكند. از آن به بعد به او واگذار شده بود. رئیسِ قافله اوست چون یگانه مرد، زینالعابدین (
سلام اللّه علیه) است كه در این وقت به شدت مریض است و احتیاج به پرستار دارد تا آنجا كه دشمن طبق دستورِ كلی پسرِ زیاد كه از جنس ذكورِ اولاد حسین هیچكس نباید باقی بماند، چند بار حمله كردند تا امام زینالعابدین را بكشند ولی بعد خودشان گفتند: این خودش دارد میمیرد. و این هم خودش یک حكمت و مصلحتِ خدایی بود كه حضرت امام زینالعابدین بدین وسیله زنده بماند و نسل مقدس حسینبنعلی باقی بماند. یكی از كارهای زینب پرستاری امام زینالعابدین است.
مجلس عزایِ حسین را برای اولین بار زینب ساخت. ولی در عینِ حال از وظایف خودش غافل نیست. پرستاری زینالعابدین به عهدهٔ اوست؛ نگاه كرد به زینالعابدین، دید حضرت آنچنان ناراحت است كأنّه میخواهد قالب تهی كند؛ فوراً بدن أباعبداللّه را رها كرد و آمد سراغ زینِ العابدین؛ ای پسر برادر! چرا تو را در حالی میبینم كه میخواهد روح تو از بدنت پرواز كند؟ فرمود: عمه جان! چطور میتوانم بدنهایِ عزیزان خودمان را ببینم و ناراحت نباشم؟ زینب در همین شرایط شروع میكند به تسلیتِ خاطر دادن به زینالعابدین؛
-ام اَیمَن زن بسیار مجلّلهای است كه ظاهراً كنیز خدیجه(س) بوده و بعداً آزاد شده و سپس در خانهٔ پیغمبر و مورد احترام پیغمبر بوده است؛ كسی است كه از پیغمبر حدیث روایت میكند. روایتی از پیغمبر را برای زینب نقل كرده بود ولی چون روایت خانوادگی بود؛ یعنی مربوط به سرنوشت این خانواده در آینده بود، زینب یک روز در اواخر عمرِ علی(ع) برای اینكه مطمئن بشود كه آنچه امّایمن گفته صددرصد درست است، آمد خدمت پدرش: یا ابا! من حدیثی اینچنین از امّایمن شنیدهام، میخواهم یكبار هم از شما بشنوم تا ببینم آیا همینطور است؟ همه را عرض كرد. پدرش تأیید كرد و فرمود: درست گفته امّایمن، همین طور است.
زینب در آن شرایط این حدیث را برای امام زینالعابدین روایت میكند. در این حدیث آمده است این قضیه فلسفهای دارد، مبادا در این شرایط خیال كنید كه حسین كشته شد و از بین رفت. پسر برادر! از جدّ ما چنین روایت شده است كه حسین(ع) همین جا، كه اكنون جسد او را میبینی، بدون اینكه كفنی داشته باشد دفن میشود و همین جا، قبرِ حسین، مطاف خواهد شد. آینده را كه اینجا كعبهٔ اهلِ خلوص خواهد بود، زینب برای امام زینالعابدین روایت میكند.
وضع عجیبی است غیرِ قابل توصیف! دم دروازهٔ كوفه [دخترِ علی، دختر فاطمه اینجا تجلی میكند] این زن باشخصیت كه در عینِ حال زن باقی ماند و گرانبها، خطابهای میخواند. راویان چنین نقل كردهاند كه در یک موقع خاصی زینب موقعیت را تشخیص داد؛ دخترِ علی یک اشاره كرد. عبارت تاریخ این است: «وَ قَدْ أَوْمَأَتْ اِلَی الناسِ اَنْ اُسْكُتوا فَارْتَدَّتِ الْاَنْفاسُ وَ سَكَنَتِ الأجْراسُ» یعنی در آن هیاهو و غلغله كه اگر دهل میزدند صدایش به جایی نمیرسید، گویی نفسها در سینهها حبس شد و صدای زنگها و هیاهوها خاموش گشت، مركبها هم ایستادند. خطبهای خواند.
راوی گفت: «وَ لَمْ اَرَ وَ اللّهِ خَفِرَةً قَطُّ اَنْطَقَ مِنْها» این «خَفِره» خیلی ارزش دارد. «خَفِره» یعنی زن باحیا. این زن نیامد مثل یک زن بیحیا حرف بزند.
زینب آن خطابه را در نهایتِ عظمت القاء كرد. در عین حال دشمن میگوید: «وَ لَمْ اَرَ وَ اللّهِ خَفِرَةً قَطُّ اَنْطَقَ مِنْها» یعنی آن حیای زنانگی از او پیدا بود. شجاعت علی با حیایِ زنانگی درهم آمیخته بود.
در كوفه كه بیست سال پیش علی(ع) خلیفه بود و در حدود پنج سال خلافت خود خطابههای زیادی خوانده بود، هنوز در میان مردم خطبه خواندن علی(ع) ضرب المثل بود. راوی گفت: گویی سخن علی از دهان زینب میریزد، گویی كه علی زنده شده و سخن او از دهان زینب میریزد. میگوید وقتی حرفهای زینب- كه مفصل هم نیست، ده دوازده سطر بیشتر نیست- تمام شد، مردم را دیدم كه همه، انگشتانشان را به دهان گرفته و میگزیدند.
این است نقش زن به شكلی كه اسلام میخواهد؛ «شخصیت» در عینِ حیا، عفاف، عفت، پاكی و حریم. تاریخ كربلا به این دلیل مذكّر-مؤنّث است كه در ساختن آن، هم جنسِ مذكّر عامل مؤثری است ولی در مدار خودش، و هم جنس مؤنّث در مدارِ خودش. این تاریخ به دست این دو جنس ساخته شد…
-کتاب «حماسهٔ حسینی»
-شهید مرتضی مطهری.بچهها تا ۱۲ امشب اگر تمایل داشتید اینجا شرکت کنید؛ فوروارد به کانالِ پرایوت هم داشتیم که من نمیتونم ببینم؛ لطفاً برام اسکرین بفرستید از فورواردتون.🤍
دیشب یه چیکه بارون میزد، یک و نیم اینطورا بود، گفتم بریم بیرون زورکی هم که شده؛ بشیم مقصدِ معیّنِ یه فرشتهٔ خدا و دوتا قطره بارون بخوره بهمون روحمون جَلا بگیره؛ همینطور تو خیابون بودیم، یه وَن دیدم بغلِ خیابون بساطِ آش و چایی داشت؛ یه اقای میانسال که کلاهِ پشمی -از اینا که استاد شهریار تو دورانِ پیری میذاشت- همینجور نشسته بود کنارِ ماشین، قوری و سَماورش به راه بود تو سرما. گفتم حتماً یه پدره. برگشتیم پیشش؛ یه عالَمه قوطی چایی و دارچین و هِل و گلاب داشت. منم که بندهٔ جزئیات! چشم چرخوندم تو قفسههاش دنبالِ یه بهونهٔ خوشحالی. عکسِ حاجی رو دیدم کنارِ سیّد. همونیکه تو حیاطن؛ قدم میزنن باهم. به قابِ عکسِ کوچیک. دوتا لیوان چای داد دستمون؛ دستامو باهاش گرم میکردم و «ها» میکردم که دوتا قطره بارون ریخت تو چاییم. فرشتهها شوخیشون گرفته بود باهام. به آقاهه گفتیم عیدتون؛ روزتون مبارک. لپهاش گل انداخت و عیدمون مبارک شد با اون «یاعلی»ِ بعد خداحافظیش.
بهونهها اینجوریان. خدا میچینه کنارِ هم. دوتا چایی و دوتا قطرهٔ بارون و یه قابِ عکس کوچیکِ حاجی و آقا. بیهوا کنار قوری و سماورِ این آقاهه نصفهشبی. یه «یاعلی» گفتن و «علییارت» شنیدن. بوسیدن دست و پایِ مامان و بابا اونوقتایی که نمیذارن و بهشون میگی یعنی دوزار ثواب کاسب نشیم؟! خوندنِ دو رکعت نماز از طرفِ مامان باباهایِ آسمونی به نیتِ حضرت که سبدِ نور و رحمت میشه میره وسطِ سفرههایِ بهشتیشون؛ نفس کشیدن تو هوایی که مولکولهایِ اکسیژنش هم حیدر حیدر میگن؛ اصلاً مگه ما جز محبّتِ علی(ع) و زهرا(س) و اولادشون چی داریم؟ دو صباحِ دنیا رو چجوری بگذرونیم؟ چی ببریم اونور؟
خلاصه بهونهها اینجوریان، زیادن، روزانهن، لحظهایان، ولی ما نمیبینیم؛ حیف که نمیبینیم.
اگر محبّتِ علی(ع) بر دلِ کوهی نِشیند؛
آن کوه از هم میشکافد و فـرو میریزد..
[این نامِ تــــو و این تپـــشِ قلــبِ ما..]
Repost from سیتالوپرام
سلام بچه ها.
عیدتون مبارک باشه✨💚
پدر بنده در حال جمع آوری مبالغی برای اعتکاف روستای پدریم در یزد هستن .
منطقه ای که سال ۱۴۰۰ سیل زده بود و همچنان اوضاع مناسبی ندارن.
از من خواستن از بستر کانالم استفاده کنم و هزینه جمع آوری کنیم برای مراسم اعتکاف مردم این منطقه.
اگر دوست دارید در برگزاری این فریضه معنوی و دینی شریک باشید، میتونید کمک هاتون رو به این شماره کارت واریز کنید:
6037997700360374
(بزنید روی شماره کارت کپی میشه)
به قول پدرم ان شالله اسمتون در زمرهی رجبیون ثبت و ضبط بشه.✨«سرپرست و ولیّ شما، تنها خداست و پیامبرِ او، و آنها که ایمان آوردهاند؛ همانها که نماز را برپا میدارند، و در حالِ رکوع، زکات میدهند.»
سورهٔمحترممائده آیه۵۵.
الْحَمْدُلِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَالْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَهِ آنکه نگينِ پادشاهی دَهَد از کَــرَم گدا را..شکاف آیا دلیلش چیست؟
وقتی خانه دَر دارد
یکی باید از این رازِ کعبه پرده بردارد..
دهانِ کعبه را با نقره پُر کردند،
میدانند؛
که از اسرارِ صاحبخانه و مهـــمان
خبر دارد..
والله!
که نزدیکتر از او به «یقین» نیست
در دینِ علی
ع،
پیـــنه فقط رویِ جَبیـــــن نیست…تمامِ سال منتظر ایامی میمانم که الحاقیه به نامِ شما باشد تا اعتبارِ وجود از نام و یادِ شما بگیرد تا به قدرِ کلمهای بغضِ دلتنگیِ یارِ ندیده باز کنم و از قافلهٔ عُشّاق عقب نمانم، حالا که وصال به شبِ میلادِ شما لطفِ خدا بود؛ کلمههام در وصفِ ذرهای از فضایلِ بیمثالِ شما حقیر شد و اصلاً انگار معنا؛ بیمعنا شد و هرچه هست شمایید و نامِ شما شد آهنگِ تپشِ قلبها و تکمیلِ «ایمان»مان شد رویشِ محبّتِ شما در رگ و ریشهها؛ اتصالِ قلبِ ما به نامِ شما فراتر از عاشق و معشوق است؛ فراتر از مُراد و مُرید است؛ ما اصلاً زمین میخوریم که نامِ شما قوّتِ زانوهایِ لرزانِمان باشد و ما اصلاً زبان میچرخانیم تا یادِ شما برکتِ لحظاتِ تنهاییهایمان؛ اصلاً ما هستیم تا عاشقِ شما باشیم و چه خوش امتحانیست زمزمهٔ السّابقونالسّابقون در خیلِ عُشّاقِ شما که پیغمبر فرمود؛ «سرلوحهٔ پروندهٔ هر مؤمن [در روز قیامت] دوستی و محبت علیبنابیطالب (
علیهالسلام) است..»
معبودا! به آبرویِ یار و یاور و جانِ پیغمبر؛نامِ ما را به انتهایِ صفِ مُتمسکین به مهر و ولایتِ آن تنها امیرالمومنین گره بزن..
زلفش شبِ قدر است و رُخش صبحِ غدیر است؛
چون اسمِ علی آمده، این قافیه شیر است…تازگیها دوتا کتابِ خوب رو تموم کردم که بعضی قسمتهاش رو دلم میخواست اینجا بنویسم اما نمیشه؛ چون یه پکیجِ کاملی بود که حیف بود تیکه تیکهش کنم.
دوست میداشتم برای عید به این زیبایی، عظمت و پر از حقیقت یه کاری بکنم، چون کتاب هدیهٔ خوبی برایِ خودمه؛ لذا سعی کردم چیزی که برای خودم دوست میدارم رو برایِ بقیه هم دوست بدارم.
احساسم این بود که دوست داشته باشید؛ یکی ترجمهٔ کتابِ «الغارات» که به سالهای روایت نشدهٔ حکومت امیرالمومنین میپردازه [و حاج قاسم هم به مطالعهش توصیه کردن] و اونیکی «جاذبه و دافعهٔ علی» از شهید مطهری که من بشدت دوسش دارم و بارها خوندم.
بهترین روش برایِ اینکه بفهمم کدومتون علاقمند به داشتنِ این کتابهایید؛ این بود که اسامیتون رو اینجا بذارید تا قرعهکشی کنم.
اگر کانال دارید به سه کانال. [اگر پرایوته نمیتانم ببینم؛ اسکرینشات فورواردتون رو برام بفرستید.]
و اگر ندارید به سه عزیزی که اسامیِ کاملشون اینجا باشه هدیه تعلق میگیره.
هدیه = هر دوکتابِ عزیز.
تا ۱۲ فرداشب اگر مایل بودید شرکت کنید. فقط قول بدید وقتی خوندنشون رو تموم کردید؛ کتابهارو برایِ مطالعه به عزیزانتون هم هدیه بدید :)🤍
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
