☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
Відкрити в Telegram
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـنهایِ طولانـی| متنها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «بله» هم با همین آیدی فعاله. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
Показати більше4 984
Підписники
-424 години
+587 днів
+26230 день
Архів дописів
تو پناهگاهِ منی؛ زمانیکه راهها با همهٔ وسعتشان درماندهام کنند و زمین با همهٔ پهناوریاش بر من تنگ گیرد و اگر رحمتِ تو نبود، هرآینه من از هلاکشدگان بودم؛ و نادیدهگیرندهیِ لغزشم تویی و اگر پردهپوشیات بر من نبود، هرآیــنه من از رسواشدگان بودم..
- دعایِ عرفه -
پناهِ من؛ عزیزِ دلم…🌱
«امامحسین (
علیهالسلام) در دعایِ عرفه عرض میکند که من اگر هرکدام از نعمتهایِ تو را شکر کنم، خود آن شُکر، یک نعمت است؛ پس من اگر تا آخرِ دَهر زنده بمانم، با همهی وجودم گواهی میدهم که شُکرِ یک نعمت تو را نمیتوانم بهجا بیاورم؛ چون همین که آن نعمت را شُکر کنم، خود اینکه توفیقِ شکر پیدا کردهام، یک نعمتِ دیگر است و باید آن را شُکر کنم و همینطور تسلسُــل پیدا میکند تا ابد.
ما در درجهی اول، از چه شکر کنیم؟
نمیشود شِمُرد؛
«وانتعدّوانعمتاللَّهلاتحصوها».
بنده وقتی دستم فلج شد، متوجهِ خصوصیاتی شدم؛ دیدم این انگشتِ من که به راحتی حرکت میکند و مثلاً یک زنجیر را دور خودش تکان میدهد و این، خیلی کار سادهای به نظر میآید، از حرفهایِ دکترها فهمیدم که خودِ این حرکت، معلول چندین تحرک و توانایی مهم در وجود انسان است؛ اما ما غافل بودیم.
به هرحال، وقتی نعمت از انسان گرفته میشود، انسان متوجه میشود که همین کارِ آسان و کوچک، ثمرهی چندین نعمتِ بزرگ بوده که ما اینطور راحت از آن عبور کردهایم. این، غفلتِ ماست.»
•آیتالله خامنهای (حفظهالله) ۱۳۸۵/۳/۲۹.عرفهیِ هرسال اینارو میذارم اینجا، که از پیجِ مرحومَم باقیمونده، اگه دوس داشتید استفاده کنید.🌱
من تحقیق کردم، ما با یه سری آدمها مواجهیم که هرکاری که خودشون میخوان میکنن ولی به بقیه تشَر میزنن که متفاوت بشن. این محلهی ما محلِ اسکانِ سگهاست! در واقع چهارتا آدمیم وسطِ جماعتِ سّگ.هم ولگرد هم خونگی.
که بعضی همسایهها علاوه بر داشتنِ سگ خونگی، این سگهایِ ولگردِ پاچهپارهکُن رو هم بزرگ میکنن و تیکههایِ گوشتِ خام و پُخته براشون میبرن تا بخورن زاد و ولَد کنن و محل رو آباد کنن؛ از همون تیکههایی که پنجشنبهها بعدِ مهمونی کباب و جوجش میکنن، و همینا برای عید قربان نگرانِ گوسفندها میشن- دیدم که میگم-فکر کنم اینا گاو و گوسفندها رو برای کباب و استِیکهاشون بیهوش میکنن و بعد با احترام میپزن و با هر لُقمه که میخورن خون گریه میکنن. وگرنه دلیل نداره انقدر بینِ حیوونا فرق بذارن.
شیخِ ما دلتنگِ یار بود.
به خانهیِ یار رسید، قدّش به پنجــره نرسید.
سرِ خویش بُرید و زیرِ پا نَهاد و قدّش برسید! معشوق تماشا کرد.
- تذکرةالاولیاء، عطار
حالا که روندِ استحالهٔ صورتیها از «به این اسلامِ سیاسی شما کافرم» به سمتی پیش رفته که برای جلوگیری از خوردن مشروب تقلبی و مُردن؛ نسخهٔ تولید و ارائهٔ قانونی مشروبات الکلی رو برای جمهوری اسلامی میپیچه، قبل از اینکه به مرحلهٔ «همجنسبازها هم حق دارن، به اعتقادِ قوم لوط احترام بگذارید. مگه چی میشه زن با زن، مرد با مرد ازدواج کنه؟ نه به ممنوعیتِ سقط جنین برای آقایان و نه به ممنوعیتِ پدوفیلی؛ با هر گرایش و عقیدهای کنار هم!» برسیم؛
تقاضا داریم جمهوری اسلامی برای ارائه موادِ صنعتی و سنّتی بصورت جداگانه و قانونی هم یه فکری بکنه تا هم قاچاقچیانِ محترمِ مواد مخدر اذیت نشن و هم ارائه دهندگانِ این تزهایِ فضایی افسارگسیخته؛ صنعتی و سنّتیِ نامرغوب نزنن!
استحالهٔ تدریجی یعنی همین؛ قدم به قدم!
حالا که روندِ استحالهٔ صورتیها از «به این دینِ سیاسی شما کافرم» به سمتی پیش رفته که برای جلوگیری از خوردن مشروب تقلبی؛ نسخهٔ تولید و ارائهٔ قانونی مشروبات الکلی رو برای جمهوری اسلامی میپیچه، قبل از اینکه به «همجنسبازها هم حق دارن، به اعتقادِ قوم لوط احترام بگذارید. مگه چی میشه زن با زن، مرد با مرد ازدواج کنه؟ نه به ممنوعیتِ سقط جنین برای آقایان و نه به ممنوعیتِ پدوفیلی» برسیم، تقاضا داریم در ارائهٔ موادِ صنعتی و سنّتی بصورت جداگانه و قانونی هم تجدیدنظر بشه تا هم قاچاقچیانِ محترمِ مواد مخدر اذیت نشن و هم تلفیقِ صنعتی و سنّتی این بَلا رو سر شاهداماد اقای روحانی نیاره! :))
شوآفِ اصلاحاتچیها!
چند روز پیش تئوریسین اصلاحات، حجاریان، طبقِ معمول دولت رئیسی رو به پوپولیستی بودن متهم کرد و باز تئوریِ «همه بَدن، ما خوبیم» رو با چاشنیِ «خود گویم و خودم خندم؛ عجب مرد هنرمندم»! تَکرار کرد و گفت اصلاحطلبان طرحهای بهتری برای ادارهٔ کشور دارن- درحالیکه اخیراً هشت سال هم نمونه کار دارن- حالا نمونهٔ واضح حرکت پوپولیستی از خودِ جریان اصلاحات سر زده.
اینها که برای تطهیرِ قتل میترا استاد به دست نجفی به هر دری میزدن، اون زن رو پرستویِ جنسی معرفی میکردن، یا درحالیکه نیست تا از خودش دفاع کنه بهش برچسبِ خیانت میزدن و در نهایت میگفتن این موضوع در حوزهٔ اختیارات ما نیست که دربارهش حرف بزنیم؛ حالا برایِ عوامفریبی به استفادهٔ ابزاری از «زن» برای در قدرت بودن رو آوردن، چون اگر رویِ کار نباشن منفعتِ عمومی و ملی رو به مسلخ میکشن!
عوامفریبی اگر جناح بود؛ قطعاً خودِ خود اصلاحات معنا میشد!
شوآفِ اصلاحاتچیها!
چند روز پیش تئوریسین اصلاحات، حجاریان، طبقِ معمول دولت رئیسی رو به پوپولیستی بودن متهم کرد و باز تئوریِ «همه بَدن، ما خوبیم» رو با چاشنیِ «خود گویم و خودم خندم؛ عجب مرد هنرمندم»! تَکرار کرد و با وقاحت گفت اصلاحطلبان طرحهای بهتری برای ادارهٔ کشور دارن- درحالیکه هشت سال هم نمونه کار دارن- حالا نمونهٔ واضح حرکت پوپولیستی از خودِ جریان اصلاحات سر زده.
اینها که برای تطهیرِ قتل میترا استاد به دست نجفی به هر دری میزدن، اون زن رو پرستویِ جنسی معرفی میکردن، یا درحالیکه نیست تا از خودش دفاع کنه بهش برچسبِ خیانت میزدن و در نهایت میگفتن این موضوع در حوزهٔ اختیارات ما نیست که دربارهش حرف بزنیم؛ حالا برایِ عوامفریبی به استفادهٔ ابزاری از «زن» برای در قدرت بودن رو آوردن، چون اگر رویِ کار نباشن منفعتِ عمومی و ملی رو به مسلخ میکشن!
پوپولیسم اگر جناح بود؛ قطعاً خودِ خود اصلاحات معنا میشد!
یه پسر کوچولو امشب کنارِ مقبرهٔ شهدا، سه چهارساله. دستشو به حالتِ خداحافظی تکون داد، گفت «خداحافظ شُهدا» و دستِ باباشو گرفت و رفت؛ شیرین، ساده!
•
روبهرویِ تپهٔنورالشهدامیگم ذهنم پُره، ظرفیتش تکمیله؛ ببین رگهای دو ورِ سرم ورم کرده، بدنم درد میکنه، چون مغزم درد میکنه، بدنم سنگین شده چون مغزم سنگین شده؛ نمیتونم پاشم و با خودم حملش کنم.
میگه باید بلند بشی این بدنِ سنگینِ آزاردهنده رو به دوش بکشی، تکون بخوری! قبل اینکه بدنت رو به دوش بکِشن؛ بیاینکه بتونی تکون بخوری.
و این ترسناکترین چیزی بود که اخیـــراً شنیدم!
میگم ذهنم پُره، ظرفیتش تکمیله؛ ببین رگهای دو ورِ سرم ورم کرده، بدنم درد میکنه، چون مغزم درد میکنه، بدنم سنگین شده چون مغزم سنگین شده؛ نمیتونم پاشم و با خودم حملش کنم.
میگه باید بلند بشی این بدنِ سنگینِ آزاردهنده رو به دوش بکشی، تکون بخوری! قبل اینکه بدنت رو به دوش بکِشن؛ بیاینکه بتونی تکون بخوری.
و این ترسناکترین چیزی بود که اخیـــراً شنیدم!
Repost from عشقه 🎒
سالهاست شهیدبهشتی، با جملاتی مثل «جامعه لجن است» ، «ما در عدالت عقبمانده هستیم» و ... توسط عدالتخواهان مصادره شده! سالهاست چهرهای از این مردِ الهی ساختند که گویا اَبر مخالفِ نظام اسلامی بوده و انگار نه انگار سخنان دیگهای هم دارد! حالا یک بیلبورد نصب شده، محتوی یک جمله از شهید: «حجاب مانع کارکردن زنان نیست!»، صدای همین آقایونِ مصادرهگرِ اعظم دراومده که آه و واویلا بهشتی به مصادر درآمد! به مصادره درآمد؟! خیر! دارند وجوهِ دیگری از بهشتی معرفی میکنند که سالهاست نگذاشتید به مردم منتقل بشه!
اگر بهشتی گفت ما در عدالت عقبماندهایم، از طرفی گفته :«ما در خطّ عدالتیم!». اگر گفته «جامعهی اینچنینی لجن است» از طرف دیگه گفته: «حالا که اوضاع نابسمان هست، فقط نِق بزنیم؟!»
بله! کسانی که در خط مقدمِ مصادرهی بهشتی بودند، حالا نگران مصادرهی این شهید عزیزند! این هم از عجایب مملکت ماست!
@ashaqeh 🍃
خداوندا کاش یه قابلیت عطا میکردی که میشد قسمتهای زهرمارِ زندگیمون- از گذشته تا امروز- رو با بعضی بندههایِ نافُرم و نامردِ چشمتنگت قسمت کنیم که بفهمن زهرمار چه مزهایه.
جمهوری اسلامی به پایان سلام کن! سرانِ جمهوری اسلامی به مکانی نامعلوم فرار کردهاند! مخالفینِ جمهوری اسلامی به خیابانها آمدهاند! جمهوری اسلامی در لبهیِ پرتگاه! یک منبع آگاه از فروپاشی جمهوری اسلامی خبر داده است! اوه اوه جمهوری اسلامی قیامته! دومینویِ دیکتاتورها از جمهوری اسلامی شروع شده!
حالا خیلی ریز جایِ «جمهوری اسلامی» «روسیه» رو جایگزین میکنه و ربطش میده به جمهوری اسلامی؛ درحالیکه آخرین سرچش اینه که «واگنر که بود و چه کرد؟» تحلیلهایِ آبکی توئیت میکنه و یه هشتگ میزنه، با خبرِ تموم شدنِ غائله باز کِنِف میشه و سوسکی قایم میشه تا شورشِ بعدی، ما با یه براندازِ ابله مواجهیم که فقط با بویِ شورش و جفتکپراکنی از لونهش درمیاد و چندتا «🐄»ِ همیشگی هم چهل ساله اینو و اجدادشو لایک میکنن.
«اگر در جستجویِ امام زمان(عج) هستی،
او را در میانِ سربازانش بجوی،
از نشانههایِ خاصّ آنان،
این است که همچون نور، دیگران را ظاهر میکنند و خود را نمیبینند..»
-شهیدمرتضیآوینی.«صحـرایِ بَلا به وسعتِ تاریخ است و كار به یک یالَیْتَنیكُنْتُمَعَكُم ختم نمیشود. اگر مردِ میدانِ صداقتی، نیک در خویش بنگَر كه تو را نیز با مرگ اُنسی اینگونه هست یا خیر! اگر هست كه هیچ، تو نیز از قبلهدارانِ دایرۀ طوافی؛ و اگرنه... دیگر به جایِ آنكه با زبانْ «زیارتعاشورا» بخوانی،در خیلِ اصحاب آخرالزمانیِ حسین (
علیهالسّلام) با دل، به زیارتِ عاشورا برو.
«ضحاکبنِعبداللهِ مشرقی» را كه میشناسی! عصرِ عاشورا از جبهۀ حق گریخت؛ بعد از آنكه صبح تا شام را در ركابِ امام شمشیــر زده بود.
خوفْ، فرزند شک است و شک زاییدۀ شِرک. و این هرسه، خوف و شک و شِرک، راهزنانِ طـــریقِ حقاند..
كه اگر با مرگ اُنس نگیری، خوفْ، راهِ تو را خواهد زد و امام را در صحرایِ بلا رها خواهی كرد.»
-شهید سید مرتضی آوینی.
•فتحِ خون.