.....کلبه شعر.....
Відкрити в Telegram
به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1
Показати більше740
Підписники
Немає даних24 години
-17 днів
-1030 днів
Архів дописів
ذکرش به خیر ساقیِ فرخندهفالِ من
کز در مدام با قدح و ساغر آمدی
آن عهد یاد باد که از بام و در مرا
هر دم پیام یار و خط دلبر آمدی
خامانِ رهنرفته چه دانند ذوقِ عشق
دریا دلی بجوی دلیری سرآمدی ...
#حافظ
@hamnafasane1
نه عاشق است که هر ساعتش نظر به کسی
نه عارف است که هر روز خاطرش جاییست
مرا و یاد تو بگذار و کنج تنهایی
که هر که با تو به خلوت بود نه تنهاییست ...
#سعدی
@hamnafasane1
چه مشتاقم به لبهایت بگویی لحظه ای جانم
که این ناز و ادایت را من از چشم تو میخوانم
تو امواج خروشان از تلاتم های دریایی
تو میگویی به لبخندت, چرا پس من پریشانم
شکارم کن به آغوشت ,چو صیدی با کمند خود
چنان پیله مرا در تار و پود خود بپیچانم
نگاه بی بدیلت میدهد فرمان به دستانم
که هر شعری نویسم را ز چشمان تو میدانم
@hamnafasane1
باز آی و دل تنگ مرا مونس جان باش
وین سوخته را محرم اسرار نهان باش
خون شد دلم از حسرت آن لعل روان بخش
ای درج محبت به همان مهر و نشان باش......!!
#حافظ
@hamnafasane1
صبح امروز کسی گفت به من:
تو چقدر تنهایی
گفتمش در پاسخ :
تو چقدر حساسی
تن من گر تنهاست
دل من با دلهاست
#دوستانی_دارم
#بهتر_از_برگ_درخت ...
که دعایم گویند و دعاشان گویم
یادشان دردل من
قلبشان منزل من
صافى آب مرا يادتو انداخت...رفيق...
تو دلت سبز
لبت سرخ
چراغت روشن
چرخ روزيت هميشه چرخان
نفست داغ
تنت گرم
دعايت با من ...
#سهراب_سپهری
@hamnafasane1
تو مرد صحبت دل نیستی، چه میدانی
که سر به جیب کشیدن چه عالمی دارد
هــزار جـــان مقدس فدای تیغ تــو بـاد
کـه در گشایش دلهـا عجــب دمی دارد!
#صائب_تبریزی
@hamnafasane1
در نیم شبان عمر خویشم ،
سخنی بگو با من -
زود آشنای دیر یافته !
تا آن ستاره اگر توئی ،
سپیده دمان را من به دوری و دیری
نفرین کنم.....!!
#احمد_شاملو
@hamnafasane1
دلداده را ز تیر ملامت گزند نیست
دیوانه را طریقهی عاقل پسند نیست
از درد ما چه فکر وز احوال ما چه باک
آنرا که دل مقید و پا در کمند نیست
#عبید_زاکانی
@hamnafasane1
خوش آن که حلقههای سر زلف واکنی
دیوانگان سلسلهات را رها کنی
کار جنون ما به تماشا کشیده است
یعنی تو هم بیا که تماشای ما کنی
#فروغی_بسطامی
@hamnafasane1
و عشق ، تنها عشق
تو را به گرمی یک سیب
می کند مانوس
و عشق ، تنها عشق
مرا به وسعت اندوهِ
زندگی ها برد،
مرا رساند به امکانِ
یک پرنده شدن...
#سهراب_سپهری
@hamnafasane1
دل عاشق به پیغامی بسازد
خمار آلوده با جامی بسازد
مرا کیفیت چشم تو کافیست
ریاضت کش، به بادامی بسازد ....!!
#باباـطاهر
@hamnafasane1
جان ز سنگ و دل ز آهن کن که با نازکدلی
زحمت خار از گل بی خار می باید کشید
هر نگاهی محرم رنگ لطیف عشق نیست
پرده ای از اشک بر رخسار می باید کشید....!!
#صائب_تبریزی
@hamnafasane1
قصد جان کردی که یعنی دست کوته کن ز من
جان به کف بگذارم و از دست نگذارم تو را
گر برون آرند جانم را ز خلوتگاه دل
نیست ممکن جان من کز دل برون آرم تو را...!!
#هلالی_جغتایی
@hamnafasane1
جان و تنم ای دوست فدای تن و جانت
مویی نفروشم به همه ملک جهانت
گر راه بگردانی و گر روی بپوشی
من مینگرم گوشه چشم نگرانت ...
#سعدی
@hamnafasane1
چون خیالِ وصل خوابم میکند
ماهِ من عاشق خطابم میکند
چشم تا بر هم نهم، آن مَه به خواب
جلوه همچون آفتابم میکند
دانم این آتش که من دارم چو شمع
آتشِ عشق است و آبم میکند
نیست بعد از این مرا با عشقْ بحث
هر چه میگویم مجابم میکند
من چو اوّل روز دیدم چشمِ دوست
گفتم این جادو خرابم میکند
یار میگوید: مکن دیوانگی!
شاید او عاقل حسابم میکند
گرچه دانم مطربِ عشق است یار
گوشمالی چون ربابم میکند
لیک ازو دارم سؤالی دردناک:
عاقبت آیا جوابم میکند؟
من ندارم رایِ غم خوردن، «امید»
دل بدین کار انتخابم میکند ...
#مهدی_اخوان_ثالث
@hamnafasane1
یه شعله ی شکسته
یه شمع رو به بادم
خسته ازین زمونه
فریاد گـــــــــــــریه دارم ...
👇👌👌❤️👌👌👇
@hamnafasane1
_"کجایی" یه کلمه ی ساده نیست؛
گاهی خیلی معنی داره !
"کجایی؟"
یعنی چرا سراغم نمیای ؟
چیکار می کنی؟
چرا پیشم نیستی؟
کجایی به معنی فضولی کردن نیست
به این معنیه که برام مهمی ...
دلم برات تنگ شده ...
به یادتم ...
نگرانتم...
#کجایی ...
@hamnafasane1
دل شکستهٔ ما همچو آیــنه پاک است
بهای دُر، نشود گُم اگرچه در خاک است
ز چاک پیرهن یوسف آشکارا شد
که دست و دیدهٔ پاکیزه دامنان پاک است
قصورِ عقل کجا و قیاسِ قامت عشق
تو هرقبا که بدوزی به قدر ادراک است
#هوشنگ_ابتهاج
@hamnafasane1
آن دو چشمان سیاهت را به اشکت تر مکن
قلب من خود درد دارد ، تو دگر بدتر مکن
اشک تو چون خنجری بر قلب زارم میزند
من ستم بسیار دیدم ، تو جفا دیگر مکن
مستی چشمان تو سرتر زصد جام می است
بیش از این باده به جامم ، در شب آخر مکن
پیش رویت از خجالت گل شده پرپر به باغ
زین که هستی پس دگر ، رویت تو زیباتر مکن
بوی عطر تو هنوزم بر تنم جا مانده است
تو مرا همچون خدایی ، بنده ات کافر مکن
از خدا خواهم ، به آغوشت دهم من جان خود
پس بیا امشب در آغوشم ، دگر جا سر مکن
@hamnafasane1
