uk
Feedback
.....کلبه شعر.....

.....کلبه شعر.....

Відкрити в Telegram

به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1

Показати більше
740
Підписники
Немає даних24 години
-17 днів
-1030 днів
Архів дописів
مرگ آن است که عشق تو توهّم گردد آن‌که می‌خواست تو را، قسمت مردم گردد یا که با سادگی عاشق شوی و چندی بعد دل تو متّهمِ سوءِ تفاهم گردد پیش آدم خبر از میوه‌ی ممنوعه نبود حیفِ عشق است که تعبیر به گندم گردد اشکم افتاد به خاک و به خدا دیدن داشت چه کسی دیده وضویی که تیمّم گردد؟ مثل یک برکه‌ی بی‌ماه فقط می‌خواهم آن‌چنان غرق تو باشم که دلم گم گردد باز هم حرفِ دلم را که نگفتم ... ! گفتم؟ عشق بهتر که همین‌گونه ترنّم گردد ... #سید_مهدی_طباطبایی_یاسین @hamnafasane1

خواجه بیا خواجه بیا خواجه دگربار بیا دفع مده دفع مده ای مه عیار بیا عاشق مهجور نگر عالم پرشور نگر تشنه مخمور نگر ای شه خمار بیا پای تویی دست تویی هستی هر هست تویی بلبل سرمست تویی جانب گلزار بیا گوش تویی دیده تویی وز همه بگزیده تویی یوسف دزدیده تویی بر سر بازار بیا از نظر گشته نهان ای همه را جان و جهان بار دگر رقص کنان بی‌دل و دستار بیا روشنی روز تویی شادی غم سوز تویی ماه شب افروز تویی ابر شکربار بیا ای علم عالم نو پیش تو هر عقل گرو گاه میا گاه مرو خیز به یک بار بیا ای دل آغشته به خون چند بود شور و جنون پخته شد انگور کنون غوره میفشار بیا ای شب آشفته برو وی غم ناگفته برو ای خرد خفته برو دولت بیدار بیا ای دل آواره بیا وی جگر پاره بیا ور ره در بسته بود از ره دیوار بیا ای نفس نوح بیا وی هوس روح بیا مرهم مجروح بیا صحت بیمار بیا ای مه افروخته رو آب روان در دل جو شادی عشاق بجو کوری اغیار بیا بس بود ای ناطق جان چند از این گفت زبان چند زنی طبل بیان بی‌دم و گفتار بیا #مولوی @hamnafasane1

عشق، تعبیرِ قشنگی است برایم از تو ورنه کمتر سخنی بود که معنای تو داشت شهدِ شیرینِ لبت، نوبه ی افطارم بود شبنم روی گلت، عطر و مسمّای تو داشت جان گرفتم به نگاه تو و کردم افطار روزه ی عشقِ دلی را که تمنّای تو داشت ... #افشين_يداللهي @hamnafasane1

ای بلبلی که در قفسِ تنگِ خویشتن هردم ز سوزِ سینه فغان میکنی چو من آگه زحالِ خویشی و غافل ز دیگران تا کی توان ربود چنین دل ز دیگران گر یک قفس تراست چنان تنگ و غم فزا درهم فشرده داده زمان صد قفس مرا در هر قفس هزار تعلّق نهفته است وآنهم به صد هزار تملّق نهفته است هر دم به آرزویِ یکی تازه آرزو غم رویِ غم گره زَنَدم عُقده در گلو بهر تو آب و دانه قفس‌بان بیاورد ناچار هم زمانه مرا نان بیاورد تو زنده گر به دانه و آبی در آن قفس من زنده ام به کُنج قفس های پر هوس هر دو به یک طریق فقیرانه زنده ایم انصاف ده کدام اسیرانه زنده ایم؟! #معینی_کرمانشاهی @hamnafasane1

شمع خود سوخته ی بزم غریبانه خویشم غم بیگانه ندارم ، که به پروانه خویشم من ازین دست نبودم ، غلط آوردی ام اینجا ببر ای باد پریشان به سر خانه خویشم... #هوشنگ_ابتهاج @hamnafasane1

شکستنی تر از آیینه ام پناهی نیست به آه میشکنم ! خوب شد که آهی نیست نرو...نه ! پشت و پناهم ! دلم خوش است به تو نگو نگو که دلت خوب تکیه گاهی نیست شروع هر سال از گردش نگاه تو بود تو رفتی و دگر امسال سال و ماهی نیست پی نشان توام بین آسمان هر شب ستاره تو چرا گاه هست وگاهی نیست؟ خودم مقصر اصلی ماجرا هستم یقیناً از طرف تو که اشتباهی نیست بخاطرت ، شده تا کوه قاف ،می آیم برای عاشق ، این راه ها که راهی نیست برای چه ؟ به چه جرمی؟ به گریه محکومم به جرم عشق به تو؟ آخر این گناهی نیست تفالی زدم و خواجه هم به من فرمود : "جز آستان توام در جهان پناهی نیست" #امیرحسین_آکار @hamnafasane1

آن به که نظر باشد و گفتار نباشد تا مدعی اندر پس دیوار نباشد آن بر سر گنج است که چون نقطه به کنجی بنشیند و سرگشته چو پرگار نباشد ای دوست برآور دری از خلق به رویم تا هیچ کسم واقف اسرار نباشد می‌خواهم و معشوق و زمینی و زمانی کو باشد و من باشم و اغیار نباشد پندم مده ای دوست که دیوانه سرمست هرگز به سخن عاقل و هشیار نباشد #سعدی @hamnafasane1

ای توبه ام شکسته از تو کجا گریزم؟ ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم؟ ای نور هر دو دیده بی تو چگونه بینم؟ وی گردنم ببسته از تو کجا گریزم... صدا #داریوش شعر #حضرت_مولانا آهنگ #فرزین_هادی @hamnafasane1

ای آنکه دلم از غم تو شد متلاشی سخت است کنار دل تنگم، تو نباشی! دارد شب دلتنگی من باز می آید ای کاش به زخمم نمکی تازه،بپاشی! تصویرم اگر زشت بیفتد،به از آن است بر صورت آیینه ی من خط بخراشی ای مرگ، دگر با چه زبانی بنویسم: زود است, مداد دل من را بتراشی هرگز نکنم داوری لیگ دلت را با این همه بی نظمی و جنجال و حواشی صد بوسه، نثار لب تو می کنم امشب ای عشق، اگر عشق ترین عشق، تو باشی.. #محمدحسین_حیدری @hamnafasane1

امشب حنابندان مهتاب است با دریا پروانه ها کل میکشند از دشت تا دریا باران به گوش ابرها یکریز میخواند سر در گریبان برده اما بی صدا دریا دریا بیا با آن گریبان شنی تا من پیراهن تنهاییت باشم بیا دریا هر وقت دلتنگت شدم طوفان به پا کردم گیسو رها کردم میان بادها دریا پشت سر ما حرفهای تلخ آدم هاست اما چرا دست از تو بردارم چرا دریا؟ بر سینه ی صاف و ستبرت میکشم امشب موهای خیسم را شبیه موج ها دریا دریا منم آن ماهک آزاد آغوشت این جشن ما..این جشن مهتاب است با دریا #سیما_احمدی @hamnafasane1

دستم از تنگی دل وقف گریبان شده است یاد آن رووووز که در گردن جانانم بود یاد باد آن‌ که به چنگ غم خورشید رخی صبح محشر خجل از چاک گریبانم بود...! #حزین_لاهیجی @hamnafasane1

چون آرزوی گم شده از یااااد رفته‌ام چون آبروی میکده بر بااااااد رفته‌ام چون خونِ لیلی از رگِ مجنون چکیده ام چون زخمِ تیشه بر سر فرهاااااد رفته‌ام صیدِ به خون طپیده ی عشقم که از وفا با پای خویش ، در پی صیاد رفته‌ام نازم به خاکِ راهِ خرابات کز درش هر شب خراااااب آمده ، آباد رفته‌ام آموختم ز شیوه چشمِ تو عاشقی ... شاگردم و به مکتبِ استاااااد رفته‌ام #بهادر_یگانه @hamnafasane1

....اے که گفتی جان بده تا باشدت آرام جان جان بہ غمـ‌هایش سپردم نیییییست آرامم هنووووز... #حافظ @hamnafasane1

.....قلم عاشق شد و دل را به دلت یار نوشت نت به نت شعر و غزل بر دل گیتار نوشت مبتلایی که شده گوشه ی چشمانت اسیر پیچش زلف تو را بر من تب‌دار نوشت نشد آسوده خیالم ز خیالت شب و روز عشق زیبای تو را بر سرم آوار نوشت خسته جانی به برم مانده ز طوفان بلا نام تو گوشه ی قلبم چه وفا دار نوشت عاشقی بودم و بی‌عشق عذابم دادند پس شفا دست تو را بر من بیمار نوشت تو بخند خنده به آن صورت ماهت زیباست گل ِ لبخند تو را بر من دلدار نوشت تو به من شمع وجودی و منم سنگ صبور مثل پروانه مرا بر تو گرفتار نوشت @hamnafasane1

....زندگی از باغ و بستان بهارت خسته ام کوله بار خویش بستم از دیارت خسته ام زندگی! حیف است گویم خوش گذشت میروم با ساربان و از سوارت خسته ام سال ها عمرم گذشت و در پریشانی گذشت زین سبب از سالهای بی بهارت خسته ام غنچه ها خشکیده اند و دانه ها را برده اند مرگ فرجامِ من است و در کنارت خسته ام بس شمارش کرده ام بَد روز ها را در هزار ای خدا از روز های در هزارت خسته ام  این چنین افتاده ام دور از کنارت صد دریغ مرگ ای رویای من از انتظارت خسته ام  ساقیا میخانه را حال و هوایش دیگر است بسته کن دروازه ات را از خمارت خسته ام رنج ها و درد هایم را سپردم بهر دل  آه بسیار است و من از گیرودارت خسته ام زندگی تعبیر رویایی یست تا، بی انتها باختم ای زندگی! من از قمارت خسته ام @hamnafasane1

....تازه فهمیدم که این دنیا فقط دنیا نبود صرفِ رفتن آمدیم و جای ماندن ها نبود آن یکی بر فتحِ اینجا لشکری آورده بود غافل از،این چون نیازش یک وجب گویا نبود عاشقانش مدِّعی بودند و یک عاشق نما جز یکی ،چون نزدِ مجنون هیچ کس لیلا نبود عالمانش هم همه بر طبلِ تو خالی زدند علم شان جز بحث از آن یک آدم و حوّا نبود از خطیبانش نگویم بیش از اینها بهتراست کارشان القصه جز تعریف از آن پاشا نبود شاعران و کاتبانش هم بماند شعرشان با غرض یا بی غرض چون خطشان خوانا نبود از میان آن همه گلهای زیبا یش یکی سهمِ ما شد،حیف شد ،چون عطرِ او برما نبود ساقیش هم یک شرابِ نابِ ناب آورده بود من چشیدم ،از شرابش آن چنان گیرا نبود... @hamnafasane1

....دل ببـر دیـوانه کن ، اما مسوزان سینه ای دل شکستن های ما پیگرد دارد خوب من مهربـانی کن کـه بعـد از رفتنت عنوان کنم لحظه های بی تو بودن درد دارد خوب من زنده ام قدرم ندانستی چه سودم بعد مرگ گفتـن ایـن واژه ی برگـرد دارد خوب من از صـدای پـای عابـرها شنیـدم نیمه شب کوچـه ها ماننـد ما شبگرد دارد خوب من صبر هم دلخسته از صبر تو شد سنگ صبور دور و بر بس مردم خونسرد دارد خوب من @hamnafasane1

....بغض دارم، گریه دارم، بیقرارم بعد تو؛ برگ ریزان خزانم، بی بهارم بعد تو؛ بعد تو ابری ست اینجا، آسمان هم تیره گون؛ نا امیدم، شوق فردایی ندارم بعد تو؛ مثل لاهیجانِ بی چایی و قمصر بی گلاب ؛ مثل ساوه بعد خشکی، بی انارم بعد تو؛ قبل تو غمگین و با تو، راضی از این زندگی ؛ از خودم، از سرنوشتم، در فرارم بعد تو؛ قول دادم بی خبر باشی تو از این روزها ؛ من تحمل میکنم، من درد دارم بعد تو... @hamnafasane1

سر من مست جمالت ، دل من دام خیالت... #دکلمه با صدای مدیر کانال و گروه کلبه شعر #نعمت 👇 @hamnafasane1

ساقی غمِ من بلند‌ آوازه شده‌ست سرمستیِ من برون ز اندازه شده‌‌ست با مویِ سپیییید سرخوشم کز میِ تو پیرانه‌ سرم بهااااارِ دل تازه شده‌ست #خیام @hamnafasane1