.....کلبه شعر.....
Відкрити в Telegram
به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1
Показати більше600
Підписники
Немає даних24 години
+27 днів
+230 днів
Архів дописів
میگذرم از میان رهگذران، مات
مینگرم در نگاه رهگذران، کور
اینهمه اندوه در وجودم و من، لال
اینهمه غوغاست در کنارم و من دور!
دیگر در قلب من، نه عشق، نه احساس
دیگر در جان من، نه شور، نه فریاد
دشتم، اما در او نه نالهی مجنون!
کوهم، اما در او نه تیشهی فرهاد!
هیچ نه انگیزهای، که هیچم، پوچم!
هیچ نه اندیشهای، که سنگم، چوبم!
همسفر قصههای تلخِ غریبم.
رهگذر کوچههای تنگِ غروبم.
آن همه خورشیدها که در من میسوخت،
چشمهی اندوه شد ز چشم ترم ریخت!
کاخ امیدی که برده بودم تا ماه،
آه، که آوار غم شد و به سرم ریخت!
زورق سرگشتهام که در دل امواج
هیچ نبیند، نه ناخدا، نه خدا را
موج ملالم که در سکوت و سیاهی
میکشم این جان از امید جدا را
میگذرم از میان رهگذران مات
میشمرم میلههای پنجرهها را
مینگرم در نگاه رهگذران، کور
میشنوم قیل و قال زنجرهها را .
#فریدون_مشیری
@hamnafasane1
مفلسانیم و هوای می و مطرب داریم
آه اگر خرقه پشمین به گرو نستانند ...
وصل خورشید به شبپره اعمی نرسد
که در آن آینه صاحب نظران حیرانند ....!!
#حافظ
@hamnafasane1
از خــرابات مغــان مست و خراب آمده ام
دیگر از کرده ی خویشم به عذاب آمده ام
به گلستان نشدم تا که بچینم گل عشق
حالی از بهر می و عطر وگلاب آمده ام
چون ندیدم بجم میکده ها باده ی ناب
این که از بتکــده با دُرد شراب آمده ام
گَر به محنت سپری گشته مرا عمر شباب
با تحمــل پـی گمگشته شـــباب آمده ام
گَر به ناکرده گنه رانده ی در گــه شده ام
چون پذیرش شده ام بهر جواب آمده ام
#ساغر_واژگون
@hamnafasane1
درس اول در وصالش ، اشتیاق
درس آخر ، وصل و پایان فراق
شرط اول ، عاشقی ، تسلیم عشق ...
ورنه بیخود دیده اے تعلیم عشق....!!
#مولانا
@hamnafasane1
کاااش من هم پیش چشمت اعتباری داشتم
پیش چشم روزگاران روزگاری داشتم
می نشستم در کنار جاده های انتظار
تا که در تقویم خود دیدار یاری داشتم
سوختم از تشنگی مانند باغی در کویر
باغ باران دیده بودم برگ باری داشتم
گرده ام خم گشته در زیر فشار زندگی
چاره ای می کردم و راه فراری داشتم
رنگ و بوی گل ز یادم رفته در کنج قفس
لااقل تصویر نابی از بهاری داشتم
نیستم مانند عاشق دلهره دارم "رحیم"
کااااش من هم در سرم سودای یاری داشتم ...
#رحیم_کوچکی
@hamnafasane1
دل دیوانه چه جائیست که باشد جایت
بر سر و چشمم اگر جای کنی جاست تورا
جان بخواه از من بیدل که روانت بدهم
بجز از جان ز من آخر چه تمناست تورا
#خواجوی_کرمانی
@hamnafasane1
باز فریاد زدم حال پریشانم را
چه کنم از غم تو دیدهی گریانم را
#نیمه_شب_جااااار زدم عشق تو را در غزلم
تا که پایان بدهم هق هق پنهانم را
آه و افسوس که هر شب جگرم میسوزد
رفتهای تا که به آتش بکشی جانم را
بر سرم کلبهی تنهایی من آوار است
چه کنم بعد تو کاشانهی ویرانم را
باش تا شاعر شیدای تو باشم همه شب
دائما طرد نکن قلب غزل خوانم را
#مهدی_ملکی
@hamnafasane1
رفتی و سراپای تو را سیییییر ندیدیم ؛
صد داغ به دل مانْد ز هرجایِ تو ما را
تو وعده به فردا دَهیَ ام کُشتن و امروز
ترسم که کُشد وعدهی فردای تو ما را
#شرف_جهان_قزوینی
@hamnafasane1
گرچه من سوخته ام دم به دم از تنهایی
دور از آغوش تو یخ بسته ام از تنهایی
خانه در خویش فرو رفته و من خاموشم
رونق تازه گرفته ست "غم" از تنهایی
نیمه شب لحظه ی یادآوری لب هایت
بوسه بر باد هوا می زنم از تنهایی
همه ی عمر به جز نام تو را مشق نکرد
نکشیده ست چه ها این قلم از تنهایی!
امشب اما دو قدم آمده ای سمت دلم
تا که من دور شوم صد قدم از تنهایی ...!
@hamnafasane1
دلبر که جان فرسود از او کام دلم نگشود از او
نومید نتوان بود از او باشد که دلداری کند
گفتم گره نگشودهام زان طره تا من بودهام
گفتا منش فرمودهام تا با تو طراری کند
پشمینه پوش تندخو از عشق نشنیده است بو
از مستی اش رمزی بگو تا ترک هشیاری کند
#حافظ
@hamnafasane1
شب
پشت شیشههای پنجره سُر میخورد
و با زبان سردش !
ته مانده های روز رفته را
به درون میکشید
من از کجا می آیم؟
من از کجا می آیم؟
که این چنین به بوی شب آغشته ام ...
#فروغ_فرخزاد
@hamnafasane1
نخفته ایم که شب بگذرد،سحر بزند!
که آفتاب چو ققنوس ، بال و پر بزند!
نخفته ایم که تا صبحِ شاعرانه ی ما
ز ره رسیده و همراهِ عشق ، دَر بزند!
#حسین_منزوی
@hamnafasane1
میخواهم و میخواستمت، تا نفسم بود
میسوختم از حسرت و عشق تو بسم بود
عشق تو بسم بود، که این شعله بیدار
روشنگر شبهای بلند قفسم بود
آن بخت گریزنده دمی آمد و بگذشت
غم بود، که پیوسته نفس در نفسم بود
دست من و آغوش تو، هیهات، که یک عمر
تنها نفسی با تو نشستن هوسم بوووود ...
بالله، که بجز یاد تو، گر هیچ کسم هست
حاشا، که بجز عشق تو، گر هیچ کسم بود
سیمای مسیحایی اندوه تو، ای عشق
در غربت این مهلکه فریاد رسم بود
#فریدون_مشیری
@hamnafasane1
تقدیم.به.آنڪس.ڪ.نفــس.بود
و.نفــس.هست.
و.نفــس.خــواهد.مــاند...
#تقدیمم_ب_خودش❤️
@hamnafasane1
ای تا همیشه جاری نامت میان شعرم
روشنترین ستاره، در آسمان شعرم
وقتی که با تو هستم انگار در بهشتم
در هر کجا تو هستی نام و نشان شعرم
ای در نگاه پاکت همواره عشق جاری
با تو بهاری و سبز، حتی خزان شعرم
زیباترین سرودی، جاری تو مثل رودی
در لحظهی سرودن، هستی تو جان شعرم
خورشید آسمانی در ظلمت زمانه
همواره از نگاهت روشن جهان شعرم
*زیباترین بهاری، پایان انتظاری*
ای تا همیشه جاری ،نامت میان شعرم ...
#قاسم_حسینی
@hamnafasane1
گرچه بوی نفست خواب محالست، بمان
باز هم بالش من خیس خیالست، بمان
شور شعر من و آرامش بی مانندی
گرچه دنیا همه جا رو به زوالست، بمان
شاهد غایب عشق من و رویای منی
بی تو پروانهء دل، بی سر و بالست، بمان
با توحتی قفس تنگ، برایم دنیاست
بی تو دنیا و قفس غرق جدالست، بمان
گوشه، گوشه، همه جا خاطره دارم از تو
تو که باشی همه جا آخر حالست، بمان
گرگ می بارد از این ابر سیاه مسموم
نیِ چوپانِ غزل، مَکرِ شغالست، بمان
#فریاد_فیروزی
@hamnafasane1
ستاره دیده فروبست و آرمید بیا
شراب نور به رگ های شب دوید بیا
ز بس به دامن شب اشک انتظارم ریخت
گل سپیده شکفت و سحر دمید بیا
شهاب ِ یاد تو در آسمان خاطر من
پیاپی از همه سو خطّ زر کشید بیا
ز بس نشستم و با شب حدیث غم گفتم
ز غصّه رنگ من و رنگ شب پرید بیا
به وقت مرگم اگر تازه می کنی دیدار
به هوش باش که هنگام آن رسید بیا
به گام های کسان می برم گمان که تویی
دلم ز سینه برون شد ز بس تپید بیا
نیامدی که فلک خوشه خوشه پروین داشت
کنون که دست سحر دانه دانه چید بیا
امیدِ خاطر ِ سیمین ِ دل شکسته تویی
مرا مخواه از این بیش ناامید بیا
#سیمین_بهبهانی
@hamnafasane1
هرچه کردے به دلم باز تو رابخشیدم
با زبان زخم زدے دشنه زدے خندیدم
معنے تڪ تڪ رفتار تو را میفهمم
ساده لوحے ست بگویم که نمے فهمیدم
غرق تردید شدم باز تحمل کردم
تا زمانے که به چشمان خودم هم دیدم
دیدم از خشم خداوند نمے ترسیدی
تو نترسیدے و من سخت از آن ترسیدم
بسته بودم لب از آن درد و از آن بے مهری
تو جفا کردے و من هیچ نمے پرسیدم
عاقبت سرد شدم خسته شدم ،یخ کردم
مثل خورشید غروبے که نمے تابیدم
اشڪ هاے دل من از تو و عشق تو نبود
بلکه از سادگے قلب خودم رنجیدم
برو اے یار برو از تو گذشتم خوش باش
برو اے یار که من مهر تو را بخشیدم.
@hamnafasane1
