uk
Feedback
.....کلبه شعر.....

.....کلبه شعر.....

Відкрити в Telegram

به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1

Показати більше
740
Підписники
Немає даних24 години
-17 днів
-1030 днів
Архів дописів
سیزلاییر احوالیما صبحه قدر تاریم منیم تکجه تاریم دیر قارا گونلرده غم‌خواریم منیم چوخ وفالی دوستلاریم واردیر، یامان گون گلجه‌یین تاردان اوزگه قالماییر یار وفاداریم منیم یئر توتوب غمخانه ده، قیلدیم فراموش عالمی من تارین غمخواری اولدوم، تار غم‌خواریم منیم گوزلریمه هر تبسم سانجیلیر نئشتر کیمی کیپریگی خنجردی، آه، اول بی وفا یاریم منیم آسمان آلدی کناریمدان آی اوزلو یاریمی یاش توکر اولدوز کیمی بو چشم خون‌باریم منیم ای بو غملی کونلومون تاب و توانی، سویله بیر عهد و پیمانین نه اولدو، نولدو ایلغاریم منیم شهریارم گر چی من سوز مولکونون سلطانی‌یم گوز یاشیمدان باشقا یوخدور در شهواریم منیم #شهریار @hamnafasane1

هر موی زلف او یکی جان دارد ... ما را چو سر زلف پریشان دارد دانی که مرا غم فراوان از چیست زانست که او نااااااز فراوان دارد .... #مولانا @hamnafasane1

دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند از گوشه‌ی بامی که پریدیم، پریدیم رم دادن صید خود از آغاز غلط بود حالا که رماندی و رمیدیم، رمیدیم #وحشی_بافقی @hamnafasane1

بر روحِ چنان برگِ گلِ پاکِ تو سوگند در آتشم و در هیجان باز چو اسپند از جذبه‌ی چشمان سیاه تو گذشتم از صورت ماهی که شکسته‌ست در اسفند پایان تو آغاز غم و غصّه‌ی من شد بودی تو دلیل همه‌ی شادی و لبخند بودی و غزل نام و نشان از تو نمی‌جُست رفتی و غزل خورد به سودای تو پیوند از تاب و توان منِ سَرخورده نپرسید پیداست از این چهره‌ی آغشته به تلخند کوتاه شد از بخت بدم چینه‌ی دیوار تقدیر چه می‌خواست، چه باشم، به که مانند؟ #پرویز_شالی @hamnafasane1

دیگر بر آشوبم که آرامش نمی خواهم بعد از تو با دنیای خود سازش نمی خواهم در پشت این  روزن به دنبال چه می گردی ؟ من دیگر از خورشید هم تابش نمی خواهم چون شاخه ی خشکی تبر بر سینه ام بگذار دیگر پس از این لذت رویش نمی خواهم آنقدر دلتنگم که حتی در غزل دیگر تصویر های تازه و دلکش نمی خواهم این ماهی دلـتـنگ از دریا به تـَـنگ آمد بعد از تو قدر تـُـنگی آسایش نمی خواهم چون موم در چنگ تو تدبیری نخواهم داشت جز مرگ خویش از شعله ای سرکش نمی خواهم یا واقعا دیوانه ام دل بسته ام بر تو یا اینکه مردم را به خونم تشنه می خواهم #فاطمه_سلیمان_پور کانال و گروه کلبه شعر👇👌❤️👌👇 @hamnafasane1

نمِ باران نشسته روی شعرم... دفترم یعنی! نمی‌بینم تو را ابریست در چشم تَرم یعنی سرم داغ است و یک کوره تبم، انگار خورشیدم فقط یکریز می‌گردد جهان دورِ سرم یعنی تو را از من جدا کردند و پشت میله‌ها ماندم تمام هستی‌ام نابود شد، بال و پرم یعنی نشستم صبح و ظهر و عصر در فکرت فرو رفتم اذان گفتند و من کاری نکردم... کافرم یعنی؟ اگر ده سال بر می‌گشتم از امروز می‌دیدی که من هم شور دارم عاشقی را از بَرَم یعنی تنِ تو موطِن من بوده پس در سینه پنهان کن پس از من آنچه می‌ماند به جا؛ خاکسترم یعنی نشستم چای خوردم، شعر گفتم، شاملو خواندم اگر منظورت این‌ها بود، خوبم... بهترم یعنی! #مهدی_فرجی کانال و گروه کلبه شعر👇👌❤️👌👇 @hamnafasane1

افسوس بر آن دیده که روی تو ندیدست یا دیده و بعد از تو به رویی نگریدست رحمت نکند بر دل بیچاره فرهاد آن کس که سخن گفتن شیرین نشنیدست در وهم نیاید که چه مطبوع درختی پیداست که هرگز کس از این میوه نچیدست ما از تو به غیر از تو نداریم تمنا حلوا به کسی ده که محبت نچشیدست #سعدی کانال و گروه کلبه شعر👇👌❤️👌👇 @hamnafasane1‌‌

شاعران با واژه ی قامَت قیامت می کنند لیک بعد از دیدنت خود را مَلامَت می کنند عاشقان را کُشت دردِ هجرِ جانفرسایِ تو باز در وَصفَت دعای سرسلامت می کنند #فرهاد_بیژنی کانال و گروه کلبه شعر👇👌❤️👌👇 @hamnafasane1

خیال‌انگیز و جان‌پرور چو بوی گل سراپایی نداری غیر از این عیبی که می‌دانی که زیبایی من از دلبستگیهای تو با آیینه دانستم که بر دیدار طاقت سوز خود عاشق‌تر از مایی به شمع و ماه حاجت نیست بزم عاشقانت را تو شمع مجلس‌افروزی تو ماه مجلس‌آرایی منم ابر و تویی گلبن که می‌خندی چو می‌گریم تویی مهر و منم اختر که می‌میرم چو می‌آیی #رهی_معیری کانال و گروه کلبه شعر👇👌❤️👌👇 @hamnafasane1

وه که جدا نمی‌شود نقش تو از خیال من تا چه شود به عاقبت در طلب تو حال من ناله زیر و زار من زارترست هر زمان بس که به هجر می‌دهد عشق تو گوشمال من نور ستارگان ستد روی چو آفتاب تو دست نمای خلق شد قامت چون هلال من پرتو نور روی تو هر نفسی به هر کسی می‌رسد و نمی‌رسد نوبت اتصال من خاطر تو به خون من رغبت اگر چنین کند هم به مراد دل رسد خاطر بدسگال من برگذری و ننگری بازنگر که بگذرد فقر من و غنای تو جور تو احتمال من چرخ شنید ناله‌ام گفت منال سعدیا کاه تو تیره می‌کند آینه جمال من #سعدی کانال و گروه کلبه شعر👇👌❤️👌👇 @hamnafasane1

بی تو در خلوت شبهای غزل میمیرم بخداااا حس غریبی شده دامنگیرم ... طرح لبخند تو را بر دل خود نقش زدم گرچه با قافیه ی بوسه تو درگیرم 👌 پر شده شعر من از زمزمه ی دلتنگی من که بازیچه ی دست تو و این تقدیرم خسته ام پای غزلهای خودم می فهمی من همان نقش دل آرای تو در تصویرم یوسف مصر دلم باش که در هر رویا بی ریا تر بکنی در غزلی تعبیرم ... همه ی دلخوشی ام یک غزل از چشم تو شد من همانم که به یک پلک تو جان می گیرم غم مخور دوره ی هجران که به پایان برسد می نویسم غزلی تا که کند تفسیرم در حریم دل تو شوق "پرستش " دارم بی جهت نیست که از حادثه ها دلگیرم #پرستش_مددی کانال و گروه کلبه شعر👇👌❤️👌👇 @hamnafasane1

گر چه در دورترین شهر جهان محبوسم از همین دور ولی روی تو را می بوسم گر چــه در سبزترین باغ ولی خاموشم گر چه در بازترین دشت ولی محبوسم خلوت ساکت یک جــوی حقیرم بی تو با تــــو گسترده گــی پهنه اقیانوسم ای به راهت لب هر پنجره یک جفت نگاه من چرا این قــدَر از آمدنت مایـــوسم؟ این غزل حامل پیغام خصوصی من است مهـربان باشی با قاصدک مخصوصـــم ! گـر چـه تکرار نبـــاید بکنـم قافیــه را به خصوص آن غلط فاحش نامحسوسم- بـار دیگــر به تو گویــم که یادت نرود مهربان باش تو با قاصدک مخصوصم #بهروز_یاسمی کانال و گروه کلبه شعر👇👌❤️👌👇 @hamnafasane1

اشک‌ها آهسته می‌لغزند بر رخسار زردم آرزو دارم روم جایی که دیگر برنگردم شاه مرغان چمن بودم ولی چون بوم بیدل ناله‌ای گر داشتم در گوشه‌ی ویرانه کردم روز و شب‌ها رهسپر گشتند و افزودند دائم شام‌ها داغی به داغم، روزها دردی به دردم عهد کردم این پریشانی دگر با کس نگویم گفت آخر با تو دردم، اشک گرم و آه سردم می‌روی و می‌روم پیمانه گیرم تا ندانم من که بودم یا چه بودم یا چه هستم یا چه کردم #عماد_خراسانی کانال و گروه کلبه شعر👇👌❤️👌👇 @hamnafasane1

دااائما از بی کسی های دلم غم خورده ام خنجر ازدست عزیزان جااای مرهم خورده ام بسکه درجمع عزیزان کینه ورزی دیده ام حس وحالم را ببینی گوووییا سَم خورده ام غیرت و مردانگی از بین مردم رفته است تیغ زهرآگین نامردی دمااادم خورده ام عادت هرروووزه ام رنجیدن از دست همه غصه هایم را سر ساعت منظم خورده ام مثل یک آیینه ای بودم برایش مدتی فکر او راکه نمیکردم،از اووو هم خورده ام چون غریب افتاده ای در اجتماع کوفیان زخم بسیااار تنم را از محرّم خورده ام هر کجا مهمان قلبی میشدم از سفره اش لقمه های غصه را با طعم ماتم خورده ام هرکسی را که عذابم داده نفرین میکنم من همیشه خنجراز دست عزیزم خورده ام هرچه آتش بر وجودم را ، خودی برمن زده آتشی سوزنده چون سوز جهنم خورده ام ترکتان میگویم و از جمعتان کم میشوم هر غمی را که برایم شد فراهم خورده ام #یوسف_محقق کانال و گروه کلبه شعر👇👌❤️👌👇 @hamnafasane1

قلمم حوصله کن ، شعر به نام #پدر است کاغذ و دفتر و دیوان، همه ، رام پدر است واژه ها در سر من با هیجان می رقصند شعرهم مست شده،تشنه ی جام پدر است امشب انگار که شب جلوه ی دیگر دارد روشنی بخش شبم ، ماه تمام پدر است می کنم سجده به پایش ، قدم لرزانش قبله ام کج شده و ، سمت مقام پدر است می زنم بوسه به دستان پر از احساسش بوسه هایم همگی بوسه ز کام پدر است در هوای نفسش شوق پریدن دارم همچنان مرغ دلم بر لب بام پدر است پند و اندرز پدر حک شده در ریشه ی من چونکه یک معجزه در متن کلام پدر است روز و شب زجر کشیده که من آرام شوم جان نثاری ز خودش خط مرام پدر است باز هم نام پدر آمد و خووون جوش آمد قلم آرام نشو ، شعر به ناااام پدر است #زهرا_علی‌نژاد @hamnafasane1

شبیه آتشی در باد خاکستر نمی گیرم اگر خاموش گردم شعله را از سر نمی گیرم به من از خم شدن چیزی مگو چون آنچنان سختم که شکل از ضربه های پتک آهنگر نمی گیرم گرفتی هر چه را دادی، خیالی نیست اما من دلی را که سپردم دست تو،دیگر نمی گیرم من آن مرغم که بگشایی قفس را باز می ماند به هر جا خو کنم دیگر، از آنجا پر نمی گیرم به من گفتی که هر چیزی بهای در خوری دارد بهای عشق من مرگ است از آن کمتر نمی گیرم #مرتضی_جهانگیری کانال و گروه کلبه شعر👇👌❤️👌👇 @hamnafasane1

باز با خوف و رجا سوووی تو می آیم من دو قدم دلهره دارم ، دو قدم دل تنگ ام نشد از یااااد برم خاطره ی دوووری را باااز هم گرچه رسیدیم به هم دل تنگ ام... #فاضل_نظری کانال و گروه کلبه شعر👇👌❤️👌👇 @hamnafasane1

امروز هم گذشت و زمان هم تباه شد این بار هم محاسبه ها اشتباه شد👌 دستی که داده بود به قصد کمک کسی با دست های متهمی اشتباه شد ... در باور کسی که به عشق اعتقاد داشت تصویرو شکل عشق به کل اشتباه شد دستی به مهر آمده بود و به قهر رفت تصویر مهر در نظرش اشتباه شد ... در راه مانده بود و کمک انتظار داشت معنای انتظار و کمک اشتباه شد 👌 گفتند با دعا به خدا می توان رسید گویا تماااام حاجت ما اشتباه شد ... کانال و گروه کلبه شعر👇👌❤️👌👇 @hamnafasane1

حتی مرا به ناااام، صدا هم نمی کند دردا که فکر حاااال مرا هم نمی کند ‌ بیمار چشم اویم و آن سنگدل مرا درمان که بگذریم، دعا هم نمی کند! ‌ منت گذاشت بر من و عهدی دوباره بست منت گذاشت، گرچه وفا هم نمی کند... ‌ غم مثل کودکی ست که آغوش عشق را محکم گرفته است و رها هم نمی کند ‌ زاهد خیال طعنه رها کن، که مرد عشق گر طاعتی نکرده ریاااا هم نمی کند ! #سجاد_سامانی کانال و گروه کلبه شعر👇👌❤️👌👇 @hamnafasane1

به همان گوشۀ ابروت که خم افتاده ست باااااز چشمانِ تو در راه ستم افتاده ست مست کرده، سر دشنام و شکستن دارد شده یک زلزله و در پی بم افتاده ست راه وا می کند و سوی تو می آید دل مثل یک شیعه که چشمش به حرم افتاده ست اینکه خورشید به یک شبزده ای سر بزند اتفاقی ست در این عصر که کم افتاده ست آخرِ قصه گره خورده، دو رخدادِ شگفت راهشان در خم یک کوچه به هم افتاده ست نکند دست تو آلوده به خونم بشود 👌 اضطراااب بدی امشب به دلم افتاده ست #مهرداد_نصرتی کانال و گروه کلبه شعر👇👌❤️👌👇 @hamnafasane1