uk
Feedback
داستان یه ستاره دریایی

داستان یه ستاره دریایی

Відкрити в Telegram

من درمورد چیزهایی که دوستشون دارم زیاد حرف نمیزنم؛ تو استثنایی. ‌ ‌ https://telegram.me/BChatBot?start=sc-772818-NsmmYin ‌ ‌ Ronac.blogfa.com

Показати більше
643
Підписники
Немає даних24 години
-37 днів
-2230 днів
Архів дописів
یه‌جوری شوکه شدم انگار اولین نفر رو این کره خاکی‌ام که داره موهاش سفید میشه.

من رو تو مشتت قایم میکنی؟ آخه من تک و تنها از زندگی به تو پناه آوردم.

هنوزم منو به گریه میندازی.

"Bugün de gelmedin, Ben çok bekledim ama gelmedin, olsun. Zorla getiremem ya, Ben senin gelmeyeşini de sevdim."

قلبمو مثل تیکه‌های شکسته یه لیوان تو دستم نگه‌داشتم جوری که شکلش حفظ بشه و نریزه زمین. اگه انگشتام یه ذره تکون بخورن چیزی جز یه مشت خرده شیشه تو دستم نمی‌مونه و تو همین حین تو داری تو لیوانم سرب داغ می‌ریزی.

«از همونجایی که شکستیم جوش میخوریم»

علیچو گفت تو ریشه‌هاتون مرگ هست. درختی که تو ریشه‌هاش مرگ باشه تو ساقه‌هاش هم هست، تو برگ‌ها و میوه‌هاش، حتی تو کرمش هم مرگ هست. عادت کردن به مرگ، این بلایی بود که سر تو اومد.

شاید تو می‌تونستی شاید چشم‌هات می‌تونستن کی میدونه؟ @Yadamraf

هرکی داره یه سازی میزنه، خوشم میاد؛ انگار اینجا یه دیوونه‌خونه بزرگه و ما هم دیوونه‌هاش.

با این تیکه از آهنگ می‌رقصیم و بعدش احتمالا میریم و به قلبمون شلیک میکنیم.

انگار این یه خداحافظیه؛ نه؟

دلم برای حس گرمای لب‌هات موقع بوسیدن خال کوچیک روی شونه چپم تنگ میشه.

Niye bıraktın beni? -Haşa. Seni bırakmak senden vazgeçmek ne kelime, ben kendimden geçmişim.

″Çok yorgunum; beni bekleme kaptan.″

دلم برای اون حس تنگ شده. میدونی منظورم چیه؟ اون لحظه‌ای که بهت فکر میکردم و یه اتفاقی رخ میداد، نمیدونم قند آب میشد یا پروانه‌ها پرواز میکردن یا هرچی. اون حس خالص و قشنگی که هنوز با غم قاطی نشده بود. اون تپش قلبی که از روی شور و شادی بود و هنوز با اضطراب و ترس قاطی نشده بود. اون نفسی که از روی هیجان و ذوق حبس میکردم نه از روی ناباوری و شوکه شدن. اون منِ کوچولوی خوشحال و بی‌خبر از دنیا.

اطمینان از دوست داشتن کسی شبیه خونه‌س. قلبت رو گرم میکنه، توی روشنایی نگهت میداره، قبل از اینکه بیفتی، قبل از اینکه غرق بشی دستاتو میگیره. هر اتفاقی هم که بیفته میدونی اون آدم به دوست داشتنت ادامه میده و همیشه و از همه‌چیز میتونی بهش پناه ببری.

«خیلی خسته‌م؛ منتظر من نباش کاپیتان.»

ازت به‌خاطر لبخندی که باعث میشی گاهی رو صورتم کش بیاد تشکر میکنم با اینکه میدونم یه روزی باعث میشی همه اجزای صورتم از گریه پف کنه.