احسان نرگسی
Відкрити в Telegram
دلبسته ی مرام کسی جز علی نباش در زندگی غلام کسی جز علی نباش
Показати більше2 135
Підписники
Немає даних24 години
+77 днів
+3330 днів
Архів дописів
2 134
روضه | نور قلب ام البنین
|روزتاسوعامحرمالحرام1446ه.ق|
|دوشـــــنبه25تـــیرمـــاه1403|
|کـربلایـیمهدیرعـنایی|
|هیئتحیدریوناصفهان|
@mahdii_ranaee
2 134
Repost from اهل بیت مدیا
+1
🖼 #عکس ؛ #پروفایل ؛ #استوری
📝 هستیاش را داد تا محفوظ باشد معجرش...
▪️ ویژهٔ #شام_غریبان
☑ کانال مداحی اهلبیتمدیا
🆔 @AhleBeytMedia
🌐 Www.AhleBeytMedia.ir
2 134
🏴 #محرم۱۴۰۳
#امام_حسین علیه السلام
#عاشورا #گودال
#احسان_نرگسی
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
یک نصفه روز قدر چهل سال خسته شد
زینب کنار رأس برادر شکسته شد
از دور دید، شمر کجا پا گذاشته
اینگونه شد نماز عقیله نشسته شد
می دید دسته دسته به گودال آمدند
می دید جسم دلبر خود دسته دسته شد
با نیزه ای که روی گلویش گذاشتند
راه نفس کشیدن ارباب بسته شد
خیلی مسیرِ خیمه و گودال را دوید
یک نصفه روز قدر چهل سال خسته شد
.
2 134
#حضرت_عباس علیه السلام
#احسان_نرگسی
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
شیر افتاد و هزاران گرگ در دور و برش
هر که آمد نیزه ای می کاشت روی پیکرش
کار دنیا را ببین ... کارش به مشک افتاده است
او که اقیانوس هم زانو زده در محضرش
مشک را تا خیمه ها هر طور می شد می رساند
حرمله نگذاشت ... با تیری که زد بر ساغرش
زینب کبری، همان کوه حیا، مجبور بود
بعد سقا بیشتر باشد به فکر معجرش
روضه یعنی از کنار خیمه می بیند حسین
در کنار علقمه می پاشد از هم لشکرش
غیرت الله است، یعنی میرود بر نیزه ها
تا که باشد چند روزی سایه بان خواهرش
.
2 134
#حضرت_علی_اصغر علیه السلام
#احسان_نرگسی
مظلوم ترین ،تشنه ترین طفل شهیدی
در خون خودت مثل علمدار تپیدی
می خواستی آرام بخوابی گل مادر
با قهقهه ی حرمله از خواب پریدی
همراه پدر آمدی و حرمله اینبار
با خنده به خود گفت ،چه حلقوم سفیدی!
گفتی که گلویم سپر غربت باباست
آخر مگر از غربت بابا چه شنیدی
این تیر برای تو بزرگ است عزیزم
شش ماهه ی من! زود به معراج رسیدی
این تیر تو را یک شبه از شیر گرفته..
مادر به فدایت چقدر درد کشیدی
ای حرمله از زندگی ات خیر نبینی
من زنده بمانم پس از این با چه امیدی
2 134
❤️دو بند با سبک زمزمه ده شبی امسال با موضوع حضرت زهرا س برای شب های امام حسنی محرم❤️
کوچه تنگ و- مادر تنها
دستِ دشمن -میره بالا
توی کوچه -مادر افتاد
آخ مجتبی -دیگه جون داد
خون از معجر جاری شده
زخمِ مادر کاری شده
راهِ کوچه تا خونه مون
چه راه دشواری شده
یارالی مادر حسن
...........................................
رو خاک افتاد - یاس حیدر
گوشواره ش رو -گم کرد مادر
دستش رد شد- از رو سرم
بارِ شیشه- داشت مادرم
می بینی این زمونه رو
گم کردی راه خونه رو
کاش لااقل به من می زد
این لگدِ مردونه رو
یارالی مادر حسن
