🔊 روانپژوهشگران
Відкрити в Telegram
🍎☤⛨ روانپژوهشگران ⛨☤🍎 مطالب علمی و کاربردی #روانشناسی نسل سوم روانشناسان و مشاوران ایران #محمدرضا_مهدوی_روانشناس_بالینی 09019095990 https://t.me/third_generation #روانپژوهشگران #روان_حامی #نسل_سوم
Показати більше1 439
Підписники
-124 години
-57 днів
-730 день
Архів дописів
1 439
☫☤⛨ نسل سوم ⛨☤☫
مطالب علمی و کاربردی #روانشناسی
حامی موسسان و مروجین #نسل_سوم روانشناسی و مشاوره در ایران
https://t.me/third_generation
#روانپژوهشگران
#روان_حامی
#نسل_سوم
1 439
🖤 در گذشت #علی_انصاریان را خدمت همه ی ایرانیان و ورزشکاران و ورزش دوستان جهان تسلیت عرض میکنیم 🖤
#علی_انصاریان
#مهرداد_میناوند
#واکسن_بخرید
#واکسن_بسازید
#کرونا
@third_generation
1 439
🌱 آغاز فعالیت کانال تلگرامی 🌱
مرکز خدمات مشاوره و روانشناسی هِستیا
همزمان با روز مادر د زن در ایران
۱۵ بهمن ۹۹
🌱
@hestia_clinic 🌱🌱🌱
1 439
🔞
مستند #تن_فروشی در برنامه های #دیوار و #شیپور #روانشناس_بالینی
#روانپژوهشگر
#محمدرضا_مهدوی
#نقد_اجتماعی
@mohammad_reza_mahdavi
1 439
در عالم کودکی به مادرم قول دادم ،
که تا همیشه هیچ کس را بیشتر از او دوست نداشته باشم.
مادرم مرا بوسید.
و گفت : نمی توانی عزیزم !
گفتم : می توانم ، من تو را از پدرم و خواهر و برادرم بیشتر دوست دارم .
مادر گفت : یکی می آید که نمی توانی مرا بیشتر از او دوست داشته باشی .
نوجوان که شدم دوستی عزیز داشتم .
ولی خوب که فکر می کردم مادرم را دوست داشتم .
معلمی داشتم که شیفته اش بودم ولی نه به اندازه مادرم !
بزرگتر که شدم عاشق شدم ، خیال کردم نمی توانم به قول کودکی ام عمل کنم .
ولی وقتی پیش خودم گفتم ؛
کدامیک را بیشتر دوست داری باز در ته دلم این مادر بود ، که انتخاب شد.
سالها گذشت و یکی آمد ، یکی که تمام جان من بود .
همانروز مادرم با شادمانی خندید و گفت دیدی نتوانستی !
من هرچه فکر کردم او را از مادرم و از تمام دنیا بیشتر می خواستم ،
او با آمدنش سلطان قلب من شده بود .
من نمی خواستم و نمی توانستم به قول دوران کودکیم عمل کنم .
آخر من خودم مادر شده بودم …
به نقل از یک بانو
@derakhtesib_hami
🍎
#روز_مادر و #روز_زن مبارک
1 439
تولد حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام و #روز_زن و #روز_مادر مبارک
#روانپژوهشگران #نسل_سوم روانشناسان و مشاوران ایران
@third_generation
1 439
روانکاوی، پول و جامعهی مصرفی
زیگموند فروید در اتاق مشاورهی خود در خیابان برگاس، در مرکز وین، به نتیجهی مهمی در مورد پول رسید. اکثر قریب به اتفاق مراجعین او از طبقات متوسط به بالای اتریش بودند: آنها مددکار، مهندس، استاد دانشگاه و صاحبان کسب و کار بودند. پول معمولاً برای آنها مشکل و مسئله نبود. با این حال، وقتی نوبت به پرداخت پول برای جلسات با او میرسید، مکرراً مقاومت نشان میدادند: آنها ادعا میکردند که کیف پول خود را فراموش کردهاند، توضیح میدادند که پول نقد کافی ندارند (فروید همیشه درخواست پول نقد میکرد)، یا قسم میخوردند که بعداً میپردازند، بَعدنی که دائماً به تعویق میافتاد. فروید در زیر این شکایتهای موردی، مشکل بزرگتر و بنیادینتری را احساس میکرد: در نگاه مراجعین او، درخواست پرداخت پول به ازای زمانی که با صمیمیت صرف صحبت در مورد امیال، هیجانات و نقاط ضعف خود کرده بودند، ظاهراً نادرست میآمد.
مراقبت به ازای پول
این بیمیلی، فروید را مجذوب ساخت، که آن را نشانهای از خیل روانرنجوریهای اجتماعی پیرامون پول بداند. او برای ردگیری این نشانهها به خاستگاهشان، خاطرنشان کرد که ما همگی در قالبی پا به دنیا میگذاریم که –در ابتدا- مجبور نیستیم برای مراقبتهایی که از ما میشود پولی بپردازیم. در دوران نوزادیمان پوشاک، مسکن و آموزش همراه با لطیفترین و مقویترین انواع عشق، به رایگان به ما داده میشود. و ما تنها با گذر زمان است که به تدریج با این انگارهی پیچیده مواجه میشویم که باید برای داشتن بسیاری از آنچه که نیاز داریم هزینه کنیم.
در برخی حوزهها، این امر را بدون ناراحتی میپذیریم: مثلاً ما از نانوا که در ازای نان از ما پول میخواهد یا لولهکشی که برای تعمیر ماشین لباسشویی برای ما صورتحساب میفرستد متنفر نمیشویم. اما این انتظار را در پسزمینه حفظ میکنیم که برخی چیزها باید خارج از تجارت باقی بمانند –به طور اخص، چیزهایی که با نیازهای والاتر و معنادارتر خود ملازم میدانیم: نیاز برای عشق، آسایش، فهم، مشاوره، راهنمایی و دوستی. در این بین حتی هنرها که منزلگاه طبیعی چیزهای والاتر هستند، بیشتر کانون سوءظن ما هستند: به طوری که گویا عادیست هنرمندی را طرد کنیم که بسیار آشکارا درخواست پول میکند یا متفکر جدیای که کتابهایش به طور مشکوکی موفقیتآمیز هستند. به نظر میرسد در برابر این مفهوم مقاومت میکنیم که آنچه را که با کرامت و معنادار است، میتوان همزمان به بازار برد و بر مبنای پرسودی به لحاظ تجاری فروخت.
▫«روانکاوی، پول و جامعهی مصرفی»
https://t.me/third_generation
1 439
🔶 تشریح اقدامات روانشناسی برای کودکان سوگوار
▫ نصیره مقدم فر
▪ باتوجه به شرایط سخت این روزها، کودکان وقتی عزیزی را در اثر ابتلاء به کرونا از دست میدهند بیش از پیش تنها میمانند، زیرا وقتی کودکی به دلیل از دست دادن شخص عزیزی دچار سوگ میشود معمولاً اطرافیان نقش حامی به خود میگیرند و با بودن در کنار او کمکش میکنند تا بتواند با این فقدان آسانتر کنار بیاید، اما در شرایط کنونی که ممکن است، بعضی از اعضای خانواده در اثر بیماری کرونا در بیمارستان بستری یا فوت کرده باشند وضعیت خاصی ایجاد میشود، زیرا اقوام و اطرافیان نمیتوانند برای همدلی و همدردی در کنار کودک باشند و محدودیتهای ایجاد شده باعث میشود فرایند حل شدن سوگ دچار مشکل شود.
▪ با وجود تمام شرایط سخت، حضور یک فرد بزرگسال با رعایت پروتکلهای بهداشتی به عنوان حامی در کنار کودک الزامی است این فرد میتواند یکی از نزدیکان مثل خاله، دایی، مادربزرگ، عمه یا یک دوست یا آشنای نزدیک باشد.
▪ شرایطی فراهم شود که کودک بتواند با سایر بازماندگان به روشی امن و کم خطر در ارتباط باشد، ارتباط تلفنی و تصویری با دوستان و همکلاسیهای خود داشته باشد تا بتواند احساساتش رو ابراز و تسکین پیدا کند.
▪ به کودکان اجازه حرف زدن و ابراز احساسات در ارتباط با این موضوع را بدهید، سرکوب کردن احساسات طی شدن مراحل سوگ را سختتر خواهد کرد و زمینه بروز مشکلات روانی در آینده را فراهم میکند.
https://t.me/third_generation
1 439
🔶 تابآوری در سوگ غیر طبیعی
▫ عادله عیسی نظر
▪ اگر مراحل سوگ روند سالم خود را طی کند، سوگواری بدون عارضه به پایان میرسد. اما گاهی واکنش سوگ از حالت طبیعی خارج میشود. مثلاً فرد داغدیده، دچار احساس مداوم گناه و بیارزشی میشود؛ این احساس با سرزنش خود به خاطر کوتاهی در حق عزیز از دست رفته متفاوت است. گاهی ممکن است فرد داغدیده اشتغال ذهنی مداومی با مرگ پیدا کند و حتی به خودکشی فکر کند یا دچار کندی حرکتی و افت قابل توجه عملکرد شود یا حتی واکنش سوگ او طولانیتر از حد طبیعی شود.
▪ در برخی افراد احتمال ابتلا به واکنش سوگ غیرطبیعی بیشتر است، مانند افرادی که خود را در مرگ متوفی مقصر میدانند. مثلاً فردی که بیاحتیاط رانندگی کرده و دچار تصادف رانندگی شده و افراد خانوادهاش در آن تصادف کشته شدهاند. یا افرادی که با فرد متوفی کشمکشهای شدیدی داشتهاند. مثلاً فردی با پدرش قهر بوده و در همان زمان پدرش فوت کرده است. همچنین زمانی که سانحهای ناگهانی مانند سیل یا زلزله یا تصادف، باعث فوت عزیزی شده است یا فردی که سابقه ضربههای عاطفی قبلی بهخصوص فوت نزدیکان در زمان کودکی دارد و یا کسانی که دچار اختلالات شخصیت هستند و در برابر استرسها، واکنشهای غیرمنطقی نشان میدهند و همچنین افراد منزوی، واکنش سوگ شدیدتر یا طولانیتری را تجربه میکنند.
https://t.me/third_generation
1 439
🔆 سومین همایش سالیانهی انجمن علمی رواندرمانی ایران
اعتماد: سازهای روانی در گسترهی زندگی
انجمن علمی رواندرمانی درمانی ایران
🔹️ وبینار چهارم
@third_generation
سخنران 🎙 #مصطفی_یونسی_سینکی
💠 موضوع :
🌀 زوال در بطن اعتماد، عصبیت و تعلق خاطر اجتماعی
۱۰ بهمن ماه ۱۳۹۹
@third_generation
1 439
درمان های چند فرهنگیر
بخش سوم
رابطه درمانی
برقرار کردن رابطه درمانی پایدار، یکی از قدرتمندترین منابع تغییر و یکی از چالش انگیزترین جنبه های درمان های چندفرهنگی است. رابطه درمانی از این نظر قدرتمند است که همدلی، توجه مثبت، و همکاری متخصص بالینی اساس روان درمانی چندفرهنگی هستند. وظیفه متخصص بالینی، گوش کردن، حمایت و تایید کردن است.
رابطه درمانی از این نظر چالش انگیز است که متخصص بالینی که غالبا از نژاد و قومیت متفاوتی با مراجع است، باید اعتماد و پذیرش درمانجویی را جلب کند که ممکن است به طور قابل فهمی اکراه داشته باشد رواندرمانی را با درمانگری دنبال کند که بیانگر فرهنگ غالب و بی اعتبار کننده است.
به همین دلیل، در رواندرمانی با درمانجویانی که از لحاظ فرهنگی متنوع هستند باید رابطه درمانی با نیازهای فردی و ترجیحات فرهنگی هر درمانجو تنظیم شود. هدف، پیوستن به درمانجو در هرجایی که هست می باشد.
معمولا درمانجویان اقلیت با روان درمانگری که از پیشینه قومی خودشان است احساس آرامش بیشتری می کنند. درمانگری هم فرهنگ(همشهری) می تواند به عنوان الگوی نقش عمل کرده و قادر است صادقانه با مشکل درمانجوی اقلیت همدردی کند. اما با این همه گروه های فرهنگی مختلف، نمی توان انتظار داشت که روان درمانگری وجود داشته باشد که برای هماهنگی با زمینه فرهنگی هر بیمار به راحتی در دسترس باشد.
از آنجایی که هماهنگی زبانی/نژادی/قومی درمانگران و بیمار همیشه امکان پذیر نیست و اثربخشی را تضمین نمی کند، مسئولیت درمان کردن درمانجویانی که از لحاظ فرهنگی تفاوت دارندف بین تمام روان درمانگران تقسیم شده است. درمانگران اغلب متوجه می شوند که با درمانجویان دارای زمینه فرهنگی کاملا متفاوت با زمینه فرهنگی خودشان کار می کنند. این می تواند برای درمانجو که ممکن است احساس کند درمانگر او را غلط برداشت کرده است و برای درمانگر که امکان دارد سعی کند چارچوب فرهنگی درمانجو را درک کند و راهبردهای درمانی را با نیازهای او تنظیم نماید، دشوار باشد.
درمانگرانی که از لحاظ فرهنگی با کفایت هستند، در رابطه درمانی به زبان توجه می کنند. سفیدپوستان فواصل کوتاهی در گفت و گو ایجاد می کنند تا انتقال آرام از یک سخن گو به دیگری امکان پذیر شود.
در صورتی که زبان بومی درمانگر با زبان درمانجو نخواند، مشکلاتی ایجاد می شوند. تقریبا 18درصد خانوارها به زبانی غیر از انگلیسی صحبت می کنند(اداره سرشماری آمریکا،2001) اما استفاده از مترجم کماکان بحث انگیز است. فایده آن در مواقع اضطراری این است که متخصصان سلامت، درمانجو را درک کنند از سوی دیگر تا اندازه ای مخاطرات جدی وجود دارد. امکان دارد که مترجمان از طریق حذف و اضافه کردن گفته ها و جایگزین ها قصد درمانجو را بد برداشت کنند. و خوب پیام منتقل نشود. حضور نفر سوم غریبه ممکن است برای درمانجو خوشایند نباشد و امکان دارد درمانجو از بیان احساسات اکراه داشته باشد، در حالی که درمانگر ممکن است به خاطر ترجمه گیج شده یا گمراه شده باشد. استفاده از مترجمان، با تشخیص غلط و افزایش میزان ترک کردن درمان، ارتباط داشته باشد(پانیگوا،1998). در صورتی که رواندرمانگر به این نتیجه برسد که ترجمه برای درمانجو خیلی مفید است به صورت ایده ال، مترجم باید فردی باشد که با درمانجو نقش های دوگانه نداشته باشد، یعنی عضو خانواده یا دوست نباشد(انجمن روانشناسی آمریکا، 1993)..... در حال تکمیل
https://t.me/third_generation
1 439
درمان های چند فرهنگی
بخش دوم
نظریه شخصیت
فرهنگ مثل هوایی است که تنفس می کنیم. فرهنگ عمدتا نادیدنی اما در همه جا حاضر است،قدرتمند و حیات بخش. فقط وقتی که کسی توجه ما را به هوا جلب می کند یا زمانی که هوا را متفاوت یا بالقوه زیان بار می یابیم وجود آن را درک می کنیم . فرهنگ نیز درست مثل هوا نادیدنی و قدرتمند است.
فرهنگ تعیین کننده عمده شخصیت است، هر فرهنگ مجزایی رویدادها و انتظاراتی را در بر دارد که گروه و فرد را تشکیل می دهند. فرهنگ مجموعه یکپارچه دانش، عقیده، و رفتار انسان است که آموخته شده و به نسل های بعدی انتقال یافته است.فرهنگ اعضای جوامع را از طریق یک رشته انتسابها، سنت های مشترک، عقاید مشترک، و هنجارهایی برای زندگی کردن به هم می پیوندند. اینها طبقه، جامعه یا جمعیت های خاصی را توصیف می کنند . فرهنگ موضوع تعامل های طبقاتی،نژادی،قومی،جنسیتی،سنی و جهت گیری جنسی است که متنوع و همواره در حال تغییر هستند(باروت و ماننینگ،2003).
هر فرهنگی رویدادها، انتظارات و مجرای خود را دارد و گونههای هنجار و ناهنجار بر مبنای ساختار فرهنگی آن تعریف میشود. در عصر حاضر تغییر جمعیت شناختی از نیاز به آگاهی فرهنگی در تمام فعالیتها مانند روان درمانی در روابط میان فردی ریشه دارد و بخشی از فرآیند درمانگر کارآمد شدن در یادگیری این مفاهیم و تشخیص تنوع مسایل است تا بتواند مداخلات لازم را موثر انجام دهد. در روان درمانی با درمانجویانی که از لحاظ فرهنگی متنوع هستند مواجهایم و باید رابطه درمانی با نیازهای فردی و ترجیحات فرهنگی هر درمانجو سازگار باشد.
فرهنگ ها، به هیچ وجه طبقاتی نیستند که به دقت تعیین شده باشند.
تعارض های بین فرد و جامعه
سازگاری در برابر فراروندگی
بسیاری از اعضای گروه اقلیت، هرگز به طور کامل با جامعه سازگار نشده اند، بنابراین برای آنها فراتر رفتن از آن خیلی مشکل تر است. در سلسله مراتب نیازهای مزلو، انسان باید قبل از رسیدن به خودشکوفایی و تعالی، نیازهای امنیت و تعلق پذیری را برآورده سازد.
اعضای گروه اقلیت برای فراتر رفتن، یاد می گیرند چگونه نژادپرستی درونی شده اجتناب کرده و عزت نفس کسب کنند. آنها صرفا نباید با شرایط اجتماعی سازگار شوند، بلکه باید به سطحی از ارزش و استقلال مثبت که جامعه آن را حکم نکرده است، برسند. اگر این به معنی نیاز به جدا شدن گاه و بیگاه باشد، پس باید جدا شوند.
ارتباط
مشکلات ارتباطی درون گروه های فرهنگی،مخصوصا درون خانواده ها، هنگامی که ارتباط بین افراد و گروه های فرهنگی آنها قطع می شود، خود را در برداشت های غلط و رنجش آشکار می سازند. اختلافات موجود در ارتباط را فقط در صورتی می توان برطرف کرد که اعضای گروه سعی کنند نیازهای آن دسته از افرادی را که می خواهند سبک زندگی متفاوت با سبکی را که با آن بزرگ شده اند تجربه کنند،درک نمایند.
افراد همچنین باید ارزش های گروهی را که در آن به دنیا آمده اند، درک کنند. فقط در صورتی که جاده ارتباط دو طرفه باز بماند، هردو طرف می توانند به درک و احترام متقابل دست یابند.
https://t.me/third_generation
1 439
درمان های «چندفرهنگی»
بخش اول
در رواندرمانی با درمانجویانی که از لحاظ فرهنگی متنوع هستند باید رابطه درمانی با نیازهای فردی و ترجیحات فرهنگی هر درمانجو تنظیم شود.
درمان های «چندفرهنگی»
APA می گوید: روانشناسی چند فرهنگی پر از جنب و جوش و پتانسیل زیاد برای اطلاع رسانی به درمانگران در مورد ملاحظات فرهنگی مربوط به سلامت روان است. در واقع روانشناسی چند فرهنگی شواهدی موجود بر تغییر مکالمات بر اساس عوامل فرهنگی در رواندرمانی را به ارمغان می آورد. یک قدم بزرگ به سوی ایجاد یک مجموعه مرکزی از اصول برای کمک به چند فرهنگی و ارائه پاسخ به سوالات اساسی در این زمینه است. به عنوان مثال، چقدر اختلاف نژادی بزرگ در استفاده از خدمات سلامت روان و عوامل پیش بینی آن اختلاف وجود دارد؟ تا چه حد برداشت از نژادپرستی و هویت قومی با سلامت روانی همراه است؟ پاسخ به این پرسش ها مهم و مرتبط به هر درمانگر است که در جهان چند فرهنگی کار می کنند.
روان درمانی چندفرهنگی می تواند بر یکی از دو دیدگاه استوار باشد(سو و سوف2003):
دیدگاه اول: نسیبیت گرایی فرهنگی، از تدارک دیدن روان درمانی خاص فرهنگ برای هر گروه بیمار تشکیل می شود. این دیدگاه با به کار بردن نظریه ها و فنون خاص فرهنگ در مورد واقعیت اجتماعی فرهنگی منحصر به فرد هر گروه، روان درمانی را دگرگون می کند.
دیدگاه دوم: عمومیت فرهنگی، از پرورش دادن مهارت های درمانی چندفرهنگی عمومی تشکیل می شود که در مورد مجموعه گسرده ای از گروه های اقلیت کاربرد دارد.
این روزها شمار معدودی از متخصصان بهداشت روانی یکی از این دو دیدگاه را می پذیرند.
https://t.me/third_generation
1 439
📍روش های درمان وسواس فکری عملی
▪ معناییکه فرد وسواسی برای فکرش قائل است، تمرکزش را بر فکر وسواسی بیشتر کرده و این افکار بیشتر بهذهنش میآیند. بیمار باید درک کند بر افکارش کنترلی ندارد و مسئول افکارش نیست و تنها بر رفتار خود کنترل دارد و از طریق کنترل رفتار، افکار مزاحم و ناخواسته نیز تغییر میکنند. مهم است که بیمار درک کند افکار مزاحم بهذهن اکثر افراد خطور میکند، ولی در بیمار وسواسی بهدلیل اهمیت و معناییکه برای افکارش قائل است، این افکار بهطور مداوم بهذهنش بازمیگردند.
▪ هرچقدر فرد بیشتر تلاش کند افکارش را سرکوب کند، این افکار بیشتر بهذهن میآید. (تمرین: تلاش کنید تصویر یک فیل صورتی را از ذهنتان دور کنید. تمام تلاشتان را کنید تا تصویر فیل صورتی را از ذهن بیرون کنید. میبینید که تلاش بیشتر باعث میشود تصویر فیل صورتی در ذهنتان بماند.) ضمناً بیمار باید بداند افراد وسواسی دیگری هستند که افکار وسواسی از نوع دیگری در ذهن دارند. این امر کمک میکند تا بیمار درک کند تنها ارزیابی افکار است که آنها را ازهم متمایز میکند. مثلاً فردیکه افکار وسواسی کودکآزاری دارد، وقتی متوجه شود افراد دیگری افکار مزاحم و ناخواسته درباره زیر گرفتن دیگران، تصاویر خشونتبار یا مستهجن، توهین بهمقدسات و … دارند (درحالیکه خود، این افکار مزاحم را ندارد) درک میکند که آنچه افکار مزاحم را از هم متمایز میکند، نحوه ارزیابیشان است. ارزیابی یک فرد وسواسی، با اضطراب یا دیگر احساسات منفی و تلاش برای کنترل یا خنثیکردن افکار مزاحم تداعی میشود. درحالیکه یک ارزیابی با بار خنثی با اضطراب کمتر و تلاش کمتر برای کنترل تداعی میگردد. هدف به اشتراکگذاری افکار دیگران با بیمار، عادیکردن وجود مزاحمتهای فکری ناخواسته و اهمیت ارزیابیهای خنثی است.
https://t.me/third_generation
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
