uk
Feedback
🔊 روانپژوهشگران

🔊 روانپژوهشگران

Відкрити в Telegram

🍎☤⛨ روانپژوهشگران ⛨☤🍎 مطالب علمی و کاربردی #روانشناسی نسل سوم روانشناسان و مشاوران ایران #محمدرضا_مهدوی_روانشناس_بالینی 09019095990 https://t.me/third_generation #روانپژوهشگران #روان_حامی #نسل_سوم

Показати більше
1 439
Підписники
-124 години
+17 днів
-730 день
Архів дописів
👫 من و همسرم بلافاصله بعد از دوره‌ی لیسانس با هم ازدواج کردیم. تنها سه سال پس از آن بود که بسیاری از اصول حاکم بر رابطه‌مان فرو ریخت. این دوره از زندگی من بسیار تاریک و مخوف بود. تا آن زمان هرگز این حد از افسردگی را تجربه نکرده بودم. هر روز که از خواب بلند می‌شدم حس می‌کردم یک روزِ دیگر از این زندگی لعنتیِ جهنمی آغاز شد مثل خیلی از افرادِ دیگری که تا به حال با چنین اغتشاشی در زندگی روبرو نشده بودند، نمی‌دانستم چطور باید با این افسردگی شدید مقابله کنم. خورد و خوراکم خراب شده بود. شروع به سیگار کشیدن کردم. چون به دلیل این افسردگی احساس شرمندگی می‌کردم، از معاشرت با دوستانم امتناع می‌ورزیدم. اگرچه خودم دانشجوی تحصیلات تکمیلی روان‌شناسی بودم، اما به‌طرز احمقانه‌ای از مراجعه به یک روان‌درمانگر اجتناب می‌کردم. پس از یک ماه انزوای احساسی، شروع به نوشتن عمیق‌ترین افکار و احساساتم کردم. یادم هست برای یک هفته هر روز بعد از ظهر جلوی ماشین تایپ می‌نشستم و بین ده دقیقه تا یک ساعت انگشتانم در حال تایپ کردن بودند. ابتدا درباره‌ی ازدواجمان نوشتم. اما خیلی زود نوشته‌هایم بر احساساتم نسبت به والدینم، روابط جنسی، کارم، و حتی مرگ متمرکز شدند. هر روز پس از نوشتن احساس خستگی، و در عین‌حال، رهایی می‌کردم. در پایان هفته، احساس کردم که افسردگی‌ام در حال ناپدید شدن است. برای اولین بار، در آن سال (و شاید برای اولین بار در طول زندگی‌ام)، احساس کردم معنا و جهتی در زندگی پیدا کرده‌ام. در نهایت احساس کردم که همسرم را عمیقاً دوست دارم و متوجه شدم که چقدر به او نیاز دارم. هشت سال پس از این رویداد بود که سعی کردم بفهمم چرا نوشتنِ افکار و احساسات عمیق خود، تا این اندازه برای من راهگشا بوده است. نوشتن، سبب شد که من از یک شخصِ منزوی و تودار، به یک فرد باز و صریح تبدیل شوم ... تجربه‌ی شخصی من در چندین سال پیش نشان داد که حرف زدن، تنها راهِ رسیدن به بینش و آگاهی درباره‌ی‌ خودت و وضعیتت نیست. @third_generation هر وقت مایل بودید یا احساسِ نیاز کردید، شروع به نوشتن با قلم و کاغذ کنید؛ بی ‌هیچ قید و ترتیب و آداب و هدفی. صرفاً برای دل خودتان. سپس آنها را دور بریزید. بعد از نوشتن خواهید دید چقدر از نظر روانی تخیله روحی شده اید. جیمز پنبیکر _ اقتباس از "من به روایتِ من" نیما قربانی (1392) @third_generation

#تئوری_انتخاب #کارگاه #هم_افزایی #روان_حامی #روانپژوهشگران @third_generation
#تئوری_انتخاب #کارگاه #هم_افزایی #روان_حامی #روانپژوهشگران @third_generation

📍 عضویت در گروه های تخصصی نسل سوم ارسال پیام به آیدی زیر @psycho_researcher قوانین گروه ها : ✅ مطالب مرتبط با عنوان گروه ارسال شود . ✅ارسال مطالب با منبع تبلیغات و ارسال هرگونه لینک به جز لینک سایت 👈ممنوع است ⛔️ 👈بی احترامی ⛔️ 👈پیام خصوصی ⛔️ به جز به ادمین ها و فقط برای دعوت عضو جدید ✅ 📌برای دعوت عضو جدید یا ادد کردن به موارد زیر دقت کنید حتما فرد مورد نظر حداقل دانشجوی مقطع کارشناسی در یکی از گرایش های روانشناسی. مشاوره. تربیتی. پزشکی. جامعه شناسی باشد 📍تبلیغات نداریم 🔰 این گروه وابسته به هیچ دانشگاه. موسسه و سازمانی نمیباشد 🔰گروه از ۱۱ شب الی ۶ صبح تعطیل میباشد 🔰اصول اخلاقی ایرانی اسلامی و حرفه ای رعایت شود

sticker.webp0.31 KB

نوجوان های هم جنس گرا بخش سوم نگرانی والدین درمورد نوجوان هم جنس گرا گاهی والدین متوجه بعضی رفتارهای شناخته شده ی هم جنس گرایانه در نوجوانشان می شوند که با عرف جامعه سازگار نیستند و دچار این شک و تردید می شوند که نکند پسر یا دختر آن ها هم جنس باز باشد . در بعضی از موارد ، اگر پسری کمی رفتارهای زنانه داشته باشد ، یا یک دختر ، گاهی رفتارهای مردانه ای نشان دهد ، برای بعضی از والدین ، مدرکی برای تایید هم جنس گرایی تلقی می شود . اما احتمال قوی تر این است که مدارک آن ها اشتباه باشد . بیشتر مردها و زنان هم جنس گرا ، ظاهر و رفتارشان دقیقا متناسب و منطبق با جنسیت آن هاست و علی رغم تمام چیزهایی که شنیده اید ، شما معمولا نمی توانید تنها از طریق نگاه کردن به ظاهر و رفتارهای افراد ، به جهت گیری تمایلات جنسی آن ها پی ببرید . پایان . https://t.me/third_generation

نوجوان های هم جنس گرا بخش دوم در مورد هم جنس گرایی چه می دانیم ؟ بیشتر نوجوان ها گاهی دچار اضطراب می شوند و از خود می پرسند : نکند من هم جنس باز باشم ؟ این امر اغلب در سنین ۱۳-۱۴ سالگی اتفاق می افتد . در این دوره ، نوجوان احساس می کند که یکی از دوستان هم جنس خود را جذاب می بیند یا نسبت به یک معلم هم جنس گرایش پیدا کرده است ، یا در فعالیت های هم جنس بازانه ی انفرادی یا دسته جمعی شرکت می کند . اما معمولا اضطراب او بی مورد است . این مراحل ، بخشی از مرحله ی کسب هویت جنسی پسرها و دخترها هستند که کاملا طبیعی تلقی می شوند . نوجوان ها در مرحله اولیه یا میانی نوجوانی ، حتی ممکن است با افراد هم جنس خود ، عملی جنسی داشته باشند . دوباره تکرار می کنیم ، این نوع فعالیت های اکتشافی طبیعی ، نشانه هم جنس گرا بودن یک نوجوان نیستند . اگر نوجوان فعالیت های هم جنس گرایانه را به صورت اختیاری یا تحت فشار خاص انجام دهد ، باز هم دلیل بر این نیست که در بزرگسالی هم جنس گرا شود . از طرف دیگر ، افراد بزرگسال هم جنس گرا ، معمولا در اوایل زندگی ، فعالیت های جنسی با جنس مخالف را تجربه کرده اند . بنابراین ، در طی نوجوانی ، زمانی که هویت جنسی فرد شکل می گیرد ، نوجوان باید از حمایت والدینش برخوردار باشد . زمانی که هویت جنسی نوجوان ها به صورت یک فرد هم جنس گرا یا فردی که به جنس مخالف گرایش دارد در حال شکل گیری است به آن ها برچسب نزنید . آیا هم جنس گرایی طبیعی است ؟ در حقیقت ، در اواسط نوجوانی ، بیشتر نوجوان ها به جنس مخالف گرایش پیدا کرده و شروع به برقراری ارتباط با جنس مخالف می کنند . اما اگر پسر یا دختری ، در اواخر نوجوانی یا اوایل بزرگسالی ، خود را هم جنس گرا بداند ، آن وقت چه طور ؟ آیا این رفتار طبیعی است ؟ واکنش شما باید چگونه باشد ؟ اولا ، هیچ دلیلی وجود ندارد که افراد هم جنس گرا از لحاظ روانی بیمار باشند ، البته بسیاری از مذاهب ، هم جنس بازی را غیر اخلاقی یا مغایر با طبیعت می دانند ؛ اما انجمن روان پزشکی آمریکا در سال ۱۹۷۴، هم جنس بازی را در شکل متفاوتی از تمایلات  جنسی درنظر گرفت ، انجمن روان شناسی آمریکا هم یک سال بعد موضع مشابهی را اتخاذ کرد . اگر چه مدارک موجود هنوز به اندازه کافی زیاد نیستند که بتوان به طور قطع اظهار نظر کرد ، اما بیشترتحقیقات امروزه نشان می دهند که تمایلات هم جنس گرایانه ، در سال های قبل از نوجوانی پایه گذاری می شوند . بر پایه ی یک تئوری ، یادگیری های اجتماعی پیچیده که در اوایل کودکی ، فرد کم سن را به سمت هم جنس گرایی سوق می دهند . این امر الزاما به این معنا نیست که پسر و دخترهای هم جنس گرا ، در اوایل زندگی ، در فعالیت های هم جنس گرایانه ی آشکار شرکت می کنند ، بلکه به این معنی است که زمینه ی جسمی یا روانی مربوط به هویت جنسی دوران نوجوانی با بزرگسالی آن ها ، احتمالا خیلی زود شکل گرفته اند . ادامه دارد..‌. https://t.me/third_generation

نوجوان های هم جنس گرا بخش اول هر ساله صدها نفر از والدین می فهمند که پسر یا دختر آن ها هم جنس گراست و در اکثریت موارد ، این خبر باعث آشفتگی زیاد والدین می شود . هر چند آمار نشان می دهد که حدود ۵ تا ۱۰ درصد نوجوان ها این گونه هستند اما ، این آگاهی کمک چندانی به رفع نگرانی این والدین نمی کنند . برای والدینی که آرزوهایشان برای آینده ی فرزندان خود بر باد رفته است ، مخصوصا آن هایی که آرزو داشته اند فرزندان شان یک ازدواج سنتی داشته باشند و برای آن ها نوه هایی بیاورند ، این آمارها به هیچ وجه آرامش بخش نیستند . در ضمن ، والدین مجبورند با احساس گناه خود هم کنار بیایند . تقریبا همه افراد با پرسش های بدون پاسخی مواجه اند : آیا من کاری کرده ام که باعث این وضعیت شده است ؟ آیا وقتی او بچه بوده ، من رفتاری با او داشته ام که باعث شده است با بقیه فرق داشته باشد ؟ آیا تقصیر من بوده که این طوری شده است ؟ و فلان .. اگر چه این سوال ها همیشه پیش می آید ، اما سرزنش کردن خودتان کمکی به حل قضیه نمی کند . هیچ کس نمی داند چه عاملی باعث می شود یک نفر هم جنس گرا شود‌ . اطلاعات موجود در مورد نوجوان های پسر هم جنس گرا نسبتا کم و در مورد دخترهای هم جنس گرا ، حتی باز هم کمتر است . احتمالا چندین عامل مختلف در ایجاد این شکل تمایل جنسی دخالت دارند . بعضی از این عوامل ممکن است جسمی و مابقی روانی باشند . ممکن است علت این امر از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد . هیچ کس نمی تواند با اطمینان بگوید که چرا یک فرد خاص هم جنس گرا شده است . ادامه دارد... https://t.me/third_generation

🔻لطفا خودکشی نکنید! هدف را جابجا کنید!🔻 @third_generation #روانپژوهشگران #محمدرضا_مهدوی جان کندی تول، در سال ۱۹۳۷ در نیواورلئانز به دنیا آمد، او در ۱۷ سالگی بورسه دانشگاه تولن شد و در ۲۲ سالگی به مقام استادی کال هانتر نیویورک رسید، او جوان‌ترین استادی بود که در این کالج ادبیات انگلیسی، تدریس کرده بود. او در سال ۱۹۵۹ زمانی که برای خدمت سربازی به پورتوریکو رفته بود، ماشین تحریر دوستش را قرض گرفت و نوشتن اتحادیه ابلهان را شروع کرد. بعد از بازگشت به آمریکا، او رمان را بارها برای ناشران بسیار فرستاد، اما هیچ یک حاضر به چاپ آن نشدند. همین ناکامی باعث افسردگی او شد، تا اینکه در ۳۲ سالگی با وصل کردن شلنگ به اگزوز ماشین و تنفس از گاز سمی خودرو به زندگی خود خاتمه داد. اما مادرش بعد از دو سال افسردگی از دست دادن پسرش، آستین را بالا زد، و ۹ سال تمام جواب رد شنید، تا اینکه «واکر پرسی»، یکی از استادان دانشگاه لوییزیانا که از سماجت مادر به ستوه آمده بود، حاضر شد برای رفع تکلیف نگاهی به کتاب بیندازد، او در نظر داشت بالافاصله بعد از خواندن چند صفحه جواب رد بدهد، اما این استاد هر چه بیشتر کتاب را خواند، بیشتر مجذوب شد، شگفت‌زده از متن کتاب و اینکه چرا کسی متوجه این شاهکار نشده بود. پیشگفتاری برای کتاب نوشت، شمارگان چاپ نخست، تنها ۲۵۰۰ نسخه بود، اما کتاب بلافاصله بعد از انتشار غوغایی به پا کرد و سال بعد جایزه پولیتزر را گرفت و به یک و نیم میلیون نسخه رسید. به این ترتیب جان کندی تول تنها نویسنده‌ای شد که بعد از مرگ پولیتزر می‌گیرد. جایزه پولیتزر، جایزه‌ای در روزنامه‌نگاری، ادبیات و موسیقی است که بخش‌های گوناگون دارد. این جایزه معتبرترین جایزه روزنامه‌نگاری و ادبیات آمریکاست که از سال ۱۹۱۷ هر ساله با نظارت دانشگاه کلمبیا به روزنامه‌نگاران و نویسندگان و شاعران و موسیقی‌دانان داده می‌شود. ✔️تحلیل و تجویز راهبردی این اتفاق برای خیلی ها افتاده است. پسری که دختری را می خواسته، نرسیده. روی دختر اسید می پاشد و خودش را نیز می کشد. کتابی که منتشر نشده، پروژه ای که به پایان نرسیده، تجارتی که به شکست انجامیده، مذاکره ای که با سرانجام نرسیده؛ سرمایه ای که بر باد رفته، معاهده ای که با خیانت طرف مقابل روبرو شده. زندگی و کسب وکار سراسر ناکامی است و گاهی البته پیروزی. بنابراین ما بیش از آنکه خود را برای پیروزی آماده کنیم باید خود را برای ناکامی در اهداف آماده کنیم. در این زمینه 4 تکنیک بنیادین اما ساده قابل استفاده است: 🔺تکنیک جدایی از اهداف: باید از اهداف مان فاصله بگیریم. اولین کاری که باید انجام دهیم و یاد بگیریم این است که بدانیم ما مساوی هدف مان نیستیم. آنقدر خود را با هدف مان گره نزنیم که شکست در دستیابی به هدف مساوی با از بین رفتن من باشد. شخصیت و زندگی خود را در گرو تحقق یک هدف قرار ندهید. این تکنیک مقدمه تکنیک دوم است. 🔺تکنیک جایگزینی اهداف: عدم دستیابی به یک هدف، گاهی اوقات نشانه آن است که هدف نامناسبی را انتخاب کرده ایم. وقتی نمی توانید در یک دانشگاه معتبر در مقطع دکترا پذیرش بگیرید، شاید باید هدف تان را تغییر دهید. دانشگاه هدف تان را عوض کنید. گرایش تحصیلی را عوض کنید. یا حتی شاید لازم باشد که ابتدا در مقطع ارشد پذیرش بگیرید و سپس با یک پشتوانه قوی برای دکترا و یک دید بهتر در مورد دکترا اقدام کنید. 🔺تکنیک شکست اهداف: اهداف بزرگ را به اهداف کوچک بشکنید. آنگاه عدم دستیابی به اهداف کوچک، شکست بزرگ، تلقی نمی شود بله یک شکست کوچولو تلقی می شود که می تواند به راحتی جبران شود. 🔺تکنیک جابجایی اهداف: گاهی اوقات پیگیری هدف در یک موقعیت زمانی-مکانی اشتباه است. مثلا ممکن است شما یک ایده خیلی خوب در زمینه ماساژدرمانی داشته باشید اما کشور در شرایط جنگی است. پس یا باید کشورتان را عوض کنید (جابجایی مکانی) یا این ایده را نگاه دارید تا شرایط عوض شود (جابجایی زمانی). دلیل بزرگ بسیاری از ایده هایی که شکست می خورند، بد بودن ایده نیست. بلکه زمان یا مکان نادرست طرح ایده است. جان کندی تول خودکشی کرد چون بلد نبود، جدایی از اهداف، جایگزینی اهداف و جابجایی اهداف را به خوبی به کار ببرد. او برای موفقیت ساخته شده بود و توانایی لازم برای مواجهه با ناکامی را نداشت. کسانی می توانند به موفقیت برسند که در شکست خوردن حرفه ای باشند. دکتر مجتبی لشکربلوکی @third_generation

#دکتر_محمد_حاتمی #سازمان_نظام_روانشناسی @third_generation
#دکتر_محمد_حاتمی #سازمان_نظام_روانشناسی @third_generation

#انتخاب #نازیلا_پایدار #روانشناس_بالینی #روانپژوهشگر #روان_حامی #کارگاه @third_generation
#انتخاب #نازیلا_پایدار #روانشناس_بالینی #روانپژوهشگر #روان_حامی #کارگاه @third_generation

photo content

📍 #ترنس چیست؟ مطالبی کامل, علمی و کاربردی در رابطه با ترنس #تراجنسی #ترنسکشوال ( Transsexual# ) #تی_اس یا TS# #ترنسکچوال به
📍 #ترنس چیست؟ مطالبی کامل, علمی و کاربردی در رابطه با ترنس #تراجنسی #ترنسکشوال ( Transsexual# ) #تی_اس یا TS# #ترنسکچوال به زودی در کانال 👇 @psycho_plus

تاثیرات روانی ناباروری بر زندگی زناشویی بخش سوم افراد با استرس بیشتر، رضایتمندی زناشویی كمتری دارند. درمان‌های روانپزشكی (دارویی – روان‌درمانی) رضایتمندی افراد با استرس را افزایش می‌دهند. بیشترین تاثیر این درمان‌ها در راستای افزایش رضایت زناشویی در گروه بدون استرس و استرس خفیف و كمترین تاثیر در گروه با استرس شدید دیده می‌شود. نتایج یك بررسی علمی نشان می‌دهد كه استرس، تعارضات زناشویی را افزایش و عزت نفس (عملكرد جنسی، فراوانی این ارتباطات) را كاهش می‌دهد. استرس در كاهش ارزیابی و رضایت از خود، صمیمیت و سلامتی موثر است و به ویژه در زنان، با هویت جنسی و خودبسندگی ارتباط دارد. زنان استرس‌های بیشتری در هنگام درمان تجربه می‌كنند، در صورتی كه مردان آسیب‌های روان‌شناختی كمتر و عزت‌نفس و رضایت زناشویی بیشتری دارند. پترسون، نیوتاون و روسن گزارش كردند كه زنان و همسرانشان كه استرس‌های اجتماعی یكسانی را تحمل می‌كنند در مقایسه با زوج‌هایی كه استرس‌های خفیف دارند، دارای سطح بالایی از رضایت و سازگاری زناشویی هستند. اگر هر دو زوج احساس مشابهی در والد شدن داشته باشند، رضایت از زندگی آنها افزایش می‌یابد. مردانی كه نیاز بیشتری برای پدر شدن دارند رضایت زناشویی آنان بیشتر كاهش می‌یابد، در حالی كه برخی از بررسی‌ها رابطه میان استرس و ناباروری را تایید نمی‌كنند . رضایتمندی زناشویی زوج‌های نابارور كمتر از همسرانشان است. تفاوت‌هایی از لحاظ كنش‌های جنسی میان زنان نابارور و بارور به دست نیامده است ولی در مردان نابارور مشكلات جنسی، كاهش رضایت و تحریك جنسی در مقایسه با مردان بارور وجود دارد. برخی بررسی‌ها نیز عدم رضایت جنسی را در هر دو جنس نابارور گزارش نموده‌اند. علایم روان‌شناختی به ویژه اضطراب در رضایت زناشویی موثر است و بهره‌گیری از الگوی شناختی – رفتاری، افزایش و بهبود كنش و رضایت جنسی، كاهش افكار ناامیدی و افزایش مهارت و ارتباطات زناشویی را به دنبال دارد.  https://t.me/third_generation

تاثیرات روانی ناباروری بر زندگی زناشویی بخش دوم امروزه متخصصان ناباروری، روش‌های گوناگونی را برای درمان زوج‌های نابارور به كار می‌برند. درمان با روش‌های نوین باروری، پیچیده و با استرس فراوان همراه است بطوریكه استرس و پیامدهای روانی آن ممكن است عامل مزاحمی در موفقیت درمانی ناباروری به شمار رود. مسترز و همكاران (1987) اقدامات و درمان‌های پزشكی را برای دوره‌ای كوتاه هر چند كه بسیار دشوار باشند، قابل تحمل می‌دانند ولی درمان‌های پزشكی برای بیماری‌های بلندمدت را بسیار طاقت‌فرسا می‌شمارند. از این‌رو باید برای بیمارانی كه دارای بیماری‌های مزمن هستند، خدماتی كه افزون بر درمان پزشكی به بهبود كیفیت زندگی آنان می‌انجامد، همچون خدمات مشاوره و روان‌درمانی در كلینیك‌های ناباروری، ارایه شود. پژوهش‌های انجام شده در زمینه كیفیت زندگی زنان نابارور نیز مشاوره و مداخله‌های روانی را لازمه كمك به این گونه زنان دانسته‌اند. شناخت كیفیت زندگی و تاثیر مداخلات درمانی (روانپزشكی و روانشناسی) در افراد نابارور می‌تواند گام موثری در رسیدن به این اهداف و مقدمه پژوهش‌ها و بررسی‌های دقیق‌تر و كامل‌تری در این زمینه در كشور باشد. به نظر می‌رسد نارضایتی زناشویی در زنان بیش از مردان است كه شاید مربوط به علاقه زیاد زنان به داشتن فرزند در مقایسه با مردان باشد. همچنین میزان رضایتمندی زناشویی در گروه تحصیلی دیپلم و بالاتر بیشتر است و درمان‌های روانپزشكی و مشاوره‌ای بیشترین تاثیر را در این گروه داشته و افزایش رضایتمندی از زناشویی را به دنبال داشته است. درمان‌های روانپزشكی (دارویی – روان‌درمانی) در زنان خانه‌دار بیش از زنان شاغل، در گروه سنی 25-19 سال بیش از سایر گروه‌های سنی و همچنین در كسانی كه طول مدت ناباروری آنان كمتر از پنج سال بوده، موثرتر واقع شده و افزایش بیشتر رضایتمندی زناشویی را در پی داشته است. میان رضایتمندی زناشویی با علت ناباروری رابطه معناداری وجود ندارد، در صورتی كه درمان‌های روانپزشكی (دارویی – روان‌درمانی) بیشترین تاثیر را در رضایتمندی زناشویی در علت نامشخص و كمترین تاثیر را در هر دو علت نازایی زنانه و مردانه داشته است. لینك و دارلینگ (1986) نارضایتی زناشویی را در علت زنانه بیشتر گزارش نموده است. به نظر می‌رسد كه در علت زنانه، زنان بیشتر تحت درمان‌های ناباروری قرار می‌گیرند، بنابراین استرس بیشتری را تحمل كرده، افسردگی و نارضایتی زناشویی بیشتری را در مقایسه با همسرانشان نشان می‌دهند. لی، سان، چائو (2001) در زنان با هر دو علت زنانه و مردانه ناباروری، رضایت زناشویی و جنسی كمتری در مقایسه با همسرانشان گزارش نمودند، در صورتی كه از نظر رضایتمندی در مردان و زنان با علت ناشناخته تفاوتی دیده نمی‌شود. در علت زنانه در مقایسه با علت مردانه، زنان استرس بیشتر و عزت‌نفس و رضایتمندی كمتری دارند و این امر با یافته‌های پژوهش لی و همكاران او، در ارتباط با رضایت زناشویی كمتر در هر دو علت ناباروری،  مشکلات روانشناختی مانند اضطراب، افسردگی و فشار روانی مهم ترین و بیشترین مشکلاتی است که خانواده ه‍ ای نابارور با آن روبرو هستند از آن رو محققین پیشنهاد می کنند که برنامه درمان ناباروری با درمان روحی و روانی همراه باشد. https://t.me/third_generation

تأثیرات روانی ناباروری بر زندگی زناشویی بخش اول تأثیرات روانی این موضوع بر عوامل مختلفی چون سن افراد، علت ناباروری و اینکه آیا فرزند دیگری دارند یا نه؟ بستگی دارد و تأثیرات روانی این مسئله برای هر فردی متفاوت است. بـي شـك فرزنـددار شـدن زوجـين، نقـش مهمـي در شـادي زنـدگي زناشـويي دارد. (213: 2005, Cares (ولی آنگاه كه زوجين از به دسـت آوردن محصـول زيسـت شـناختي زندگي مشتركشان محروم باشند، نه تنها مفهوم زندگي، بلكه مفهوم روابط بين فردي آنان نيز مخدوش ميشود. ناباروري را به عنوان ناتواني در باروري پس از يكسال آميزش جنسي منظم و بدون پيشگيري تعريف كرده اند. بيش از نيمي از دلايل ناباروري را مي توان به دليـل مشـكلات مـرد و يـا در ارتباط يك زن و مرد دانست. (367: 2004, Lipshultz & Brugh). ناباروری یكی از بحران‌های زندگی به شمار می‌رود كه استرس زیادی بر زوج‌های نابارور وارد می‌كند و می‌تواند از راه‌های مختلف، سلامت روانی آنها را تهدید نماید. ناباروری می‌تواند باعث اختلال در كیفیت زندگی زناشویی و كاهش صمیمت و ترس از پایان رابطه زناشویی، درماندگی و گاهی تظاهرات افسردگی بالینی و سایر اختلال‌های روانی شود. پژوهش‌ها نشان داده‌اند كه تجربه استرس‌زای ناباروری با طیف گسترده آسیب‌های روان‌شناختی از جمله كاهش سطوح عزت نفس، افزایش سطح تنش، اضطراب، افسردگی، عصبانیت، احساس حقارت، احساس ناكارآمدی، اختلال كاركرد جنسی و مشكلات زناشویی ارتباط دارد. تاثیر روان‌شناختی ناباروری بر زندگی زناشویی زوجین نابارور اغلب با كشمكش‌ها و درگیری‌های خانوادگی همراه است. در بررسی‌های بسیاری؛ افراد نابارور، نارضایتی بیشتری را نسبت به خود و ازدواج‌شان اظهار كرده‌اند. دیویس به بررسی اثرهای ناباروری بر روابط شخصی، بین فردی و اجتماعی پرداخته و كناره‌گیری اجتماعی و استرس بیش از اندازه را در ارتباط‌های زناشویی، بین فردی و اجتماعی پیامد آن می‌داند. https://t.me/third_generation

📝کودکی شاد منتهی به زندگی سالم می‌شود 🌐پژوهشگران دانشگاه ایالتی میشیگان آمریکا در جدیدترین بررسی‌های روان‌شناسانه خود دریافتند که خاطرات خوش و خوب در دوران کودکی باعث تندرستی و سلامت جسمانی و روانی افراد در بزرگ‌سالی و کهن‌سالی می‌شود. 🌐این تحقیقات نشان می‌دهند که افراد سالخورده‌ای که به تجدید خاطره‌های خوش دوران کودکی خود با والدینشان می‌پردازند، احتمال بیشتری وجود دارد تا سلامت و تندرست باشند و احتمال کمتری وجود دارد که این افراد دچار بیماری‌های مزمن و افسردگی شوند. 🌐قابل‌توجه است، کسانی که سطح بالایی از توجه و مهر مادری را در اوایل دوران کودکی خود به یاد می‌آورند از سلامت جسمانی بهتر با علائم کمتری از افسردگی برخوردار هستند. شرکت‌کنندگانی که در دوران کودکی از حمایت زیاد پدران خود برخوردار بودند دارای علائم کم افسردگی هستند. 🌐رابین ادلستین (Robin Edelstein) از محققان این پروژه پژوهشی در این رابطه می‌گوید: «با توجه به شرایط اجتماعی احتمالا مادران، اصلی ترین و نخستین نقش حمایتی را برای فرزندان و نوزادان ایفا می کنند و به همین جهت نقش عمده‌ای در سلامت آینده افراد بر عهده خواهند داشت. البته ممکن است با تغییر هنجارهای فرهنگی در مورد نقش پدران در مراقبت کودکان، تأثیر سلامت افراد در بزرگ‌سالی بیشتر به روابط با پدران متمرکز شود.» 🌐پروفسور چوپیک با اشاره به اینکه حافظه افراد نقش مهمی در چگونگی شناخت جهان و نحوه برخورد با اتفاقات و سنجش رفتار آن‌ها دارد، گفت: «نتایج این تحقیقات نشان می‌دهد که روش‌های مختلفی وجود دارد تا خاطرات ما از گذشته بتواند ما را هدایت کند. به نظر می‌رسد که خاطرات خوب تأثیر مثبتی بر سلامت و تندرستی انسان خواهد داشت و علاوه بر کاهش استرس به افراد کمک می‌کند تا انتخاب‌های بهتر و سالم‌تری داشته باشند.» https://t.me/third_generation

کلیپ؛ فیلمی کوتاه از بای پولار... @third_generation